ویلفردو پارتو (Vilfredo Pareto)

0
284

ناظراقتصاد؛ویلفردو پارتو (Vilfredo Pareto) یکی در میان اقتصاددانان به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران اقتصاد ریاضی شناخته می‌شود. با این‌حال، پارتو در اواخر عمر خود رویکرد ریاضی‌وار به اقتصاد را مورد انتقاد قرار داد. وی به این اعتقاد رسید که این رویکرد بسیار کوته‌بینانه بوده و نمی‌تواند درک جامعی از دنیای واقعی بدهد. پارتو در ادامه تلاش کرد با وارد کردن متغیرهای سیاسی و جامعه‌شناختی به تحلیل خود از سیستم اقتصادی، بر گستره علم اقتصاد بیافزاید.
البته علم اقتصاد با ادامه رویکرد ریاضی‌وار خود، ریاضیات پارتو را ستوده و ملاحظات جامعه‌شناختی او را به فراموشی سپرده است. با این وجود، پارتو به‌ دلیل سهمی که در حوزه‌های مختلف علم اقتصاد داشته و نیز به خاطر تلاش‌هایش در افزودن جنبه‌های ریاضی، تاریخی و جامعه‌شناختی به علم اقتصاد، یکی از برترین چهره‌های تاریخ اندیشه اقتصادی است.

آشنایی با زندگی ویلفردو پارتو
ویلفردو پارتو در سال ۱۸۴۸ در شهر پاریس به دنیا آمد. پدرش مهندس عمران بود که به دلیل مخالفت با سیاست‌های دولت ایتالیا در تبعید به‌سر می‌برد. خانواده پارتو از طبقه متوسط بود و شرایط آموزشی خوبی را برای او فراهم آورد. آنها به او فرهنگ سخت‌کوشی و میانه‌روی در زندگی را آموزش دادند. در سال ۱۸۵۸، خانواده پارتو به ایتالیا بازگشت و بدین‌ترتیب پارتو بخش عمده تحصیلات خود را در مدارس دولتی ایتالیا سپری نمود. او سپس به موسسه پلی‌تکنیک تورین رفت و در سال ۱۸۶۹ به‌عنوان یک مهندس فارغ‌التحصیل شد.
پارتو به‌عنوان مهندس عمران در راه‌آهن دولتی مشغول به‌کار شد و پس از آن سمت‌های مهندسی متعددی داشت. این شغل‌ها مستلزم سفر به انگلستان و اسکاتلند بود و به‌همین خاطر پارتو با اقتصاد انگلستان آشنا شد. موفقیت دولت بریتانیا در ارتقای بازار آزاد و اثرات سودمند سیاست لسه‌فر نظر همه را به‌خود جلب می‌کرد. در نتیجه، پارتو به عضویت انجمن آدام اسمیت در آمد و به یکی از اعضای فعال این انجمن طی دو دهه ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ تبدیل شد. وی همواره مقالاتی در خبرنامه‌های اجتماعی می‌نوشت و از دموکراسی، تجارت آزاد، رقابت و کاهش دخالت دولت در مقررات‌گذاری برای کسب و کار و فعالیت‌های فردی حمایت می‌کرد.
پارتو در اوقات فراغت و در شب‌هایی که بی‌خوابی داشت، به مطالعه گسترده اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی پرداخت. او در سال ۱۸۸۲ بازنشسته گردید و به یک مهندس مشاور تبدیل شد و نگارش مقالات سیاسی و اقتصادی را آغاز نمود. این مقالات بسیار مورد توجه خوانندگان قرار گرفت. پارتو با استفاده از دانش ریاضی و مهندسی خود توانست نظریات توصیفی اقتصاد را به زبان ریاضی بیان نموده و جملات را به معادله تبدیل کند. این مسأله باعث شد تا وی در سال ۱۸۹۳ جانشین والراس در دانشگاه لوزان گردد (Pressman, 2006, p. 115).
در لوزان، پارتو شهرتی جهانی در پیشگامی اقتصاد ریاضی یافت. پارتو علیرغم این موفقیت، نسبت به دید کوته‌بینانه اقتصاد ریاضی نسبت به دنیای واقعی ابراز نگرانی کرد. وی این بحث را مطرح نمود که برای درک اقتصاد واقعی و حقیقی، می‌بایست محیط فرهنگی و سیاسی را که وقایع اقتصادی در آن رخ می‌دهد، مطالعه نمود. پارتو همچنین تلاش نمود عوامل جامعه‌شناختی، سیاسی و روانشناسی را به تحلیل خود در مورد تغییرات اقتصادی بگنجاند.
با مرگ عموی پارتو در سال ۱۸۹۸، ثروت قابل توجهی به او رسید. پارتو با این پول یک ویلا در ساحل دریاچه ژنو خریداری نمود. در این محیط آرام بود که او می‌توانست پروژه خود را برای گسترش علم اقتصاد تکمیل کند. پارتو همچنین به یک زاهد گوشه‌نشین عجیب و غریب تبدیل شد که در خانه بزرگ خود بیش از ده گربه نگهداری می‌کرد.
پارتو علاوه بر آنکه بر جنبه‌های ریاضی علم اقتصاد افزود، چندین دستاورد اساسی از خود به‌جای گذاشته است؛ پارتو قانون توزیع درآمد را که همچنان نام او را با خود دارد، توسعه داد، توجه اقتصاددانان را از مطلوبیت عددی به مطلوبیت ترتیبی جلب نمود و آزمونی برای بررسی میزان بهبود نتایج اقتصادی طراحی کرد.
تالیفات اصلی وی “درس علم اقتصاد” (۱۸۹۷-۱۸۹۶)، کتاب نخست پارتو که در ۴۹ سالگی نوشته بود، و “کتابچه راهنمای اقتصاد سیاسی” (۱۹۰۶) بودند. پارتو که به اعتقاد خودش فرد صلح‌طلبی بود که به افتخارات به دیده تحقیر می نگریست، در سال ۱۹۲۳ در دولت تازه کار موسولینی برای کرسی سنا منصوب شد، ولی او از پذیرش این کرسی به‌دلیل انتصابی بودن آن خودداری نمود. پارتو در همان سال درگذشت و بدون هیاهو در قبرستان کوچکی در چلینی به خاک سپرده شد (Econlib.org)

نظریات اقتصادی ویلفردو پارتو
• قانون توزیع درآمد؛ پارتو در دوران تدریس در لوزان، به مسأله توزیع درآمد علاقمند شد و مطالعه نابرابری درآمدی را در میان ملل مختلف آغاز نمود. این مطالعات او را به کشف الگوی ساده حاکم بر توزیع درآمد رهنمون ساخت. پارتو دریافت که اگر خانورها در یک کشور براساس سطوح درآمدی رتبه‌بندی شوند، افزایش درآمد به‌صورت تناسبی یا تصاعد حسابی نیست؛ بلکه اگر از سطح درآمدی فقیرترین خانوار به سمت ثروتمندترین حرکت کنیم، درآمد به‌صورت یک تصاعد هندسی افزایش پیدا می‌کند.
منظور از افزایش درآمد به‌صورت تناسبی آن است که اگر خانوار صدک سی‌ام، ۲۰ درصد بیش از خانوار صدک بیستم درآمد داشته باشد، خانوار صدک چهلم، ۲۰ درصد بیش از خانوار صدک سی‌ام و خانوار صدک صدم نیز ۲۰ درصد بیش از خانوار صدک نودم درآمد دارد.

اما وقتی که درآمد به‌صورت هندسی افزایش می‌یابد، با حرکت روی سطوح درآمدی، نابرابری‌های درآمدی رشد پیدا می‌کنند. مثلاً اگر خانوار صدک سی‌ام، ۱۰ درصد بیش از خانوار صدرک بیستم درآمد داشته باشد، خانوار صدک پنجاهم، ۴۰ درصد بیش از خانوار صدک چهلم و خانوار صدک صدم، دو برابر (۱۰۰ درصد بیشتر از) خانوار صدک نودم درآمد کسب می‌کند (Pressman, 2006, p. 116).

پارتو با بررسی آمارهای مربوط به آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی دریافت که الگوی توزیع درآمد در همه این کشورها تقریباً شکل یکسانی دارد. در نتیجه، وی این الگو را قانون توزیع درآمد نامید. از آنجاییکه توزیع درآمد از دیدگاه پارتو شکل ثابت و بدون تغییری داشت، برخی از اقتصاددانان از او به دلیل توجیه الگوهای نابرابری درآمد انتقاد کردند. اما سایر توضیح‌های پارتو در مورد شباهت الگوهای درآمدی میان کشورها، قابل قبول هستند. مثلاً پارتو معتقد بود که ثروتمندان همواره تلاش می‌کنند آنچه را که دارند حفظ نمایند و معمولاً قدرت این کار را دارند. بنابراین برنامه‌های بازتوزیع درآمد و کاهش نابرابری به دلیل نفوذ سیاسی ثروتمندان، که پدیده‌ای جهانی است، با شکست روبرو می‌شوند (Pressman, 2006, p. 117).
دیدگاه پارتو در مورد توزیع درآمد اگرچه بحث و جدل‌های فراوانی به‌وجود آورد، اما پیشرفت بزرگی در اقتصاد ایجاد کرد. پارتو نخستین اقتصاددانی بود که به‌طور جدی داده‌های مربوط به توزیع درآمد در سراسر جهان را مطالعه نمود. بنابراین او در این زمینه پیشگام بود. او همچنین با ارائه مقیاسی برای اندازه‌گیری نابرابری درآمدی، کار بزرگی انجام داد. در حقیقت کار او در این زمینه یک نوآوری بزرگ بود. نهایتاً اینکه دیدگاه وی در مورد شبه قانون بودن الگوی توزیع درآمد، سؤالات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جذابی به‌وجود می‌آورد که بسیاری از اقتصاددانان پس پارتو از آنها غافل شدند.
• مطلوبیت ترتیبی؛ دیگر سهم مهم پارتو در علم اقتصاد، تأکید وی بر لزوم استفاده از مطلوبیت ترتیبی به‌جای مطلوبیت عددی در تحلیل اقتصادی است. براساس مطلوبیت ترتیبی، فرض بر این است که مصرف‌کنندگان می‌دانند که چه کالایی بر کالایی دیگر رجحان دارد (مثلاً مصرف‌کننده‌ای می‌داند که برای او پرتقال بر سیب ارجحیت دارد). اما براساس مطلوبیت عددی، مصرف‌کنندگان از میزان این ارحجیت نیز باید آگاه باشند (مثلاً مصرف‌کننده باید بداند پرتقال دو یا سه برابر بر سیب ارجحیت دارد). بدین‌ترتیب، حرکت از مطلوبیت عددی به‌سمت مطلوبیت ترتیبی، تحلیل واقعی‌تری را از رفتار مصرف‌کننده ارائه می‌دهد. همچنین، با استفاده از مطلوبیت ترتیبی، دیگر نیازی به بحث در مورد چگونگی اندازه‌گیری مطلوبیت (که از زمان بنتام مطرح بوده) نیست (Pressman, 2006, p. 118).
• بهینه پارتو؛ سومین سهم ماندگار پارتو، معرفی مفهومی برای وضعیت بهینه امور اقتصادی است که اکنون به آن “بهینه پارتو” گفته می‌شود. بهینه پارتو حالتی است که در آن نمی‌توان وضعیت کسی را بهبود بخشید مگر آنکه وضعیت کس دیگری بدتر شود. بنابراین، هیچ‌گونه بهبود کلی ممکن نیست و وضعیت بهینه پارتو بهترین حالتی است که می‌توان به آن دست یافت.
پارتو کار خود را با اشاره به این نکته آغاز کرد که دو نفر در یک بازار در صورتی اقدام به مبادله کالا می‌نمایند که از این مبادله نفعی به آنها برسد. اگر یکی منتفع و دیگری متضرر شود، مبادله‌ای رخ نخواهد داد. اگر دو طرف تمایلی به مبادله نداشته باشند، هرگونه تلاش برای توزیع مجدد کالاها میان این افراد، وضعیت یکی را بهتر و وضعیت دیگری را بدتر می‌کند. هرگاه در کشوری امکان مبادله آزاد وجود داشته باشد، نتیجه حاصل برای مردم آن کشور بهینه پارتو خواهد بود.
در دهه ۱۹۳۰، اقتصاددانان بسیاری دریافتند که می‌توان از مفهوم بهینه پارتو برای ارزیابی عملکرد اقتصاد بدون توسل به قضاوت‌های ارزشی استفاده کرد و این مسأله می‌تواند چهره علمی‌تری به اقتصاد بدهد. در نتیجه، اقتصاددانان مقدار بسیار زیادی از تلاش‌های خود را صرف اثبات قضایایی در خصوص وجود بهینه پارتو تحت شرایط خاص و تعیین پایدار بودن یا نبودن آن کردند. مهمترین یافته مطالعات آنها این بود که سرمایه‌داری رقابتی به وضعیتی منتهی می‌شود که بهینه پارتو و پایدار است (Pressman, 2006, p. 119).
• نظریه جامعه‌شناختی رشد و رکود؛ علیرغم آنکه پارتو چندین سهم مهم و ماندگار در علم اقتصاد دارد، اما شهرت اصلی وی به‌دلیل دادن فرم ریاضی به استدلال‌ها و تحلیل‌های اقتصادی است. با این وجود، او در اواخر عمر خود از ریاضی‌وار شدن اقتصاد و انتزاعی شدن نظریه‌های اقتصادی ابراز نارضایتی کرد و به‌دنبال گنجاندن عوامل تاریخی، جامعه‌شناختی و سیاسی در تحلیل خود بود. او به این نکته اشاره کرد که عوامل اجتماعی، تصمیم‌های مربوط به پس‌انداز، کار و مصرف را تحت تأثیر قرار داده و در نتیجه کل اقتصاد را متأثر می‌کنند. پارتو در ادامه نظریه‌ای جامعه‌شناختی را در مورد رشد و رکود اقتصادی بسط و گسترش داد. به اعتقاد پارتو، رشد اقتصادی نیازمند سخت‌کوشی، صرفه‌جویی و تعهدی حرفه‌ای برای کمک به گسترش این رفتارهاست. پس از رسیدن به رشد اقتصادی و افزایش درآمدها، افراد به سمت لذت و خوشی گرایش پیدا می‌کنند؛ آنها قرض می‌گیرند و مصرف می‌کنند و برای رسیدن هرچه سریع‌تر به پول، وارد فعالیت‌های سوداگرانه می‌شوند. تا اینکه کار به‌جایی می‌رسد که بدهی بیش از حد مصرف‌کنندگان باعث کاهش مصرف می‌گردد. این مسأله در نهایت به رکود اقتصادی ختم می‌شود، اما همین مسأله با تقویت همان نرم‌های اجتماعی (سخت کوشی و صرفه‌جویی)، زمینه را برای رشد اقتصادی در آینده فراهم می‌آورد (Pressman, 2006, p. 120).

آثار ویلفردو پارتو

• Manual of Political Economy (1906), New York, Augustus M. Kelley, 1971

• The Mind and Society, New York, Harcourt, Brace, 1935

• Sociological Writings, ed. S. E. Finer, New York, Praeger, 1966

آثاری درباره ویلفردو پارتو

• Bruni, Luigino, Vilfredo Pareto and the Birth of Modern Microeconomics, Cheltenham, UK, Edward Elgar, 2002

• Cirillo, Renato, The Economics of Vilfredo Pareto, London, Frank Cass, 1979

• Powers, Charles H., Vilfredo Pareto, Newbury Park, California, Sage Publications, 1987

• Schumpeter, Joseph, ‘‘Vilfredo Pareto: 1848–۱۹۲۳,’’ Quarterly Journal of Economics, 63, 2 (May 1949), pp. 147–۷۳. Reprinted in Ten Great Economists: From Marx to Walras, New York, Oxford University Press, 1965, pp. 110– ۴۲

نظر بدهید