کارآفرینی و عوامل موثر بر آن

0
1828

کارآفرینی در بسیاری از اقتصادها به عنوان عنصر کلیدی رشد و توسعه شناخته شده، بطوریکه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) اعتقاد دارد که در سطحی کلان، کارآفرینی سازنده و مفید، اساس و مبنای رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال است. فعالیت کارآفرینانه باعث استفاده از منابع بصورتی کارآمد شده و فرآیندهای مولد و ایده‌های کاربردی را به واسطه‌ طراحی بسترهای سازمانی و فراهم سازی فن آوری مناسب عملیاتی می‌کند. با وجود عدم تفاهم جهانی در رابطه با مفهوم کارآفرینی، بررسی‌های صورت پذیرفته نشان می‌دهد که در میان تعاریف عدیده ارائه شده از کارآفرینی، چندین عنصر مشترک بشرح زیر وجود دارد:
تفکر دانشی (فکر کردن به صورت کارآفرینانه)؛
فرایند رفتاری (آغاز کردن کسب و کارهای جدید)؛
رویدادهای اجتماعی یا اقتصادی (احداث شرکت یا موسسه جدید).
دستیابی به مدیریت عمومی استراتژیک (سازمانهای نوآور ومترقی).
تفاوت کارآفرین با خلاق، نوآور، مخترع، سرمایه گذار
در خیلی از موارد، به خاطر نزدیکی و وجود تشابهات بین واژه‌های کارآفرین، نوآور، مخترع، سرمایه گذار، اشتباهاً به جای همدیگر به کار می‌روند.
خلاقیت یک پدیده ذهنی است و فرد خلاق کسی است که فکر و ایده جدیدی دارد و به دنبال روش جدیدی برای هر موضوع است. به عنوان مثال، هر کدام از افراد عادی در مواجه شدن با شیشه کثیف خودرو، به این فکر می‌افتند که شیشه را تمیز کنند. ولی فرد خلاق احتمالا به این فکر می‌کند که چگونه می‌توان شیشه‌ای تولید کرد که کثیف نشود. در اینجا فرد خلاق و به دنبال راه تازه برای یک مشکل است. سرمایه‌گذار به فردی گفته می‌شود که سرمایه‌اش را در یک کسب‌ و کار به امید کسب بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری می‌کند. به این ترتیب می‌توان گفت تنها ریسکی یک سرمایه‌گذار متقبل می‌شود ریسک مالی است یعنی اینکه به بازده مورد انتظار نرسد (و حتی ممکن است در مواقعی زیان بزرگی را متحمل شود) اما کارآفرین علاوه بر ریسک مالی، مخاطرات دیگری نظیر ریسک‌های اجتماعی، حیثیتی و مانند آنها را نیز می‌پذیرد، بنابراین کارآفرین در معرض پذیرش و تحمل ریسک‌های گسترده‌تری است. سرمایه گذار کسی است که سرمایه (مالی) را در اختیار افراد (در اینجا منظور کارآفرینان) می‌گذارد و در برابر آن در سود و منفعت به دست آمده نیز شریک می‌شود. در مثال فوق، کارآفرینان برای تجاری کردن محصول تازه اختراع شده (شیشه)، احتمالا به سرمایه زیادی نیاز دارد. به همین خاطر، با سرمایه گذاری صحبت می‌کند تا از سرمایه او برای انتقال محصول به بازار استفاده کند. سرمایه گذار نیز قبول می‌کند و سرمایه خود را در اختیار کارآفرین می‌گذارد و در پی آن، در سودی که از این راه به دست می‌آید، شریک شود.
خلاقیت و اختراع به هم نزدیک‌اند. گفته شد که فرد خلاق، به دنبال راه و روش تازه برای حل مشکل است. اما او هنوز این راه و روش را پیدا نکرده است. ایجاد کننده راه و روش تازه، همان مخترع است. پس مخترع کسی است که روش یا محصولی را برای اولین بار تولید می‌کند. در مثال فوق، کسی که شیشه‌ای تولید کند که کثیف نشود و نیاز به شستن نداشته باشد، مخترع است.
نوآوری به معنای تجاری کردن یک اختراع یا ابداع است. یعنی فرد نوآور این توانایی را دارد که قابلیت استفاده و صرفه اقتصادی محصول یا خدمت جدیدی را بررسی کرده و درصورت امکان آن را تجاری کند یعنی به بازار معرفی کند. به این ترتیب می‌توان گفت که هر کارآفرینی می‌بایست لزوماً نوآور باشد اما هر فرد نوآور لزوماً کارآفرین نیست. نوآور کسی است که قابلیت استفاده و مقرون به صرفه بودن محصول اختراع شده را بررسی و در صورت امکان، آن را تجاری می‌کند. در مثال بالا، پس از اختراع شیشه توسط مخترع، فرد نوآور بررسی می‌کند، که شیشه تولید شده در مقایسه با شیشه‌های قبلی، چقدر مقرون به صرفه و اقتصادی است؟

برخی از مهم ترین عوامل موثر بر کارآفرینی
در رشته‌هاى مختلف علوم، جنبه‌هاى متفاوتى از پدیده کارآفرینى بررسى شده است. در هر یک از رشته هاى مذکور، از دیدگاه تخصصى عوامل مؤثر بر میزان کارآفرینى مورد بررسى قرار گرفته است.
در ادبیات اقتصادى، عوامل مؤثر بر میزان کارآفرینى بر حسب سطح تحلیل عوامل تقسیم بندى گردیده و پژوهش در سطح عوامل خرد، میانه و کلان انجام شده است. در پژوهش‌هاى مربوط به عوامل تعیین کننده کارآفرینى در سطح خرد، بر فرایند تصمیم گیرى توسط افراد و انگیزه خوداشتغالى در آنها تمرکز شده است. براى مثال، عوامل فردی نظیر ویژگى‌هاى روانشناختى، آموزش رسمى و نیز میزان دارایى‌هاى مالى، زمینه خانوادگى و فردى تجربه‌هاى کارى قبلى، بر تصمیم‌هاى افراد درباره خوداشتغالى تأثیر مى گذارد.
برخی از مهم ترین ویژگی های موثر بر بروز رفتار کارآفرینانه در افراد که بیشتر جنبه فردی داشته و در سطح خرد مورد بررسی قرار می گیرند به شرح جدول زیر می باشد:

جدول ۱: برخی مهمترین ویژگی شناسایی شده برای کارآفرینان

ردیف

ویژگی کارآفرینان

۱

اعتماد به نفس

Confidence
۲ عزم و اراده Perservance, determination
۳ انرژی- پشتکار Energy, diligence
۴ استعداد Resourcefulness
۵ رهبری- پویایی Dynamism, leadership
۶ خوش بینی Optimism
۷ قابلیت تغییر پذیری، دانش تولید،‌بازار Versatility, knowledge
۸ تولید،بازار،ماشین آلات و فناوری Marker, machinery, technology
۹ توانایی نفوذ بر دیگران Ability to influence other
۱۰ ابتکار Initiative
۱۱ توانایی سازگاری با دیگران Ability to get along with others
۱۲ انعطاف پذیری Flexibility
۱۳ هوش Intelligence
۱۴ هدف گرایی صریح Orientation to clear goal
۱۵ پاسخ مثبت به چالشها Positive response to challenge
۱۶ پاسخگویی به پیشنهادها و انتقادها Responsiveness to suggestion and criticism
۱۷ توانایی تصمیم گیری سریع Ability to make decisions quickly
۱۸ مسئولیت پذیری Responsibility
۱۹ دور اندیشی Foresight
۲۰ دقت و کمال جویی Accuracy, thoroughness
۲۱ همکاری Cooperativeness
۲۲ سودگرایی Profit-orientation
۲۳ توانایی یادگیری از اشتباهات Ability to learn from mistakes
۲۴ قدرت طلبی Sense to power
۲۵ غرور Egotism
۲۶ قدرت تخیل Imagination
۲۷ بصیرت Perspective ness
۲۸ تعرض و تهاجمی بودن Aggressiveness
۲۹ پافشاری Persistence
۳۰ کارآمد بودن Efficacy
۳۱ تعهد Commitment
۳۲ توانایی و اطمینان به کارگران Ability to trust worker
۳۳ حساسیت داشتن نسبت به دیگران Sensitivity to others
۳۴ صداقت و یکپارچگی Honesty- integrity
۳۵ بلوغ و تعادل Maturity-balance
۳۶ آرزومندی Ambitious
۳۷ فرصت جویی Opportunist
۳۸ نوآوری Innovation
۳۹ ثروت گرایی Wealth-oriented
۴۰ قدرت گرایی Power-oriented
۴۱ حلال مشکلات Problem solver
۴۲ رشد گرا Growth-oriented
۴۳ خودجوشی Self-starting
۴۴ شناسایی الگو

Pattern recognition

 

عوامل ویژه بخش‌هاى صنعت و بازار، سودآورى و ورود و خروج در یک صنعت خاص، تعیین کننده هاى مهم کارآفرینى در سطح میانه هستند.
در پژوهش‌های در سطح کلان نیز تلاش مى شود تا سطوح خرد و میانه با هم تلفیق شود و بر دامنه‌اى از عوامل فنى، اقتصادى، فرهنگى و نهادى تأکید مى گردد. یکى از مهم ترین تقسیم بندى هایى که در سطح کلان براى عوامل مذکور انجام مى شود، تقسیم آنها به دو گروه عوامل طرف تقاضا و عوامل طرف عرضه کارآفرینى است.
طرف تقاضاى کارآفرینى، بیانگر فرصت‌هاى در دسترس براى شروع یک کسب وکار است، به عبارت دیگر، طرف تقاضاى کارآفرینى بیانگر فرصت‌هایى است که افراد را در فعالیت‌هاى کارآفرینى به کار مى‌گیرد. طرف تقاضاى کارآفرینى، تحت تأثیر عواملى نظیر توسعه فنى، تنوع در تقاضاى مصرف کننده، ساختار صنعتى اقتصاد، قانون گذارى دولت و سطح توسعه اقتصادى قرار مى گیرد.
طرف عرضه کارآفرینى، بیانگر افرادى است که به راه اندازى کسب و کار تمایل دارند و از توانایى در این حوزه برخوردارهستند. عواملى نظیر ویژگى‌هاى جمعیت شناختى، میزان درآمد، وضعیت اشتغال، دسترسى به آموزش، ارزش‌هاى فرهنگى و محیط نهادى (یعنى دسترسى به منابع مالى، فضاى ادارى و میزان مالیات و غیره) مهم‌ترین عوامل مؤثر بر طرف عرضه کارآفرینى است. در ادامه برخی از بحث برانگیزترین موارد مطرح شده با تفصیل بیشتری پرداخته می شود:

کیفیت نهادها
نهادها قیود ابداع شده انسانى هستند که کنش‌هاى متقابل انسانى را ساختارمند مى کنند. به زعم داگلاس نورث، نهادها از محدودیت‌هاى رسمى (نظیر قواعد، قوانین، قانون اساسى و غیره) محدودیت هاى غیررسمى (نظیر هنجارهاى رفتارى، عرف و غیره) و خصوصیات اجرایى آنها تشکیل شده است.
ساختار نهادى یک کشور قواعد بازى را براى کارآفرینان تعیین مى کند و انتظار مى رود که تخصیص منابع در یک اقتصاد تحت شرایط نهادى گوناگون، متفاوت باشد. فضاهاى نهادى متفاوت (با فرض ثابت بودن سایر شرایط) آثار متفاوتى بر سطح یا انواع کارآفرینى دارد. کیفیت بالاى نهادها، بیانگر مناسب بودن فضاى کسب و کار است که این امر به طور معمول با افزایش تولید و توسعه اقتصادى همراه است و با یجاد فرصت هاى مناسب براى ایجاد کسب و کار، کارآفرینى را افزایش مى دهد. بنابراین فضاى کسب وکار، عاملى بسیار مهم در تعیین انگیزه‌هاى کارآفرینى است.

نرخ بیکاری
مفهوم کارآفرینى اجبارى در ارتباط مستقیم با بیکارى قرار دارد، زیرا کارآفرین اجبارى به فردى اطلاق مى شود که به دلیل در اختیار نداشتن هیچ گزینه شغلى دیگرى، به کارآفرینى پرداخته است. بنابراین، منطقى است که کشورهاى با میزان بیکارى بیشتر، کارآفرینى (از نوع اجباری)، بیشترى داشته باشد.

رشد اقتصادی
علاوه بر میزان مطلق فعالیت هاى اقتصادى در یک جامعه (میزان توسعه یافتگى اقتصادى) نرخ تغییر در این فعالیت ها و سرعت حرکت اقتصاد نیز بر شکل گیرى فعالیت هاى کارآفرینانه تأثیر مهمى دارد. باید توجه داشت که کشورهاى با سطح توسعه یافتگى اقتصادى بالا و رفاه اقتصادى فراوان، میزان رشد اقتصادى بیشترى ندارند. شواهد تجربى به ویژه در سالیان اخیر نشان مى دهد لزوما که برخى کشورهاى در حال توسعه (نظیر هند و برزیل) نرخ رشد اقتصادى بیشترى نسبت به بسیارى از کشورهاى توسعه یافته دارند. رشد اقتصادى و افزایش تقاضاى کالاها و خدمات، عاملى مهم در افزایش ایجاد کسب وکارهاى جدید است. رشد اقتصادى بالا در یک کشور، فرصت هاى بازارى که در مقابل کارآفرینان جدید قرار دارد و نیز درآمدهاى انتظارى حاصله از کارآفرینى را افزایش مى دهد.

پیشرفت فنى و استفاده از فناورى هاى نوین
پیشرفت هاى فنى، یکى از عوامل ایجاد تقاضاى کارآفرینى است، زیرا فناورى جدید مى تواند موجب تولید کالاها و خدمات نوین شود و فرصت‌‌هایى را براى ایجاد بنگاه‌هاى جدید فراهم کند. علاوه بر این، بیان شده است که پیشرفت فنى مى تواند رقابت پذیرى کسب وکارهاى کوچک و جدید را افزایش دهد. به اعتقاد ونکرز، یکى از عوامل مهم تجدید ساختار اقتصادهاى نوین، مربوط به فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات است. این فناورى‌ها موجب کاهش بنیادى هزینه هاى مبادلات شده و حداقل مقیاس کارا را در بسیارى از صنایع کاهش داده است. کاهش هزینه هاى مبادلاتى و آثار مربوط به مقیاس کاراى صنایع، فرصت رقابت را براى بسیارى از کسب وکارهاى کوچکى فراهم کرده است که پیش از این قادر به فعالیت نبوده اند. بنابراین، انتظار مى رود همراه با پیشرفت فنى در یک کشور، سهم کارآفرینى در فعالیت هاى اقتصادی آن کشور نیز افزایش یابد.

سطح توسعه یافتگى و رفاه اقتصادى
فعالیت‌هاى اجبارى در کشورهاى کمتر توسعه یافته که در آن سهم بخش‌هاى کشاورزى و استخراج منابع، بیشتر از سایر بخشهاست، سهم فراوانى از کارآفرینى نوپا را به خود اختصاص مى دهد. در این کشورها تقاضاى شغل بیشتر از چیزى است که کارفرماها قادر به فراهم کردن آن هستند و بسیارى از مردم باید به منظور کسب درآمد، براى خود شغل ایجاد کنند. کسب وکارهاى کوچک و تعداد زیاد آنها، مسئله رایج در این سطح از توسعه است. همراه با افزایش سطح توسعه اقتصادى و سهم بخش صنعت از اقتصاد، ظرفیت اشتغال در کشورها گسترش مى یابد و این امکان را مى دهد که افراد بیشترى در کارخانه هاى صنعتى به کار مشغول شوند. این وضعیت، باعث افزایش جذابیت دستمزد بگیرى و هزینه فرصت ایجاد کسب وکار مى شود و کارآفرینى اجبارى را کاهش مى دهد. همزمان با آن، افزایش ثروت و توسعه زیرساخت ها و آموزش، امکان رشد و شکوفایى را براى کسب وکارهاى بهبودگرا فراهم مى کند و ماهیت فعالیت‌هاى کارآفرینى را تغییر مى دهد. در این سطح از توسعه، همراه با افزایش درآمد در سمت تقاضا و افزایش تنوع در تقاضاى مصرف کننده، به ویژه در مورد خدمات، سهم اشتغال بخش صنعت، شروع به کاهش مى کند، در حالى که سهم اشتغال در بخش خدمات افزایش مى یابد و موجب افزایش کارآفرینى (از نوع بهبودگرا) مى شود.

جنسیت
زنان نیز به دلایلى مشابه مردان، مانند نیاز مالى خود یا خانواده، انگیزه افزایش رفاه، کسب استقلال مالى از خانواده و غیره، مى توانند به کارآفرینى بپردازند. با این حال، در دو حوزه مى توان به بررسى تفاوت هاى جهانى در کارآفرینى مردان و زنان پرداخت. حوزه اول، تفاوت در میزان کارآفرینى زنان و مردان است. بر اساس آخرین گزارش دیده بان جهانى کارآفرینى ، میزان کارآفرینى زنان در کشورهاى جهان بسیار متفاوت است، اما تقریبا در همه کشورهاى عضو به جز غنا، کمتر از کارآفرینى مردان است. براى مثال، در کره جنوبى به ازاى هر ۱۰۰ مرد کارآفرین، فقط ۲۰ زن کارآفرین وجود دارد، ولى در روسیه این نسبت، ۱۰۰ به ۸۰ است. حوزه دوم نیز ، تفاوت در ترکیب انگیزشى کارآفرینان مرد و زن است. در گزارشى که دیده بان کارآفرینى در سالهای اخیر ( غالبا از سال ۲۰۰۰۷ به بعد) درباره کارآفرینى زنان منتشر کرده، بیان شده است که به طور کلى در همه کشورهاى عضو، میزان کارآفرینى بهبودگرا( و نه اجباری) مردان بیشتر از زنان است.

تحصیلات
میزان تحصیلات افراد، یکى از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده وضعیت کسب وکار است. در ادبیات اقتصادى در چند پژوهش تأثیر آموزش بر سطح فعالیت هاى کارآفرینى بررسى شده، ورهل وهمکارانش در پژوهش خود بیان کرده‌اند که آموزش مى تواند افراد را از دانشى برخوردار کند که از آن در توسعه فرصت‌هاى کارآفرینى جدید استفاده کنند،گستره دید آنها را افزایش دهد واز این طریق، امکان درک بهتر فرصت‌ها را فراهم کند. کارکرد دیگرآموزش، ایجاد میل به استقلال در افراد است که یکى از انگیزه‌هاى کارآفرینى بهبودگرا است و افزایش این نوع از کارآفرینى است. بنابراین، انتظار مى رود هرچه میزان آموزش در کشورى بیشتر باشد، نسبت کارآفرینى به ویژه کارآفرینی بهبودگرا در آن نیز بیشتر باشد.

منابع

۱. احمدپور داریانی، م.(۱۳۹۱).کارآفرینی: تعاریف، نظریات، الگوها. تهران: جاجرمی.
۲. احمدپورداریانی، م. و ملکی، ع. (۱۳۹۱). کارآفرینی پیشرفته. تهران: راه دان.
۳. وکیلی، ی. مقیمی، م. و اکبری، م(۱۳۹۵). نظریه های کارآفرینی.تهران: دانشگاه تهران.
۴. کمیجانی ا، سهیلی احمدی، ح و قربانی، پ(۱۳۹۱). نگاهی به نقش عوامل موثر اقتصاد کلان در ترکیب انگیزشی کارآفرینان.فصل نامه برنامه ریزی و بودجه بندی.۱۷(۱). ۴۹-۷۲
۵. رضوی، م، احمدپور داریانی، م. و شهریاری، ش.( ۱۳۹۳) “طراحی مدل مفهومی کارآفرینی استراتژیک بر مبنای رویکرد پیکره‌بندی. نشریه توسعه کارآفرینی۷(۱). ۳۷-۵۵
۶. Ardichvili, A., Cardozo, R., & Ray, S. (2003). A theory of entrepreneurial opportunity identification and development. Journal of Business venturing, 18(1), 105-123.
۷. Casson, M. (1982). The entrepreneur: An economic theory. Rowman & Littlefield.
۸. Aces , Z (2006). How Is Entrepreneurship Good For Economic Growth? Innovations. Colombia University

نظر بدهید