نقش دولت در توسعه: بررسی آرای چانگ و باردهان

0
318

ناظراقتصاد:بحث پیرامون نقش دولت در اقتصاد قدمتی بیش از دویست سال دارد اما در خلال سال های اخیر بحث پیرامون این مساله به شدت افزایش یافته است. نکته حائز اهمیت در این میان آن است که مباحث پیرامون نقش دولت در توسعه عموما پیرامون ایجاد اشتغال و تولید به جای توزیع درآمد و عدالت است. حتی در جدال قرن نوزدهم میان مکتب نئوکلاسیکی و مکتب تاریخی آلمان نیز بحث اندیشمندان آلمانی لزوم حمایت از تولیدات آلمان بود. علت تاکید بر تولید به ویژه تولید صنعتی نیز آن است که رشد اقتصادی بهترین راه کاهش فقر است و در این میان تولید صنعتی و کارخانه ای بهترین راه ایجاد رشد پایدار بوده است.
دلایل گوناگونی برای توجه مجدد به بحث نقش دولت در اقتصاد وجود دارد که از جمله آنها می توان به موفقیت کشورهای شرق آسیا، تناقض حرف و عمل کشورهای توسعه یافته و تاکید سازمان های بین المللی بر نقش دولت در توسعه اشاره کرد. به عنوان مثال اذعان سازمان توسعه صنعتی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۶ که بیان می دارد: « این امر که آیا یک کشور می تواند به مرزهای اقتصاد جهانی برشد(امری نادر) یا عقب بیفتد( امری که سرنوشت بخش عمده ای از کشورهای درحال توسعه است) توسط ظرفیت دولت تعیین می شود»، نشانی بارز از تاکید بر نقش دولت توسط سازمان های بین المللی است.
همچنین بررسی آرای باردهان-استاد سرشناس دانشگاه برکلی- و چانگ-استاد سرشناس دانشگاه کمبریج- که هر دو از اندیشمندان به نام توسعه در جهان هستند نشان می دهد که نقاط مشترک فراوانی میان آنها وجود دارد. هر دو اندیمشمند بر این مساله تاکید می کنند که دولت باید در اقتصاد نقش فعالی ایفاء نماید و این نقش فراتر از حفاظت از حقوق مالکیت و حمایت از نهادهای بازار است. نقطه مشترک دیگر در آرای این دو اندیشمند تاکید آنها بر این مساله است که دولت باید سیاست صنعتی فعالی را به ویژه در مراحل اولیه توسعه در پیش گیرد. با تاکید بر نقش فعال دولت در اقتصاد، چانگ و باردهان می کوشد که راهکاری برای بهبود عملکرد دولت ارائه نماید.این نگرش با نگرش نئوکلاسیکی که راهکار توسعه را تنها خصوصی سازی می داند تفاوت بسیار مهمی دارد.
با این حال نگاهی به برنامه های توسعه کشور و مباحث غالب اندیشمندان کشور نشان می دهد که آنها مخالف نقش فعال دولت در اقتصاد هستند. آنچه سیاستگذاران و اندیشمندان ایرانی به آن توجه نمی نمایند تمایز دقیقی است که باردهان میان میزان دخالت و کیفیت دخالت می گذارد. دولت در ایران در بسیاری از موارد دخالت بی مورد دارد و در عوض در بسیاری از موارد حیاتی مانند بخش صنعت فاقد استراتژی مشخص است. دولت در بخش صنعت هنوز فاقد الگوی بهینه حمایت است و در بسیاری از موارد از صنایع حمایت نمی نماید و در برخی موارد حمایت های غیرزمانمند و اشتباهی دارد که نمونه بارز آن صنعت خودروی کشور است.
سردرگمی سیاستگذاران و اندیشمندان کشور در مورد نقش دولت در توسعه عوارض گوناگونی نیز داشته است. مهم ترین اثر این مساله را می توان در بخش صنعت مشاهده کرد. همانطور که لین(۲۰۱۲) بیان می دارد تنها کشورهایی در خلال ۵۰ سال اخیر توانسته اند توسعه یابند که در بخش صنعت و تولید کارخانه‌ای پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته اند. اما بررسی وضعیت صنعت کشور نشان می دهد که این بخش همواره از نوعی سردرگمی رنج برده است که مقایسه آن با کشور کره جنوبی به خوبی این مساله را آشکار می نماید. در سال ۱۹۷۰ تولید سرانه کارخانه ای ایران ۴۸ دلار و کره ۴۵ دلار بوده است و در سال ۲۰۱۴ این شاخص به ۶۳۰ و ۷۶۹۵ تغییر یافته است. البته باید به یاد داشت که همین سرانه تولید کارخانه ای در ایران نیز با اتکاء به مواد خام بدست آمده است و بسیاری از محصولات غیرنفتی کشور نیز عملا نوعی خام فروشی است. همچنین باید به یاد داشت که کره جنوبی در مراحل اولیه توسعه خود به عمد روی خوشی به سرمایه گذاری خارجی نشان داد و فاقد منابع طبیعی بود که با فروش آنها بتواند ارز بدست آورد.
انفعال دولت در بخش صنعت و امید بستن به سرمایه گذاری خارجی نه تنها اثرات منفی بر رشد اقتصادی کشور داشته است بلکه اثر آن بر بنگاه های اقتصادی نیز مشهود است. دولت هیچ گونه نقشی در ایجاد هماهنگی میان بنگاه های اقتصادی ایفاء نمی نماید و حتی از حمایت اولیه از صنایع کشور در غالب جلوگیری از قاچاق نیز ناتوان است. این مساله بی شک بر بنگاه های اقتصادی مجموعه نهادهای تحت نظارت رهبری نیز اثر منفی دارد و لازم است این نهادها با مطرح کردن این شواهد تاریخی و گفتمان سازی در این باره تلاش نمایند دولت را به انجام وظایف خود ترغیب نمایند.
نسخه کامل این گزارش راهبردی را از اینجا مطالعه نمایید.

نظر بدهید