مروری بر رویکرد اکوسیستم‌های کارآفرینی

0
400

رویکرد اکوسیستم‌های کارآفرینانه به طور روشن و صریح با این نام برای اولین‌ بار توسط والدز در سال ۱۹۸۸در مقاله‌ای به نام “اکوسیستم‌های کارآفرینانه” بیان گردیده است. والدز این چنین بیان می‌نماید که: رفتار انسانی حاصل از تعامل فرد با محیط اطرافش می‌باشد و نظری مطابق با مدل‌های اکوسیستم ارائه می دهد. اجزایی که در این چارچوب برای بررسی شکل کسب وکارها جدید یا استارت‌آپ‌ها در نظر گرفته می‌شود حاوی دو بعد پویا یعنی کارآفرین و محیط پیرامونش می‌باشد.(Valdez, 1988)

تئوری‌ای که والدز در این چارچوب بر آن تاکید نمود شامل تعامل بین شاخص‌های محیط اقتصادی و تصمیم کارآفرینانه می باشد. به طور ویژه چه اجزایی در محیط اقتصادی می‌توانند محرک پاسخ کارآفرینانه برای آنانی که می‌توانند کارآفرین باشند وجود دارد. دسته‌‌بندی با متغیرهایی شامل پنج عامل که به طور گسترده‌ای نماینده محیط اقتصادی می باشد، تعیین گردید. والدز نتیجه چنین رویکردی را در یک منطقه جغرافیایی، ایجاد کسب و کار جدید می‌دانست. در واقع او متغیر وابسته چارچوب خود را ایجاد کسب و کارهای مخاطره آمیز در یک محدوده جغرافیایی بیان می‌کند (Entezari, 2015).
فوگل و نیاوالی(۱۹۹۴) از آنجایی که تا آن زمان چارچوبی یکپارچه از تحقیقات برای رشد کارآفرینی در مناطق جغرافیایی وجود نداشت، چارچوبی را شامل پنج بُعد از محیط کارآفرینانه ارائه دادندکه در آن ابعاد محیطی با فرایند ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز در ارتباط می‌باشند. تاکید ویژه در این چارچوب بر نقش وضعیت محیطی بر توسعه فرصت‌ها و افزایش تمایل و قابلیت افراد به کارآفرینی می‌باشد (Gynawali & Fogel, 1994).
این پنج بُعد در مدلی فرایندی در کنار پنج بخش از فرایند ایجاد یک کسب وکار نوپا قرار گرفتند. این ابعاد شامل سیاست‌های دولت و رویه‌ها، وضعیت سیاسی- اقتصادی، مهارت‌های کسب و کار و کارآفرینی، مساعدت های مالی و غیر مالی می‌باشند، و پنج بخش فرایند ایجاد یک کسب و کار که در چارچوب محیطی ارائه گردیده است شامل فرصت کارآفرینانه، توانایی فعالیت اقتصادی، تمایل به فعالیت اقتصادی، احتمال به فعالیت اقتصادی و ایجاد کسب و کار مخاطره آمیز جدید می‌باشد. در جدول زیر اجزای چارچوب محیط کارآفرینانه این تحقیق را مشاهده می‌نمایید:
                                          جدول ۱: ابعاد محیط کارآفرینانه فوگل و نیاوالی

ابعاد محیط کارآفرینانه ویژگی‌ها
سیاست­های دولت و رویه ها ۱)     محدودیت­ های صادرات و واردات

۲)     وجود قوانین مرتبط با ورشکستگی­ های مالی

۳)     موانع ورود

۴)     پیش نیازهای دستوری برای ثبت مجوز و اعطای نمایندگی

۵)     نهادهای قانونی برای ارائه گزارش­ های مرتبط با قوانین و مقرارت دولتی در خصوص فعالیت های کارآفرینانه به کارآفرینان

۶)      قوانین مربوط به حفظ حق مالکیت

مهارت­های کسب و کار و کارآفرینی ۱)     تحصیلات فنی و حرفه ای

۲)     تحصیلات کسب و کار

۳)     برنامه­های آموزشی کارآفرینانه

۴)     برنامه­های آموزشی  فنی و حرفه­ای

۵)     دسترسی به اطلاعات

عوامل سیاسی- اقتصادی ۱)     ویژگی­ های عمومی برای کارآفرینی

۲)     وجود کارآفرینان با تجربه

۳)     مدل­های نقش موفق

۴)     وجود افراد با شاخصه های کارآفرینانه

۵)     شناخت عملکرد کارآفرینانه موفق

۶)      متناسب بودن وجود کسب وکار­های کوچک در محیط کسب و کار­های موجود

۷)     تنوع فعالیت­های اقتصادی

۸)     وجود رشد اقتصادی

کمک­های مالی ۱)     سرمایه­ گذاری خطرپذیر

۲)     منابع جایگزین مالی

۳)     نرخ بهره های کم

۴)     تشویق نهادهای مالی به تامین سرمایه در کسب و کارهای کوچک

۵)     ایجاد برنامه ضمانتی برای کسب وکارهای نوپا

۶)      ایجاد رقابت بین نهادهای مالی

کمک­های غیر مالی ۱)     خدمات حمایتی و مشاوره

۲)     شبکه سازی های کارآفرینانه

۳)     تسهیلات رشد

۴)     برنامه­ های حمایتی و تدارکی دولت برای کسب و کارهای کوچک

۵)     نرخ های مشوق و معافیت برای مالیات

۶)      شبکه سازی ­های محلی و بین المللی

۷)     تسهیلات جدید ارتباطی و حمل و نقل

 


نظریه بعدی در رویکرد اکوسیستم مربوط به تحقیقات آیزنبرگ می‌باشد. تحقیقات وی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ انتشار یافت که در آخرین تحقیق چارچوبی فراگیر برای اکوسیستم‌‌های کارآفرینانه ارائه گردیده است. آیزنبرگ ( ۲۰۱۱) نمونه ای اصلاح شده از نظریه خود را در مورد اکوسیستم کارآفرینی در شش جز عرضه نمود و تحقیقات قبلی خود در این زمینه را کامل نمود. درنمونه جدید این تحقیق آیزنبرگ اجزا اکوسیستم را درشش جز سیاست، مالی، فرهنگ، حمایتها، سرمایه انسانی و بازار خلاصه کرد(Isenberg, 2010, 2011).
monitoreconomy_ir-ent                                   شکل۱: چارچوب اکوسیستم کارافرینانه، آیزنبرگ

چارچوب بعدی مورد بررسی، متعلق به استام (۲۰۱۵) می باشد. استام با تحلیلی فرا ترکیبی از مدل های پیشین مدلی از اکوسیستم کارآفرینانه ارائه داد که شامل رویکرد سیستمی می باشد. او بیان می‌دارد که شرایط سیستمی قلب یک اکوسیستم است. شبکه‌های کارآفرینان، رهبری، موارد مالی، استعداد و هوش افراد، دانش و سرویس های حمایتی، حضور این اجزا و تعامل بین آنها به طور گسترده‌ای موفقیت اکوسیستم را مشخص می کند. برای مثال شبکه‌های کارآفرینان جریان اطلاعات را مهیا می‌سازد و سرمایه و نیروی کار را به صورت موثری فعال می سازد.
رهبری الگوی نقش را در اکوسیستم مهیا می‌دارد. رهبری در ساخت و نگه داری اکوسیستمی سالم، حیاتی می باشد. همچنین دستیابی به تامین مالی که ترجیحا توسط افراد آشنا به کارآفرینی صورت باید پذیرد برای سرمایه‌گذاری در پروژه های طویل المدت کارآفرینانه حیاتی می‌باشد. همچنین مهترین منبع از فرصت‌ها برای کارآفرینی می تواند از دانش هم در سازمان‌های بخش عمومی و هم خصوصی حاصل گردد. سرانجام تامین سرویس‌های خدمات با واسطه های متفاوت می تواند به صورت قابل ملاحظه ای موانع ورود برای پروژه‌های کارآفرینانه رسیدن به بازار نوآوری ها را کاهش دهد (Stam,2015).

monitoreconomy_ir-ent2                                   شکل۲:  چارچوب اکوسیستم کارآفرینانه، استام
با توجه به مبانی مطرح شده در زمینه رویکرد اکوسیستم‌های کارآفرینانه می توان بیان نمود که این رویکرد برآمده از دو رویکرد موجود ادبیات کارآفرینی می‌باشد. رویکردهای محیطی و رویکردهایی که مرتبط با تعامل فرد و محیط در راستای ایجاد کسب و کارمخاطره آمیز می‌باشد. در چنین رویکرد تعاملی تاکید بر نقش محوری فردکارآفرین به عنوان قلب یک اکوسیستم کارآفرینانه به دفعات بیان شده است(Audretsch, 2016; Stam,2015; Feld, 2012; Isenberg, 2010). همچنین در سطح تحقیق می تواند هم در سطح یک صنعت ویژه به کار رود و هم در چند صنعت مختلف، ولی باید دانست که این رویکرد دارای مرز جغرافیایی مشخصی برای سطح تحقیقات نمی باشد. همین مشخص نبودن سطح تحلیل خود نیز یکی از انتقادات وارده به این رویکرد می‌باشد. با این تفاسیر می توان گفت که چالش سیاستی اصلی که این رویکرد در پی آن است تعداد کم کسب و کارهای نوپا با رشد سریع در مناطقی که بستر مناسبی برای ایجاد کسب و کارهای نوپا وجود دارد (Mason & Brown, 2014).
از این رو بایستی گفت که ایجاد محیطی مشوق کارآفرینی شانسی یا تصادفی نیست، اکوسیستم‌های کارآفرینانه معمولا نتیجه‌ای از تشخیص و نواحی و افرادی هستند که بر تغییر کارآفرینانه اثر بگذارند و سیستم‌های درست را قرار دهند و ساختارها را در جایی پشتیبانی کنند که زمینه موفقیت برای آنها را ایجاد کند. متأسفانه بسیاری از دولتها آرمان دسترسی ناپذیری از توسعه کارآفرینی را دنبال می‌کنند. در حالیکه تأکید رهیافت اکوسیستم بر دارایی‌ها، مشکلات و فرصت‌های موجود می‌باشد. هر کشوری باید به دقت بر جغرافیای خاص خودش تمرکز کند. آنچه که دریک منطقه کار می‌کند ممکن است در مناطق دیگر کار نکند. بسیاری از جوامع علل شکست خود را در زمینه کارآفرینی باید در درون خودشان جستجو کنند. بنابراین هرکشوری بر پایه شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و موقعیت جغرافیایی خود، می‌تواند اکوسیستم کارآفرینی متفاوتی داشته باشد (قمبر علی، آگهی، علی بیگلو، و زرافشان, ۱۳۹۳).

منابع
هدایتی، م.ر(۱۳۹۵). شناسایی اکوسیستم کارآفرینی کسب وکارها نانو شهر تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد. تهران. چاپ دانشگاه تهران.
قمبر علی، ر.، آگهی، ح., علی بیگلو، ا. ح.، & زرافشان، ک. (۱۳۹۳). راهبرد اکوسیستم کارآفرینی: پارادیم جدید توسعه کارآفرینی. نشریه کارآفرینی در کشاورزی۱(۳), ۲۱-۳۸.

Caniëls, M. C., & van den Bosch, H. (2011). The role of Higher Education Institutions in building regional innovation systems. Papers in Regional Science, 90(2), 271-286.
Ceccagnoli, M., Forman, C., Huang, P., & Wu, D. (2011). Co-creation of value in a platform ecosystem: The case of enterprise software. MIS Quarterly.
Entezari, y. (2015). Bulding knowladge-base entrepreneurship ecosystem:case study iran. world conference on technology,innovation & entrepreneurship. scinece direct.
Gawer, A., & Cusumano, M. (2002). Platform leadership: How Intel, Microsoft, and Cisco drive industry innovation. Boston: Harvard Business School Press, 29-30.
Gynawali, D., & Fogel, D. (1994). Environments for Entrepreneurship Development: Key Dimensions and Research Implications. Entrepreneurship Theory & Practice, 18.
Holienka, M. (2015). Entrepreneurial Environment in Slovakia: Multi-Perspective Comparison with Innovation-Driven Economies. Business Economics and Management (pp. 437-444). Antalya: Elsevier.
Mason, C., & Brown, R. (2014). Entrepreneurial ecosystems and growth oriented entrepreneurship. Paris: Final Report to OECD.
Nambisan, S., & Baron, R. (2013). Entrepreneurship in Innovation Ecosystems: Entrepreneurs’ Self‐Regulatory Processes and Their Implications for New Venture Success. Entrepreneurship Theory and Practice, 37(5), 1071-1097.
Oh, D., Phillips, F., Park, S., & Lee, E. (2016). Innovation ecosystems: A critical examination. Technovation, 54, 1-6.

نظر بدهید