موانع کارآفرینی در ایران

0
1793
Inspiration concept crumpled paper light bulb metaphor for good idea

در سطوح متعالی اهداف هر دولت و حکومتی در دنیا در مقوله اقتصاد، همواره می‌توان افزایش تولید و رشد بالای GDP را مشاهده نمود. این آرمان همه ساله با سیاست‌های مختلفی در حوزه‌های صنعت، کشاورزی و خدمات و … در حال پیگیری است. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همواره در جهت نیل به این موقعیت تلاش‌های خود را انجام داده است. از جمله راهکارهای بسیار مناسب و مدرنی که اکنون در کشورهای جهان در حال پیگیری است، مسئله‌ی کارآفرینی و تربیت نیروهای کارآفرین در سطوح مختلف و موقعیت‌های اجتماعی متفاوت در سطح کشور می باشد.

امروزه کارآفرینی نقش بسیار مهمی را در افزایش تولید و ثروت کشورها ایفا می‌کند. شاهد مثال این گفته مطالعات و بررسی‌هایی است که سازمان دیده بان جهانی کارآفرینی (GEM) انجام داده و در آن نشان داده که بین نرخ فعالیت‌های کارآفرینانه  و تولید ناخالص داخلی در کشوری مانند ایالات متحده به میزان ۵۷ درصد، همبستگی وجود دارد و این خود نشان از اهمیت و قابلیت این حوزه در افزایش رشد اقتصادی کشورها دارد.
در ایران نیز این موضوع مغفول واقع نشده و مخصوصا از جانب مقام معظم رهبری به کرات به آن اشاره و اهمیت آن مورد توجه واقع شده است. ایشان در دیدار با کارآفرینان در سال ۱۳۸۹  خاطر نشان می‌کنند که: «دو دلیل اساسی یعنی «آمادگی کشور برای جهش» و «فشار اقتصادی دشمنان»، ثابت می‌کندکه ایران، بیش از هر دوره‌ی دیگر به کار و کارآفرینی احتیاج دارد.» این مهم در ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در زمستان سال ۱۳۹۲ نیز مجددا مورد توجه قرار گرفته:« تأمین شرایط و فعال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط» و « تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزش افزوده، تولید ثروت، بهره‌وری، کارآفرینی، سرمایه گذاری و اشتغال مولد و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه».

وضعیت کنونی کارآفرینی در ایران:

بی شک لزوم حمایت از فعالیت‌های کارآفرینانه در کشور بر کسی پوشیده نیست. حال به مروری از وضعیت کارآفرینی در کشور پرداخته و سپس به بررسی موانع پیش روی کارآفرینی و آغاز به کار فعالیت بنگاه‌های کوچک پرداخته خواهد شد.
گروه GEM ایران در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران همزمان با کشورهای دیگر در سال ۱۳۹۲، در این حوزه به تحقیقی پرداخته و به صورت زیر می‌توان از وضعیت کشور در زمینه کارآفرینی مطلع شد:
شاخص کارآفرینی نوپا که بیانگر TEA فعالیت‌های کارآفرینانه‌ی نوظهور و جدید در بین جمعیت بالغ (۶۴-۱۸ سال) می‌باشد با ۲.۳ درصد افزایش به ۱۲.۳ درصد با رتبه ۲۹ در میان ۶۷ کشور افزایش یافته است. شاخص کارآفرینی تثبیت شده در ایران (درصد کارآفرینان با بیش از ۴۲ ماه سابقه فعالیت) برابر ۱۰.۵درصد ( با رتبه ۱۵) است. این شاخص مبین پویایی و پایداری کسب و کار می‌باشد. این شاخص در سال ۱۳۹۲ نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.(۱درصد)
شاخص “درک فرصت کارآفرینانه” که بیانگر شناسایی فرد از فرصت‌های محیط پیرامون خود در ۶ ماه آتی است، در سال ۲۰۱۳، از ۳۹ درصد (با رتبه ۳۵) به ۳۶.۹ درصد با رتبه ۴۰ (دربین ۶۷ کشور)کاهش یافته است.
شاخص “درک قابلیت کارآفرینانه”، که معرف خود کارآمدی کارآفرینانه است، از ۵۴% در سال ۲۰۱۲ (با رتبه ۲۶) به ۵۶.۵ درصد با رتبه ۳۴ افزایش یافته است.
شاخص قصد کارآفرینانه در کشور با ۳۳.۱۴ درصد و رتبه ۲۰در سال ۱۳۹۲ افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است و این بیانگر این موضوع است که افراد بیشتری تمایل دارند تا در سه سال آتی کسب و کاری را برای خود راه اندازی نمایند. شاخص های کارآفرینی با انتظار  بالا همچنین کارآفرینی بین المللی با در سال ۱۳۹۲ افزایش یافته است البته این افزایش تنها ۰.۰۳ درصد می باشد.
همانطور که از اطلاعات فوق بر می‌آید وضعیت کارآفرینی در ایران به غیر از یک یا دو شاخص در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برد اما رشد این شاخص‌ها به لحاظ مثبت بودن امیدوار کننده است.
در جدول زیر برخی از شاخص‌هایی که در بحث کارآفرینی مورد توجه واقع می‌شوند قابل مشاهده است. نگاه به این آمار شاید وضعیت کارآفرینی در ایران را کمی روشن‌تر نماید:

همانگونه که از جدول فوق بر می‌آید، ایجاد یک بنگاه و کسب و کار در ایران به سختی ممکن است و در جهان از بین ۱۸۹ کشور جایگاه ۱۵۲ به ایران تعلق دارد که بسیار نگران‌کننده می‌باشد. البته در شاخص‌هایی که از آمارهای سایت جم ایران استخراج شد، روند رشد برای شاخص‌ها مثبت برآورد می‌شود اما با این حال زمان و انرژی زیادی را باید صرف نمود تا به جایگاه مطلوب رسید.

موانع پیش روی کارآفرینی

شاید بتوان موانع پیش روی فعالیت‌های کارآفرینانه را به موارد زیر افراز نمود:
۱.    دولت
۲.    موانع کارآفرینی در آموزش و زمینه سازی
۳.    فقدان عوامل انگیزش در تحرک کارآفرینی
۴.    موانع در تأمین مالی
۵.    موانع اداری

۱. دولت:

از ملزومات تمایل برای ایجاد یک کسب و کار جدید و نوپا و فعالیت‌های کارآفرینانه، فراهم بودن بسترهای فرهنگی، اقتصادی و قانونی است. قوانین و مقررات دولتی و فعالیت‌های اقتصادی دولت‌ها در ایران معمولا به گونه‌ای شکل می‌گیرد که گویی دولت‌ها رقیبی برای بنگاه‌های کوچک هستند و این موارد به گونه‌ای انجام می‌شود که این بنگاه بزرگ(دولت) برنده‌ی این رقابت باشد. این واقعیتی است که اکنون یک کارآفرین به جای آنکه نگران رقابت با دیگر شرکت‌های خصوصی باشد نگران تقابل با دولت، قانون‌گذاری‌های آن و انحصاراتش در بازار است.
همانطور که می‌دانیم نقش قانونگذاری دولت می‌تواند به مانند یک شمشیر دولبه در اقتصاد عمل نماید. اگر درست به کار گرفته شود بسترها و شرایط ‎ فعالیت و رقابت در عرصه ‎ اقتصادی را تسهیل و مهیا می‌نماید و اگر به ‎ نادرستی به ‎ کار گرفته ‎شود، می‌تواند به ‎ عنوان مانعی ‎ برای ‎ بازیگران ‎ اقتصاد ‎ عمل کند. امروزه قوانین و مقررات وضع شده توسط دولت در عرصه اقتصاد ایران نه تنها بسترهای مناسب برای فعالیت‌های کارآفرینی و تولیدی را فراهم نکرده است، بلکه قوانین و مقررات وضع شده به عنوان مانعی جهت رشد کارآفرینی در صنایع کوچک و در نتیجه رشد و توسعه صنایع کوچک در اقتصاد ایران عمل کرده است.
به طور کلی پنج حوزه را می‌توان برای دخالت دولت در این عرصه متصور شد که عبارتند از: فرآیند اخذ مجوز، فرآیند دریافت اعتبار مالی، صادرات و واردات، مالیات و عوارض و تصویب قانون کار.
مجوز و تأمین اعتبار در بخش‌های بعدی مورد بحث قرار خواهند گرفت اما سه مورد بعدی که از آن‌ها ذکری رفت، بسیار حائز اهمیت هستند و توقف مختصری بر آن‌ها خالی از وجه نیست. کارآفرینان معمولا پس از اینکه موفق به اخذ مجوز و تأمین سرمایه و تولید شدند و پس از آنکه کالای خود را در بازارهای داخلی به فروش رساندند، علاقه‌مند هستند که محصولاتشان را برای جذب بازار خارجی، صادر کنند. در صورتی که شرایط مناسبی برای این بنگاه های تازه تأسیس فراهم نشود تا بتوانند صادرات انجام دهند، مسلما زیان آن علاوه بر تولیدکننده، به کشور و دولت نیز خواهد رسید که خالص صادرات کاهش می یابد. مالیات و عوارض از نقاط دیگر دخالت دولت در بازار و صنایع نوپا می‌باشد. دولت‌ها با استفاده ار این ابزار دو نتیجه‌ی کاملا متضاد را می‌توانند رقم بزنند. اول اینکه دولت می‌تواند با معافیت‌های مالیاتی در ابتدای فعالیت بنگاه‌های خرد و یا کارآفرین از این فعالیت‌ها حمایت کرده تا هم این نوع فعالیت‌ها تشویق شوند و هم در آینده‌ی نه چندان دور درآمد مالیاتی دولت از قِبل آن‌ها افزایش یابد.
قوانین کار همواره مورد مناقشه بین اتحادیه‌های کارگری و اصناف بوده و هر کدام برای حمایت از گروه خود تلاش می‌کنند و اما دولت برای حمایت از کارآفرینان و صاحبان بنگاه‌های کوچک می‌بایست سیاستی را در پیش گیرد تا هم تعادلی بین این دو گروه ایجاد نماید و هم اینکه زمینه‌ی فعالیت کارآفرینان فراهم شده و دست آن‌ها در به کارگیری نیروی کار باز باشد.

۲. موانع کارآفرینی در آموزش و زمینه سازی

در این نوع از موانعی که پیش روی کارآفرینی در ایران قرار دارد، می توان زیر بخش های زیر را معرفی نمود:
ضعف آموزش عالی، انتظارات از حکومت، ریسک گریزی و عدم توجه به آموزش حین کار و توانمندسازی افراد.
مباحث کارآفرینی در کشورهای اروپایی و آمریکایی به قدری دارای اهمیت است که در دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد در تمام رشته‌ها حداقل یک درس با عنوان کارآفرینی گذرانده می‌شود و به جهت اهمیت این درس، کاربردی بودن آن بسیار مورد توجه واقع شده است. حال آنکه در کشور ما  با وجود توجهات در سال‌های اخیر هنوز اهمیت موضوع برای برنامه‌ریزان و تصمیم گیرندگان روشن نشده و به دوره‌های آموزشی خارج از برنامه درسی اکتفا می‌شود. امروزه نیز متأسفانه در دوره‌هایی که به نام کارآفرینی برگزار می‌گردد، سعی می‌شود تا کارآفرین را به سمتی سوق دهند که در اصل کارآفرین را نابود می‌سازد. اینکه کارآفرین بشخصه همه توانائی‌های مورد نیاز را داشته و مدیریت همه امور را به تنهایی انجام دهد، در اصل منجلابی است که امروزه بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی کشور را در بر گرفته است. جوانان عموما برای خاطری آرام و آسوده از دریافت حقوقی ثابت، توقع دارند شغلی در دولت پیدا کنند و این خود جوانان را از تقویت ایده‌های کارآفرینی دور کرده و به سمت اشتغال در کارهای روتین و اداری سوق می‌دهد و همین امر هم هست که ریسک گریزی را در بین مردم افزایش می‌دهد.
علاوه بر خانواده و مدرسه یکی از فرصت‌های مناسب آموزش مهارت‌های کارآفرینی آموزش حین کار است که در کشور به آن توجهی نمی‌شود و می‌توان یکی از دلایل آن را مدرک گرایی دانست.

۳.  فقدان عوامل انگیزش در تحرک کارآفرینی

عوامل انگیزشی می تواند نقش بسیار مهمی در ترویج فرهنگ کارآفرینی داشته باشد. از جمله‌ی آن می‌توان به آشکار کردن و معرفی نمودن افراد کارآفرین اشاره کرد. این نوع اشاعه‌ی  فرهنگ کارآفرینی تا کنون خیلی نمود نداشته و اخیرا به تازگی در برنامه‌هایی از شبکه‌های سیما شاهد آن هستیم که بی‌شک اگر این روند و بازگویی موفقیت‌های کارآفرینان به معرض نمایش درآید، نتایج مناسبی را شاهد خواهیم بود.
به جهت قدرتمند بودن بخش عمومی در کشور و انحصارات دولتی، تاکنون یک بخش خصوصی قوی و پویا در اقتصاد شکل نگرفته است. لذا حتی با اقدام برای فعالیت کارآفرینانه، کارآفرین ناچار است برخی از مشکلات و اشتباهات را خود تجربه کند تا حرکت و مسیر صحیح را بیابد و این، عاملی ضد انگیزش به حساب آمده و موجب عدم اقبال به سوی این نوع فعالیت‌ها می شود.

۴.موانع در تأمین مالی

از جمله عواملی که بسیار می‌تواند بازدارنده باشد در ایجاد یک فعالیت کارآفرینانه تأمین مالی برای آغاز کار است. معمولا افرادی که به دنبال ایجاد یک بنگاه کوچک هستند، توانایی تأمین تمام سرمایه‌ی مورد نیاز را ندارند و لذا به دنبال دریافت وام و اعتبار از موسسات مالی و بانک‌ها می‌نمایند. از این رو می‌توان بانک‌ها را یکی از مهم‌ترین مشکلات(یا موهبات در صورت سیاست‌گذاری مناسب) در راه جذب سرمایه دانست. بانک‌های خصوصی و بانک‌های دولتی متأثر از قوانین بانک مرکزی و شرایط عدم رقابتی موجود در بین آنها، خدمات مناسبی را به صاحبان بنگا‌های اقتصادی ارائه نمی‌کنند. قراردادن شرایط اعطای وام سختگیرانه و شرایط پرداختی با سودهای غیرمنطقی، مشکلات بسیاری را برای کارآفرینان ایجاد نموده است. این موضوع  را رانت‌های بانکی مشکل‌ساز‌تر و پرهزینه‌تر می‌نماید.

۵.موانع اداری

در خلال بخش‌های پیشین ذکری از مشکلات دریافت وام و یا موانع دریافت مجوز از لحاظ طولانی بودن مسیر اداری آورده شد. همانطور که در جدول نشان داده شد وضعیت دریافت مجوز برای شروع کار برای ایران در جهان مناسب نیست و رتبه ی ۱۶۹ ام را به خود اختصاص داده است و در کل نیز برای شاخص شروع کسب و کار  ما در رده ی ۱۰۷ ام قرار داریم که این نشان از وضعیت اداری و بروکراسی نامناسب در ایران دارد.

سخن آخر

در انتها لازم به ذکر است که شاید بتوان علل اصلی از بین این علل مذکور را بروکراسی اداری، مدیریت‌های دولتیِ گسترده و عدم کفایت منابع مالی و عدم سهولت در دستیابی به آن دانست. اگر بتوان این موارد را اصلاح نمود، می‌توان انتظار داشت که فرهنگ کارآفرینی در ایران با توسعه مواجه شده وسهم بیشتری را از تولید ناخالص داخلی از این راه تأمین شود و در آینده شاهد افزایش سهم صادرات غیر نفتی در صادرات کشور باشیم.

نظر بدهید