نوآوری؛ نظم نوین جهانی

0
585

جهانی‌تر شدن برنامه‌های تحقیق و توسعه، در حال تغییر چشمگیر رد پای جغرافیایی نوآوری است. طبق تحقیقی موسوم به «نوآوری جهانی ۱۰۰۰ شرکت» در سال ۲۰۱۵ که به تحلیل سالانه هزینه‌های R&D هزار شرکت مطرح دنیا در این زمینه می‌پردازد، درصد قابل‌توجهی از بزرگ‌ترین نوآوران دنیا (۹۴درصد) اکنون عناصر برنامه‌های R&D خود را خارج از کشور خود پیاده می‌کنند. این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری نوآوری خود را به سوی کشورهایی تغییر می‌دهند که فروش و تولیدشان در آنها به سرعت در حال رشد است و می‌توانند به استعدادهای فنی مناسب دسترسی داشته باشند.
در حال حاضر بیشترین هزینه‌های R&D دنیا در کشورهای آسیایی صرف می‌شود، به‌طوری که در سال ۲۰۱۵ آسیا ۳۵ درصد کل هزینه‌های R&D جهانی را به خود اختصاص داد. فعالیت‌های نوآوری در چین و هند مهم‌ترین عامل رشد آسیا در این زمینه بوده است. بین سال ۲۰۰۷ و ۲۰۱۵، هزینه R&D در چین ۱۲۰ درصد افزایش یافته و به ۵۵ میلیارد دلار رسیده و با پشت سر گذاشتن ژاپن و آلمان (با مبالغ ۵۰ و ۳۲ میلیارد دلار به‌ترتیب)، این کشور در R&D شرکتی جایگاه دوم را به دست آورده است.
آمریکا کشور شماره یک نوآوری دنیا است و در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ کل هزینه صرف‌شده درون‌ کشوری برای R&D در آمریکا به واسطه فعالیت شرکت‌های آمریکایی ۴۱ درصد افزایش داشته است. این کشور واردات زیادی از اروپا دارد و این امر تاکیدی است بر این واقعیت که پایین بودن هزینه، عامل تصمیم‌گیری در مورد مکان فعالیت‌های R&D نیست؛ چون هزینه‌های R&D در آمریکا گران تمام می‌شود.
هزینه‌های نوآوری در اروپا آرام‌تر و متغیرتر افزایش یافته است، به طوری که برخی کشورها مانند فرانسه و بریتانیا با کاهش هزینه‌های R&D داخلی از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ مواجه بوده‌اند. بیشتر شرکت‌های اروپایی ترجیح می‌دهند فعالیت‌های R&D خود را خارج از کشور خود – چه در کشورهای کم‌هزینه آسیایی و چه کشورهای گرانی مانند آمریکا – توسعه دهند.
اگر تغییرات منطقه‌ای را در نظر نگیریم، یک واقعیت در مورد همه مناطق جغرافیایی و صنایع ثابت است: شرکت‌هایی که بیشتر هزینه‌های R&D آنها خارج از کشور محل دفاتر مرکزی صورت می‌گیرد، نسبت به رقبایی که کمتر جهانی شده‌اند، عملکرد بهتری دارند. شرکت‌هایی که ۶۰ درصد یا بیشتر هزینه‌ R&D خود را در سال ۲۰۱۵ خارج از کشور خود صرف کرده‌اند، در مقایسه با رقبایی که این هزینه‌ها را در داخل متمرکز کرده‌اند، ۳۰ درصد سود عملیاتی و بازگشت دارایی بیشتری داشته‌اند و درآمد عملیاتی آنها نیز ۲۰‌درصد افزایش یافته است. همچنین یافته‌های ما نشان داده شرکت‌هایی که سهم بیشتری از هزینه‌های R&D خود را در کشورهای ارزان صرف می‌کنند، در مقایسه با رقبای خود ۲۰ درصد سود ناخالص بیشتر و ۱۰ درصد رشد فروش بیشتری دارند.
راهکارهای مدیریت شبکه پراکنده:
•ایجاد یک مدل R&D جهانی به یک ضرورت استاندارد برای شرکت‌های بزرگ که می‌خواهند در فضای بازار امروز رقابت‌پذیر باشند، تبدیل شده است. اما این کار مجموعه پیچیدگی‌های منحصر به فرد خود را دارد. شرکت‌کنندگان در نظرسنجی ما به انواع چالش‌هایی که در انجام فعالیت‌های R&D خارج از کشورهای خودشان با آن مواجه می‌شوند اشاره کرده‌اند که برجسته‌ترین آنها عبارت است از «یافتن و حفظ استعدادهای برتر» و «حفاظت از دارایی‌های فکری». از دیگر چالش‌های موجود می‌توان به تمرکز کیفیت و مشتری، مدیریت ریسک و پروژه و تفاوت‌های فرهنگی اشاره کرد.
•مرکزیت نوآوری در مزیت رقابتی شرکت باید نشان‌دهنده ردپای جهانی سازمان باشد. در غیاب یک دیدگاه کل‌نگرانه، سایت‌های R&D می‌توانند در نتیجه تصمیم‌ها و تملک‌های صورت گرفته بیشتر و بیشتر شوند و به عدم تمرکز منجر شوند.
•شرکت‌ها باید بازارهای جغرافیایی و مشتریان این بازارها را که در مرکز استراتژی رشد شرکت هستند شناسایی کرده و سپس مشخص کنند منابع R&D کجا باید تخصیص یابند تا شرکت بتواند به بهترین نحو بازارها را بشناسد و در خدمت آنها باشد. انواع مختلف شرکت‌ها ممکن است رویکردهای مختلفی داشته باشند
•مدیران شرکت‌ها برای مطمئن شدن از بهترین عملکرد باید ماموریت‌ها، نقش‌ها و خطوط اختیار روشنی را ایجاد کنند تا سایت‌های R&D پراکنده را با استراتژی نوآوری شرکت همگام کنند.
•شرکت‌ها باید یک استراتژی جهانی برای مدیریت استعدادها ایجاد کنند. افرادی که مهارت‌های ویژه‌ای دارند که شرکت‌ها به دنبال آن هستند، دیگر فقط در کشورهای غربی یافت نمی‌شوند. شرکت‌ها به استانداردهای رایجی برای توسعه و حفظ استعدادها نیاز دارند تا بتوانند این استانداردها را در هر یک از مراکز جهانی خود به کار برند.
•مدیران شرکت‌ها باید نوعی فرهنگ شرکتی را پرورش دهند که از استراتژی نوآوری شرکت حمایت می‌کند و همکاری را در مراکز مختلف آن در سطح جهان مورد تشویق قرار می‌دهد.

مقدمه
جهانی‌تر شدن برنامه‌های تحقیق و توسعه، در حال تغییر چشمگیر رد پای جغرافیایی نوآوری است. طبق تحقیقی موسوم به «نوآوری جهانی ۱۰۰۰ شرکت» در سال ۲۰۱۵ که به تحلیل سالانه هزینه‌های R&D هزار شرکت مطرح دنیا در این زمینه می‌پردازد، درصد قابل‌توجهی از بزرگ‌ترین نوآوران دنیا (۹۴درصد) اکنون عناصر برنامه‌های R&D خود را خارج از کشور خود پیاده می‌کنند. این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری نوآوری خود را به سوی کشورهایی تغییر می‌دهند که فروش و تولیدشان در آنها به سرعت در حال رشد است و می‌توانند به استعدادهای فنی مناسب دسترسی داشته باشند. تعجبی ندارد که از زمان تحقیقات ما در سال ۲۰۰۸ هزینه‌های نوآوری در چین و هند افزایش یافته است. در حقیقت، روی هم رفته R&D اکنون در آسیا بیشتر از آمریکای شمالی یا اروپا صورت می‌گیرد.
شاید موضوع غیرقابل انتظار این باشد که با وجود افزایش هزینه‌های R&D شرکت‌های آمریکایی در آسیا، هزینه‌های نوآوری در خود آمریکا هم تقریبا ثابت مانده است. دلیل آن تا حدی این است که شرکت‌هایی از کشورهای دیگر فعالیت‌های R&D خود را در آمریکا افزایش می‌دهند و منطقه سیلیکون‌ولی به‌طور خاص منبع قدرتمند جذب R&D بوده است. در مقابل، هزینه‌های نوآوری در اروپا آرام‌تر و متغیرتر افزایش یافته است، به طوری که برخی کشورها مانند فرانسه و بریتانیا با کاهش هزینه‌های R&D داخلی از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ مواجه بوده‌اند. بیشتر شرکت‌های اروپایی ترجیح می‌دهند فعالیت‌های R&D خود را خارج از کشور خود – چه در کشورهای کم‌هزینه آسیایی و چه کشورهای گرانی مانند آمریکا – توسعه دهند. اجرای یک استراتژی نوآوری جهانی برای شرکت‌های پیشتاز دنیا، به نتایج خوبی منجر می‌شود. نتیجه تحقیقات ما نشان می‌دهد شرکت‌هایی که تمایل دارند ردپای R&D جهانی‌تری داشته باشند، از رقبای معمولی خود که چندان جهانی نیست، از جنبه‌های مختلف مالی عملکرد بهتری دارند. این موضوع مهم است، چون همانند سال‌های گذشته، هیچ نشانه‌ آماری مشخصی نیافتیم که تضمین کند هرچه سطح هزینه بالاتر باشد، نتایج بهتری به‌دست می‌آید. بنابراین مهم نیست چقدر صرف R&D می‌کنید، بلکه چگونه صرف کردن آن اهمیت دارد. همچنین این موضوع که کجا این هزینه‌ها را صرف می‌کنید، مشخص‌کننده موفقیت شما است. تحقیقات ما در سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد تصمیم‌گیری در مورد مکان R&D این روزها تفاوت بسیار زیادی با یک دهه گذشته دارد. (شکل ۱).

                                      شکل ۱. تغییرات جهانی هزینه های تحقیق و توسعه (۲۰۱۵-۲۰۰۷)

monitoreconomy_ir-000170_ex4_690w

                                         شکل ۲. تغییر در هزینه های R&D منطقه ای ۲۰۱۵-۲۰۱۴

monitoreconomy_ir-00270_ex4_690w

مطابق نتایج تحقیق «نوآوری جهانی ۱۰۰۰ شرکت» هزینه R&D شرکت‌ها در سال ۲۰۱۵ با رشد ۱/۵ درصدی به ۶۸۰ میلیارد دلار رسیده است که بیشترین رشد را در سه سال اخیر نشان می‌دهد. شرکت‌هایی که دفاتر آنها در آمریکا، اروپا و ژاپن واقع است، بیشترین سهم را در هزینه‌های نوآوری به خود اختصاص می‌دهند، به طوری که در سال ۲۰۱۵ سهم آنها ۸۶ درصد بوده است. اما مسلما تحلیل نوآوران جهانی صرفا براساس محل دفاتر مرکزی آنها نشان‌ نمی‌دهد کار نوآوری واقعی کجا صورت می‌گیرد. برای تحلیل جریان هزینه R&D در مناطق و کشورهای مختلف، فعالیت‌های نوآوری ۲۰۷ شرکت را در ۲۳ کشور مختلف که در بیش از ۲۰۰۰ مکان در بیش از ۶۰ کشور R&D انجام داده بودند، مورد تحقیق و بررسی قرار دادیم. این نمونه از نوآوران بزرگ ۷۱ درصد کل هزینه‌های «نوآوری جهانی ۱۰۰۰ شرکت» را تشکیل می‌دهند. برای سهولت توصیف مکان و جریان هزینه نوآوری، از اصطلاحات هزینه‌های «درون‌کشوری» (یا درون منطقه‌ای)، «صادرات» و «واردات» به‌طور خلاصه استفاده می‌کنیم. بنابراین تصور می‌شود یک شرکت چندملیتی که یک‌سوم بودجه R&D خود را خارج از دفاتر مرکزی خود در کشور اصلی صرف می‌کند، ۳۳ درصد هزینه R&D خود را صادر کرده است. معایب استفاده از این اصطلاح این است که مفاهیم واردات و صادرات با مفهوم یک شرکت چندملیتی که کسب‌وکار جهانی دارد، نه منطقه‌ای، در تضاد است. با این حال، این نوع تحلیل سنجش دقیقی از محل انجام نوآوری در سراسر دنیا ارائه می‌کند و می‌گوید مدیریت شرکت چگونه در مورد سرمایه‌گذاری‌های R&D تصمیم‌گیری می‌کند. همچنین روشی برای طراحی دستاوردها و ضررهای نسبی در کشورها و مناطق مختلف ارائه می‌دهد. برای تکمیل تحقیقات‌مان، از مدیران نوآوری جهانی در مورد تجربیاتی که شرکت‌های آنها در مورد نوآوری موفق داشته‌اند، سوال کردیم. ۳۶۹ نفر از پاسخ‌دهندگان را شرکت‌هایی تشکیل می‌دادند که روی هم بیش از ۱۰۶ میلیارد دلار صرف R&D می‌کنند، همچنین مصاحبه‌هایی با گروه منتخبی از رهبران ارشد نوآوری انجام دادیم تا بدانیم مدل نوآوری جهانی از ابتدا چگونه شکل گرفته است. با توجه به قدرت شیوع نوآوری جهانی و بهینه‌سازی عملکرد بر اثر جهانی‌ شدن، مزایای این موضوع برای شرکت‌ها مشخص است. اما اجرای این استراتژی با چالش‌هایی همراه است و مجموعه اقدامات خوبی ظهور کرده تا به رهبران نوآوری کمک کند این استراتژی‌ها را مدیریت کنند. فیلیپه کریر ، مدیر ارشد نوآوری و استراتژی در شرکت مخابراتی آلکاتل، می‌گوید: «یکی از درس‌هایی که در طول سال‌ها یاد گرفته‌ایم این است که نوآوری مرز ندارد و باید مراقب باشیم، چون نسل بعدی تکنولوژی مخل از همان جایی نمی‌آید که نسل قبلی آمده بود».
۱- شکوفای R&D در آسیا
چشمگیرترین تغییری که در جریان هزینه‌های نوآوری جهانی رخ داده، پیشرفت آسیا به‌عنوان مکان شماره یک R&D شرکتی بوده است. در سال ۲۰۱۵ آسیا ۳۵ درصد کل هزینه‌های R&D جهانی را به خود اختصاص داده بود و آمریکای شمالی (۳۳ درصد) و اروپا (۲۸ درصد) را پشت سر گذاشت. این هزینه‌ها، هزینه « R&Dدرون‌منطقه‌ای» است که هم هزینه‌های شرکت‌های محلی و هم هزینه‌های وارد شده از مناطق دیگر را دربرمی‌گیرد. در سال ۲۰۰۷ عمده هزینه R&D در آسیا، آمریکای شمالی و اروپا، مربوط به شرکت‌های داخلی در هر منطقه بوده است. در سال ۲۰۱۵ آسیا در میان این سه منطقه، تنها منطقه‌ای بود که موازنه را به نفع خود تغییر داد. ۵۲ درصد هزینه R&D این منطقه مربوط به شرکت‌هایی است که دفاتر مرکزی آنها در مناطق دیگری واقع شده است. فعالیت‌های نوآوری در چین و هند مهم‌ترین عامل رشد آسیا در این زمینه بوده است. بین سال ۲۰۰۷ و ۲۰۱۵، هزینه R&D در چین ۱۲۰ درصد افزایش یافته و به ۵۵ میلیارد دلار رسیده و با پشت سر گذاشتن ژاپن و آلمان (با مبالغ ۵۰ و ۳۲ میلیارد دلار به‌ترتیب)، این کشور در R&D شرکتی جایگاه دوم را به دست آورده است. اگرچه آمریکا با ۱۴۵ میلیارد دلار هنوز جایگاه اول خود را حفظ کرده، اما روندی کاهشی را طی می‌کند. در سال ۲۰۰۷ R&D در چین ۲۳ درصد کل هزینه R&D در آمریکا بود. در سال ۲۰۱۵ این میزان به ۳۸ درصد کل هزینه آمریکا رسید. واردات R&D چین از شرکت‌های چند ملیتی که دفتر مرکزی آنها در کشورهای دیگر واقع است، در سال ۲۰۱۵ معادل ۴۴ میلیارد دلار بوده است. این رقم در سال ۲۰۰۷ و زمانی که کل R&D چین وارداتی بود، ۲۵ میلیارد دلار بوده است. در آن زمان تنها یک شرکت چینی نوآور برتر محسوب می‌شد و تا سال ۲۰۱۵، ۱۱ شرکت چینی دیگر به این نمونه پیوستند. این ۱۲ شرکت روی هم ۱۰ میلیارد دلار صرف R&D می‌کنند. در سال ۲۰۱۵ آمریکا بزرگ‌ترین صادرکننده R&D به چین بوده و ژاپن و آلمان در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند. شرکت‌کنندگان در نظرسنجی ما نزدیکی به بازاری پر رشد، نزدیکی به مکان‌های تولیدی کلیدی، نزدیکی به عرضه‌کنندگان اصلی و هزینه‌های پایین توسعه را دلایل اصلی روی آوردن R&D به چین عنوان کرده‌اند. زیگفراید راسوارم ، مدیر تکنولوژی و عضو هیات‌مدیره شرکت زیمنس آلمان می‌گوید «باید اذعان کنیم که چین میز کار دنیا است. ما برای حضور در این بازار امیدبخش، تصمیم آگاهانه‌ای گرفتیم».
شرکت‌های چینی همچنین در صادرات R&D فعال هستند. اگرچه کل صادرات R&D چین در سال ۲۰۱۵ تقریبا ۲ میلیارد دلار بوده، اما برخی شرکت‌های پیشتاز این کشور به برندهای جهانی تبدیل شده‌اند. به‌عنوان مثال، شرکت لوازم خانگی حایر بعد از خرید سانیو از پاناسونیک در سال ۲۰۱۱ یک مرکز R&D در ژاپن تاسیس کرده است. پس از آن، این شرکت مراکزی در آلمان و آمریکا راه‌اندازی کرده است. پیشرفت هند نیز به‌عنوان یک نیروی مطرح R&D تاثیرگذار بوده است. کل R&D شرکتی انجام شده در هند بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ با افزایش ۱۱۵ درصدی مواجه بوده و به ۲۸ میلیارد دلار رسیده است. این رشد عمدتا به واسطه هزینه R&Dاز سوی کشورهای دیگر بوده است. تعجبی ندارد که هند بزرگ‌ترین مقصد R&D نرم‌افزار است. شرکت‌های چندملیتی که به این کشور روی آورده‌اند، دلایل متعددی را برای این اقدام خود عنوان کرده‌اند که پایین بودن هزینه جزو دلایل اصلی آنها نیست. دنیس راموسف، مدیرعامل شرکت آمریکایی ITT می‌گوید: «دسترسی به استعدادهای فنی که در نزدیکی مشتریان منطقه‌ای ما بود، بالاترین اولویت ما محسوب می‌شود. این واقعیت که نیروی کار در این کشور ارزان است، مطلوبیت دارد اما محرک اصلی ما نبوده است.» دیگر کشور آسیایی که بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ با افزایش ۹۸ درصدی R&D درون‌کشوری مواجه بوده کره‌جنوبی است. ژاپن نیز با وجود رشد ۲۴ درصدی جایگاه دوم خود را از دست داده و یک پله سقوط کرده است.
۲- آمریکا، پیشتاز R&D دنیا
آمریکا جایگاه خود را به‌عنوان مکان شماره یک نوآوری دنیا حفظ کرده، به طوری که در سال ۲۰۱۵ هزینه R&D درون کشوری آن ۱۴۵ میلیارد دلار بوده است؛ با وجود اینکه شرکت‌هایی که دفاتر مرکزی آنها در خود آمریکا است، ۱۲۱ میلیارد دلار در خارج از این کشور صرف R&D کرده‌اند. بیشتر هزینه‌های R&D صادراتی در کشورهای کم‌هزینه، به‌ویژه در آسیا صرف شده است. هند و چین اصلی‌ترین مقاصد صادرات R&D آمریکا بوده‌اند و هر کدام ۱۵ درصد از هزینه کل را به خود اختصاص داده‌اند. این میزان در مقایسه با سال ۲۰۰۷ تغییر قابل‌توجهی کرده است. در آن سال بریتانیا مقصد اصلی صادرات R&D آمریکا بود و فرانسه نیز جزو ۱۰ مقصد اول بود. برای اینکه دریابیم مزیت نسبی بین این کشورها از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ چه تغییری کرده، باید نگاهی به تغییر هزینه‌های R&D درون‌کشوری هر کشور در مقایسه با آمریکا بیندازیم. در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ کل هزینه صرف شده درون‌ کشوری برای R&D در آمریکا به واسطه فعالیت شرکت‌های آمریکایی ۴۱ درصد افزایش داشته است. اما طی یک دهه گذشته، برخی سیاست‌گذاران، تحلیلگران و رهبران کسب‌وکار، در مورد خروج بی‌رویه R&D به سوی کشورهای کم هزینه، به همان شیوه‌ای که صنعت تولید آمریکا در طول دهه ۲۰۰۰ برون‌سپاری شد، اظهار نگرانی کرده‌اند. و اگرچه آمریکا صادرات R&D خود را افزایش داده، اما اثر آن به واسطه بالا رفتن واردات تعدیل شده است. بیشترین واردات از سوی شرکت‌های اروپایی بوده که سرمایه‌گذاری قابل توجهی در آمریکا داشته‌اند و ۶۳ درصد کل R&D این کشور را در سال ۲۰۱۵ به خود اختصاص داده‌اند. به‌عنوان مثال، بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ هزینه R&D آلمان در آمریکا ۱۲۱ درصد افزایش داشته است. افزایش واردات R&D آمریکا از اروپا تاکیدی است بر این واقعیت که برای تصمیم‌گیری در مورد محل انجام R&D هزینه محرک اصلی محسوب نمی‌شود، چرا که آمریکا کشور بسیار گرانی در این خصوص است. شرکت‌های اروپایی به‌دلیل مجاورت آمریکا به بازارهای مورد نظرشان، دسترسی به تکنولوژی و استعدادهای برتر و بهره بردن از فرهنگ نوآوری آمریکا به این کشور روی آورده‌اند.
۳- لغزش اروپا
فروکش کردن قابلیت‌های نوآوری به‌طور قابل توجهی در اروپای غربی در حال وقوع است و این منطقه بیشترین میزان کاهش را در فعالیت‌های R&D داشته است. بین سال‌‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ خالص صادرات R&D اروپایی‌ها به مناطق دیگر ۳۲۵ درصد رشد داشته است. در سطح کشوری، آلمان بزرگ‌ترین صادرکننده در اروپای غربی بوده و سوئیس در رده بعدی قرار می‌گیرد. فرانسه و سوئد که هر دو واردکننده R&D در سال ۲۰۰۷ بودند، در سال ۲۰۱۵ به صادرکننده مطلق تبدیل شدند. در نتیجه، کل هزینه R&D درون منطقه‌‌ای اروپا از ۳۵ درصد سهم جهانی در سال ۲۰۰۷ به ۲۸ درصد در سال ۲۰۱۵ کاهش یافت. روی هم رفته، در سال ۲۰۰۷ شرکت‌ها در اروپا ۵۷ درصد R&D خود را داخل کشورهای خود انجام می‌دادند، اما در سال ۲۰۱۵ این رقم به ۴۸ درصد کاهش یافته است. آمریکا با وجود اینکه بیشترین هزینه نیروی کار مهندسی را نسبت به بیشتر کشورهای اروپایی دارد، بزرگ‌ترین مقصد صادرات R&D شرکت‌های اروپایی بوده است. آلمان را به‌عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا به‌طور خاص مورد بررسی قرار می‌دهیم: هزینه‌های R&D درون کشوری آلمان بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ تنها ۱۵ درصد افزایش داشته است. رقم کل صادرات R&D شرکت‌های آلمانی در سال ۲۰۱۵ به ۳۵ میلیارد دلار رسید که بیش از دو برابر هزینه‌های داخلی بود. در ضمن، واردات R&D آلمان در همین مدت سقوط کرده است. عملکرد R&D فرانسه نیز مشابه و حتی ضعیف‌تر بوده است. کل هزینه R&D درون‌کشوری فرانسه بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ به میزان ۲۱ درصد کاهش یافته، در حالی که صادرات R&D شرکت‌های فرانسوی در همین مدت ۴۶ درصد افزایش یافته است و کل واردات آن نیز با سقوط ۲۱ درصدی همراه بوده است (شکل ۳). بزرگ‌ترین مقاصد صادرات R&D فرانسه عبارتند از: آمریکا (۲۸ درصد)، چین (۱۳ درصد)، آلمان (۸ درصد) و هند (۷ درصد).
پرتفوی R&D کشورهای اروپای غربی در نتیجه این تغییرات به شدت تغییر کرده است. صرف هزینه در داخل کشور از ۳۲ درصد کل R&D اروپایی‌ها به ۲۹ درصد کاهش یافته است. هزینه R&D شرکت‌های اروپای غربی در کشورهای پرهزینه همسایه از ۲۳ درصد به ۱۶ درصد کاهش یافته، در حالی که هزینه در کشورهای پرهزینه دوری مانند آمریکا و ژاپن ۴۶ درصد افزایش یافته است. بخشی از دلیل این افزایش صادرات فعالیت‌های ادغام و تملک (M&A) شرکت‌های چندملیتی اروپایی بوده است. وقتی یک شرکت چندملیتی با شرکت دیگری ادغام می‌شود یا آن را می‌خرد، به پرسنل و تاسیسات R&D آن شرکت نیز نیاز دارد تا عملیات R&D را ادامه دهد و آن را با کل برنامه نوآوری شرکت یکپارچه‌سازی کند. به‌عنوان مثال، وقتی یک شرکت اروپایی شرکتی آمریکایی را تحت تملک خود درمی‌آورد، فعالیت‌های R&D آن شرکت آمریکایی صادرات R&D محسوب می‌شود، حتی اگر مکان فعالیت‌ها تغییری نکرده باشد. بنابراین، دارایی‌های R&D شرکت فیات بعد از خرید کرایسلر به قیمت ۴/ ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ محاسبه می‌شود.

شکل ۳. کاهش R&D درون شرکت های اروپایی

00370_ex4_690w

مساله بعدی این است که کشورهای ارزان اروپای شرقی بین‌ سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ واردات R&D خود را به میزان ۵۳ درصد افزایش داده‌ و به ۱۴ میلیارد دلار رسانده‌اند. مهم‌ترین این کشورها عبارتند از: روسیه، لهستان و رومانی. واردات از آمریکا نیمی از کل واردات را تشکیل می‌دهد و سهم واردات از اروپای غربی ۲۹ درصد است. اگر اروپای شرقی را یک کشور واحد در نظر بگیریم، می‌توان گفت رتبه آن در هزینه کردن برای R&D جایگاه هشتم است که تقریبا برابر با کره جنوبی می‌شود. با این حال، کشورهای گران اروپایی همچنان بازوی اصلی نوآوری جهانی هستند، چرا که از مزیت‌هایی مانند نزدیکی به بازار بزرگ مصرف‌کنندگان ثروتمند، کارگران بااستعداد و ماهر و حمایت بخش دولتی در صنایع مختلف از R&D برخوردارند. همه این موارد باعث جذابیت فعالیت‌های نوآورانه در این منطقه می‌شود.
۴- مزیت رد پای جهانی
اگر تغییرات منطقه‌ای را در نظر نگیریم، یک واقعیت در مورد همه مناطق جغرافیایی و صنایع ثابت است: شرکت‌هایی که بیشتر هزینه‌های R&D آنها خارج از کشور محل دفاتر مرکزی صورت می‌گیرد، نسبت به رقبایی که کمتر جهانی شده‌اند، عملکرد بهتری دارند.
شرکت‌هایی که ۶۰ درصد یا بیشتر هزینه‌ R&D خود را در سال ۲۰۱۵ خارج از کشور خود صرف کرده‌اند، در مقایسه با رقبایی که این هزینه‌ها را در داخل متمرکز کرده‌اند، ۳۰ درصد سود عملیاتی و بازگشت دارایی بیشتری داشته‌اند و درآمد عملیاتی آنها نیز ۲۰‌درصد افزایش یافته است. همچنین یافته‌های ما نشان داده شرکت‌هایی که سهم بیشتری از هزینه‌های R&D خود را در کشورهای ارزان صرف می‌کنند، در مقایسه با رقبای خود ۲۰ درصد سود ناخالص بیشتر و ۱۰ درصد رشد فروش بیشتری دارند.
به علاوه، شرکت‌ها در مدیریت شبکه‌های نوآوری جهانی ماهرتر شده‌اند. به‌عنوان مثال، تحقیق سال ۲۰۰۸ ما نشان می‌دهد شرکت‌هایی که ردپای بسیار متمرکزی داشتند (یعنی شرکت‌هایی که تعداد سایت‌های R&D جهانی آنها در مقایسه با فروش کم است) در مقایسه با شرکت‌هایی که عملیات R&D آنها در سطح جهان پراکنده است، بهتر عمل کردند. اما در تحقیق امسال، شرکت‌هایی که عملیات پراکنده داشتند، عملکردشان به خوبی شرکت‌های متمرکز یا حتی بهتر از آنها بوده است. این نشان می‌دهد شرکت‌های چندملیتی در هماهنگ کردن پروژه‌ها در سایت‌های مختلفی که در سراسر جهان دارند، باتجربه‌تر شده‌اند و ابزارهای دیجیتال به آنها کمک کرده است. به‌طور میانگین، ۲۰۷ شرکتی که در نمونه ردپای جهانی ما بررسی شده‌اند، تقریبا به شش کشور R&D صادرات می‌کنند و این رقم از سال ۲۰۰۷ تاکنون تغییری نکرده است. وقتی شرکت‌ها را بر اساس میزان جهانی‌ شدن R&D آنها به دسته‌های چهارتایی تقسیم‌بندی کردیم، به این نتیجه رسیدیم شرکت‌هایی که در یک‌چهارم اول قرار گرفته‌اند، تعداد کشورهای مقصد صادرات R&D خود را تنها ۷ درصد افزایش داده‌اند. شرکت‌هایی که در یک‌چهارم آخر قرار گرفته‌اند، تعداد کشورهای مقصد صادرات را ۶۷ درصد افزایش داده‌اند. از نظر منطقه‌ای، شرکت‌های آمریکایی تعداد کشورهای مقصد صادرات R&D خود را کاهش داده‌اند، در حالی که شرکت‌های اروپایی تعداد کشورها را تقریبا افزایش داده‌اند.
۵- مدیریت شبکه پراکنده
ایجاد یک مدل R&D جهانی به یک ضرورت استاندارد برای شرکت‌های بزرگ که می‌خواهند در فضای بازار امروز رقابت‌پذیر باشند، تبدیل شده است. اما این کار مجموعه پیچیدگی‌های منحصر به فرد خود را دارد. شرکت‌کنندگان در نظرسنجی ما به انواع چالش‌هایی که در انجام فعالیت‌های R&D خارج از کشورهای خودشان با آن مواجه می‌شوند اشاره کرده‌اند که برجسته‌ترین آنها عبارت است از «یافتن و حفظ استعدادهای برتر» و «حفاظت از دارایی‌های فکری». از دیگر چالش‌های موجود می‌توان به تمرکز کیفیت و مشتری، مدیریت ریسک و پروژه و تفاوت‌های فرهنگی اشاره کرد.
خبر خوب این است که نوآوران پیشتاز در حال یافتن روش‌هایی برای مدیریت کردن این چالش‌ها و پیچیدگی‌ها هستند. مدیران شرکت‌ها برای تضمین موفقیت بلند‌مدت یک ردپای R&D پراکنده در سطح جهان باید بر موارد زیر متمرکز شوند:

  • مدیران شرکت‌ها به‌عنوان بخشی از استراتژی کلی کسب‌وکار خود، باید نقشی را که نوآوری در ماموریت شرکت ایفا می‌کند، به‌طور واضح بیان کنند. نوآوری در مزیت رقابتی شرکت چقدر نقش مرکزی دارد؟
  • مرکزیت نوآوری در مزیت رقابتی شرکت باید نشان‌دهنده ردپای جهانی سازمان باشد. در غیاب یک دیدگاه کل‌نگرانه، سایت‌های R&D می‌توانند در نتیجه تصمیم‌ها و تملک‌های صورت گرفته بیشتر و بیشتر شوند و به عدم تمرکز منجر شوند. شرکت‌ها همچنین باید نیازهای ویژه هر فاز از چرخه عمر نوآوری را مورد توجه قرار دهند. به‌عنوان مثال، در فاز ایده‌پردازی، شرکت‌ها می‌توانند از تشکیل تیم‌های کوچک‌تر و چابک‌تر که استعدادهای برتر در آنها قرار دارند، بهره ببرند.
  • شرکت‌ها باید بازارهای جغرافیایی و مشتریان این بازارها را که در مرکز استراتژی رشد شرکت هستند شناسایی کرده و سپس مشخص کنند منابع R&D کجا باید تخصیص یابند تا شرکت بتواند به بهترین نحو بازارها را بشناسد و در خدمت آنها باشد. انواع مختلف شرکت‌ها ممکن است رویکردهای مختلفی داشته باشند . مثلا برای شرکت‌های «نیازجو » مساله کلیدی این است که تاسیسات R&D تا حد امکان نزدیک مشتری باشد، در حالی که شرکت‌های «بازارخوان » برای تصمیم‌گیری در مورد مکان فعالیت‌های خود انعطاف‌پذیری بیشتری دارند. محرکان تکنولوژی نیاز دارند فعالیت‌های R&D خود را متمرکزتر کنند تا تمرکزشان معطوف پیشرفت‌های تکنولوژیک شود.
    مدیران شرکت‌ها برای مطمئن شدن از بهترین عملکرد باید ماموریت‌ها، نقش‌ها و خطوط اختیار روشنی را ایجاد کنند تا سایت‌های R&D پراکنده را با استراتژی نوآوری شرکت همگام کنند. در اینجا، مدیریت باید در ابزارهای دیجیتال و فرآیندهای مرتبط با آن سرمایه‌گذاری کند. این ابزارها باعث شده‌اند بهترین شرکت‌ها حوزه‌هایی مانند استقرار منابع، همکاری پروژه‌ای، رهبری پرتفو، معیارهای استراتژیک و عملیاتی و مکانیزم‌های شفافیت را در یک شبکه جهانی مدیریت کنند.
    شرکت‌ها باید یک استراتژی جهانی برای مدیریت استعدادها ایجاد کنند. افرادی که مهارت‌های ویژه‌ای دارند که شرکت‌ها به دنبال آن هستند، دیگر فقط در کشورهای غربی یافت نمی‌شوند. شرکت‌ها به استانداردهای رایجی برای توسعه و حفظ استعدادها نیاز دارند تا بتوانند این استانداردها را در هر یک از مراکز جهانی خود به کار برند. همچنین باید استعدادهای مهندسی خود را مرتب جایگزین کنند تا چشم‌انداز و شناخت جهانی‌تری از قابلیت‌های نوآوری شرکت در اختیار مدیران R&D آینده قرار دهند.
    مدیران شرکت‌ها باید نوعی فرهنگ شرکتی را پرورش دهند که از استراتژی نوآوری شرکت حمایت می‌کند و همکاری را در مراکز مختلف آن در سطح جهان مورد تشویق قرار می‌دهد. به‌طور خاص، هم‌تراز کردن مسائل ناملموس فرهنگی مانند ریسک، خلاقیت و پذیرا بودن، در زمانی که فعالیت‌های R&D در سطح جهان پراکنده است، برای موفقیت ضروری است. شرکت‌ها همان‌طور که شبکه‌های نوآوری جهانی خود را توسعه می‌دهند و بهینه‌سازی می‌کنند، همچنان از منابع استعداد جهانی متنوع‌تر، پایگاه دانش گسترده‌تر و رویکردهای عمیق‌تر به سوی بازارهای در حال رشد، استفاده می‌کنند. جهانی‌سازی R&D اگر به درستی اجرا شود، به جست‌وجو برای نوآوری‌های پیشرفته منفعت خواهد رساند و به شرکت‌ها امکان می‌دهد انتخاب‌های پرتفوی پرریسک‌تری نسبت به گذشته داشته باشند.

نظر بدهید