نوآوری باز: پیشینه، مفاهیم و الگوها

0
3315

نوآوری باز هم در اروپا و هم در ایالات متحده طی بیش از یک دهه اخیر و پس از انتشار کتاب نوآوری باز هنری چسبرو به طور گسترده مورد بحث و مطالعه واقع شده است. در واقع هر چند که در دهه نود برخی سازمان‌ها از مفهوم و روش‌های نوآوری باز استفاده کرده و توفیقات قابل توجهی کسب و کرده بودند اما اولین بار در در اوایل قرن بیست و یکم یعنی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ مفهوم نوآوری باز توسط هنری چسبرو تئوریزه و در محافل آکادمیک مطرح شد.
بنا بر تعریف هنری چسبرو نوآوری باز این گونه تعریف میگردد :”استفاده هدفمند از جریانات ورودی(inflow) و خروجی(outflow) از دانش برای شتابدهی به نوآوری در بازار خود و به همین ترتیب، توسعه استفاده از دانش درونی در بازارهای بیرونی”. در مدل نوآوری باز سازمان‌ها ایده‌های شکل گرفته در داخل و خارج سازمان را با استفاده از مسیرهای درونی و بیرونی منتهی شده به بازار، تجاری‌سازی می‌نمایند. در نوآوری باز برخلاف مدل‌های سنتی نوآوری اصل بر بهره‌برداری از ایده‌ها (چه در داخل سازمان و چه خارج سان آن) است و برخلاف رویکرد سنتی نوآوری محدود به واحد تحقیق و توسعه درون سازمان نیست.
نوآوری باز تاکید می‌کند که نوآوری برای افراد خاص، موضوعات خاص و محل‌های خاص نیست، بلکه نوآوری را می توان در همه افراد در همه محل‌ها و همه موضوعات جستجو نمود. این پارادایم بر همه‌گیری و اجتماعی شدن نوآوری تاکید بسیاری دارد.

مقدمه:
اساساً ایجاد نوآوری در سازمان و طی مسیر ایده پردازی تا خلق ثروت از آن و تجاری‌سازی راه طولانی و زمان‌بری است که آنها را با عدم اطمینان‌های متنوعی می‌تواند رو‌به‌رو سازد. طی کردن این راه در محیطی آکنده از حس عدم اطمینان برای هیچ سازمانی خوشایند نیست و به این دلیل همه سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا میزان عدم اطمینان فعالیت‌های نوآورانه خود را کاهش دهند و به نحوی نوآوری را مدیریت کنند.
گاه به نظر می‌رسد ساده‌ترین راه‌حل برای کاهش میزان عدم اطمینان مسیر ایده تا محصول، طی کردن ۰ تا ۱۰۰ این مسیر توسط خود سازمان است؛ با این استتدلال که چنانچه همه مراحل نوآوری توسط خود سازمان طی شود، اطمینان داشتن به اجرایی بودن یک ایده نوآورانه، بیشتر به نظر می‌رسد.
اما تغییر در برخی شرایط – که در ادامه به تفصیل بدان اشاره شده است- باعث تغییر زمین بازی و انتقال پارادیمی به سوی نوآوری باز گردید. در نوآوری باز برخلاف مدل‌های سنتی نوآوری اصل بر بهره‌برداری از ایده‌ها (چه در داخل سازمان و چه خارج سان آن) است و برخلاف رویکرد سنتی نوآوری محدود به واحد تحقیق و توسعه درون سازمان نیست. در نوآوری باز تاکید بر آن است که نوآوری برای افراد خاص، موضوعات خاص و محل‌های خاص نیست، بلکه نوآوری را می توان در همه افراد در همه محل‌ها و همه موضوعات جستجو نمود. این پارادایم بر همه‌گیری و اجتماعی شدن نوآوری تاکید بسیاری دارد.
۱- مروری بر مقدمات تاریخی شکل گیری پارادیم نوآوری باز:
در اوایل قرن بیستم، نهادهای تولیدکننده دانش همچون دانشگاه‌ها و نهادهای تأثیرگذار همچون دولت شرایط خاصی داشتند. دانشگاه‌ها امکانات مالی لازم جهت کاربردی کردن علوم را در اختیار نداشتند و دولت‌ها هم در این خصوص کمک قابل‌توجهی نمی‌کردند. دولت‌ها درزمینه فعالیت‌های پژوهشی نقش مهمی بر عهده نداشتند و صرفاً به ایجاد نظام‌های محافظت از مالکیت فکری و یا برخی فعالیت‌های پژوهشی در خصوص مسائل نظامی تمایل نشان می‌دادند. درنتیجه بنگاه‌های صنعتی تنها عامل پیش برنده فعالیت‌های مربوط به تجاری‌سازی دستاوردها و ایده‌های علمی شناخته می‌شد و واحدهای «تحقیق و توسعه به‌عنوان محل تمرکز پژوهش‌های صنعتی برای جست‌وجوی ایده‌های نوآورانه تلقی می‌گردید.
از طرفی فضای رقابتی بازار، سازمان‌ها را به سمت حفاظت از ایده‌های نوآورانه و روش‌های اجرا و بهره‌برداری از آن‌ها سوق می‌دهد. بسیاری از سازمان‌ها به دلیل ترس از کپی‌برداری رقبا از ایده‌های نوآورانه خود، فرآیند نوآوری و توسعه محصول جدید را محرمانه انجام می‌دهند. امروزه با وجود اینکه دسترسی به اطلاعات ساده‌تر از هر زمان دیگری شده و محرمانه انجام دادن کارها بیش از هر زمان دیگری سخت و هزینه‌بر شده است، سازمان‌های بسیاری (مانند اپل،مایکروسافت و …) وجود دارند که بشدت از افشای اطلاعات درباره محصولات و ایده‌های نوآورانه خود جلوگیری می‌کنند.
مجموعه این عوامل موجب شد که سازمان‌ها رفتار «محافظه‌کارانه» و «درون‌گرا» را در برخورد با نوآوری و توسعه محصولات جدید به کار بگیرند؛ کاملاً طبیعی بود که بنگاه‌های صنعتی به این نتیجه برسند که بهترین محل برای تجاری کردن دانش علمی، خود بنگاه‌های صنعتی هستند و شاید اصلاً پایگاه دیگری برای این مهم وجود نداشته باشد. به‌عبارت‌ دیگر، اصولاً انتظار نداشتند که در بیرون از محدوده بنگاه‌ها، فعالیت‌های مربوط به تجاری‌سازی علم صورت پذیرد و درنتیجه فرایند ایجاد واحدهای بزرگ تحقیق و توسعه را در درون خود آغاز کردند.
در این دیدگاه فرض بر این بود که دانش مورد نیاز شرکت در بیرون از شرکت وجود ندارد یا کمیاب است و درنتیجه شرکت‌ها بایستی صرفاً به فعالیت‌های خود متکی باشند و دانش مورد نیاز را خود تهیه کنند. در این فضا بود که عبارت «در اینجا اختراع نشده است. مورد توجه قرار گرفت. مفهوم این عبارت این بود که اگر یک فناوری و دانش ضمنی آن در داخل شرکت خلق نشده باشد، شرکت نمی‌تواند نسبت به کیفیت و عملکرد آن اطمینان کافی داشته باشد و برای کنترل میزان عدم اطمینان بهتر است از آن استفاده نکند.
مراکز تحقیق و توسعه بنگاه‌های صنعتی مجبور بودند افراد آموزش‌ دیده و قوی که از دانشگاه‌ها و مراکز علمی فارغ‌التحصیل شده بودند را استخدام کرده و آن‌ها را در گستره وسیعی که یک‌ طرف آن دانشمندان کاملاً علمی و طرف دیگر آن مهندسین کاربردی جای داشتند، به کار بگیرند. از این ‌رو مراکز تحقیق و توسعه شرکت‌ها و فعالیت‌های ویژه آنان در راستای توسعه دانش باعث شد این مراکز به ‌صورت مجزا از دانشگاه‌ها و صنایع کوچک درآیند و ارتباطی نیز با دولت نداشته باشند و بیشتر در محدوده تعریف‌ شده خود عمل کنند.
هنری چسبرو استاد دانشگاه برکلی و مبتکر پارادایم «نوآوری باز» در کتاب خود حوزه تولید دانش صنعتی در اوایل قرن بیستم را به‌صورت مجموعه‌ای از قلعه‌های مستحکم دانش ترسیم می‌کند که در شرکت‌های صنعتی مجزا به حیات خود ادامه می‌دادند. این قلعه‌ها به‌نوعی خود کفا بودند و کمتر به افراد خارجی اجازه حضور و بازدید از خود را می‌دادند.
چسبرو این دوران (اوایل قرن بیستم تا اوایل قرن بیست و یکم) را عصر طلایی مراکز تحقیق و توسعه درونی صنایع معرفی می‌کند. در این مراکز بهترین تجهیزات و نیروی انسانی بر روی برنامه‌های تحقیقاتی درازمدت متمرکز می‌شد و به کمک سرمایه‌گذاری مناسب، بهترین فناوری به دست می‌آمد. رهبری فناوری برای شرکت‌ها سود زیادی به همراه داشت و این سود قابل‌توجه باعث می‌شد آن‌ها در فعالیت‌های تحقیق و توسعه بیش ‌از پیش سرمایه‌گذاری کنند و این عامل خود باعث جلوگیری از حضور رقبا در فعالیت‌های آن‌ها می‌شد.
هنری چسبرو این نگرش درون‌گرایانه نسبت به نوآوری را که در بسیاری از سازمان‌ها در صد سال گذشته وجود داشته، «نوآوری بسته» می‌نامد. این پارادایم که با محیط دانشی اوایل و اواسط قرن بیستم تطابق زیادی داشت، نتوانست خود را با فضای دانشی اواخر قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم تطبیق دهد. بر اساس تحلیل‌ وی، به علت ظهور عواملی همچون موارد ذیل دوران نوآوری بسته به اتمام رسیده است:
• تحرک و جابه‌جایی کارکنان ماهر و مهندسان کارآزموده و سخت شدن کنترل ایده‌ها؛
• گسترش سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر و افزایش اهمیت آن؛
• امکان انتخاب و کسب فناوری‌های استفاده نشده از بیرون سازمان؛
• دسترسی افزایش‌یافته به همکاران بسیار توانمند برای برونسپاری تحقیقات؛
• افزایش کیفیت تحقیقات دانشگاهی؛
• انتشار بیشتر دانش در سراسر جهان؛
• کوتاه شدن فاصله‌ها و تسهیل ارتباطات و افزایش همکاریهای مجازی به واسطه فناورى اطلاعات؛
• افزایش رقابت میان شرکتها در بازار محصول؛
• تغییر در ماهیت نوآوری‌ها.
در دنیای «سرشار از دانش» کنونی، دیگر نمی‌توان فرض کرد که تمام افراد باهوش دنیا برای ما کار می‌کنند یا بایستی برای ما کار کنند. حتی شرکت‌هایی همچون «پراکتر اند گمبل» با بودجه پژوهشی هنگفت (بودجه سالانه این شرکت با حدود ۷۰۰۰ دانشمند و مهندس در سطح جهان حدود ۳ میلیارد دلار است) در حال تجدیدنظر اساسی در مدل‌های کسب‌وکار خود هستند و شعار اصلی خود را از «تحقیق و توسعه» به «ارتباط و توسعه» تغییر داده‌اند.
۲- نوآوری باز و بسته : تعاریف و منطق
همان گونه که پیش از این اشاره شد، در سال ۲۰۰۳، چسبرو ادعا نمود که بنگاه‌هایی از صنایع مختلف، به خصوص صنایع با فناوری بالا(high-tech) به طور اساسی شیوه نوآوری خود را عوض نموده‌اند. این بنگاه‌ها تلاش‌های نوآورانه خود را از یک مدل بسته به یک مدل باز انتقال داده‌اند. از آن زمان تاکنون، این به اصطلاح تغییر پاردایم از مدل بسته به باز مورد توجه زیادی از سوی پژوهشگران و همچنین افراد عملیاتی واقع شده است. اما این مدل‌ها بر چه دلالت دارند؟
نوآوری بسته :
فرض بنیادین مدل نوآوری بسته آن است که “نوآوری موفقیت‌آمیز نیازمند کنترل است”. این منطقی است که به شدت متمرکز بر داخل است، چرا که معتقد است که هیچ ضمانتی وجود ندارد که فناوری‌ها یا ایده‌ها به قدر کافی در دسترس و باکیفیت‌اند. این باور به خود ریشه در قواعدی ضمنی دارد که مبنای نوآوری بسته به حساب می‌آید:
• یک بنگاه باید بهترین و باهوش‌ترین افراد را به استخدام درآورد.
• کسب سود از تلاش‌های نوآورانه مستلزم ان است که بنگاه به خودی خود کسف کند، توسعه دهد و بازار ایجاد نماید.
• لازمه اول بودن در بازار آن است که دستاوردهای تحقیقاتی ریشه در خود بنگاه داشته باشد.
• پیشرو بودن میزان سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه بنگاه در صنعت منتج به بهترین ایده‌هایی می‌شود که در نهایت منجر به موفقیت در رقابت می‌گردد.
• دارائی‌های فکری باید سختگیرانه مدیریت شود تا مانع از آن شود که سایر بنگاه‌ها از ایده‌ها و فناوری‌های بنگاه کسب سود نمایند.
این بدان معناست که بنگاه باید همه چیز را خودش انجام دهد ؛ از خلق ایده تا توسعه و تولید تا بازاریابی و توزیع و خدمات‌ پس از تولید و تامین مالی. چنین امری مستلزم آن است که بنگلاه در پروژه‌های نوآورانه (۱) تنها در فرآیندهای نوآورانه‌ای وارد شوند که در آغاز کار است، (۲) تنها از طریق منابع داخلی توسعه می‌یابند، و (۳) در نهایت از کانال‌های توزیعی خود شرکت تجاری‌سازی می‌گردد. ایده‌ها یا فناوری‌هایی که رد می ‌شوند و یا پروژه‌هایی که در میانه راه رها و کنسل می‌شوند، در پایگاه‌های داده‌ای داخل شرکت ذخیره و جمع‌آوری می‌گردد. اگر تیم‌های نوآوری شرکت دوباره از آنها استفاده نکنند، آنها بلااستفاده می‌مانند.
در نتیجه، بسیار از ایده‌ها و فناوری‌های تجاری هرگز مورد بهره‌بردای قرار نمی‌گیرند. این مسئله معمولاً ناشی از دو مورد عمده است: نخست آن که که شرکت‌ها می‌ترسند دارایی‌های فکری‌شان را در رابطه با بنگاه‌ها و سازمان‌های دیگر از دست بدهند. دوم آن که تصور می‌کنند هیچ بنگاهی وجود ندارد که با همه یافته‌های جدید تحقیقاتی جدید چه کند و یا منابع مورد نیاز برای اجرای همه این فرصت‌ها را داشته باشد.
نوآوری باز:
بنگاه‌ها به این نکته پی برده‌اند که اهمیت چنین کنترل تمام عیاری کاهش یافت است. لازم نیست ایده‌های ارزشمند ریشه در خود بنگاه داشته باشد و ارائه آنها به بازار ضرورتا‌‌ از محل فعالیت‌های خود بنگاه صورت نمی‌گیرد. آنها می‌توانند –و اصلاً باید– از ایده‌ها و فناوری‌های بیرونی و همچنین مسیرهای بیرونی به سوی بازار برای پیشبرد طرح‌های فناورانه خود استفاده نمایند.
به طور کلی، این نگرش به نوآوری مرزهای میان بنگه و محیطش را متخلل‌تر می‌سازد؛ به طوری که مرز مشخص و سخت قبلی به یک غشای نیمه تراوا تبدیل می‌گردد. بر خلاف مدل نوآوری بسته، شروع یک طرح فناورانه می‌تواند از محل منابع داخلی یا خارجی ایده و فناوری تامین گردد. این ایده‌ها و فناوری‌ها در هر زمان و به هر وسیله‌ای می‌تواند وارد شود؛ به عنوان مثال با کسب لیسانس یک فناوری و یا یک سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر. علاوه بر ورود به بازار از طریق کانال‌های توزیعی خود بنگاه، طرح‌های نوآورانه می‌تواند از راه‌های مختلف دیگری، مانند شرکت‌های زایشی(Spin-offs) و یا اعطای لیسانس، نیز تجاری‌سازی گردد.
با این تفاسیر، نوآوری باز را می‌‌توان در هر سه فاز فرآیند نوآوری به کار گرفت. در مراحل ابتدائی نواوری، بنگاه‌ها به دنبال یافتن راه حلی برای مشکلات(problems) از طریق منابع خارج شرکت می‌گردند. به عنوان مثال، آنها با دنبال مخترعین یا شرکت‌های نوپائی هستند که می‌توانند به عنوان منبعی برای نوآوری باشند. در فاز تحقق ایده و توسعه آن، بنگاه‌ها ممکن است از لیسانس دارئی‌های فکری بیرونی استفاده کنند و یا اصلاً نوآوریًهای بیرونی موجود را اکتساب نمایند، که هرچند تجاری‌سازی شده‌اند اما برای بنگاه فرصت‌های جدیدی را خلق می‌نماید. از سوی دیگر این فرصت برای بنگاه هم فراهم است که با اعطای لیسانس فناوری‌های خود به سایرین فروش بیشتر و خلق ثروت جدیدی را تجربه نماید. در طول دوره تجاری‌سازی، بنگاه‌ها ممکن است که فناوری‌های تجاری‌سازی شده را از طریق کانال‌های توزیعی خود به شرکت‌های زایشی و مجزا تبدیل نمایند.
در جدول زیر به صورت خلاصه، برخی از مهم‌ترین مدل‌های مورد استفاده مورد اشاره قرار گرفته است.

monitoreconomy_ir-open-innovation-01

همانند قواعد ضمنی ارائه شده در بالا برای نوآوری بسته، منطق نوآوری باز در اصول ذیل انعکاس یافته است:
• بنگاه نیازی ندارد که همه افراد باهوش و بااستعداد را استخدام نماید، بلکه بیشتر باید به فکر همکاری با انها در داخل یا خارج بنگاه باشد.
• لازم است که فعالیت‌های نوآورانه داخلی متضمن ارزش قابل توجهی باشد، که می‌تواند یان ارزش به وسیله فعالیت‌های نوآورانه در خارج بنگاه تحقق یابد.
• به منظور موفقیت در رقابت، بیش از داشتن مزیت اولین بودن در بازار، داشتن یک مدل تجاری(business model) مطلوب در اولویت است.
• بردن رقابت لزوماً نیازمند تصاحب بهترین و بیشترین ایده‌ها نیست، بلکه در گرو بهترین استفاده از ایده‌‌های داخلی و خارجی است.
• مدیریت تعاملی دارائی‌های فکری به سایر بنگاه‌ها هم اجازه استفاده از آنها را می‌دهد. این امر این فرصت را هم ایجاد می‌نماید تا در هر زمان که نیازمند بهبود مدل تجاری کسب و کار خود هستیم، دارائی‌های فکری سایر بنگاه‌ها را نیز خریداری نماییم.
در نتیجه، نوآوری باز همان گونه اشاره شد :”استفاده هدفمند از جریانات ورودی(inflow) و خروجی(outflow) از دانش برای شتابدهی به نوآوری در بازار خود و به همین ترتیب، توسعه استفاده از دانش درونی در بازارهای بیرونی” تعریف می‌گردد.
با این حال، نکته قابل توجه آن است که نوآوری باز چیزی فراتر از استفاده صرف از ایده‌ها و فناوری‌های بیرونی است. این مدل در واقع تغییر در روش استفاده، مدیریت، استخدام و حتی خلق دارائی فکر است. نوآوری باز یک رویکری جامع است برای مدیریت نوآوری است که به صورت سیستماتیک مشوق و بهره‌بردار از طیف گسترده‌ای از منابع داخلی و بیرونی برای فرصت‌های نوآورانه است که به دقت در راستای بهره‌گیری از توانایی‌ها و منابع بنگاه و از مجرای کانال‌های مختلف تجمیع شده است.
در دو شکل صفحه بعد، به صورت مفهومی، مدل نوآوری باز و نوآوری بسته نمایش داده شده است.

نوآوری بسته

monitoreconomy_ir-open-innovation-02-jpg

                                                                  نوآوری باز

monitoreconomy_ir-open-innovation-03-jpg

۳- برخی نمونه‌های اجرایی شده در جهان
عواملی همچون کوتاه شدن چرخه عمر محصولات، افزایش رقابت‌های بین‌المللی و رشد روزافزون پیچیدگی‌های فناوری باعث شده تا شرکت‌های بزرگ، به‌صورت فزاینده به هر دو منبع دانش درونی و بیرونی برای ایجاد کسب ‌و کار جدید، تکیه‌ نمایند. حتی شرکت‌های قدرتمندی مانند «پی ‌اند جی»، «یونیلور»، «فیلیپسو»،«زیمنس» نیز به‌طور چشمگیری به فناوری و تخصص شرکای بیرونی(عمدتاً شرکت‌های کوچک و متوسط با فناوری بالا) متکی شده‌اند. دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌های تحقیقاتی، مجموعه‌های کارشناسی، کاربران پیشرو و کارگزاران دانش، تنها چند نمونه از منابع بالقوه بیرونی هستند.
بیان نمونه‌هایی از فراگیری رویکرد باز در زمینه‌های مختلف می‌تواند جهت الگوبرداری در سازمان‌ها مفید باشد. در ادامه به برخی از این نمونه ها اشاره شده است:

  • یونیلور سازمانیست که در حوزه بهداشت و سلامت و همچنین مواد غذایی فعالیت می‌نماید و اخیراً مردم و سازمان‌های سراسر دنیا را به همکاری در حوزه نوآوری دعوت نموده است. این سازمان علاوه بر آنکه مردم را به ارائه ایده دعوت می‌نماید، تعدادی از نیازهای خود را نیز با عموم به اشتراک گذاشته است. به عبارت دیگر جمع‌سپاری را نیز در بستر نوآوری باز پیاده‌سازی نموده است.
  •  LLY نیز دیگر سازمانیست که اخیراً به نوآوری باز روی آورده است. این سازمان که در حوزه دارو فعالیت می‌نماید، سازمانیست چندملیتی که در بیش از ۱۸ کشور شعبه دارد. LLY نیز درب‌های بخش تحقیق و توسعه خود را گشوده و از دانشمندان سراسر دنیا دعوت نموده تا ایده‌های نوین خود را با سازمان به اشتراک گذارند. اپل از نظر ایجاد تغییرات سازنده، یکی از موفق‌ترین سازمان‌های دنیا بوده است. در میان همه تغییرات و توسعه‌هایی که در ابعاد مختلف سازمان رخ داده، ایجاد تنوع منحصر به فرد در محصولات و ورود به بازارهای جدید توجه بیشتری را به خود جلب نموده است.
  • در حالی که در طول بیش از دو دهه، اپل در حوزه محدودی از بازار به طراحی، تولید وارائه رایانه می‌پرداخت. در دهه اخیر اپل در صنایع مختلفی مانند سخت‌افزار، نرم‌افزار، موسیقی، ویدئو، ارتباطات و نشر کتب الکترونیکی موفقیت‌های چشم‌گیری کسب کرده است. اپل توانایی زیادی در خلق ایده‌های نو با استفاده از طراحی هوشمند و مشارکتی وبه کارگیری روش نوآوری باز دارد.
  • اینوسنتیو یک بستر نوآوری باز در کشور آمریکا است و وظیفه‌اش مرتبط ساختن جستجوگران حل‌کنندگان (به عنوان واسط) است و یک مجمموعه خلق شده از شرکت بزرگ داروسازی Eli Lilly می‌باشد که در حوزه نوآوری باز و جمع‌سپاری پیشگام بوده و سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا اعم از کارکنان، مشتریان، شرکا و نیز بازار بزرگ جهانی حل مسئله، مرتفع کنند. اینوسنتیو، مسائل طرح شده توسط مشتریانش را در شبکه‌ای از متخصصان حوزه‌های مختلف دانش جمع‌سپاری می‌کند تا نسبت به ارائه راه حل اقدام کنند و در مقابل، حل‌کنندگان نیز در ازای راه‌حل‌هایی که توسط مشتریان پذیرفته می‌شوند، پاداش دریافت می‌کنند.
  • شرکت ایرباس نیز به تازگی اعلام نمود که ۱۵۰ میلیون دلار را برای تأسیس یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر در نظر گرفته و یک مدیر اجرایی از شرکت گوگل را استخدام نموده تا مرکز جدیدی را در Silicon Valley اداره نماید.
  •  شرکت استارت‌اویل نیز با بهره‌گیری از درگاه دریافت ایده، محرک‌های نوینی را برای راه‌حل‌ها و چالش‌های خود به ارمغان آورد و با بیان نمودن چالش‌ها به منظور یافتن شرکای نوآوری بالقوه، رویکرد نوآوری باز را مطرح کرد. شل در مقایسه با شرکت استارت‌اویل از یک سامانه‌ی تحول‌آفرینان استفاده کرد که این سامانه، بازاریابی ایده‌های خارج از سازمان در حوزه انرژی را با تکیه بر ابزار شبکه‌های اجتماعی و یا نرم‌افزارهای ارتباطی، جمع‌آوری و توزیع، امکان‌پذیر می‌ساخت. شرکت شل با این کار، سعی در ایجاد شبکه‌ای از شرکای بالقوه تجاری داشت.
    تجربه‌های موفق در پیروی از رویکرد باز به نوآوری گواهی بر این امر است که این رویکرد در بافت اقتصاد کشور نه تنها قابل اجرا، بلکه مزیت‌آفرین است. البته فرآیند گذار به نوآوری باز باید به خوبی مدیریت شود و این کار با آزمون و خطا شدنی نیست. بکارگیری آموزه‌های نوین علم مدیریت نوآوری در این زمینه می‌تواند بسیار راه‌گشا باشد.

۴- معایب نوآوری باز
به هر حال نوآوری باز در کنار همه مزایایی که دارد، دارای معایبی نیز می‌باشد، که از آن بین می‌توان به موارد زیر اشاره نمود :
۱- هزینه‌های جستجو و آزمودن راه‌حل‌های مختلف ممکن است بالا باشد. در واقع، این هزینه‌ها و زمتان لازم به ندرت کم است.
۲- با افزایش تعداد راه حل‌ها، امکان انتخاب هر راه حل کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی ممکن است برخی از شرکای بالقوه ممکن است از مشارکت نامید گردند. چنین شرکایی ممکن است وارد شراکت با بنگاه‌ها و سازمان‌های با مدل نوآوری بسته‌تری شوند که احتمال همکاری درازمدت را افزایش می‌دهد.
۳- در مورد قبلی، همکاری‌های تکرار شونده بر شکل‌گیری اطمینان از رفتار درستکارانه اثرگذار است. مسئله‌ای که در نوآوری باز به نسبت ضعیف‌تر است.
۴- افزایش تعداد شرکا، مسئله هماهنگی و کنترل را پیچیده‌تر می‌سازد که می‌تواند هزینه‌ها و ریسک‌های سازمانی را افزایش می‌دهد.
وجود این معایب در کنار مزایایی که پیش از این برشمرده شد، نیاز به ایجاد توازن و تحلیل دقیق هزینه و فایده‌های استفاده از نوآوری باز را می طلبد. در مواردی که این امکان فراهم است تا با تعریف پروژه‌های کوچک و ضمن دادن اختیار، با سطوح پایین کنترل و پیچیدگی از منابع بیرونی متعدد استفاده نمود، مدل نوآوری باز مناسب است. اما در مواردی که کنترل و پیچیدگی‌های بالایی را رد بر دارد، بهتر است با شرکای محدودی طرح‌های نوآورانه را دنبال نمود.

۵- فاکتورهای کلیدی برای یک نوآوری باز موفق
عموماً تصور می‌شود راز ایجاد یک نوآوری باز موفق، داشتن یک ایده ناب جدید و یا یک استارت‌آپ موفق و به روز است با این حال ایجاد یک نوآوری باز موفق بسیار پیچیده‌تر از داشتن موارد ذکر شده است. شرکت‌های موفق در این زمینه علاوه بر توجه به ایده، فاکتورهای لازم را برای پروسه ایجاد تا استقرار آن در نظر می‌گیرند که از جمله مهمترین آنها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود.

monitoreconomy_ir-open-innovation-04

۶- نوآوری باز در شرکت‌های کوچک و بزرگ
امروزه بسیاری از شرکت‌های کوچک و متوسط با شرایط سختی در بازار مواجه شده‌اند. بحران اقتصادی، شرایط تحریم و بن‌بست‌های موجود، وضعیت مالی را در بسیاری از شرکت‌های کوچک و متوسط -به‌ویژه در صنایعی که تولیدکنندگان خارجی با هزینه تولید پایین به آن ورود می‌کنند و تهدیدی برای حیات این شرکت‌ها هستند- تضعیف کرده است. اگرچه شرکت‌های کوچک و نوپای با فناوری بالا همچون شرکت‌های دانش‌بنیان در حوزه فناوری‌های نانو، از فناوری‌های پیشرو و ارزشمندی برخوردارند؛ اما اغلب این شرکت‌ها زیرساخت‌های تولید یا توان بازاریابی صحیح و یا کانال‌های توزیع برای تبدیل این فناوری‌ها به یک کسب ‌و کار موفق و سودآور را ندارند. در این هنگام، شرکت‌های کوچک و متوسط در تمایز بخشیدن به محصولات و یا تغییر مدل کسب ‌و کارشان با محدودیت‌های متعددی مواجه می‌شوند ؛ درنتیجه این شرکت‌ها باید با شرکای بیرونی همکاری کنند تا بتوانند با موفقیت نوآوری و توسعه محصول انجام دهند، منابع درآمدی جدید به دست آورند و به موقعیت سودآوری در چشم‌انداز رقابتی برسند.
بررسی‌های گسترده این موضوع را تأیید می‌کند که اغلب شرکت‌های کوچک و متوسط بیشتر از شرکت‌های بزرگ با شرکای نوآوری بیرونی همکاری می‌کنند. نتایج اخیر برنامه پایش نوآوری در جوامع در بلژیک نشان می‌دهد که به‌طور متوسط، شدت نوآوری باز در شرکت‌های کوچک و متوسط در مقایسه با شرکت‌های بزرگ (با بیش از ۲۵۰ نفر کارکنان)، بسیار بالاتر است. این نتایج نشان می‌دهد که نوآوری باز برای شرکت‌های کوچک‌تر از اهمیت نسبی بیش‌تری برخوردار است.
بسیاری از شرکت‌های کوچک (در صنایع با فناوری بالا) برای توسعه و تجاری‌سازی فناوری خود نیازمند همکاری با شرکت‌های بزرگ هستند. شرکت‌های کوچک نیازمند دارایی‌های مکملی هستند که عمدتاً در شرکت‌های بزرگ و جاافتاده وجود دارند. شرکت‌های بزرگ می‌توانند بدون نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه بالا، با بهره‌گیری از قابلیت‌های خود از جمله مقیاس بزرگ تولید، برند و یا سامانه‌های توزیع، فناوری‌های جدید را تجاری کنند.
در سال‌های اخیر در ادبیات نوآوری به وابستگی شرکت‌های کوچک و متوسط به شرکت‌های بزرگ برای خلق ارزش از فناوری توجه شده است. به‌ عنوان ‌مثال، شرکت‌های کوچک و متوسط، به ‌واسطه کمبود قدرت نفوذشان، به‌ ویژه در همکاری با شرکت‌های بزرگ، توانایی محدودی در کسب سود از مالکیت فکری خود دارند. مثلاً در ایالات ‌متحده آمریکا، متوسط هزینه دادگاه برای هر یک از طرفین دعوی در مورد نقض قوانین ثبت اختراع، حداقل به ۵۰۰٬۰۰۰ دلار می‌رسد که این مبلغ برای شرکت‌های بزرگ قابل‌توجه نیست. درحالی‌که شرکت‌های کوچک و متوسط توان پرداخت چنین مبالغی را ندارند.
البته در کنار مزیت‌های فوق، این امکان وجود دارد که شرکت‌های کوچک‌تری که با شرکت‌های بزرگ و جا افتاده همکاری می‌کنند، به آن‌ها وابسته شوند؛ به طوری که سودآوری یک شرکت کوچک که لیسانس فناوری خود را به یک شرکت بزرگ واگذار نموده است، به تصمیمات و اقدامات استراتژیک شرکت بزرگ گره بخورد. این وابستگی استراتژیک باعث می‌شود که شرکت‌های کوچک آسیب‌پذیر شوند. شکل‌گیری نوآوری باز بین شرکت‌های بزرگ و کوچک، تنها زمانی ثمربخش است که روابط بین آن‌ها مبتنی بر اعتماد باشد و منافع متقابلی با خود به ارمغان آورد. خوشبختانه، همکاری‌های موفق شرکت‌های بزرگ با شرکت‌های کوچک برای ارائه محصولات نوآورانه، روزبه‌روز در حال رشد است. علاوه بر این، فرصت‌های بسیار بیشتری برای همکاری بین شرکت‌های بزرگ و کوچک وجود دارد.

منابع

فارسی:
۱- مجموعه مقالات منتشر شده پیرامون نوآوری باز در سایت‌ مجمع بین‌المللی اقتصاد نانو
۲- هاشمی‌دهقی، زهرا (۱۳۹۳) نوآوری باز و ضرورت پیاده‌سازی آن در سازمان‌ها. نشریه صنعت و دانشگاه، دوره ۷، شماره ۲۵
لاتین :

۳- Chesbrough, H. W. (2003). Open innovation: the new imperative for creating and profiting from technology. Boston

۴- Herzog, P. (2011). Open and Closed Innovation, Different Cultures for Different Strategies. Germany.

۵- http://www.slideshare.net/dsalampasis/open-innovation-past-present-and-future-aspects

۶- Jeon, J.-H.; Kim, S.-K.; Koh, J.-H (2015). Historical review on the patterns of open innovation at the national level: The case of the roman period. J. Open Innov. Technol. Mark. Complex. 1, 1–۱۷

۷- Tidd, J., ed. (2013). Open Innovation Research, Management and Practice, Series on Technology Management: Volume 23, Imperial College Press, London

۸- Wolpert, J. D. (2002). Breaking out of the innovation box. Harvard Business Review, 80(8):77-83.

نظر بدهید