آشنایی با فرآیند سرمایه‌ گذاری مخاطر‌ه آمیز

0
730

ناظراقتصاد: توسعه کسب‌وکارهای مخاطره‌ آمیز و جدید کارآفرینانه نقشی کلیدی در شکل‌دهی اقتصادهای ملی ایفا می‌کند. وجود یک بخش کارآفرینانه سالم به دلایل متعددی برای اقتصادهای ملی حیاتی و برای رشد اقتصادی الزامی است؛ نخست اینکه برآورد می‌شود از هر ده شغل، شش شغل به وسیله بنگاه‌های کارآفرین ایجاد می‌شود؛ دوم، بنگاه‌های جوان پیشگام تحول صنعتی از صنایع سنتی به سمت بخش‌های با تکنولوژی بالا هستند؛ سوم، بنگاه‌های کارآفرین پیشتاز توسعه نوآوری‌ها با یک مزیت رقابتی آشکار هستند.
بنگاه‌های کارآفرین با دو مشکل عمده مواجه هستند. نخست، مشکل دسترسی به منابع مالی است که موانع خاصی را بر سر راه بنگاه برای افزایش سطح تکنولوژی در کسب‌وکارشان قرار می‌دهد. دومین مشکل، دسترسی به دانش فنی- مدیریتی است. در چرخه عمر یک بنگاه دانش فنی- مدیریتی مورد نیاز است. در مراحل اولیه بنگاه‌های تازه کار غالباً به صورت “مجازی” توسعه پیدا می‌کنند. مسأله کلیدی در این مرحله از توسعه، بقای کسب‌وکار است. بنگاه‌ها در مرحله بعدی توسعه نیازمند مدیریت رشد و توسعه با هدف اطمینان یافتن از پایداری کسب‌وکار در بلندمدت و گذار موفقیت‌آمیز به مرحله دیگری از توسعه می‌باشند.
مشکلات فوق را می‌توان از طریق معرفی نوع خاصی از سرمایه‌گذاران به نام سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر شناخته می‌شوند مرتفع ساخت. سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر می‌‌توانند مشکل دوگانه دانش فنی-مدیریتی ناکافی و دسترسی به منابع مالی را حل کنند. آنها منابع مالی، پشتیبانی فنی و مدیریتی و قابلیت‌های شبکه‌سازی را فراهم نموده و به محور توسعه بنگاه‌های کارآفرین در سراسر جهان تبدیل شده‌اند.

انواع روش‌های تأمین مالی بنگاه‌ها

بنگاه‌ها عموماً بر دو نوع تأمین مالی متکی هستند: داخلی و بیرونی. منابع مالی داخلی محدود بوده و قابل تأمین توسط خود بنگاه هستند. این گزینه در دسترس اغلب بنگاه‌ها نیست. بنگاه‌های بزرگ‌تر که چند سالی فعالیت داشته و سابقه‌ای از فروش و سود رو به رشد از خود به جای گذاشته‌اند، نامزدهای ایده‌آلی برای این نوع تأمین مالی هستند. دوم، بنگاه‌ها می‌توانند سرمایه را از نهادهای مالی (مثل بانک‌ها) قرض کنند. تأمین مالی بیرونی از یک بانک چالش‌برانگیز است؛ بانک‌ها ریسک را به خوبی تحمل نمی‌کنند. سوم، سازندگان تجهیزات و عرضه‌کنندگان محصولات ممکن است مایل به ارائه شرایط پرداخت ترجیحی به بنگاه باشند. شرط تمدید پرداخت می‌تواند جایگزین مؤثری برای وام بانک باشد. اگرچه این نوع تأمین مالی معمول نیست، لکن بسیاری از بنگاه‌ها توانایی مدیریت روابط بیرونی خود را دارند به گونه‌ای که آنها می‌توانند به شکل مؤثری نقدینگی لازم برای پشتیبانی از توسعه را ایجاد کنند. چهارم، برخی از بنگاه‌های فعال در بخش‌های خاصی از اقتصاد می‌توانند به رفتار ترجیحی دولت تکیه کنند. این کمک می‌تواند از پرداخت مستقیم به بنگاه تا کاهش در مالیات از طریق نرخ‌های مالیات ترجیحی (یعنی اعتبارات مالیاتی) یا وام (غالباً پایین‌تر از نرخ بازار) را شامل شود. پنجم، بنگاه می‌تواند سهام خود را به بنگاه دیگری (یعنی یک سرمایه‌گذار استراتژیک از همان بخش) بفروشد. اگرچه چنین معامله‌ای به صورت آنی سرمایه بیشتری برای بنگاه ایجاد نمی‌کند (زیرا خریدار تنها یک سهم مالکیتی در بنگاه می‌خرد)، لکن سهامدار جدید می‌تواند در افزایش‌های بعدی سرمایه مشارکت نماید. نهایتاً نوبت به سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز می‌رسد. جدول ۱ خلاصه‌ای از گزینه‌های در دسترس بنگاه‌ها در مراحل مختلف توسعه را نشان می‌دهد.
                                    جدول ۱: امکان تأمین مالی از طریق منابع مختلف
monitoreconomy_ir-VC-1

سرمایه گذاری مخاطره آمیز

فرهنگ لغت وبستر “سرمایه گذار مخاطره آمیز” را به عنوان “یک سرمایه گذاری بسیار پرریسک و مخاطره” تعریف می کند. فرهنگ لغت انگلیسی کالینز نیز سرمایه گذاری مخاطره آمیز را بدین صورت تعریف کرده است: “سرمایه ای برای سرمایه گذاری که ممکن است به راحتی در پروژه های ریسکی و پرمخاطره از دست برود، اما می تواند بازده بالایی نیز به ارمغان آورد.”
در بررسی معنی این نوع سرمایه گذاری تمایز قائل شدن میان اصطلاحات این صنعت که به جای هم به کار می‌روند، مثل “سرمایه گذاری مخاطره آمیز” و سرمایه گذاران در سهام خصوصی” حائز اهمیت است. انجمن اروپایی سرمایه گذاری در سهام خصوصی و سرمایه گذاری مخاطره آمیز (EVCA)، سرمایه گذاری در سهام خصوصی را بدین صورت تعریف می کند: سرمایه ای که به عنوان سهام به بنگاه هایی داده می شود که در بورس حضور ندارند. از سوی دیگر، EVCA، سرمایه گذاری مخاطره آمیز را سرمایه ای تعریف می کند که به طور مشترک در کنار کارآفرین با هدف ارائه سرمایه و دانش فنی- مدیریتی به کسب‌وکارهای مرحله ابتدایی (early-stage) (یعنی بذر (seed)، مرحله راه اندازی (Start-up) یا مرحله نخست توسعه) ارائه می گردد. سرمایه گذاری مخاطره آمیز غالباً به عنوان زیرمجموعه ای از سرمایه گذاری در سهام خصوصی قلمداد شده و بیشتر به سرمایه گذاری صورت گرفته طی مراحل شروع و راه اندازی کسب‌وکار اشاره دارد.
محبوبیت سرمایه گذاری مخاطره آمیز این واقعیت را منعکس می کند که در روزهای آغاز این مشارکت مالی مستقیم در بنگاه های خصوصی، بنگاه های مرحله ابتدایی این نوع تأمین مالی را دریافت می کنند. به علاوه عوامل جغرافیایی نیز اهمیت دارند: سرمایه گذاران آمریکایی شمالی عادت داشته اند در بنگاه های مرحله ابتدایی سرمایه گذاری کنند (درصد بالای میزان سرمایه گذاری در بنگاه های مرحله ابتدایی از کل سرمایه گذاری مؤید این مسأله است)؛ از این رو سرمایه گذاری آنها به شکل فزاینده به عنوان سرمایه گذاری مخاطره آمیز محسوب می شد. در مقابل، سرمایه گذاران اروپایی به لحاظ تاریخی به دنبال معاملات مربوط به توسعه در مراحل بعدی بودند و در نتیجه اصطلاح سرمایه گذاری در سهام خصوصی را ترجیح می دادند.

ویژگی‌های کلیدی سرمایه‌ گذاری مخاطره‌ آمیز

سرمایه‌ گذاری مخاطره‌ آمیز سهام محور است یعنی این که سرمایه معمولاً در ازای سهام و نه بدهی فراهم می‌گردد. متداول‌ترین اوراق بهاداری که در دست سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر قرار دارد، سهام ممتاز قابل تبدیل (Convertible Preferred Share) است. سهام ممتاز قابل تبدیل یک ورقه بهادار ترکیبی است که حمایت ممتاز ارزش حاصل از یک سهم ممتاز را با افزایش بالقوه قیمت حاصل از یک سهم عادی ترکیب می‌کند.
به طور سنتی، سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر از هر صد طرح کسب‌وکاری که بررسی می‌کنند، یکی را تأمین مالی می‌کنند. به بیان دیگر، سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر برای انجام تنها پنج سرمایه‌گذاری می‌بایست حدود پانصد طرح کسب‌وکار را بررسی کنند. این مسأله بر این نکته اساسی تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر با تخصیص کارآمد سرمایه بنگاه‌های سرمایه‌پذیر خود، موفق می‌شوند.
از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر تمایل به دوری از بنگاه‌هایی دارند که به منابع سرمایه‌ای قابل توجه نیاز داشته و در بازارهای با بازیگران غالب، رقابت می‌کنند. آنها همچنین از سرمایه‌گذاری در بنگاه های کوچک با محصولات از مد افتاده (Commoditized Products) نیز دوری می‌کنند.
یکی دیگر از ویژگی‌های مهم سرمایه‌ گذاری مخاطره‌ آمیز عدم نقدشوندگی (illiquidity) است. سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر به طور متوسط برای یک دوره سه تا پنج‌ساله در بنگاه‌های سرمایه‌پذیر خود مشارکت می‌کنند. این زمان برای رشد کسب‌وکار و دستیابی به یک خروج مناسب صرف می‌شود. عدم نقدشوندگی به ارزش‌گذاری پایین‌تر کسب‌وکارها و انتظار بازدهی بالاتر از سوی سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر منتهی می‌شود.
سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر از رشد ارزش یک کسب‌وکار پول درمی‌آورند نه از یک بازده از پیش مذاکره شده با زمان از پیش تعیین شده برای بازپرداخت سرمایه. سود سهام تقسیمی (dividends) معمولاً در طول نگهداری پرداخت نمی‌شود و همه سود مجدداً در توسعه محصولات یا خدمات جدید، ساخت تأسیسات جدید تولید، تملک دیگر کسب‌وکارها یا تقویت ظرفیت‌های توزیع سرمایه‌گذاری می‌شود.
مهم‌ترین ویژگی سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز، تمرکز آن روی واگذاری سهام در پایان دوره نگهداری است. این ویژگی معمولاً به عنوان “خروج” ‌توصیف می‌شود. دو مسیر مرجح برای خروج وجود دارد. نخست اینکه، سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر می‌توانند سهم خود را به یک سرمایه‌گذار استراتژیک بفروشند. دوم، سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر می‌توانند سهام خود را از طریق عرضه در بورس به عموم بفروشند.
سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز یک کسب‌وکار چرخه‌ای است. چرخه سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر همیشه با چرخه‌های اقتصادی (که به وسیله تغییرات GDP ارزیابی می‌شوند) همزمان نیست، اما تغییرات GDP انتخاب‌های استراتژیک و عملیاتی شرکت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر باتجربه می‌دانند که این چرخه‌ها بر روی عملکرد مالی یک بنگاه کارآفرین مؤثر هستند و یک چشم‌انداز مثبت یا منفی را در مورد خروج شکل می‌دهند.

مراحل تأمین مالی در سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز

سرمایه‌ گذاری مخاطره‌ آمیز را به طور کلی می‌توان به دو مرحله اصلی تقسیم کرد: تأمین مالی بنگاه‌های جوان کارآفرین و مراحل توسعه بنگاه. تأمین مالی در مرحله ابتدایی شامل تأمین مالی بذر ، تأمین مالی مرحله راه‌اندازی و تأمین مالی مرحله اول می‌باشد. مرحله توسعه شامل مراحل بعدی تأمین مالی می‌باشد. در عمل، سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر در انواع مختلفی از تأمین مالی، شامل تأمین مالی مرحله راه‌اندازی، تدارک دور دوم و دورهای بعدی سرمایه برای مراحل بعدی گسترش بنگاه، و تأمین مالی تملک از درون و تملک از بیرون شرکت، مشارکت می‌کنند. شکل ۱ نمای ساده قالب سرمایه‌گذاری مخاطره آمیز را نشان می‌دهد.

                                    شکل۱. شمای کلی از انواع مختلف سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر

monitoreconomy_ir-VC-2 تأمین مالی مرحله بذر معمولاً برای شرکت‌هایی که نمی‌توانند ایده موردنظر خود را به یک طرح کسب‌ وکار عملی تبدیل نمایند، ارائه می‌شود. تأمین مالی در این مرحله مبلغ کمی است (معمولاً کمتر از یک صد هزار دلار) و بنگاه‌ها معمولاً تمرکز بیشتری روی مسائل فنی دارند تا گرایش به بازار.
تأمین مالی مرحله راه‌اندازی به بنگاه‌هایی که شخصیت حقوقی خود را به ثبت رسانده‌اند و بر روی یک نمونه اولیه محصول کار می‌کنند و آماده آزمودن بازار بالقوه آن هستند، ارائه می‌گردد. کل نیاز مالی در این مرحله می‌تواند برابر با چند صد هزار دلار باشد.
تأمین مالی مرحله اول برای بنگاه‌هایی که آزمایش بازار را با موفقیت گذرانده‌اند و آماده شروع تولید می‌باشند، ارائه می‌شود. در این مرحله، بنگاه کارآفرین به تمام مؤلفه‌های ضروری کسب وکار به منظور آغاز تولید و فروش نیاز دارد.
تأمین مالی میانی (مِزِنین) سرمایه‌ای است که برای شرکت در قالب ترکیبی از بدهی و سهام فراهم می‌شود و معمولاً به منظور تأمین مالی پروژه‌های توسعه‌ای بکار می‌رود (بدین ترتیب به سرمایه‌گذاران حق تبدیل کردن به سهام را می‌دهد). این نوع از تأمین مالی با اندک ارزیابی موشکافانه از طرف شرکت سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز و با وثیقه محدود از وام گیرنده، به سرعت ارائه می‌شود. همچنین این نوع تأمین مالی به شکل تهاجمی قیمت‌گذاری می‌شود و برای شرکت وام گیرنده گران می‌باشد. وام موقتی به شرکت‌هایی که در پی سهام عام شدن هستند، اختصاص دارد. این شرکت‌ها درست قبل از اینکه بتوانند در بازار بورس پذیرفته شوند نیاز به سرمایه دارند.

ساختار یک صندوق سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز

شرکت‌های سرمایه‌ گذاری مخاطره‌ آمیز به طور معمول در قالب شراکت محدود سازمان‌دهی می‌شوند. در شراکت محدود، دو گروه شریک وجود دارند: شرکای مدیریتی و شرکای مالی. شریک مدیریتی فعالانه در مدیریت کسب وکار دخالت می‌کند. شرکای مالی معمولاً سرمایه را فراهم کرده و سهمی در سود دارند، اما دخالتی در اداره کسب‌وکار نمی‌کنند؛ آنها سرمایه‌گذارانی منفعل هستند.
در یک شرکت سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز، شرکای مالی (LPs) (به عبارت دیگر، مؤسسات مالی، شرکت‌های چند ملیتی، افراد، موقوفات دانشگاهی، مدیران صندوق‌های بازنشستگی و سایر موارد) حدوداً ۹۹ درصد از سرمایه صندوق را تأمین می‌کنند. به عنوان مثال، برای یک صندوق به اندازه پانصد میلیون دلار،‌GP‌ باید در ابتدا پنج میلیون دلار تقبل کند که سرمایه زیادی بویژه برای مدیران جدید در صنعت سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز است. مشارکت مالی GP‌ ها در این شراکت براساس اصل “با هم بردن و با هم باختن” است. اگر GP‌ ها مشارکت مالی در شرکت نداشته باشند، در صورت بروز مشکل در شرکت، فقط LP ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند. این مشارکت مالی اطمینان می‌دهد که مقداری از سرمایه GP ها نیز در معرض خطر قرار دارد. ساختار یک شرکت سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز در شکل ۲ نشان داده شده است.
                                       شکل ۲. ساختار نوعی یک شرکت سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر

monitoreconomy_ir-VC-3 در ترتیبات قراردادی و مالی بین LP‌ ها و GP‌ ها، LP ها کارمزد یا حق‌الزحمه مدیریتی سالانه، معادل ۱ تا ۵/۲
درصد از سرمایه تعهد شده به صندوق را پرداخت می کنند. اگر شرکت سرمایه گذاری مخاطره‌آمیز پانصد میلیون دلار سرمایه جمع آوری و روی کارمزد ۲ درصدی مذاکره کرده باشد، ‌مدیریت صندوق (یعنی GP) ‌ده میلیون دلار برای هزینه های سالانه دریافت می کند. با فرض اینکه شرکت سرمایه گذاری مخاطره‌آمیز برای یک دوره ده ساله پابرجاست،‌ مجموع هزینه های قابل مطالبه در طول عمر صندوق معادل صد میلیون دلار خواهد بود. شرکای مالی عموماً ۸۰ درصد از سود صندوق، به اضافه ارزش اولیه (یعنی پانصد میلیون دلار) را دریافت خواهند کرد، در حالی که شرکای مدیریتی ۲۰ درصد از سود (که سود انتقالی نامیده می شود) را دریافت می‌کنند. دیگر عنصر مهم ترتیبات مالی بین LP‌ و سرمایه گذار مخاطره‌پذیر حداقل بازده مورد انتظار است: نرخ بازدهی که باید برای شرکای مالی نسبت به سرمایه اولیه (یعنی پانصد میلیون دلار در مثال پیشین) به دست آید، قبل از آنکه شریک مدیریتی سود انتقالی ۲۰ درصدی از درآمد تحقق یافته صندوق را دریافت نماید.
در اینجا به طور خلاصه به بررسی تأثیر حداقل نرخ بازده مورد انتظار بر عملکرد مالی و سود انتقالی شرکای مدیریتی می‌پردازیم. سه مورد فرضی را بررسی می کنیم. در مورد اول، شرکت سرمایه گذاری مخاطره‌آمیز پانصد میلیون دلار سرمایه جمع آوری می کند، حداقل نرخ بازده مورد انتظار صفر است و ارزش تحقق یافته این صندوق معادل ششصد میلیون دلار پس از ده سال عملیات می باشد. در مورد دوم، فقط حداقل نرخ بازده مورد انتظار ۱ درصد است و تمامی پارامترهای دیگر یکسان باقی می مانند. در مورد سوم، حداقل نرخ بازده مورد انتظار به ۲ درصد افزایش یافته است. جدول ۲ این محاسبات را نشان می دهد.
نتایج نشان دهنده این نکته است که تغییر کوچکی در میزان حداقل بازده مورد انتظار (حتی از صفر به ۱ درصد) می تواند تفاوت قابل توجهی را در سود نهایی شریک مدیریتی ایجاد کند. در مورد دوم، سرمایه گذار مخاطره‌پذیر با نرخ بازده مورد انتظار ۱ درصد، درآمد ۵/۹ میلیون دلاری کسب می کند. هنگامی که این نرخ به ۲ درصد افزایش می یابد، سرمایه گذار مخاطره‌پذیر هیچ سود انتقالی دریافت نمی کند.
              جدول ۲. محاسبات درآمد شرکای مدیریتی با فرض نرخ های مختلف بازده مورد انتظار (برحسب دلار)
monitoreconomy_ir-VC-4

توجه: برای مورد ۲،‌ مقدار سود شریک مدیریتی به شرح زیر محاسبه شده است:
$۵۰۰ million × (۱ + ۰.۰۱)۱۰= $۵۵۲.۳ million. $600 million – $552.3 million = $47.7 million
سهم شریک مدیریتی برابر است با: $۴۷.۷ million × ۲۰% = $۹.۵ million
سهم شرکای مالی برابر مجموع عواید حاصل از بازده مورد انتظار (یعنی ۳/۵۲ میلیون دلار) و عواید حاصل از تخصیص ۸۰ درصد از سود صندوق متعلق به شرکای مالی (۲/۳۸ میلیون دلار) است. این مقدار در مجموع ۵/۹۰ میلیون دلار است. برای محاسبه سود GP، که برابر ۵/۹ میلیون دلار است، سهم تخصیصی LP ها از ۱۰۰ میلیون دلار کم شده است (۱۰۰ میلیون دلار منهای ۵/۹۰ میلیون دلار). برای مورد ۳، ارزش درآمد تئوریک شرکای مالی حاصل از بازده مورد انتظار برابر ۵/۱۰۹ میلیون دلار است با این حال، از آنجا که ارزش کل تحقق یافته این صندوق برابر ۶۰۰ میلیون دلار است (۱۰۰ میلیون دلار بالاتر از مقدار اولیه)، شرکای مالی تنها ۱۰۰ میلیون دلار از نرخ بازده مورد انتظار دریافت می‌کند

مزایای سرمایه گذاری مخاطره‌آمیز

سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز مزایای مشهودی برای شرکت و کارآفرینان مؤسس آن دارد: اول اینکه، تأمین مالی به این روش سرمایه‌ای همیشگی مهیا می‌کند که نیاز به بازپرداخت ندارد. دوم، سرمایه اضافه شده، اعتبار شرکت را با افزایش سرمایه آن بالا می‌برد،‌ در نتیجه ارزش خالص دارایی آن ارتقا می‌یابد. سوم اینکه، تأمین مالی سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز اغلب اعتبار شرکت را در مقابل مشتریان شرکت، تأمین کنندگان مواد،‌ توزیع‌کنندگان، بانک‌ها و دیگر مؤسسات مالی بهبود می بخشد. چهارم، سرمایه ارائه شده توسط سرمایه گذاران مخاطره‌پذیر، شرکت را ملزم به پرداخت سود سهام تقسیمی نمی کند، بنابراین به موسسان شرکت این اطمینان را می دهد که می توانند کسب وکار خود را بدون محدودیت های عملیاتی اداره کنند. مزیت پنجم که کارآفرینان اغلب به آن اهمیت نمی دهند این است که سرمایه گذاران مخاطره‌پذیر از موسسان درخواست تضمین یا وثیقه شخصی ندارند. در نتیجه، دارایی های شخصی موسسان دست نخورده باقی می ماند.
بحث در مورد برخی از کمک های “ناملموس” که سرمایه گذاران مخاطره‌ پذیر به شرکت می رسانند نیز حائز اهمیت است. این مشارکت‌های غیر پولی به خصوص برای شرکت های جوان که به دنبال رسیدن به پتانسیل خود در بازار و افزایش ارزش خود هستند، بسیار اهمیت دارند.

معایب سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز

آشکارترین و برجسته ترین عیب پذیرش سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز رقیق شدن مالکیت موسسان است. نقطه ضعف دوم سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز در ارتباط با اولی است، بدین صورت که در زمان فروش نهایی کسب‌وکار در آینده، پذیرش سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز از بدهی گران تر است. برای توضیح این نکته، فرض کنید دو شرکت وجود دارد: شرکت A‌ و شرکت B. شرکت A از بدهی استفاده می کند، اما B تأمین مالی سرمایه گذار مخاطره‌آمیز را می پذیرد. ما می توانیم فرض کنیم که هر دو شکل تأمین مالی (بدهی در مقابل سهام) مقدار سرمایه یکسان و پتانسیل رشد مشابه برای شرکت فراهم می کنند. سرمایه گذار مخاطره‌پذیر ۵۰ درصد از سهام مالکیت شرکت B‌ را دریافت می کند. اگر فرض کنیم که ارزش نهایی هر دو شرکت برابر یک صد میلیون دلار است، شرکت A‌ فقط بهره سرمایه قرض گرفته شده را پرداخت می کند در حالی که شرکت B‌ در نهایت پنجاه میلیون دلار از ارزش را به سرمایه گذار مخاطره‌پذیر می سپارد.
عیب سوم سرمایه گذاری در قالب سهام، از جهت گیری بلندمدت و ماهیت مبتنی بر شراکت آن ناشی می شود. قرارداد بین سرمایه گذاران مخاطره‌پذیر و کارآفرینان، فسخ زودرس این رابطه را قبل از رسیدن به خروج مطلوب پیش بینی نمی کند. در نتیجه، این مشارکت قطعی و غیرقابل فسخ می باشد. در صورت بروز هرگونه اختلاف نظر،‌ مناقشه و تفاوت در دیدگاه ها، ‌این رابطه باید حتماً ادامه یابد. هر چند ممکن است که سرمایه گذاران مخاطره‌پذیر و کارآفرینان برای حل و فصل شرایط دشوار و غیرقابل تحمل از طریق مذاکره فرصت دوباره داشته باشند، ‌هزینه نهایی این شرایط هم برای کارآفرین و هم برای سرمایه گذار مخاطره‌پذیر بسیار بالا است.
دیگر نقطه ضعف سرمایه گذاری مخاطره‌آمیز مربوط به ماهیت آن است. در شرایط خاص، سرمایه گذار مخاطره‌پذیر کنترل بخشی یا کل یک کسب وکار را عهده دار می شود. این اتفاق در دو حالت رخ می دهد: ضعف در عملکرد کسب وکار مشهود باشد و یا اینکه از موسس رفتار مجرمانه سر بزند. در چنین مواردی، یا سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر مسئولیت های عملیاتی کسب وکار را به عهده می گیرد و یا مشاوران بیرونی برای انجام چنین کاری از جانب آنها منصوب می شوند.
آخرین عیب سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز که اغلب دست کم گرفته می شود، تعهد زمانی است. تکمیل معامله سرمایه گذاری مخاطره‌ آمیز در هر جایی ممکن است بین شش تا نه ماه طول بکشد. در طی این زمان، سرمایه‌گذاران خواسته های زیادی از شرکتی که به دنبال تأمین مالی است، دارند: ‌انواع مستندات باید در طول این دوره آماده شوند و جلسات بی شماری برای بحث در مورد اسناد آماده شده و مذاکره روی معامله واقعی باید برگزار گردد. هر چند که این سرمایه گذاری ممکن است از دید کارآفرینان ضروری به نظر برسد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این ارتباط در نهایت به یک معامله ختم شود.

منبع

Darek Klonowski, The Venture Capital Investment Process, Palgrave Macmillan, 2010, ch.1

نظر بدهید