برون‌گرایی و لزوم جذب سرمایه‌گذاری خارجی

0
496

ج.ا. ایران دارای ظرفیت‌های بالقوه قابل توجه همچون جایگاه اول جهان از نظر ذخایر هیدورکربوری و جز ده کشور اول جهان از لحاظ ذخایر معدنی است و همچنین دارای نیروی جوان تحصیل کرده، موقعیت مناسب ژئوپلتیک و دارای ظرفیت فراوان در امر گردشگری می‌باشد. با توجه به ویژگی‌های مزبور، کارشناسان بین‌المللی، ایران را دارای ظرفیت‌های بالقوه مناسب برای قرار گرفتن در میان اقتصادهای نوظهور آینده در جهان مطرح می‌نمایند.
اما شاخص‌های عینی گویای شکاف قابل توجهی بین ظرفیت‌های بالقوه و عملکردها می‌باشد. بعنوان نمونه باید گفت ایران هفتاد و پنجمین کشور به لحاظ شاخص توسعه انسانی است. از لحاظ درآمد سرانه نیز جزء کشورهای گروه با در آمد متوسط رو به پائین می‌باشد (با درآمد سرانه اسمی ۵۳۵۰ دلار). همچنین ایران تنها ۰.۳۶ درصد از صادرات جهان (با احتساب نفت)، ۰.۱۳ درصد از صادرات جهان (بدون احتساب نفت) را داراست (لازم به ذکر است که بر اساس آمارها، ایران بیست و نهمین اقتصاد (به قیمت‌های اسمی) و هجدهمین اقتصاد (به قیمت‌های PPP) جهان است).
یکی از شاخص‌های مقایسه‌ای بین عملکردها و ظرفیت بالقوه، بررسی شکاف شاخص‌های اصلی اقتصاد بر اساس جمعیت و وسعت سرزمین می‌باشد که ما در این گزارش شکاف مربوطه را از جنبه وسعت سرزمین بررسی می‌کنیم.
۱- جدول شکاف
جدول زیر وضعیت شکاف برخی شاخص‌های اصلی اقتصاد را از منظر وسعت سرزمین نشان می‌دهد (ایران دارای ۱.۱ درصد وسعت سرزمین جهان است):

monitoreconomy_ir-investment-05

همانطور که در جدول فوق نشان داده شده، شکاف قابل توجهی بین سهم تولید ناخالص داخلی (به قیمت‌ اسمی)، صادرات (با نفت و بدون نفت) و مجموع تجارت خارجی با شاخص وسعت سرزمین وجود دارد. این شکاف در تولید ناخالص داخلی به قیمت اسمی و صادرات منفی است و به ترتیب ۰.۵۶%- و ۰.۷۴%- است.
اما این وضعیت برای کشورهای رقیب و نوظهور کاملا متفاوت است. بدین معنی که عملکردهای آنان بیش از نسبت وسعت سرزمین هر کشور می باشد.
۲- وضعیت کشورهای نوظهور و رقیب
شکاف تولید ناخالص داخلی چین به قیمت‌های اسمی و برابری خرید (PPP) بر اساس شاخص وسعت سرزمین مثبت است و به ترتیب برابر ۷% و ۱۰.۴% می باشد. همچنین شکاف صادرات چین بر اساس شاخص وسعت سرزمین برابر ۳.۷% می باشد.
شکاف تولید ناخالص داخلی هند به قیمت‌های اسمی و برابری خرید (PPP) بر اساس شاخص وسعت سرزمین مثبت است و به ترتیب برابر ۰.۶% و ۴.۹% می باشد. همچنین صادرات هند با شاخص وسعت سرزمین انطباق دارد.
شکاف تولید ناخالص داخلی کره جنوبی به قیمت‌های اسمی و برابری خرید (PPP) بر اساس شاخص وسعت سرزمین مثبت است و به ترتیب برابر ۱.۱% و ۰.۹% می باشد. همچنین شکاف صادرات کره جنوبی بر اساس شاخص وسعت سرزمین برابر ۲.۴% می‌باشد.
شکاف تولید ناخالص داخلی مالزی به قیمت‌های اسمی و برابری خرید (PPP) بر اساس شاخص وسعت سرزمین مثبت است و به ترتیب برابر ۰.۲% و ۰.۵% می باشد. همچنین شکاف صادرات مالزی بر اساس شاخص وسعت سرزمین برابر ۰.۹% می‌باشد.
شکاف تولید ناخالص داخلی ترکیه به قیمت‌های اسمی و برابری خرید (PPP) بر اساس شاخص وسعت سرزمین مثبت است و به ترتیب برابر ۰.۵% و ۰.۹% می باشد. همچنین شکاف صادرات مالزی بر اساس شاخص وسعت سرزمین برابر ۰.۴% می‌باشد.
همانطور که مشاهده می شود، شکاف شاخص های اصلی اقتصادی کشورهای نوظهور و رقیب با شاخص وسعت سرزمین مثبت می باشد و به عبارت دیگر عملکرد آنها به نسبت وسعت سرزمینی بهتر است. اما برای کشور ایران این شکاف منفی است و گویای عملکرد ضعیف در مقایسه با وسعت سرزمینی می باشد.
این شکاف در مورد سرانه صادرات ج.ا. ایران نیز وجود دارد. بطوریکه سرانه صادرات ج.ا.ایران نسبت به سرانه صادرات جهان منفی ۱۹۲۹ دلار است. جدول زیر وضعیت شکاف بین سرانه صادرات ایران، مالزی، ترکیه و کره جنوبی را نشان می‌دهد:
monitoreconomy_ir-investment-06۳- چه باید کرد؟
با توجه به ظرفیت‌های بالقوه کشور، باید در صدد فعلیت بخشیدن آنها و همچنین رفع «شکاف‌ها» و «فاصله‌ها» با سایر کشورهای نوظهور و رقیب بود، اما این امر سیاست ها و خط‌ مشی‌های مناسب را طلب می نماید. مناسبترین سیاست و خط‌ مشی را می‌توان در اصل «درون‌زایی» و «برون‌گرایی» خلاصه کرد. درون‌زایی مبتنی بر بازشناسی مزیت‌های نسبی و مزیت‌سازی آنها در تعامل بین‌المللی برای نیل به مزیت رقابتی پایدار است. بدون بکار‌گیری اصل درون زایی و برون گرایی، نمی‌توان ظرفیت‌های بالقوه کشور را فعلیت بخشید.
۴- راهکار عمده
یکی از راهکارهای عمده برای پوشش شکاف‌ها و فاصله‌ها و همچنین افزایش تولید ملی و سرانه صادرات، مشارکت بین المللی و جذب سرمایه گذاری خارجی است. در عصر جهانی شدن، مشارکت بین المللی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی دارای اهمیت فراوانی است و اساسا به یکی از ضرورت های رشد و توسعه اقتصاد ملی تبدیل شده است. این امر یکی از ارکان مهم بهره‌گیری از فرصت‌های پسا توافق محسوب می‌شود. جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی دارای آثار عمده و اساسی است که از آن جمله می‌توان به: توسعه صنایع نوین، انتقال تکنولوژی، صادرات، کسب بازار، انتقال توانمندی‌های سازمانی، حضور در زنجیره ارزش جهانی اشاره کرد.
۵- سیر صعودی سرمایه گذاری خارجی
جدول ذیل سیر صعودی میزان سرمایه‌گذاری خارجی را طی سال‌های ۲۰۱۴- ۱۹۸۰ نشان می‌دهد:

monitoreconomy_ir-investment-07

جذب سرمایه‌گذاری خارجی، محتاج پیش‌شرط‌ های مختلفی است که به عوامل درونی و بیرونی دسته ‏بندی می‌شوند. عوامل درونی جذب عبارتند از: وضعیت امنیت و ریسک سرمایه گذاری، قوانین و مقررات حامی سرمایه‌گذاری، ثبات اقتصاد کلان (ثبات نرخ تورم، نرخ ارز)، بهبود وضعیت محیط کسب‌و‌کار، تعیین اولویت‌های بخشی و رشته‌ای در سطح کلان. مهمترین عامل بیرونی جذب سرمایه گذاری خارجی نیز عضویت در سازمان تجارت جهانی می باشد.
با توجه به روند اقتصاد جهانی، عدم عضویت در این سازمان به معنی انزوای کشور مربوطه است. چرا که ۹۶ تا ۹۸ درصد تجارت جهان در سازمان تجارت جهانی انجام می‌شود.
۶- وضعیت جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران
بر اساس محاسبات آنکتاد که در بین ۱۴۱ کشور مورد بررسی قرار گرفته است، بین ظرفیت بالقوه و عملکرد ج.ا.ایران در خصوص جذب سرمایه‌گذاری خارجی، شکاف ۶۰ طبقه‌ای دیده می‌شود. بدین معنی که ظرفیت بالقوه جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، رتبه ۵۱ و ۵۴ (بالاتر از هند، برزیل و ترکیه) است، ولی عملکرد کشور در رتبه ۱۱۰ قرار دارد.
آمارها نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، ۷۵ درصد از کل سرمایه‌های وارده، مربوط به قراردادهای حوزه انرژی بوده است. ج.ا.ایران در سال ۲۰۱۴ حدود ۲.۱ میلیارد دلار جذب سرمایه گذاری خارجی داشته است.
۷- حوزه های جذاب برای سرمایه گذاران خارجی
بانک جهانی پیش‌بینی کرده است که با رفع تحریم‌ها، ایران دارای رشد اقتصادی ۵/۵ درصدی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی به میزان ۲/۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ خواهد بود. همچنین بانک جهانی، بخش نفت و انرژی و پس از آن صنایع خودرو‌سازی و دارویی را محورهای اصلی جذب سرمایه گذاری خارجی محسوب نموده است.
نتیجه‌گیری
در تحلیل نهایی باید گفت که در عصر کنونی، بدون برون‌گرایی و تعامل بین‌المللی، رشد مناسب اقتصادی سخت و دشوار خواهد بود. تعامل ضعیف بین‌المللی، به عدم امکان توسعه اقتصادی و صنعتی، عدم امکان رقابت صادرات در بازارهای جهانی، کاهش سهم از تجارت جهانی، کاهش سهم از سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی و عدم ارتباط شبکه‌ای اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی می‌انجامد.

نظر بدهید