الزامات نوآوری

0
442
Inspiration concept crumpled paper light bulb metaphor for good idea

چه عواملی باعث می‌شود تا شرکت‌های دیگر از روش‌ها و ویژگی‌های خود یاد بگیرند؟ این سوال تشکیل هسته یک مطالعه چند ساله که شامل مصاحبه، کارگاه‌ها، و نظرسنجی‌ها بیش از ۲۵۰۰ مدیران اجرایی در بیش از ۳۰۰ شرکت را داد (نمودار ۱). مجموعه ای از هشت ویژگی ضروری برای هر شرکت بزرگ که در محصول، فرآیند یا کسب و کار نیاز به نوآوری دارد، وجود دارد.
از آنجا که نوآوری شرکت مستلزم مجموعه‌ای از شیوه‌های میان‌بر و فرآیندهایی برای ساختار، سازماندهی، و تشویق آن است؛ در نتیجه الزامات در این مقاله شرح تشکیل چنین سیستم عامل می‌باشد (جدول ۲).  در این گزارش به بررسی ۸ الزامات جهت نوآوری با انجام مصاحبه و نظر سنجی از بیش از ۲۵۰۰ مدیر اجرایی در بیش از ۳۰۰ شرکت پرداخته شده است.

نمودار ۱.درصد پاسخ دهندگان توسط چارک عملکرد  ۸ الزامات نوآوری(جامعه آماری: ۶۲۳ نفر)۱

جدول۱.الزامات نوآوری

مطمئن شوید که هیچ فرمول اثبات شده برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد، به ویژه هنگامی که پای نوآوری در میان باشد. در حالی که در مطالعه حاضر با ارائه شاخص‌های قوی یک رابطه علت و معلولی بین ویژگی‌هایی که پاسخ‌دهندگان گزارش و شرکت‌های مورد مطالعه سنجی وجود دارد. در اینجا آمار شرح داده شده تنها می‌تواند ارتباط را اثبات کند. با این حال ما به شدت معتقدیم که اگر شرکت‌های همگون  این الزامات را با توجه به چارچوب خاص خود، قابلیت‌ها، فرهنگ سازمانی، و تمایلی که به ریسک دارند، رعایت کنند، می‌توانند نوآوری را بهبود ببخشند. بنابراین در عصر دیجیتال، شرکت‌ها باید برای موفقیت در نوآوری استراتژیک خلاق، اجرایی، و عوامل سازمانی مناسب را در راستای برنامه های خود قرار دهند.

الزامات نوآوری

۱) اشتیاق داشتن
در یک محیط سازمانی، بسیاری از مدیران اجرایی به این نتیجه رسیده‌اند که حتی کلمات الهام بخش اغلب کافی نیستند، صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از اوقات آنها تکرار می‌شود. این امر برای ترکیب آرمان‌های سطح بالا با برآورد ارزش نوآوری برای رسیدن به اهداف مالی رشد تولید کمک می‌کند. تعیین کمیت “هدف نوآوری برای رشد” و بخش صریح و روشن از برنامه‌های استراتژیک آینده، کمک می‌کند تا اهمیت و پاسخگویی برای نوآوری محکم گردد. در نتیجه باید هدف خود را به اندازه کافی بزرگ (برای وادار کردن مدیران برای سرمایه‌گذاری‌های نوآور در طرح کسب و کار) انتخاب کرد. اگر آنها می توانند با استفاده از تاکتیک های دیگر، کمتر مخاطره آمیز را اجرایی کنند تجربه ما نشان می دهد که آنها (کاملا عقلانی) خواهد بود.
با این حال، ایجاد یک انگیزه نوآوری به طور کامل کافی نیست. ارزش هدف باید به کسب و کار “صاحبان” مربوطه تقسیم شود و سازمان خود را پشت سرهم در قالب اهداف عملکرد و جدول زمانی قرار دهد.

۲)  انتخاب
دیدگاه‌های خلاقانه ارزشمند هستند، اما در مطالعه ما، بسیاری از شرکت‌ها با مشکل کمبود ایده‌های جدید مواجه هستند. در شرکت‌های بزرگ، این می‌تواند در ناپیوستگی بازار مشکل آفرین باشد، زمانی که حمایت از موج بعدی رشد ممکن است بیش از حد پرریسک به نظر برسد.
هنگامی که فرصت‌های تعریف شده، شرکت‌ها نیاز به شفافیت در یک فرایند دارند. این گرایش توسط یک فرایند تخصیص مجدد منابع کند تقویت شده است. تحقیقات ما نشان می‌دهد که یک شرکت به طور معمول تنها بخش کوچکی از منابع خود را در سال به نوآوری اختصاص می‌دهد.

۳) کشف
نوآوری یک نیاز عملی و متفاوت برای نوعی بینش است که مشتریان را در بازارهای جدید تحریک می‌کند. به عبارتی کشف نوآوری یک تکنولوژی است که قادر می‌‎سازد یک مدل کسب و کار به تولید بیشتر منجر شده و منجر به درآمدزایی این شرکت گردد.  شما می‌توانید استدلال کنید که تقریباً هر نوآوری موفق در تقاطع این سه عنصر رخ می‌دهد. شرکت‌های که به طور موثر جمع‌آوری، ترکیب، و “برخورد” آنها را به بالاترین احتمال موفقیت رسانده است.
این فرایند کشف، که فراتر از مرزهای یک شرکت به گسترش بینش مشارکت می‌کند، نیروی حیاتی از نوآوری است. چیزی که ما می‌توانیم اضافه کنیم این است که کشف تکراری است، و استفاده فعال از نمونه‌های اولیه می‌تواند به شرکت‌ها در جهت یادگیری آنها به عنوان توسعه، آزمون، اعتبار، و پالایش نوآوری کمک کند.

۴)  تکامل
کسب و کار مدل نوآوری که شامل تغییر اقتصاد از زنجیره ارزش، تنوع بخشیدن به جریان سود و  یا تغییر تحویل مدل نوآوری است، همواره یک بخش حیاتی از نمونه کارهای نوآوری قوی است.
شرکت‌های پیشرو در مبارزه با این گرایش در بعضی موارد با نگرانی‌های مواجه می‌شوند. آنها  بودجه خود برای کسب و کارهای جدید که در ساختار فعلی متناسب نیست را تغییر نمی‌دهند. آنها به طور مداوم موقعیت خود را در زنجیره ارزش، به دقت با توجه به مدل کسب و کار ارزیابی می‌کنند آنها با حمایت از طرح آزمایشی و آزمایش به دور از کسب و کار اصلی برای کمک به مبارزه با مفاهیم محدود انجام می‌دهد.

۵) شتاب دادن
در بسیاری از موارد، شرکت‌ها به سادگی در راه تلاش برای دریافت نوآوری هستند. واضح است که یک بوروکراسی برای حفظ تعادل در شرکت‌ها وجود دارد. با این حال همکاری متقابل کارکردی، چرخه یادگیری مداوم و مسیرهای تصمیم روشن ممکن است منجر به تضعیف نوآوری گردد.
برای شتا دادن در امر نوآوری یک شرکت به یک مدیر متصل به مسئول پروژه و مسئول بودجه، زمان برای ورود به  بازار نیاز دارد. علاوه براین، تیم پروژه باید کاملا در این زمینه حرفه‌ای باشند.
همکاری متقابل کارکردی می تواند به حصول اطمینان دخالت کاربر نهایی در سراسر فرایند توسعه کمک کند. در بسیاری از شرکت‌ها، نقش بازاریابی در این امر بسیار پررنگ می‌باشد.

۶)  مقیاس
برخی از ایده‌ها، مانند کالاهای لوکس و بسیاری از برنامه‌های گوشی‌های هوشمند، برای بازارهایی مقصد است. دیگران، مانند شبکه‎‌های اجتماعی، در مقیاس جهانی کار می‌کنند. باید اطمینان حاصل کردد که منابع و قابلیت‌ها برای خدمات جدید می‌تواند به سرعت در حجم و کیفیت مورد نظر تحویل داده شود. امکانات تولید، تامین‌کنندگان، توزیع‌کنندگان، و دیگران باید برای اجرای اجرای سریع و کامل آماده باشند.برای مثال، وقتی برای اولین بار از TomTom صفحه نمایش لمسی دستگاه های ناوبری آن، در سال ۲۰۰۴ راه اندازی شد. در سال ۲۰۰۶، خط TomTom از دستگاه‌های ناوبری قابل حمل فروش حدود ۵ میلیون واحد در یک سال به حجم سالانه به بیش از ۱۲ میلیون  تا سال ۲۰۰۸، رسید.

۷) گسترش
در چند سال اخیر، تقریبا اکثر شرکت‌ها در هر بخش اذعان دارند که نوآوری نیاز به همکاران خارجی دارد. جریانی از استعداد و دانش به طور فزاینده از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است. به این ترتیب، نوآوران سرعت نوآوری و کشف راه‌های جدید برای ایجاد ارزش برای مشتریان خود و شرکای اکوسیستم را افزایش داده‌اند.
همکاری‌های هوشمند با شرکای خارجی، فراتر از ایده‌ها و بینش‌های جدید است. این می‌تواند شامل به اشتراک‌گذاری هزینه و پیدا کردن راه‌های سریع‌تر در بازار باشد. به عنوان مثال، اجزای اولین آی پاد اپل تقریبا به طور کامل در خارج از شرکت توسعه داده شد. توسط مدیریت کار این مشارکت خارجی، اپل قادر به ارائه محصول قابل عرضه در بازار در تنها نه ماه بود.

۸) بسیج کردن
بهترین شرکت‌های راه‌هایی برای ایجاد فرهنگ سازمانی نوآوری در کارکنان پیدا کرده‌اند. به عبارتی آنها کلیه کارکنان را برای رسیدن به نوآوری بسیج می‌کنند. آنها اقدام به ایجاد انگیزه‌هایی برای ایجاد اتصالات تنگ در میان نوآوری، استراتژی، و عملکرد سازمانی می‌پردازند. در این شرکت‌ها رهبران نوآوری مسئولیت استفاده از مشوق‌ها و پاداش مناسب هستند.
روی هم رفته، این یک سیستم عامل ضروری برای نوآوری در ساختار و فرهنگ سازمانی یک شرکت را تشکیل می‌دهند.

نظر بدهید