مدل رانت خواری و رشد اقتصادی

0
397

رانت به جهت اقتصادی به درآمدهایی اطلاق می شود که بدون زحمت یدی و فکری حاصل می شود. به عبارت دیگر رانت امتیازی انحصاری است که به دور از هرگونه رقابت نصیب برخی از افراد می‌شود. «رانت‏جویی» نیز کنشی است در جهت کسب رانت. در این فرآیند فرد یا افرادی که از وجود زمینه‏های رانت مطلع اند به کسب آن مبادرت می‏کنند و به دلیل آنکه فعالیتی کم زحمت و پر سود است طرفداران زیادی پیدا می کند. در رانت‏جویی، شخص یا گروهی صاحب نفوذ، در صدد تحصیل سود ویژه به بهای تمام شدن هزینه آن به حساب جامعه هستند.
به طور کلی مباحث متعددی در مورد رابطه بین رانت‌جویی و رشد مطرح شده است که آثار مختلف رانت بر رشد را نشان می‌دهد. در ادامه یکی از ساده‌ترین مدل‌های رانت را که در کتاب اقتصاد کلان پیشرفته نوشته رومر(۱) (۲۰۰۶) آمده است را ارائه می‌نماییم:
تشریح مدل صیادی یا لاشخوری
در این مدل فرض می‌شود که در اقتصاد دو گروه فعال اقتصادی وجود دارند: (۱) تولیدکنندگان و (۲) رانت‌خواران و صیادان(۲). گروه دوم مترصد آنند که به طرق قانونی یا غیرقانونی، تولید تولیدکنندگان را از آن خود کنند. به همین دلیل تولیدکنندگان برای حفاظت از دستاوردهای تولیدی خودشان، بخشی از منابعشان را به حفاظت(۳) اختصاص می‌دهند. در این مدل فرض می‌شود هر فرد یک واحد زمان در اختیار دارد. (این یک واحد زمان ممکن است یک عمر باشد) و این واحد زمان را می‌تواند به تولید اختصاص دهد. همچنین فرض می‌شود رابطه تولید با منابع، یک به یک است؛ یعنی اگر یک واحد زمان به بخش تولید اختصاص داد، یک واحد محصول به‌دست می‌آورد.
فرد می‌تواند یک واحد زمان در اختیار خود را به فعالیت‌های رانت‌خواری نیز اختصاص دهد. تولیدکنندگان، درصدی از یک واحد زمانی را که در اختیار دارند (که در این‌جا با f نشان داده می‌شود) صرف حفاظت از تولیداتشان می‌کنند و میزان باقی‌مانده را -که برابر با (۱-f) درصد است- را صرف تولید می‌کند. و با توجه به رابطه یک به یک بیت تولید و عوامل، آن چیزی که هر تولیدکننده به‌دست می‌آورد، نهایتاً (۱-f) خواهد بود (یعنی تولید او برابر با (۱-f) خواهد بود).
البته بخشی از این مقدار (۱-f)، نصیب رانت‌جو می‌شود. زیرا علی رغم وجود نگه‌بانی و حفاظت، باز هم ممکن است که رانت‌جویان از دسترج تولیدکننده استفاده کنند. میزان استفاده رانتجویان از تولید را با L نشان می‌دهیم. بازخورد این L به دو عامل بستگی پیدا می‌کند: اولاً تابعی است از f و ثانیاً تابعی است از نسبت رانت جوها به کل جمعیت (R) لذا خواهیم داشت: L(f,R).
این مدل درصدد پاسخ به این سؤالات است:
به طور کلی مقدار f چگونه تعیین می‌شود؟
درصورتی که تعداد رانت‌جویان افزایش یابد، چه تغییراتی در f مشاهده خواهد شد؟
نقطه تعادل بین تعداد رانت‌جویان و تولیدکنندگان کجاست؟ به عبارت دیگر در چه زمانی هیچ تولید کننده‌ای تمایلی برای تبدیل شدن به یک رانت‌خوار را ندارد؟
اگر اقدامات ضدرانت‌جویی افزایش داده شود، R چگونه تغییر می‌کند؟ به عبارت فنی، آیا در افزایش یا کاهش نسبت رانت‌جویان به کل جمعیت (R)، ضریب فزاینده وجود دارد؟منطقاً، هرچه f (حفاظت) بیشتر شود، L (حجمی از تولید که در اختیار رانت‌خواران قرار می‌گیرد) کاهش می‌یابد؛ لذا خواهیم داشت: یعنی Lf ≤ ۰(مشتق جزئی L نسبت به f منفی است). همچنین اگر نسبت رانت‌جوها (R) افزایش پیدا کند، L هم افزایش پیدا می‌کند و در نتیجهLR≥ ۰خواهد بود. در مورد مشتقات دوم تابع L نیز در این مدل فرض می‌شود که اینجا فرض شده است که منفعت محافظت کاهنده است. یعنی هرچه f بیشتر و بیشتر شود، منفعتی که از f به‌دست می‌آید کمتر می‌شود. لذا Lff ≥ ۰. به عبارت دیگر رابطه L و  f به صورت زیر خواهد بود.

predators-04

از سوی دیگر هرچه نسبت رانت‌خواران افزایش یابد، عایدی که نصیب آن‌ها می‌شود؛ کمتر می‌شود یعنی مشتق دوم L نسبت به (R (LRR منفی است. یعنی LRR≤ ۰

predators-06

در مورد مشتق تقاطعی L ( یعنی LfR) نیز از آن جا که زمانی که نسبت رانت‌جویان (R) افزایش پیدا کند، منفعتی که از محافظت به‌دست می‌آید افزایش پیدا می‌کند؛ LfR≤ ۰خواهد بود. خلاصه روابط مربوط به مشتقات تابع L در زیر آمده است:

predators-08

در این جا ذکر این نکته نیز ضروری است که L(f,0)=0 یعنی اگر هیچ رانت‌جویی وجود نداشته باشد، هیچ سهمی به رانت‌جویان اختصاص پیدا نمی‌کند.
برای تحلیل این مدل ابتدا به بررسی این مطلب می‌پردازیم که چه میزان از تولید در اثر فعالیت‌های رانت جویی در اقتصاد از بین می رود. به بیان دیگر تولیدکننده‌ها در اثر فعالیت‌های افراد رانت‌جو چه میزان از تولید خود رراز دست می‌دهند. برای این کار کل تولید تولیدکنندگان را می‌سنجیم. هر تولیدکننده به‌صورت منفرد(۴) بخشی از تولید خود را از دست می‌دهد؛ این مقدار برابر است با حاصل‌ضرب سه عبارت: -(۱-R).N.(1-f) توضیح آن که اگر کل جمعیت با N نشان داده شود، تعداد کل تولیدکنندگان برابر است با:  -(۱-R).N

predators-09

از آنجا که هرکدام از این تولیدکنندگان به میزان (۱-f) تولید می‌کنند لذا مقدار کل تولید برابر خواهد بود با: -(۱-R).N.(1-f)

درصدی از تولید که عاید رانت‌جویان می‌شود و به عبارت دیگر سهمی از تولید که کل تولیدکنندگان از دست می‌دهند برابر خواهد بود با:

با تقسیم این مقدار بر N مقدار کل تولیدی که تولیدکنندگان به ازای هر فرد در اقتصاد از دست داده‌اند به دست می‌آید:  از منظر دیگر می‌توان سهم هر رانت‌جو را تعریف نمود. عایدی هر رانت‌جو برابر است با T تقسیم بر تعداد کل رانت‌جویان :
در این جا اشاره به این نکته ضروری است که درآمد هر تولیدکننده برابر با (۱-L)(1-f)  خواهد بود و مقدار کل تولیدی که به ازای هر تولیدکننده از دست می‌رود نیز برابر است با:
با توجه به مباحث مقدماتی مطرح شده در ادامه به تحلیل مدل می‌پردازیم. اولین سوالی که مطرح می‌شود این است که هر فرد چه مقدار از منابع در اختیار خود را صرف محافظت می‌کند؟ طبق آموزه‌های اقتصاد خرد، آن مقدار از منابع صرف محافظت می‌شود که درآمد فرد (همان تولید) را حداکثر کند زیرا درآمد او به f بستگی دارد. لذا مقدار بهینه محافظت را از فرایند حداکثرسازی درآمد به‌دست می‌آوریم. f به‌گونه‌ای انتخاب می‌شود که این عبارت حداکثر شود:
با مشتق گیری خواهیم داشت:
سمت چپ معادله فوق درصد تغییر در (۱-L) به ازای یک واحد تغییر در f و سمت راست قدرمطلق تغییرات در (۱-f) به ازای یک واحد تغییر در f را نشان می‌دهد.
اگر f افزایش پیدا کند دو اتفاق می‌افتد: اول آن که (۱-f) یعنی مقدار تولید فرد کم می‌شود و درآمد فرد کاهش می‌یابد. دوم آن‌که اگر f افزایش یابد، L کاهش می‌یابد و در نتیجه (۱-L) افزایش می‌یابد. معادلع فوق نشان می‌دهد در جایی درآمد تولیدکننده حداکثر می‌شود که اگر بخواهد f را یک واحد تغییر دهد، درصد افزایش در (۱-L) با درصد کاهش در (۱-f) برابر باشد (اندازه قدرمطلقی).
در این زمینه سوال دیگری نیز مطرح است و آن این‌که اگر R (نسبت رانت‌جوها) افزایش پیدا کند، f چگونه تغییر می‌کند؟
برای پاسخ سوال، باید از معادله I دیفرانسیل کلی بگیریم. توجه داریم که f تابعی از R نیز می‌باشد. نتیجه دیفرانسیل کلی به صورت زیرخواهد بود:

این عبارت مبین آن است که اگر نسبت رانت‌جویان در اقتصاد افزایش پیدا کند، برای حداکثر کردن درآمد میزان منابعی که به حفاظت اختصاص داده می‌شود، افزایش می‌یابد.
حال به مسئله اصلی این مدل می‌پردازیم و آن این که چه تعداد از افراد به رانت‌خواری می‌پردازند و چه تعداد به تولید؟ به عبارت دیگر در اقتصاد تعداد رانت‌جویان (R) به چه صورت تعیین می‌شود؟ (اگر R مشخص شود، تعداد تولیدکنندگان (۱-R) نیز مشخص می‌شود.)
طبق اطلاعات اقتصاد خرد می‌دانیم که اگر درآمد تولیدکننده از درآمد رانت‌خوار بیشتر باشد (در مقایسه بین فردی)، تعداد تولیدکنندگان افزایش می‌یابد و بالعکس، اگر درآمد رانت‌جویی به ازای هر رانت‌جو(۵) از درآمد تولید به ازای هر تولیدکننده بیشتر شود(۶)، افراد به سمت رانت‌جویی سوق داده می‌شوند. لذا نقطه تعادل جایی است که درآمد رانت جویی به ازار هر رانت جو با درآمد تولید به ازا هر تولیدکننده برابر باشد. یعنی:

مقدار R حاصل از این تساوی R تعادلی (R*) است (نسبت تعادل رانت‌خواران). برای تبیین تعادل از، نمودارهای دو معادله بالا استفاده می‌کنیم.(۷)

با وجود پدیده رانت‌خواری، رشد اقتصادی کم می‌شود، زیرا اولاً افراد رانت‌خوار می‌توانستند تولیدکننده باشند (و در واقع اقتصاد تولید آن ها را از دست می‌دهد) و ثانیاً تولیدکنندگان به خاطر وجود رانت‌خواران بخشی از منابعشان را به حفاظت تخصیص می‌دهند. اگر رانت‌خواران وجود نداشتند، مقدار تولید اقتصاد برابر با N می‌شد در حالی که با وجود رانت‌خواری میزان تولید
(۱-R)N.(1-f) می‌باشد. لذا مشخص است که رانت‌خواری، رشد اقتصادی را کم می‌کند.
همانطور که در نمودار زیر مشخص است هر چه درآمد رانت‌جویان کمتر شود (و تایع درامد آن ها به پایین انتقال یابد) سطح R کاهش یافته و در نتیجه حجم تولید بیشتر می‌شود.

به عبارت دیگر اگر در اقتصاد، اقداماتی ضدرانت‌جویی دنبال شود (مثلا افراد رانت‌جو با خطر شناسایی شدن و توفیق اموال مواجه شوند) درآمد رانت جویان کاهش می‌یابد.. برای ساده کردن مطلب، فرض می‌کنیم درآمد مصادره شده از رانت‌جویاناز طریق دولت به صورت مساوی بین همه افراد توزیع می‌شود؛ لذا این اقدام بر منحنی درآمد تولید کننده تأثیر نمی‌گذارد و فقط منحنی درآمد رانت‌خوار را متاثر می‌کند و آنرا به سمت پایین چرخش می‌دهد یعنی در شکل فوق، نقطه تعادل از A به C منتقل می‌شود. در نقطه C هم درآمد مورد انتظار کم شده است و هم نسبت رانت‌جویان کاهش یافته است. نکته قابل توجه در این‌جا این است که اگر درآمد رانت‌جویی را به حالت قبل از اقدام برگردانیم؛ تعداد (نسبت) رانت‌جویان به نقطه اولیه خودش برنمی‌گردد (به نقطه B نگاه کنید) زیرا در این شرایط جذابیت رانت‌جویی کم شده است. در نتیجه می‌توان گفت یک اقدام ضدرانت‌جویی، تأثیر فزاینده‌ای در کاهش نسبت رانت‌جو دارد. با این اقدامات همچنین جذابیت تولید افزایش می‌یابد. لذا در اینجا (و در حالت معکوس یعنی حالتی که اقدامی در جهت رسواسازی رانت‌خواران صورت نپذیرد) یک اثر فزآینده(۸) داریم. عوامل دیگری نیز وجود دارد که این اثر فزاینده را تشدید می‌کند. وقتی R کاهش یابد طبعاً تولیدکننده‌ها،‌ منابع کمتری را برای محافظت تدارک می‌بینند لذا درآمد تولیدکننده افزایش می‌یابد و لذا جذابیت تولید افزایش می‌یابد.
زمانی که دولت‌ها، بحث رانت‌خواری را جدی نمی گیرند و قوانین چندان بازدارنده نیست. اثر فزاینده، برعکس عمل می‌کند. یعنی جذابیت تولید کاهش و جذابیت رانت‌خواری افزایش پیدا می‌کند. هرچه تعداد رانت‌خواران بیشتر شود، امنیت آنها نیز بیشتر می‌شود و این امر موجب افزایش فزاینده رانت جویی می‌شود به این امر اصطلاحا Safety in numbers گفته می‌شود. عامل دیگری که ضریب فزاینده را در جهت رانت‌جویی تشدید می‌کند، بحث «سرمایه» است. که البته به دلیل این که سرمایه وارد مدل ما نشده است نمی‌توانیم به صورت کمی اثر آن را نشان دهیم. در مجموع با اضافه شدن سرمایه به مدل اثر فزآینده تشدید می‌شود.
تابع تولید کاب ـ داگلاس را در نظر بگیرید که در آن سهم سرمایه برابر α و تولید نهایی سرمایه (MPk) برابر بااست (یعنی در حالتی که رانت‌خواری وجود نداشته باشد اگر k به میزان یک واحد اضافه شود، y به اندازه افزایش می‌یابد) در اقتصادی که رانت‌خواری در آن رواج دارد، تمام تولید نهایی نصیب تولیدکننده نمی‌شود. رانت‌جویان به میزان L از تولید را تصاحب می‌کنند. لذا آن فرد در تصمیم‌گیری‌ خود برای تولید و سرمایه‌گذاری L را لحاظ می‌کند. لذا می‌توان گفت در اقتصادی که رانت‌خواری وجود دارد، نقطه تعادلی MPk=r* نیست بلکه(در اینجا فرض سهولت انتقال سرمایه بین کشورها در نظر گرفته شده است و لذا نرخ بهره به‌صورت جهانی تعیین می‌شود).
α و r* برای همه کشورها ثابت است. لذا اگر L افزایش یابد،  کم می‌شود. یعنی در کشورهایی که رانت‌خواری بیشتر است، نسبت سرمایه به تولید در آن کشورها پایین‌تر بوده و سرمایه کمتری شکل گرفته و لذا انباشت سرمایه هم کم می‌شود و در نتیجه رشد اقتصادی کم می‌شود (این پدیده یکی از موارد اثر فزآینده است).

جمع‌بندی

همانطور که بیان شد رانت‌ موجب کاهش رشد اقتصادی می‌شود و به همین جهت لازم است که دولت‌ها اقدامات کافی برای کاهش رانت‌خواری را در دستور کار خود قرار دهند.
در مورد اثرات رانتخواری بر تولید مدل های مختلفی ارائه شده است. عمده تحلیل ها و مدل‌های ارائه شده یک سطح تعادلی از رانت را مجاز تلقی می‌کند و یا حداقل رخ‌دادن آن سطح را ناگزیر می‌داند. در مدل فوق سطحی از رانت‌جویی رخ می‌دهد که درآمد رانت‌جویی به ازا هر رانت جو را برابر با درآمد تولید به ازا هر تولید کننده نماید. در واقع در این نوع مدل‌ها نگرش کارکردگرایانه به رانت وجود دارد و قضاوت ارزشی مستقیم در مورد رانت‌جویی ارائه نمی‌شود. در حالی که قضاوت ارزشی می‌طلبد  که هیچ سطحی از رانت وجود نداشته باشد.
پدیده رانت در اقتصاد ایران، بسیار فراتر از تحلیل ارائه شده در این نوشتار است و پرداختن به آن و اثرات آن بر رشد اقتصادی ایران و سایر متغیرهای اساسی نیازمند تحلیل مجزایی است.

پی‌نوشت:
۱) Romer
۲) Predators
۳) Protection
۴) per-person
۵) income Per Predator
۶) income Per Producer
۷) سمت چپ معادله فوق نسبت به R نزولی است. زیرا اگر R افزایش یابد f نیز افزایش یافته و در نتیجه (۱-f) کاهش می‌یابد. از طرف دیگر با افزایش R میزانL نیز افزایش و لذا (۱-L) کم می‌شود. در نتیجه نمودار منحنی درآمد تولیدکنندگان نسبت به R نزولی خواهد بود. در معادله سمت راست نیز، اگر R افزایش یابد f نیز افزایش یافته و در نتیجه (۱-f) کاهش می‌یابد. از سوی دیگر  ((۱-R))/R L آن بخش متعلقه به رانت‌خواران است و از آن جا که منابع ثابت است؛ با افزایش R سهم هر رانت‌خوار کاهش می‌یابد. لذا این منحنی نیز نزولی است. البته همانطور که در نمودار مشخص است منحنی درآمد رانت‌خواران با شیب بیشتری کاهش می‌یابد. زیرا از یک سو منابع ثابت است و از سوی دیگر اگر نسبت R زیاد شود، تولید تولیدکنندگان کمتر می‌شود. زیرا باید بخش بیشتری از منابع خود را  جهت حفاظت تخصیص دهند. اگر R=1 (همه افراد طبقه رانت‌خوار باشند) باشد، چیزی تولید نمی‌شود و درنتیجه درآمد رانت‌خواران صفر می‌شود.
۸) Multiplier effect

نظر بدهید