آرتور سیسیل پیگو |پدر اقتصاد رفاه مدرن

0
442

ناظراقتصاد؛آرتور سیسیل پیگو (Arthur Cecil Pigou) به‌عنوان پدر اقتصاد رفاه مدرن شناخته می‌شود. اقتصاد رفاه به مطالعه چگونگی کارآمدتر کردن عملکرد اقتصادها و نیز مبادله میان کارایی و عدالت می‌پردازد. پیگو همچنین یکی از بنیانگذاران مالیه عمومی مدرن نیز به‌شمار می‌آید. مالیه عمومی، ابزارهایی برای تحلیل اثر مالیات‌ها روی اقتصاد و توجیه دخالت دولت در امور اقتصادی ارائه می‌دهد. به‌علاوه، اقتصاد محیط‌زیست نیز ریشه در کارهای پیگو دارد.
پیگو بخش عمده زندگی حرفه‌ای خود را زیرسایه دو اقتصاددان بزرگ مکتب کمبریج، یعنی مارشال و کینز سپری کرد. به‌همین دلیل، کارهای او در مقایسه با این دو اقتصاددان بزرگ جلوه چندانی نداشت. اگرچه ارزش کارهای پیگو به اندازه دستاوردهای کینز یا مارشال نبود، اما همچنان کارهای بزرگی محسوب می‌شوند.

آشنایی با زندگی آرتور سیسیل پیگو

آرتور سیسیل پیگو در ۱۸ نوامبر ۱۸۷۷ در شهر راید در جزیره ویت جنوب انگلستان متولد شد. پدر او افسر ارتش بریتانیا و خانواده مادرش از مقامات دولتی ایرلند بود. پیگو تحصیلات خود را در یکی از بهترین مدارس خصوصی انگلستان سپری نمود و وارد کالج کینگ دانشگاه کمبریج شد. وی ابتدا به مطالعه تاریخ پرداخت اما در سال سوم تحصیل خود، تحت تأثیر آلفرد مارشال و هنری سیجویک، به اقتصاد سیاسی روی آورد. پیگو همانند مارشال، به دلیل ارزش عملی اقتصاد به این رشته علاقمند شد. او به دانشجویان خود یاد می‌داد که “دلیل اصلی مطالعه علم اقتصاد، فهم استدلال‌های اقتصادی دروغین سیاستمداران است”.
وقتی که مارشال در سال ۱۹۰۸ از دانشگاه کمبریج بازنشسته شد، پیگو به‌عنوان جانشین وی، کرسی اقتصاد سیاسی را در اختیار گرفت. او تا زمان بازنشستگی خود در سال ۱۹۳۴، مفسر اصلی اقتصاد مارشالی در کمبریج بود.
جنگ جهانی اول تجربه متفاوتی در زندگی پیگو بود. وی علاوه بر تدریس در دانشگاه کمبریج، در اوقات فراغت خود همراه با آمبولانس‌ها به نزدیکی خطوط مقدم جنگ می‌رفت. تجربه جنگ باعث شد تا پیگو که جوانی شوخ‌طبع، خوش‌مشرب و مهمان‌نواز بود، به فردی گوشه‌گیر و غیرعادی تبدیل شود. او علاوه بر انزوا و گوشه‌گیری، به صرفه‌جویی افراطی به‌ویژه در لباس پوشیدن شناخته شده بود. او همواره لباس‌های بسیار محقر و رنگارنگ به تن می‌کرد. پیگو روزی در سن پنجاه سالگی در حالی به کتابخانه مارشال آمد که مفتخرانه لباسی به تن داشت که پیش از جنگ جهانی خریده بود (Johnson, 1960, p.150).
سهم اصلی پیگو در علم اقتصاد به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود. نخست، تحلیل وی از اثرات خارجی، پایه‌های مالیه عمومی مدرن، اقتصاد محیط زیست و اقتصاد رفاه مدرن را بنا نهاد. دوم، پیگو نخستین مخالف بزرگ انقلاب اقتصاد کلان کینز بود.
نخستین کارهای پیگو به روابط صنعتی و عوارض گمرکی واردات مربوط می‌شد. این مطالعات باعث شد تا پیگو به بحث چگونگی استفاده از سیاست‌های دولتی برای افزایش رفاه ملی علاقمند گردد. پیگو این سؤال کلی را مطرح کرد و بخش عمده زندگی خود را صرف پاسخگویی به آن نمود. وی در این میان توانست مالیه عمومی مدرن را پی‌ریزی کرده و مباحث خوبی در زمینه توجیه دخالت دولت در اقتصاد ارائه نماید (Pressman, 2006, p. 144).

نظریات اقتصادی آرتور سیسیل پیگو

• اثرات خارجی؛ در برخی کالاها، تمامی هزینه‌های تولید به‌ دوش بنگاه بوده و بنگاه این فشار را از طریق قیمت به مصرف‌کننده منتقل می‌کند. پیگو نشان داد که هزینه‌های (خصوصی) تولید نمی‌توانند همه هزینه‌های اجتماعی تولید را منعکس کنند. وقتی که تولیدکنندگان کالایی تولید می‌کنند، تنها هزینه‌های خصوصی تولید- نیروی کار، مواد اولیه و سرمایه مورد نیاز- را در نظر می‌گیرند. اما تولید قطعاً محیط‌زیست را آلوده کرده و این هزینه‌های توسط گروه سومی پرداخت می‌شود که این کالاها را نه تولید می‌کنند و نه مصرف.
در اینجا هزینه‌های اجتماعی تولید از هزینه‌های خصوصی آن فراتر می‌رود چرا که بنگاه و مصرف‌کننده همه هزینه را پرداخت نمی‌کنند. در این شرایط، نتیجه‌ای که در بازار بدست آمده بهترین نتیجه ممکن نیست. سیستم بازار باعث آلودگی آب و هوا، ایجاد آلودگی صوتی و تراکم جمعیت در مناطق شهری می‌گردد.
از سوی دیگر، گاهی اوقات تولید یک کالا منافعی فراتر از منافع کسب شده توسط مصرف‌کنندگان آن کالا، به کل جامعه ارائه می‌دهد. مثلاً قراردادن فانوس دریایی در یک مسیر آبی نه تنها به کشتی‌هایی که همواره از آن مسیر عبور کرده و حاضرند برای ساخت آن پول پرداخت کنند، منفعت می‌رساند، بلکه سایر کشتی‌ها نیز از این فانوس منتفع می‌شوند. پلیس، آتش‌نشانی، دفاع ملی، بهداشت و آموزش مثال‌هایی از این قبیل هستند. فردی که یک قرص سرماخوردگی می‌خرد، از بازیابی سلامتی خود بر اثر مصرف این دارو منتفع می‌گردد. اما اگر مصرف این دارو باعث شود که احتمال انتقال بیماری سرماخوردگی به دیگران کمتر شود، منافع اجتماعی حاصل بیش از منافع شخصی خواهد بود.
چنین تضادی میان هزینه‌های اجتماعی و هزینه‌های خصوصی “اثرات خارجی” (externalities) نامیده می‌شوند. پیگو تأکید کرد که وجود اثرات خارجی در سیستم بازار باعث ناکارآمدی آن شده و می‌تواند توجیه‌کننده دخالت دولت در اقتصاد باشد.
هرگاه اثرات خارجی مثبت کالایی زیاد باشد، افراد فارغ از اینکه برای آن کالای خاص پولی پرداخت کرده باشند یا نه، از آن منتفع می‌شوند. توانایی منتفع شدن از یک کالا یا خدمت خاص بدون پرداخت هیچ‌گونه هزینه‌ای، “سواری مجانی” (the free rider problem) نامیده می‌شود.
هر کسی به خوبی می‌داند که اگر پولی بابت سیستم دفاع ملی ندهد، این سیستم بهرحال برپا خواهد بود و منافعی فراتر از مخارج دفاعی به همگان خواهد رساند. اگر شخصی برای حفظ جیب خود، پولی به سیستم دفاع ملی پرداخت نکند، تغییری در این سیستم ایجاد نمی‌شود. اما اگر چنین تفکری در جامعه گسترش پیدا کند، دیگر کسی پولی برای دفاع ملی پرداخت نمی‌کند و در نتیجه همگان متضرر خواهند شد. برای حل این مشکل، دولت باید در سیستم بازاری دخالت کرده و با وضع مالیات، هزینه دفاع ملی را از همه شهروندان دریافت نماید.
در بسیاری از موارد، دولت می‌تواند مسائل ناشی از اثرات خارجی را از طریق مالیات و رایانه مرتفع نماید. اما گاهی اوقات راه‌حل‌های حقوقی برای حل این مسأله کافی است. مثلاً، پیگو در کتاب “اقتصاد رفاه” (۱۹۲۰) خواستار پرداخت خسارت به افراد ساکن در مجاورت خطوط راه‌آهن به دلیل متضرر شدن از دود قطارها شده است. در این حالت، مهمترین تغییر سیاستی مورد نیاز، یک تغییر حقوقی و قانونی مبنی بر افزایش حیطه مسئولیت راه‌آهن است. پیگو معتقد است که اگر شرکت راه‌آهن به پرداخت خسارت به افراد ساکن در مجاورت خطوط راه‌آهن ملزم شود، در کار خود دقت بیشتری به خرج خواهد داد و قطارهای کمتری را به حرکت در خواهد آورد. بدین‌ترتیب، منافع خصوصی و اجتماعی دیگر تضادی باهم نخواهند داشت و اثرات خارجی بخشی از هزینه شرکت راه‌آهن خواهند شد.
البته گاهی اوقات دخالت دولت در حل مشکلات ناشی از اثرات خارجی موجه نیست. هنگامی‌که هزینه‌های تحمیلی به گروه ثالث اندک و هزینه‌های جبران آن هنگفت باشد، تحلیل هزینه – فایده مقرر می‌دارد که این اثرات خارجی باید ادامه پیدا کنند. فرض کنید آلودگی صوتی حرکت قطارها برای افراد ساکن در مجاورت خطوط راه‌آهن مزاحمت اندکی ایجاد می‌کند، اما اگر بخواهیم شرکت راه‌آهن را مجبور به منتقل کردن ریل‌ها یا تولید قطارهایی با سروصدای کمتر بنماییم، هزینه زیادی به این شرکت تحمیل می‌شود.
پیگو تأکید کرده که یکی از وظایف اقتصاددانان یافتن اثرات خارجی و کمک به حذف آنها از طریق نشان دادن چگونگی و زمان دخالت دولت برای اصلاح نتایج حاصل از نظام بازار است. وی حتی معتقد بود شناسایی اثرات اخلاقی، مسئولیتی اخلاقی بر دوش اقتصاددانان به‌شمار می‌آید (Pressman, 2006, p. 145).
• رفاه ملی؛ پیگو تنها به فکر حذف اثرات خارجی نبود. دغدغه دیگر او، چگونگی افزایش رفاه ملی بود. از نگاه پیگو، رفاه ملی هم به بزرگی کیک اقتصادی و هم به چگونگی توزیع آن بستگی دارد. تولید محصول بیشتر باعث افزایش رفاه عمومی می‌‌شود، زیرا مقدار بیشتری از کالا و خدمات در اختیار افراد قرار می‌گیرد. سیاست‌های اقتصادی توزیع مجدد نیز به شکل دیگری باعث افزایش رفاه عمومی می‌شوند. نتیجه مزبور از این اعتقاد پیگو حاصل می‌شود که رضایتمندی حاصل از پول، با افزایش هرچه بیشتر پول کاهش می‌یابد. داشتن یک صد دلاری دیگر برای ثروتمند معروفی همچون بیل گیتس بسیار ناچیز است اما همین پول برای یک شخص بیکار بسیار حیاتی خواهد بود. لذا زیان رفاه حاصل از ستاندن مالیات از یک فرد ثروتمند باید کمتر از افزایش رفاه حاصل از دادن آن پول به یک فرد فقیر است. بنابراین، مالیات تصاعدی و پرداخت‌های انتقالی برای کمک به فقرا در راستای افزایش رفاه ملی قابل توجیه است.
پیگو دریافت که مالیات‌های تصاعدی و پرداخت‌های انتقالی دولت به فقرا می‌توانند اندازه کیک اقتصادی را کوچک کرده و در نتیجه مبادله‌ای میان رشد و عدالت به‌وجود می‌آید. اگر مبادله‌ای در میان نبود، مشکلی وجود نداشت؛ هر چیزی که تولید ملی را افزایش داده و به رفاه فقرا لطمه‌ای نمی‌زند، باعث افزایش رفاه ملی گشته و هر آنچه که باعث افزایش سهم فقرا از تولید ملی شده و از اندازه کیک اقتصادی نمی‌کاهد نیز باعث افزایش رفاه ملی می‌شود.
اما این دو معیار با یکدیگر تقابل پیدا کرده و وضعیت متفاوتی را به‌وجود می‌آورند. اینکه چه مقدار از تولید ملی را باید برای بهبود وضعیت فقرا صرف نمود، مستلزم انجام قضاوت‌هایی در این‌باره است. آرتور اوکان (Arthur Okun) برنامه‌های پرداخت انتقالی دولت به فقرا را با یک سطل سوراخ مقایسه می‌کرد و این منظور را در ذهن داشت که افزایش درآمد فرد دریافت کننده کمتر از میزان انتقال داده شده خواهد بود. افزایش مالیات‌هایی که جهت تأمین این پرداخت‌های انتقالی لازم هستند، ضدانگیزه‌هایی را برای افراد پردرآمدتر جهت کار با شدت قبل، کسب درآمد به همان میزان و سرمایه‌گذاری در کسب و کار به وجود می‌آورد که این امر نه تنها می‌تواند پول موجود جهت پرداخت‌های انتقالی را کاهش دهد، بلکه می‌تواند از میزان فعالیت‌های اقتصادی و فرصت‌های اشتغال پیشروی فقرا نیز بکاهد. اوکان که یکی از طرفداران پروپا قرص عدالت بود، اعتقاد داشت که این پرداخت‌ها باید زمانی متوقف شوند که میزان نشتی از این سوراخ به ۶۰ درصد برسد. نظر پیگو در این‌باره چندان دقیق نبود اما اعتقاد داشت که اندک کاهشی در تولید برای رسیدن به عدالت بیشتر می‌ارزد.
نظریه بیکاری؛ پیگو علیرغم تلاش‌های فراوانی که در زمینه اقتصاد رفاه و مالیه عمومی انجام داد، به دلیل مخالفت با انقلاب کینزی که در دهه ۱۹۳۰ در دانشگاه کمبریج آغاز شد، بسیار بدنام گردید. کینز در کتاب “نظریه عمومی” (۱۹۳۶) خود به شدت به پیگو حمله کرد. به دلایل متعددی، پیگو هدف آسان و راحتی برای مورد انتقاد قرار گرفتن بود. پیگو گوشه‌گیر بود و همراهان زیادی نداشت که به کمک او بشتابند. لباس‌ پوشیدن پیگو خیلی بد بود و به همین خاطر او به یک شخصیت کمدی در کمبریج تبدیل شده بود (Pressman, 2006, p. 146).
کینز برای حمله به پیگو، او را در زمره اقتصاددانان مکتب کلاسیک قرارداد که معتقد بودند عرضه، تقاضای خود را ایجاد می‌کند (این دکترین به نام ژان باتیست سی، اقتصاددان فرانسوی، به قانون سی معروف شده است). کینز عنوان می‌کرد که اقتصاددانان کلاسیک معتقدند که این مسأله هم برای کالا و هم برای نیروی کار صادق بوده و لذا بیکاری ناممکن است چرا که افراد خدمات خود را به کارفرمایانی عرضه می‌کنند که متقاضی خدمات نیروی کار آنها هستند. اگر چنین نباشد، دستمزدها آنقدر پایین می‌آید که بالاخره تقاضا برای استخدام این کارگران ایجاد شود.
ترسیم چنین چهره‌ای از پیگو کاملاً درست بود. وی در سال ۱۹۱۴ کتابی به نام بیکاری منتشر کرده بود و در آن عنوان کرده بود که بیکاری در بلندمدت حاصل دستمزدهای بالا و انعطاف‌ناپذیر است. چندین سال بعد (۱۹۲۷) پیگو اعلام کرد که کاهش تقاضای کارگر از سوی کسب و کارها منجر به افزایش بیکاری می‌شود، اما اگر کارگران اجازه دهند که دستمزدهای حقیقی‌شان کاهش یابد، این مسأله مرتفع خواهد شد. پیگو در سال ۱۹۳۳ در کتابی با عنوان نظریه بیکاری عنوان کرد که اگر سطوح دستمزد بالاتر از بهره‌وری نهایی کارگران باشد، صاحبان کسب و کار کسی را استخدام نمی‌کنند چرا که هزینه این کار بیش از منافع آن است. اگرچه پیگو هیچگاه از کاهش دستمزدها حمایت نکرد، اما در همه راه‌حل‌های وی برای حل مسأله بیکاری، کاهش دستمزد دیده می‌شود و به همین دلیل بود که کینز او را مورد انتقاد قرار داد.
• اثر پیگو؛ پیگو به دلیل انتقاد کینز از او و از سنت مارشالی در کتاب نظریه عمومی، عمیقاً ناراحت شده بود. وی در سال ۱۹۳۶ با انتقاد از کینز اعلام کرد که کتاب نظریه عمومی دیدگاه‌های او را تحریف کرده و مطالب این کتاب عاری از صحت است. پیگو معتقد بود که در کارهای قبلی خود اظهار کرده که سیاست‌های انبساطی می‌توانند باعث افزایش قیمت‌ها شده و در نتیجه دستمزدهای حقیقی را کاهش داده و بیکاری را در کوتاه مدت افزایش دهند. وی در ادامه انتقادهای خود از کینز، اثر مانده واقعی (real balance) یا اثر پیگو را مطرح نمود تا راه‌حلی برای تصحیح خود به خودی بیکاری بالا، بدون نیاز به سیاست‌های اقتصاد کینزی باشد. پیگو با اشاره به اینکه در دوره بالا بودن نرخ بیکاری، قیمت‌ها عموماً کاهش می‌یابند، نتیجه گرفت که ثروت حقیقی یا قدرت خرید پس‌اندازهای گذشته در دوره رکودی افزایش می‌یابد. لذا مردم ثروتمندتر شده و به سمت مصرف بیشتر متمایل می‌شوند. مصرف بیشتر باعث تحریک تولید شده و تقاضای صاحبان کسب و کار برای استخدام نیروی کار بیشتر را افزایش می‌دهد. بدین ترتیب بیکاری به شکل خودکار پایان پذیرفته و نیازی به سیاست‌های اقتصاد کلان نخواهد بود (Pressman, 2006, p. 147).

آثار آرتور سیسیل پیگو

• Protective and Preferential Import Duties, London, Frank Cass, 1906

• Wealth and Welfare, London, Macmillan, 1912

• Unemployment, New York, Holt, 1914

• The Economics of Welfare (1920), 4th edn, London, Macmillan, 1932

• Industrial Fluctuations, London, Macmillan, 1927

• A Study in Public Finance (1928), 3rd edn, London, Macmillan, 1951

• The Theory of Unemployment, London, Macmillan, 1933

• The Economics of Stationary States, London, Macmillan, 1935

• ‘‘Mr. J. M. Keynes’ General Theory of Employment, Interest and Money,’’ Economica, 3, 10 (May 1936), pp. 1132

• ‘‘The Classical Stationary State,’’ Economic Journal, 53 (1943), pp. 343–۵۱

آثاری درباره سیسیل پیگو

• Champernowne, D. G., ‘‘Arthur Cecil Pigou 1877–۱۹۵۹,’’ Journal of the Royal Statistical Society, 122, pt II (1959), pp. 263–۵

• Collard, David, ‘‘A. C. Pigou, 1877–۱۹۵۹,’’ in Pioneers of Modern Economics in Britain, ed. D. E. O’Brien and John R. Presley, London, Macmillan, 1981, pp. 105–۳۹

• Johnson, Harry, ‘‘Arthur Cecil Pigou, 1877–۱۹۵۹,’’ Canadian Journal of Economics and Political Science, 26 (February 1960), pp. 150–۵

• Saltmarsh, John and Wilkinson, Patrick, Arthur Cecil Pigou, 1877–۱۹۵۹, Cambridge, Cambridge University Press, 1960

نظر بدهید