واسیلی لئونتیف|یک اقتصاددان بین رشته‌ای

0
270

واسیلی لئونتیف (Wassily Leontief) به توسعه دهنده تحلیل داده-ستانده معروف است. تکنیک داده – ستانده، که روابط میان بخشها یا صنایع مختلف در یک اقتصاد را توصیف می کند، کاربردهای مهم زیادی در اقتصاد دارد و بینش های وسیعی درباره نحوه کار اقتصادها ارایه می کند. تحلیل داده-ستانده برای فهم گلوگاههای تولید به هنگام گسترش اقتصاد و چگونگی توزیع فرآیند تورمی در سرتاسر اقتصاد به کار می رود. این تکنیک، همچنین، پس از جنگ جهانی دوم، برای برنامه ریزی های پنج ساله اقتصادی در اقتصادهای سوسیالیستی و اقتصادهای در حال توسعه به کار رفته است.

آشنایی با زندگی واسیلی لئونتیف
واسیلی لئونتیف در سال ۱۹۰۶ در لنینگراد روسیه دیده به جهان گشود، پدر او استاد «اقتصاد کار» در دانشگاه پترزبورگ بود. او در سال ۱۹۲۱ وارد دانشگاه لنینگراد شد و اقتصاد کلاسیک را در آنجا خواند و این در حالی بود که انقلاب روسیه در این دوران در حال تغییر اقتصاد و سیاست در آنجا بود. لئونتیف به عنوان سوسیالیستی غیر کمونیست نظام جدید را مورد انتقاد قرار می داد و به همین خاطر بارها زندانی شد. با این وجود او در سال ۱۹۲۵ از دانشگاه فارغ التحصیل شد و بعد از شش ماه روسیه را به مقصد دانشگاه برلین ترک نمود و به تحصیل دکترای اقتصاد مشغول شد.
او اولین مقاله خود تحت عنوان «توازن اقتصاد روسیه: بررسی روش شناختی» را در سال ۱۹۲۵ منتشر کرد و در سال ۱۹۲۸ پایان نامه دکترای خود را با عنوان «اقتصاد به عنوان جریان مدور» را به اتمام رساند که سرآغاز تحلیل داده – ستانده او بود. او در سن ۲۲ سالگی به موسسه اقتصاد جهانی در دانشگاه کییل پیوست و به تحقیق در مسائل عرضه و تقاضا پرداخت. در سال ۱۹۲۹ به عنوان مشاور اقتصادی وزارت راه آهن چین یک سال را در آنجا به گردآوری داده های تولید کشاورزی گذراند و این اطلاعات به دولت چین نشان داد که خطوط آهن جدید را در کجا بسازد. در حالی که او در چین مشغول تحقیقات بود، بین روسیه و چین جنگ در جریان بود و بمباران هایی که صورت می گرفت لئونتیف روسی را نیز تهدید می کرد. او در سال ۱۹۳۰ به آلمان بازگشت، ولی مقالات چاپ شده او در ایالات متحده مورد توجه قرار گرفت و در سال ۱۹۳۱ پیشنهاد شغلی در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی در نیویورک دریافت کرد.
سخنرانی او در دانشگاه هاروارد موجب شد تا به او پیشنهاد بررسی کمی جریان های بین بخشی در اقتصاد ایالات متحده را ارائه کنند. او این پیشنهاد را پذیرفت و ۴۴ سال عضویت هیات علمی هاروارد را آغاز نمود. لئونتیف اولین جدول داده – ستانده خود را در دهه ۱۹۳۰ منتشر کرد، اما چندین سال طول کشید تا او توانست این کار را تکمیل کند.
در سال ۱۹۴۱ لئونتیف شرح کاملی از تحلیل داده – ستانده را در کتاب ساختار اقتصاد آمریکایی منتشر نمود. لئونتیف به همراه گروه کوچکی از محققان در دانشگاه هاروارد جدول ۹۰ بخشی داده – ستانده را بر اساس داده های سال ۱۹۳۹ ساختند و پیش بینی کردند که تقاضا برای فولاد در بعد از جنگ نیز به دلیل تولید کالاهای مصرفی بادوام همچنان بالا خواهد بود و این در عمل محقق گردید. در اواخر دهه ۱۹۴۰ توجه دولت به تحلیل داده – ستانده کاهش یافت.
از اوایل دهه ۱۹۶۰ لئونتیف ابزار تحلیلی خود را برای مسائل خاص از قبیل اثرات اقتصادی خلع سلاح و مصارف نظامی، هزینه های آلودگی، اثر خودکار شدن صنایع بر کارگران و پیش بینی اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۰۰ به کار گرفت. این مطالعه آخر تحت حمایت سازمان ملل صورت گرفت و الهام گرفته از سخنرانی جایزه نوبل او تحت عنوان ساختار اقتصاد جهانی بود. این مطالعه به سناریوهای مختلفی می پردازد که نشان می دهد چطور و به چه میزانی کمک به کشورهای در حال توسعه ممکن است به طور کارآتری توزیع گردد.
او در سال ۱۹۷۵ بعد از ۴۴ سال فعالیت علمی در دانشگاه هاروارد به دانشگاه نیویورک رفت و بعد از دوسال مدیر موسسه تحلیل اقتصادی در آنجا گردید. لئونتیف، استاد اقتصاددانان بزرگی مانند ساموئلسون، سولو و دوزنبری بود.

نظریات اقتصادی واسیلی لئونتیف

• جدول داده ـ ستانده؛ هنگامی که او روسیه را در ۹۱ سالگی‌ ترک کرد تا برای اخذ دکترا در دانشگاه‌ برلین اقدام کند می‌توانست نشان‌دهد که چگونه نظریه تعادل لئون و الراس‌ می‌تواند تبدیل به یک نمونه کمی و عددی شود. اما چندسال بعد در سال‌ ۱۴۹۱ هنگامی که در هاروارد استاد دانشگاه لئونیف یک جدول داده‌ -ستانده را برای اقتصاد آمریکا طراحی‌ می‌کرد آنالیز داده-ستانده نشان می‌ دهد که در یک سیکل پهناور و گسترده‌ داده‌های وارد در یک صنعت ستانده‌ هایی را برای مصرف‌کنندگان یا داده‌ هایی برای صنایع دیگر می‌شود.
جدول داده – ستانده، مدل روابط بین صنعتی در یک اقتصاد است. ساختار جدول از ماتریسی تشکیل می شود که بخش های اقتصادی را در توالی یکسان عمودی و افقی قرار می دهد. در طرف چپ جدول، هر ردیف با نام بخش مشخص می شود و اعداد سمت راست نشانگر توزیع تولید بخش مورد نظر در بخش های مختلف است. در بالای جدول نیز هر ستون با نام بخش اقتصادی مشخص می گردد و مقدار نهاده مورد نیاز بخش مورد نظر از سایر بخش ها را نشان می دهد. لئونتیف از این اعداد واقعی، ضرایب یا نسبت هایی را از روابط مقداری از یک بخش به بخش دیگر استخراج نمود. این ضرایب با فناوری موجود ثابت هستند و اجازه پیش بینی در تغییرات نهاده ها و ستانده های هر بخش و تاثیر آن بر بخش های دیگر را می دهد. در صورتی که فناوری تغییر کند این ضرایب نیز تغییر می کند. اولین جدول لئونتیف از ۴۲ بخش از اقتصاد ایالات متحده تشکیل می شد. ایده ساخت شبکه ای از جریان های بین صنعتی زمانی به ذهن لئونتیف خطور کرد که او دانشجوی اقتصاد کلاسیک در روسیه بود. او همواره قدرشناسی خود را از جدول اقتصادی فرانسیس کنه (۱۷۵۸) ابراز کرده است(شهرآبادی و بشیری، ۱۳۸۷).
• کاربردهای تحلیل داده ستانده؛ لئونتیف نشان(۱۹۸۶) نشان داد که چگونه می توان از تحلیل داده-ستانده برای آزمون نظریه های اقتصادی در هنگام مطالعه روابط تجاری آمریکا با کشورهای دیگر استفاده نمود(Pressman, 2006, p.220). او به گردآوری نظام مند داده های اقتصادی در ایالات متحده توجه خاصی نمود. او همچنین با داچین درباره تاثیر خودکار سازی صنعت بر کارگران به تحقیق پرداخت و پیش بینی کردند که تغییر عمده در ترکیب نیروی کار همراه با کارمندان اداری و مدیران میانی کمتر در تولید فناوری های جدید صورت می گیرد. همچنین آنها به نتیجه امکان بیکاری ناشی از پیشرفت فن آوری در بلند مدت رسیدند. از کارهای دیگر لئونتیف به موضوع تجارت بین الملل می توان اشاره کرد، او دریافت که صادرات آمریکا بیشتر به کالاهای کاربر به جای سرمایه بر مربوط می شود و این یافته با نظریه های تجارت هکشیر و اوهلین در تضاد بود از این رو به پارادکس لئونتیف معروف شد.
کاربرد دیگر تحلیل داده-ستانده، مطالعه ای بود که لئونتیف در سال ۱۹۷۳ برای سازمان ملل انجام داد؛ او در این مطالعه مدلی از داده-ستانده توسعه داد که در آن محیط به عنوان یک “بخش اقتصادی” قلمداد می شود. بخشهای اقتصادی نه تنها کالاهای معمولی مانند خودرو تولید می کنند بلکه تولیدکننده آلودگی نیز هستند. به همین نحو، میتوان به بخش کاهش آلودگی اندیشید که نهاده های آن عبارت است از آلاینده هایی که توسط بخشهای دیگر تولید می شود. این بخش آلاینده ها را از بین برده و محیط را به وضعیت یا حالت اولیه خود بر میگرداند(Pressman, 2006, p.221).
• متدولوژی علم اقتصاد؛ در کنار تحلیل داده-ستانده، لئونتیف به متدولوژی علم اقتصاد و کارهای روزمره اقتصاددانان معاصر توجه داشته است(همان). در اینجا، لئونتیف از مدلسازی به برقراری روابط تجربی و انتقاد تند از کارهای حرفه ای تغییر علاقه داده است. او از کینز و پیروانش برای ساختن مدلهای تئوریکی و انتزاعی انتقاد میکند که نتایج این مدلها قبلاً در پیش فرضهای آنها تعبیه شده است. به نظر لئونتیف، بدون برآورد تجربی خوب از روش کار اقتصاد، نمیتوان برای حل مسایل واقعی اقدام نمود. به نظر پرسمن(۲۰۰۶، ص. ۲۲۱)، ماهیت این انتقاد لئونتیف آن است که علم اقتصاد از یک علم تجربی به یک علم تئوریکی تبدیل شده است. اقتصاددانان بدون اینکه واقع گرایانه بودن مفروضات را بسنجند، به توسعه مدلهای صوری و فرمولی اقدام می کنند. از دید لئونتیف، نتایج این مدلها نامرتبط است چون آنها با مفروضات غلط و غیرواقعی شروع می شوند. لئونتیف، در اینجا از ساموئلسون و فریدمن انتقاد می کند. به نظر لئونتیف، روابط اقتصادی، برخلاف روابط موجود در علوم فیزیکی، در طول زمان تغییر می کنند. بنابراین، آزمون اقتصادسنجی در اینجا کاربردی نداردو مجموعه داده های آماری بر متغیربودن روابط اقتصادی در طول زمان سرپوش میگذارد. این نقد لئونتیف، بحث انتقاد لوکاس از مدلسازی اقتصاد کلان را پیش میکشد(Pressman, 2006, p.222). لئونتیف بیشتر متعهد به کارهای عملی و کاربردی بود و سعی می نمود تا نظریه ها را فرمول بندی کند، با این حال به عنوان استاد اقتصاد در دانشگاه بیشتر به تدریس اقتصاد نظری مشغول بود. تاکید او بر داده ها به نوع فعالیت همکارانی از او باز می گردد که تاکید بیش از حد بر فرمول بندی ریاضیاتی نظریه ها با مفروضات دلخواه داشتند و به قول او این اقتصاددانان همانند هواپیماهایی هستند که اوج می گیرند و هرگز به زمین باز نمی‌گردند (شهرآبادی و بشیری، ۱۳۸۷).
• رویکرد بین رشته ای؛ لئونتیف، با مطالعه و کار در حوزه جامعه شناسی، مهندسی و مدیریت به یک اقتصاددان بین رشته ای معروف شده است. این حوزه ها، مهارت وی در گردآوری و تحلیل داده ها را افزایش می داد و در نتیجه، قوت کارهای تجربی وی را بیشتر می نمود.

آثار واسیلی لئونتیف

• ‘‘Implicit Theorizing: A Methodological Criticism of the Neo-Cambridge School,’’ Quarterly Journal of Economics, 51, 1 (1937), pp. 337–۵۱

• The Structure of the American Economy, 1919–۱۹۲۹: An Empirical Application of Equilibrium Analysis, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1941

• ‘‘Wages, Profits, and Prices,’’ Quarterly Journal of Economics, 61, 1 (1946), pp. 26–۳۹

• Studies in the Structure of the American Economy, New York, Oxford University Press, 1953

• ‘‘The Economic Effects of Disarmament,’’ Scientific American, 204, 4 (1961), pp. 47–۵۵, with M. Hoffenberg

• ‘‘The Economic Impact–Industrial and Regional – of an Arms Cut,’’ Review of Economics and Statistics, 47, 3 (1965), pp. 217–۴۱, with others

• ‘‘Theoretical Assumptions and Nonobservable Facts,’’ American Economic Review, 61 (March 1971), pp. 1–۷

• The Future of the World Economy, New York, Oxford University Press, 1977 ‘‘Foreword’’ in Why Economics is Not Yet a Science, ed. Alfred Eichner,

• Armonk, New York, M. E. Sharpe, 1983, pp. vi–xi Input–Output Economics, 2nd edn, New York, Oxford University Press, 1986

• Works about Leontief

• Cave, Martin, ‘‘Wassily Leontief: Input–Output and Economic Planning,’’ in Twelve Contemporary Economists, ed. J. R. Shakleton and G. Locksley, New York, Wiley 1981, pp. 160–۸۲

• Dorfman, Robert, ‘‘Wassily Leontief ’s Contributions to Economics,’’ Swedish Journal of Economics, 79 (1977), pp. 430–۴۹

• Marshall, James N., ‘‘Wassily Leontief 1973,’’ in Nobel Laureates in Economic Sciences: A Biographical Dictionary, ed. Bernard S. Katz, New York and London, Garland Publishing, 1989, pp. 160–۷۳

• Pietzbacher, Erik and Lahr, Michael (eds), Wassily Leontief and Input–Output Economics, New York, Cambridge University Press, 2001

آثاری درباره واسیلی لئونتیف

• Mayer, Thomas, Truth versus Precision in Economics, Hampshire, UK, Edward Elgar, 1993

نظر بدهید