اصطلاح «مزیت عقب ماندگی»، مفهومی به ظاهر متضاد و ابهام انگیز است. چرا که عقب ماندگی فاقد مزیت است، لذا بکارگیری این اصطلاح ، بیشتر به طنز شباهت دارد. اما این مفهوم حاوی نکات فنی و تامل انگیز فراوانی است که باید مورد بازشناسی قرار گیرد. در این یادداشت به تبیین ابعادی از این امر پرداخته می شود.

۱- عقب ماندگی چه مزیتی دارد؟
عقب ماندگی بخودی خود فاقد هیچگونه مزیت است. اما عقب ماندگی، متضمن فرصتهای بالقوه برای رشد و توسعه اقتصادی- اجتماعی است که بهره‎گیری از آن «مزیت ساز» است:
– عقب ماندگی اقتصادی دلالت بر وجود ظرفیت‎های خالی در کشور دارد و این امر زمینه بالقوه مناسب را برای نیل به رشد مستمر و بالا فراهم می آورد.
– در عقب ماندگی اقتصادی، میزان مصرف جامعه محدود است و از اینرو آحاد جامعه بخشی از در آمد محدود را پس انداز می نمایند. از اینرو می توان نسبت به تجهیز منابع داخلی اقدام نمود.
– در عقب ماندگی اقتصادی، ظرفیت‏های بالقوه فراوانی (منابع انسانی، طبیعی و….) وجود دارد و این امر فرصت‎های مناسبی را برای جذب سرمایه خارجی ، انتقال فناوری و افزایش ظرفیت‎های اقتصادی و بهبود وضعیت اشتغال فراهم می سازد.
– جذب سرمایه خارجی محتاج بهبود زیر ساختهای سخت (خدمات زیر بنایی همچون آب. برق. راه ارتباطات و …) و زیر ساختهای نرم (آموزش و بهداشت) است. لذا در راستای بستر سازی برای جذب سرمایه گذاری خارجی، زیر ساختهای مورد نیاز نیز تامین می شوند.

۲- بهره‎گیری از اصل مزیت عقب ماندگی در چه کشوری ظهور و بروز داشته است؟
کشورهای مختلفی در جهان بوده‎اند که نتوانسته‎اند در خصوص فرصتهای عقب ماندگی «مزیت سازی» نمایند، لذا همچنان در مدار عقب ماندگی قرار دارند. اما کشورهای دیگری نیز توانسته‎اند نسبت به این امر مزیت سازی کرده و از مدار توسعه نیافتگی عبور نمایند و دارای بهبودهای اساسی در وضعیت شاخصهای کلان اقتصادی گردند. کشور چین را می‎توان بعنوان یکی از کشورهای موفق و نمونه در راستای بهره‎گیری از عقب ماندگی اقتصادی و مزیت سازی‎های مربوطه قلمداد کرد.

۳- سیر تحول شاخصهای کلان اقتصادی در چین چگونه بوده است؟
کشور چین در عصر مائو (۷۶-۱۹۴۹) دارای وضعیت نامناسب اقتصادی و عقب ماندگی مفرط بود. یکی از اصلی ترین نمادهای عقب ماندگی و رکود کشور چین را می‎توان در وضعیت «فقر» جستجو کرد.
بر اساس شاخص بانک جهانی از فقر، کسانیکه دارای در آمد روزانه کمتر از ۹۰/۱ دلار و یا ۱۰/۳ دلار هستند، در فقر مطلق بسر می برند. در عصر مائو، بیش از ۸۰۰ میلیون نفر( بر اساس درآمد روزانه ۹۰/۱ دلار) و بیش از ۹۰۰ میلیون نفر (بر اساس درآمد روزانه۱/۳ دلار) از جمعیت حدود یک میلیارد نفری در فقر مطلق بسر می‎بردند. در این دوران بر اثر قطحی و کمبود مواد غذایی به سبب وضعیت‎های آب و هوایی و سیاست گذاری‎های دولت، حدود ۴۰ میلیون نفر جان دادند.

اما بر اثر تغییر در سیاست‎گذاری‎های‎‎اقتصادی ،مزیت سازی و تعامل جهانی، وضعیت کشور چین متحول گردید. وضعیت شاخص فقر در سالهای ۱۹۹۰،۲۰۰۰، و ۲۰۱۰در جدول ذیل نشان داده شده است.

1-950523

اصلی ترین دلیل کاهش فقر در کشور چین، به «عقلانیت» و «کارکردهای نوین» نخبگان سیاسی چین در خصوص بهره‏گیری از «مزیت عقب ماندگی» بازگشت داشته است. بدین معنی که انها توانستند با تجهیز منابع داخلی و جذب سرمایه گذاری خارجی، تغییرات شگرفی در میزان تولید ناخالص داخلی، در آمد سرانه، صادرات کالا بوجود آورند. جدول ذیل سیر تحول را نشان می‏دهد.

2-950523

صادرات کالا در عصر مائو، حداکثر بالغ به ۲۰ میلیارد دلار می‎گردید، اما در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۲۱۴۲ میلیارد دلار جهش یافته است. در آمد سرانه در عصر مائو حدود ۲۸۰ دلار بود، اما در سال ۲۰۱۵ به ۷۹۲۴دلار جهش پیدا کرده است.
۴- ج. ا. ایران و مزیت عقب ماندگی
ج ا. ایران در میان دسته بندی کشورهای با درآمد متوسط رو به پایین قرار دارد. لذا بایدهرچه سریعتر از این دسته خارج شده و به دسته بالاتر صعود نماید. برای این امر دارای شاخصهای مناسبی در حوزه های آموزش، بهداشت، خدمات زیر بنایی، نیروی انسانی، منابع طبیعی می باشد. اما در فرآیندبهره برداری از زیر ساختها سخت و نرم در جهت رشد اقتصادی بالا دارای وضعیت مناسب نیست. بدین معنی‏که متوسط رشد اقتصادی سالهای ۹۴-۱۳۸۴ تنها بالغ بر ۶/۲ درصد بوده است که تناسب لازم را با امکانات و زیر ساختهای مذکور ندارد. کشورهایی که توانسته اند از مزیت عقب ماندگی بهره‎گیری نمایند، در طی/ یک دهه دارای رشد اقتصادی ۷-۶ درصدی بوده‎اند. این امر موجب شده است که حجم تولید ناخالص داخلی این قبیل کشورها بعد از یک دهه، دو برابر شود. لذا برای بهره‎گیری از مزیت عقب ماندگی‎های موجود باید در سه محور اساسی ذیل تمرکز پیدا کرد:
– اصلاح سیاست گذاری‎ها
– تمرکز بر مزیت سازی در جهت تبدیل مزیت های نسبی به مزیت های رقابتی
– بهبود تعامل بین المللی

نظر بدهید