بررسی مبادلات تجاری در دنیا با محوریت جنگ ارزی(با تأکید بر چین و آمریکا)

0
367

ناظر اقتصاد : جنگ ارزی که کاهش آگاهانه و هوشمندانه ارزش پول ملی و یا جلوگیری از افزایش آن است از دو طریق به وقوع می‌پیوندد: ۱-خرید پول خارجی و فروش پول داخلی ؛ ۲-کاهش نرخ بهره.
چین جنگ ارزی را از دهه ۱۹۸۰ شروع کرد. در سال ۱۹۸۰ ارزش هر دلار در مقابل یوان ۱.۵ برابر بود که با اتخاذ سیاست‌های آگاهانه کاهش ارزش پول ملی، ارزش یوان به شدت در طی ۲۰ سال افت کرد و به رقم ۸.۳ برابر در سال ۲۰۰۰ رسید. این سیاست به شدت صادرات را برای چین سودآور کرد و در مقابل واردات را گران‌تر؛ و به همین سبب تراز تجاری چین مثبت گردید. کشور چین جنگ ارزی را با خرید دلار عملیاتی کرد. در این مدت دولت چین نسبت به خرید دلار اقدام کرد، این خرید موجب افزایش تقاضا برای دلار نسبت به یوان (پول ملی کشور چین) گردید. از سوی دیگر نیز دولت چین برای خرید دلار، نسبت به فروش و عرضه یوان اقدام کرد که این امر موجب عدم افزایش قیمت و حتی کاهش ارزش آن شد.
صادرات آمریکا به چین عاملی مهم و حیاتی در تحقق رشد اقتصادی آمریکاست. علی رغم کاهش رشد اقتصادی چین، این کشور کماکان یکی از شرکای اصلی تجاری آمریکاست. در سال ۲۰۱۵ میزان صادرات کالایی آمریکا به چین ۱۱۳ میلیارد دلار بوده است که هرچند نسبت به سال قبل کاهش داشته است ولی همچنان سومین بازار بزرگ صادراتی آمریکا پس از کانادا و مکزیک می باشد.
رشد صادرات خدمات آمریکا به چین از سرعت بالاتری برخوردار شده است. در سال ۲۰۱۴ صادرات خدمات آمریکا به چین حدود ۴۲ میلیارد دلار بوده است که چهارمین بازار صادرات خدماتی آمریکا محسوب می شود. از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ رشد صادرات خدمات به چین بیش از ۳۰۰ درصد رشد داشته است درحالی که رشد صادرات خدمات آمریکا به سایر کشورها در مدت مشابه رشد ۹۱ درصدی داشته است.
بازار ایران در تسخیر چینی ها قرار می گیرد. ج.ا.‌ایران دارای تورم داخلی بالا و همچنین تعیین نرخ ارز به ‏صورت دستوری است، ولی کشور چین دارای تورم پائین می‌‏باشد و نرخ ارز خود را نیز بالا نگه داشته است. این وضعیت زمینه‏ ساز تصاحب بازار داخلی ایران از سوی چین و فشار به تولیدکنندگان داخلی شده است.
ج.ا. ایران بعلت ضعف های ساختاری موجود قادر به استفاده از فرصت کاهش ارزش پول ملی نمی‌باشد. کشورهایی که بطور برنامه‌ریزی شده وارد جنگ ارزی می‌شوند، تورم را مهار کرده‌اند و دارای تورم یک‌رقمی می‌باشند. اما کشورهایی که از ویژگی‌های مزبور برخوردار نمی‌باشند، نمی‌توانند از سیاست جنگ ارزی بهره‌گیری مناسب را بعمل آورند. ج.ا ایران که از یک سو دارای تورم بالا و از سویی دیگر دارای سیاست‌گذاری‌های دستوری در خصوص نرخ ارز است و به صورت صوری، ارزش پول ملی را بالا نگه می‌دارد، در معرض آسیب‌های جدی از طرف کشورهایی است که سیاست جنگ ارزی را اتخاذ کرده‌اند. نسخه کامل این گزارش را می توانید از  لینک زیر مطالعه نمایید.

 بررسی مبادلات تجاری در دنیا با محوریت جنگ ارزی(با تأکید بر چین و آمریکا)

نظر بدهید