مقایسه تطبیقی وضعیت توسعه کشورها

0
386

یکی از موضوعاتی که در مباحث توسعه کشورها دارای اهمیت فراوان است، مقایسه تطبیقی آنها با یکدیگر می‌باشد. در این مقاله نسبت به مقایسه وضعیت توسعه کشورهای شرق آسیا با غرب آسیا و شمال افریقا و همچنین دلیل اصلی تفاوت آنها پرداخته شده است.

۱- سابقه تاریخی

در دهه ۱۹۶۰، کشورهایی همچون تایوان، سنگاپور، چین، کره در آسیای شرقی، تونس، مراکش، مصر، الجزایر، لبنان، اردن، عراق، سوریه و عربستان در غرب آسیا و شمال آفریقا از نظر موقعیت اقتصادی دارای وضعیت یکسان و مشابهی بودند. بدین معنی که درآمد سرانه این کشورها در دامنه ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ دلاری قرار داشت، هیچ یک از آنها ظرفیت‌های صادراتی گسترده نداشتند و عمدتاً منبع محور بودند. اما از دهه ۱۹۸۰، تفاوت تدریجی میان کشورهای شرق آسیا با غرب آسیا و شمال آفریقا آشکار گردید. جداول ذیل وضعیت تولید ناخالص داخلی و همچنین درآمد سرانه این کشورها را در طی سال‌های ۲۰۱۴-۱۹۸۰ نشان می‌دهد.

۲- تبیین دلایل اختلاف سطح توسعه بین مناطق
همانطور که مشاهده می‌شود از دهه ۱۹۸۰ و خصوصاً از دهه ۲۰۰۰ شکاف و فاصله بین کشورهای مناطق مزبور افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. وضعیت هندوستان نیز از دهه ۲۰۰۰ دچار تغییرات اساسی شده است. دلایل اصلی این روند متمایز در بین مناطق مختلف را باید در مولفه‌های ذیل جستجو کرد:

۲-۱- اصلاح زیر ساخت‌ها برای تعامل با اقتصاد جهانی
کشورهای شرق آسیا از دهه ۱۹۸۰ و با شکل‌گیری جهانی شدن اقتصاد، نقش بسزایی در سازوکارهای اقتصاد جهانی ایفا کردند. رمز نقش‌آفرینی آنها و عدم نقش‌آفرینی کشورهای شمال آفریقا و غرب آسیا به موضوع ساماندهی زیر ساخت‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی باز می‌گردد.
بانک جهانی در گزارشی با عنوان معجزه شرق آسیا به عوامل مختلفی همچون نرخ بالای سرمایه‌گذاری در سرمایه‌های مادی و فیزیکی (جاده‌ها، ساختمان‌ها و ماشین‌آلات)، رشد آموزش، سیاست‌گذاری پایدار در حوزه‌های کلان اقتصادی برای کنترل تورم ، تاکید بر صادرات رقابتی به بازارهای جهانی، بهبود نرخ بهره‌وری، انتقال فناوری‌های پیشرفته از دیگر کشورها، اشاره داشته است.

۲-۲- جذب سرمایه‌گذاری خارجی
با جهانی‌شدن اقتصاد، میزان تبادلات اقتصادی و حجم سرمایه‏گذاری‌های خارجی افزایش چشمگیری پیدا  کرد. کشورهای شرق آسیا که در اصلاح زیرساخت‌ها دارای کارکردهای مناسبی بودند، توانستند نسبت به تحولات مزبور تعامل‌ فعالانه داشته باشند. نتیجه تعامل فعالانه مزبور، توانایی جذب سرمایه‌گذاری خارجی بود. جذب سرمایه‌گذاری خارجی موجب شد که کیفیت نیروی انسانی، مدیریت، ساختارهای اداری، بازاریابی، دارای تحولات چشمگیری گردند. نتایج این نکات را می‌توان در وضعیت «صادرات کالا» و همچنین سهم «صادرات کالاهای با فناوری بالا» در این کشورها مشاهده کرد.
بعنوان نمونه می‌توان گفت صادرات کالای کشور چین در سال ۱۹۸۰ (آغاز اصلاحات اقتصادی و زیر ساختی) بالغ بر ۲۰میلیارد دلار بوده، اما در سال‌های ۲۰۰۵و ۲۰۱۴ بترتیب بالغ بر ۷۰۰ میلیارد و ۲ هزار میلیارد دلار گردید. همچنین باید افزود که صادرات کالاهای با فناوری پیشرفته در این کشور در سال ۲۰۱۴ بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار بوده است. این قبیل آمارها نشان می‌دهدکه کشورهای شرق آسیا «جهانی» شده‌اند ولی سایر مناطق قاره آسیا، نتوانسته‌اند جهانی شوند.
کره‌جنوبی امروزه زادگاه شرکت‌های بزرگ فناوری همچون سامسونگ، ال‌جی، هیوندایی است. برخی شرکت‌های اروپایی برای پیشبرد طرح‌های بزرگ دانش بنیانی با شرکت‌های کره‌ای همکاری می‌کنند که از جمله آنها می‌توان به شرکت فیلیپس اشاره کرد. چین با خرید لنوو از آی‌بی‌ام به سازنده انواع تبلت و لپ‌تاپ مبدل شده و شرکت‌های چینی هوآوی و شیوآمی هم به‌علت ساخت گوشی‌های هوشمند مناسب و ارزان‌قیمت به اقبال خوبی دست یافته‌اند.
اما در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، اصلاحات زیرساختی صورت نپذیرفته و کشورهای این مناطق دارای جذب سرمایه‌گذاری خارجی محدود هستند. همچنین صادرات آنها به انواع محصولات دارای ارزش افزوده پایین خلاصه می‌شود. کشورهای این مناطق تمرکز بر اقتصاد داخلی به جای توجه به تجارت آزاد، عدم تلاش برای انتقال فناوری‌های پیشرفته از خارج، عدم توجه به رشد بهره‌وری عدم ارتقای نظام آموزشی داشته‌اند. البته کشورهای نفتی خاورمیانه دارای وضعیت خاصی هستند. بدین معنی که با افزایش قیمت نفت در طی دهه اخیر، تعدادی از این کشورها سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی نسبت به صنایع پایین دستی و احداث پالایشگاه در خارج از کشور داشته‌اند و نسبت به متنوع‌سازی اقتصادی اقدام نموده‌اند. هر گاه این کشورها دارای تعامل گسترده‌تر با اقتصاد جهانی باشند، فرصت‌های بسیار قابل توجهی را برای افزایش رشد اقتصادی و بهبود دیگر  شاخص‌ها بدست خواهند آورد.
در نتیجه روند رشد درآمد سرانه کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در مجموع تفاوت معناداری با کشورهای شرق آسیا نداشته و در دو دهه بعد کاملاً از کشورهای شرق آسیا عقب افتادند.

نظر بدهید