تاثیر نرخ ارز در اقتصاد و فعالیت کسب و کارها

0
2481

ناظراقتصاد: نوسانات نرخ ارز به لحاظ نظری و عملی، می تواند بر تصمیم گیری ها و عملکرد کسب و کارها تاثیر بگذارد. هنگامی که یک کسب و کار با بی ثباتی نرخ ارز رو به رو باشد، نمی تواند پیش بینی های لازم را به صورت دقیق انجام دهد و برنامه ریزی برای آینده در این شرایط بسیار دشوار و نامطمئن می شود(Rashid & Waqar, 2017). عملکرد کسب وکارها، عملکرد کلی اقتصاد را شکل می دهد و بر آن اثر می گذارد. اقتصادی موفق است که شرکت‌های فعال در آن موفق باشند. از این رو نرخ ارز و نوسانات آن اثرات مختلفی بر متغیرهای کلان اقتصادی می‌تواند داشته باشد. همواره میزان و نحوه اثرگذاری نوسانات نرخ ارز بر متغیرهای کلان اقتصادی یکی از مهم ترین بحث های دامنه دار در اقتصاد کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. نوسانات نرخ ارز همچنین بر صادرات و واردات کسب و کارها نیز مؤثر است (Liang, 2016)، اگر نرخ ارز (مثلاً قیمت مبادله دلار با ریال)، یک کشور بالا رود، چون در بازار جهانی کالای صادراتی آن کشور ارزان شده است و در بازار داخلی قیمت کالای خارجی افزایش یافته است، پس طبق قانون تقاضا، صادرات افزایش می‌یابد. فاکتورهای اصلی مؤثر در نرخ تبدیل ارز عبارت هستند از: تراز پرداخت‌ها و رابطه بین عرضه و تقاضای ارز، برابری قدرت خرید، سیاست‌های مالیاتی، سرمایه گذاری، مداخله بانک مرکزی در بازار و غیره.
تئوری اقتصادی بیان می کند که نرخ تبدیل ارز و تراز پرداخت، یک رابطه نظیر به نظیر دارند: افزایش نرخ تبدیل ارز، افزایش صادرات و کاهش واردات را در پی دارد و تمایل به ثبات تراز پرداختی را اندازه گیری می‌کند. بنابراین، نرخ ارز یکی از مهم‌ترین متغیرها در تعیین قیمت واردات و صادرات کسب و کارها می باشد و نوسانات آن باعث تغییراتی در قیمت آنها و در نتیجه افزایش و کاهش میزان تجارت خارجی می شود. در کشورهای در حال توسعه نرخ ارز تحت تاثیر شوک های داخلی و خارجی قرار می گیرد و بنابراین از نوسانات بیشتری برخوردار است( Dibooglu & Kutan, 2001 ). به طور کلی، تئوری‌های مطرح بر این اذعان دارند که با تنزل ارزش پول رایج کشور، قیمت کالاهای خارجی نسبت به کالاهای داخلی گرانتر می‌شود و با تغییر جهت مخارج از کالاهای خارجی به کالاهای داخلی، رقابت بین المللی بهبود می‌یابد. نتیجه نهایی می‌تواند بهبود فعالیت‌های اقتصادی باشد. البته، موفقیت تنزل ارزش پول در تحریک توازن بازرگانی خارجی، تا حد قابل توجهی به جابه جایی تقاضا در سمت وسوی مناسب و ظرفیت اقتصاد در تامین تقاضای اضافی از طریق عرضه بیشتر کالاها وابسته است. اقتصاددانان در مورد اثرات تنزل ارزش پول بر اقتصاد، به دو دسته تقیسم می‌شوند. از دیدگاه اقتصاددانان سنتی، تاثیر تنزل ارزش پول بر اقتصاد، به صورت انبساطی است. در حالی که ساختارگرایان جدید، بر اثر انقباضی تنزل ارزش پول بر اقتصاد تکیه می‌کنند. شاهد این مساله برای این گروه اقتصادهایی است که شرط مارشال لرنر (شرایطی که در آن کاهش نرخ ارز تنها دلیل اصلی بهبود تراز تجاری است) در آنها نقض می‌شود، و کاهش ارزش پول به کاهش تولید می انجامد. با کاهش ارزش پول، قیمت کالاهای صادراتی سقوط می‌کند؛ ولی از سوی دیگر، قیمت کالاهای وارداتی رو به افزایش می‌گذارد. در شرایطی که بازرگانی خارجی در توازن و رابطه مبادله بدون تغییر است، تغییرات قیمتی همدیگر را خنثی می‌کنند، ولی وقتی واردات بر صادرات فزونی یابد، نتیجه نهایی با کاهش درآمد واقعی کشور همراه می‌شود. کشورهای صادرکننده تک محصولی که تقاضای کل نسبت به کاهش ارزش پول دارای واکنش ضعیف است و اقلام صادراتی با دلار قیمت گذاری می‌شوند، کاهش ارزش پول می تواند به موقعیت انقباضی منتهی شود. در این اقتصادها اگر افزایش دستمزدهای اسمی نسبت به افزایش قیمت‌ها، با تاخیر صورت گیرد و میل نهایی به پس انداز حاصل از سود بیشتر از میل نهایی به پس انداز حاصل از دستمزدها باشد، در این صورت پس انداز ملی افزایش یافته و کاهش تولید واقعی را به همراه خواهد داشت.

تنزل انتظاری ارزش پول که سلب اعتماد سرمایه گذاران خارجی و داخلی را به دنبال داشته نیز می‌تواند به کاهش تولید منتهی شود. البته باید توجه کرد که مقوله عرضه کالاها، بحث اثرات کاهش ارزش پول برعملکرد اقتصاد را پیچیده‌تر می‌کند. در اقتصادهای نیمه صنعتی، نظیر اکثر کشورهای خاورمیانه که واحدهای تولیدی شدیدا به نهاده های وارداتی وابسته‌اند و نهاده‌ها به سهولت در داخل کشور قابل دسترس نیستند، هزینه بنگاه‌ها به دنبال کاهش ارزش پول افزایش می‌یابد و قیمت‌های نازل کالاهای تجاری داخلی به شدت افزایش می‌یابند. در این زمینه برخی اقتصاددانان اعتقاد دارند که اثر نهایی برای همه حالات به شدت افزایش می‌یابند. در این زمینه برخی اقتصاددانان اعتقاد دارند که اثر نهایی برای همه حالات یکسان نیست و اثر نهایی را به تغییرات منحنی های عرضه و تقاضا، که در اثر کاهش ارزش پول به وقوع می‌پیوندد، وابسته می‌دانند. بنابراین به طور خلاصه می‌توان گفت در اثر تنزل ارزش پول داخلی (افزایش نرخ ارز)، خالص صادرات بهبود یافته ولی بر شدت هزینه‌های تولید نیز افزوده می‌شود. به طور مشابه، با بهبود ارزش پول داخلی (کاهش نرخ ارز) از خالص صادرات کاسته شده و هزینه‌های تولید سقوط می‌کنند. در نهایت از بررسی ترکیب دو کانال عرضه و تقاضا است که می‌توان نتیجه نوسانات نرخ ارز را بر اقتصاد کشور مشخص کرد.

نرخ ارز و اهمیت آن برای کسب و کارها
نا اطمینانی نرخ ارز به ریسک ناشی از نوسانات غیرمنتظره نرخ ارز تعبیر می شود (Sun, Koo, Cho, & Jin, 2002). در اصل نوسانات نرخ ارز ناشی از شوک های مختلف اقتصادی (از جمله سیاست های داخلی)، است که بر نرخ اسمی ارز و سطح قیمت های داخلی کالاهای تولید شده توسط کسب و کارها اثر می گذارد و به این ترتیب نرخ واقعی ارز را دچار بی ثباتی می کند (Doroodian, 1999).
افزایش نرخ ارز پایدار، جریان سرمایه گذاری خارجی بر روی کسب و کارها را بیشتر می کند این امر تصویر کشور را در سطح بین المللی به عنوان اقتصاد ملی بهبود می بخشد. پایداری تراز پرداخت‌ها به میزان صادرات و واردات کسب و کارها، درجه سود و رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط کسب و کارها، سطح قیمت، خدمات بین المللی و موقعیت بازارهای جهانی بستگی دارد. کسری بودجه و مازاد ترازپرداختی یک سری تحولات در ساختار اقتصاد ملی با پیامدهای در رفتار های مالی عوامل اقتصادی ایجاد می کند. در حالتی که با کسری در تراز پرداختی ها مواجه هستیم، اقتصاد ملی در فراهم کردن صادرات مربوط به میزان ارز ملی خارج از کشور ناتوان است. دارندگان ارز در خارج از کشور مقادیری در بازار ارز به فروش می رسانند، عرضه نسبت به تقاضا افزایش یافته و بنابراین نرخ ارز افت می کند. در حالت دوم، هنگامی که مازاد تراز پرداختی بدست می آید، ارزهای خارجی می توانند کالاها و خدمات بهتری را خریداری کرده و بنابراین تقاضای ارز پیشی گرفته و بهای ارز بالا می رود، این حالت نوسانی نرخ ارز بر صادرات کالاهای تولید شده توسط کسب و کارها موثر است (Asseery & Peel, 1991).

شناخت مفهوم نرخ تبدیل

نرخ ارز شاخصی با بالاترین ظرفیت است که آن را برای تجزیه و تحلیل تکامل معاملات بین المللی تجارت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، پویایی صادرات – واردات و همچنین محیط کسب وکار و غیره مورد استفاده قرار می دهند. نرخ ارز می‌تواند به رشد رقابت اقتصادی با تحریک صادرات، کاهش واردات و ایجاد یک محیط مطلوب و پایدار برای سرمایه گذاران کمک کند(Asseery & Peel, 1991).
در اقتصاد بین الملل، تمایز میان نرخهای اسمی و واقعی ارز از اهمیت زیادی برخورداراست. درحالی که نرخ اسمی ارز یک مفهوم پولی است و ارزش نسبی دو پول را مورد سنجش قرار می‌دهد. نرخ واقعی ارز، یک متغیر حقیقی است که قیمت نسبی کالاهای تجاری و کالاهای غیرتجاری را بررسی می کند. نرخ واقعی ارز، معیار خوبی برای نشان دادن سطح رقابت پذیری یک کشور در بازارهای جهانی است. در حقیقت، نرخ واقعی ارز هزینه کالاهای تجاری تولید شده در داخل را اندازه گیری می کند. افزایش در نرخ واقعی ارز تولید کالاهای تجاری را سودآورتر ساخته و موجب انتقال منابع از بخش‌های غیرتجاری به سمت تولید کالاهای تجاری می شود. کاهش نرخ واقعی ارز، منعکس کننده افزایش هزینه تولید کالاهای تجاری در داخل کشور می باشد و اگر تغییری در قیمت‌های نسبی دیگر کشورهای جهان به وجود نیاید، این کاهش نرخ واقعی ارز نشان دهنده تضعیف توان رقابت بین المللی کالاهای ساخت کشور است. در واقع در این حالت، کشور کالاهای تجاری را در مقایسه با بقیه جهان با کارایی کمتری از گذشته تولید می کند که منجر به تضعیف موقعیت خارجی کشور خواهد شد (Broll & Eckwert, 2016).
اهمیت نرخ تبدیل در اقتصاد از طریق سه عملکرد آن مشخص می شود:
• عملکرد به عنوان ابزار ارزیابی کالاها و خدمات از طریق روابط اقتصادی بین المللی
• عملکرد به عنوان ابزار تبدیل و مقایسه برای قدرت خرید از کشورهای مختلف
• عملکرد به عنوان یک مکانیسم نفوذ در روابط اقتصادی بین المللی که از طریق آن می توان صادرات را افزایش داده، واردات را محدود کرده و توازن ارزی را تغییر داد.
نسبت تبدیل بین ارزها متغیری است که بستگی به فاکتور های بیرونی و درونی دارد. بر اساس ماهیت آنها، فاکتورهای موثر در نرخ تبدیل ارز می توانند اقتصادی، پولی، مالی یا روانی باشند.
یک عامل مهم که نرخ ارز را تحت تاثیر قرار می دهد، سرمایه گذاری مستقیم خارجی است. مطالعات نشان داده اند که کشورهای با ارزهای ملی قوی جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی را جذب می‌کند. دیگر محققان از طریق اثر تخصیص پویایی سرمایه گذاری مستقیم خارجی را توضیح می دهند. بر این اساس، سرمایه گذاری مستقیم خارجی به سمت کشورهای با ارزهای ضعیف جاری می شوند، زیرا بازرگانان می‌توانند با یک مقدار مشخصی از پول، سرمایه گذاری بیشتری انجام دهند. زمانی که نرخ یک ارز افت می‌کند، دارای دو پیامد بالقوه برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی است. در وهله اول، کاهش ارزش پول ملی منجر به کاهش حقوق و هزینه‌های تولید در مقایسه با خارج از کشور می‌شود. همچنین، دولتی که با کاهش ارزش پول ملی مواجه است مزیت رقابتی از طریق ارزان کردن نیروی کار دارد. از طریق این کانال نسبی میزان دستمزد، کاهش ارزش نرخ ارز سرمایه گذاران خارجی را جذب می کند، برخلاف حالت عکس وقتی افزایش نرخ ارز سرمایه گذاران خارجی را دور می کند. ارتباط بین نرخ تبدیل ارز و سرمایه گذاری مستقیم خارجی دوسویه است (Mensah, Bokpin, & Hene, 2017) ، با توجه به شرایط افزایش سرمایه گذاری در زمینه های تولیدی، ظرفیت‌های تولیدی ایجاد می شوند که افزایش تولید داخلی کالاها وخدمات رضایت بالاتر از تقاضای تولیدات داخلی، افزایش صادرات، مهار واردات، ثبات تراز تجاری و یک تأثیر مثبت بر نرخ تبدیل ارز را بیمه می کنند. به علت کاهش سرمایه گذاری در اقتصاد یک کشور، بیشتر کالاها وارد می شود تا تقاضای داخلی برآورده شود، بنابراین کسری بودجه، به طورضمنی بر نرخ ارز موثر است.

اثرات نوسانات نرخ ارز بر تأمین مالی کسب و کارها
افزایش نوسانات نرخ ارز، یکی از دغدغه های سیاست گذاران و اقتصاددانان می باشد. در محیطی که بنگاه ریسک گریز است، ریسک نرخ ارز موجب افزایش هزینه‌های تجارت کسب و کارها می شود و به طور کلی منافع ناشی از تجارت بین الملل را کاهش می دهد(Hooper & Kohlhagen, 1978). با این وجود، شواهد اقتصاد کلان در مورد آثار نوسان نرخ ارز بر کسب و کارها مبهم است، به طوری که عده ای معتقدند اثر ایجاد شده یا معنادار و کوچک است و یا این که به لحاظ آماری معنادار نیست(Greenaway & Kneller, 2007; Byrne, Darby, & MacDonald., 2008).
علاوه بر اثراتی که نوسان‌های نرخ ارز بر متغیرهای حقیقی اقتصاد و تجارت می گذارد، این آثار بر سطح کسب و کارها بیشتر مورد توجه خواهد بود. نوسان نرخ ارز پتانسیل اثرگذاری بر میزان تجارت یک کسب و کار و منافع ناشی از تجارت را دارد. همچنین نوسان نرخ ارز در سطح کسب و کارها منجر به بروز مسأله اثر ترازنامه ای می‌شود، به طوری که دیدگاه جدیدی در ادبیات مربوط ظهور کرده و بر عدم تطابق پول‌ها در میزان دارایی ها و بدهی‌های یک شرکت تأکید دارد.
بر اساس این دیدگاه جدید، در غیاب وجود بدهی بر حسب پول خارجی، اگر کاهش ارزش پول اتفاق افتد، باعث کاهش چشمگیر در سرمایه گذاری می شود. این مسأله توسط کروگمن(۱۹۹۹)، تحت عنوان اثر برنانکه گرتلر نامیده شده است و اشاره به اهمیت و قدرت شوک‌های منفی دارد که به دلیل همراه بودن بازار سرمایه ناقص و ترازهای مالی ضعیف بنگاه به وجود می آیند(Bernanke& Gertler, 1989) در چنین شرایطی، گرچه کاهش ارزش پول، موقعیت مالی بنگاه های صادرکننده را بهبود می بخشد که به عنوان اثر رقابتی تلقی می شود، اما این پدیده منجر به ایجاد عدم تطابق پولی بین دارایی ها و بدهی های ارزی بنگاه اقتصادی می شود، به گونه ای که دارایی های بنگاه بر حسب پول داخلی است، در حالی که بدهی های آن بر حسب پول خارجی است و در نتیجه به دلیل کاهش ارزش پول ملی، بین این دو عنصر ترازی وجود ندارد که از آن به عنوان اثر ثروت خالص نام برده می شود. با این وجود، باید بیان کرد که نتایج تجربی به دست آمده توسط بلیکی و کووان (۲۰۰۵)، نشان می دهند که اثر رقابتی بر اثر ثروت خالص چیره شده است (Bleakey & Cowan, 2005)، بدین لحاظ نوسان در نرخ ارز از طریق دو کانال بر تأمین مالی کسب و کارها اثرگذار است. اولاً نوسان نرخ ارز منافع ناشی از تجارت را کاهش می دهد و کسب و کارها باید هزینه‌هایی را برای جلوگیری از این نوسان‌ها انجام دهد. علاوه براین افزایش نرخ ارز (کاهش ارزش پول) ، تنها در صورت وجود و شرایط مارشال لرنر می تواند منجر به افزایش صادرات کسب و کارها آن هم در کوتاه مدت شود. با این حال نوسان شدید در نرخ ارز اثر منفی بر درآمدهای یک کسب و کار صادر کننده دارد و روند تأمین مالی کسب و کار را نیز تحت تأثیر قرار دهد. ثانیاً نوسان نرخ ارز به دلیل به وجود آوردن مسأله اثر ترازنامه‌ای، تأمین مالی کسب و کار از خارج را در مورد طرح های آینده تحت تأثیر قرار می دهد. با این وجود بیان می شود که اگر سیستم مالی در یک اقتصاد توسعه یافته باشد، می تواند این اثر را خنثی کند. این در حالی است که معمولاً بازار مالی در اقتصادهای در حال توسعه در سطوح پایین توسعه یافتگی قرار دارد و بازار سرمایه در این کشورها ناقص است.

رابطه میان نوسانات نرخ ارز و رشد بهره وری کسب و کارها

رشد اقتصادی و رشد بهره وری از جمله اهداف اصلی در سیاست‌گذاری اقتصادی است که از طریق شکوفایی و رونق کسب و کارها حاصل می شود. از میان متغیرهای اقتصادی، متغیری که بیش از همه در ارتباط مستقیم با بخش خارجی اقتصاد و صادرات کسب و کارها قرار دارد و می تواند بیش از هر متغیر دیگری زمینه رشد اقتصادی را فراهم نماید، متغیر نرخ ارز واقعی می باشد. نوسانات نرخ ارز به ریسک ناشی از تغییرات غیرمنتظره نرخ ارز اطلاق می‌شود که یکی از محدودیت‌های اصلی بر سر راه رشد اقتصادی است. وجود نااطمینانی در نرخ ارز باعث خروج منابع از چرخه اقتصاد و تخصیص نامناسب آنها به فعالیت‌هایی با بهره وری و کارایی کمتر خواهد شد که نتیجه آن کاهش رشد اقتصادی است.کسب و کارها در شرایط نوسان نرخ ارز نمی توانند برای آینده خود برنامه ریزی نمایند و استراتژی های لازم را تدوین کنند. نوسانات نرخ ارز واقعی از طریق ایجاد عدم اطمینان در قیمت‌های آتی کالا و خدمات بر بخش حقیقی اقتصاد اثر می گذارد. کسب و کارها تصمیم گیری های خود را در زمینه تولید، سرمایه گذاری و مصرف بر پایه اطلاعاتی که سیستم قیمت‌ها برای آنها می سازد پی ریزی می کنند. قیمت‌های غیرقابل اطمینان و غیرقابل پیش بینی ناشی از نااطمینانی در نرخ ارز، بر تصمیم گیری کسب و کارها برای تولید و سرمایه گذاری اثر منفی می‌گذارد. در بازار کالا، شوکهای مثبت نرخ ارز سبب گران شدن کالای وارداتی و ارزانتر شدن کالاهای صادراتی خواهد شد و در نتیجه، افزایش تقاضا برای کالاهای داخلی را در برخواهد داشت. در طرف عرضه می‌توان استدلال کرد که در کشورهای در حال توسعه شوک‌های مثبت نرخ ارز، موجب افزایش هزینه وارداتی کالاهای واسطه‌ای و در نتیجه گرانتر شدن واردات کالاهای واسطه ای (نهاده های تولید) می شود که می تواند اثر منفی بر تولید داشته باشد. نااطمینانی کسب و کارها نسبت به نرخ ارز باعث افزایش ریسک در محیط اقتصادی و در نتیجه موجب افزایش نرخ بهره وکاهش سرمایه گذاری شده و در نتیجه اثر منفی بر تولید کسب و کارها دارد. از سوی دیگر افزایش نوسانات نرخ ارز و نااطمینانی در آن سبب افزایش ریسک در تجارت بین الملل می شود و هزینه تجارت را افزایش می دهد که باعث کاهش تجارت و در نهایت کاهش در تولید می شود.
ایچنگرین ( ۲۰۰۷) در مطالعات خود با ذکر اهمیت نرخ ارز به عنوان یک متغیر سیاستی، خاطرنشان می کند که بی ثباتی نرخ ارز عامل منفی تأثیرگذار بر تجارت و سرمایه گذاری است، که این دو به نوبه خود از عوامل مهم تأثیرگذار بر رشد اقتصادی هستند و سطوح بالای نوسان نرخ ارز مخل صادرات و سرمایه گذاری است. وی معتقد است که نرخ ارز حقیقی موضوع مهمی است و نگه داشتن آن در سطحی رقابتی و اجتناب از نوسانات مضاعف آن برای رشد مهم است (Eichengreen, 2007).
اشنابل (۲۰۰۹) در مطالعه خود پیرامون نوسانات نرخ ارز و رشد در کشورهای نوظهور اروپا و شرق آسیا، شواهدی مبنی بر تأثیر منفی نوسانات نرخ ارز بر رشد کسب و کارها یافت. وی دریافت که تثبیت نرخ ارز در اقتصادهایی که به سمت اقتصاد بازار حرکت می کنند، می‌تواند به سه دلیل به صورت مثبت بر رشد مؤثر باشد: نخست اینکه هزینه مبادله برای تجارت بین المللی کاهش می یابد؛ دوم اینکه نااطمینانی برای جریان سرمایه بین المللی کمتر می شود؛ سوم اینکه ثبات اقتصاد کلان بیشتر می شود. وی در شواهد نظری خود بیان می دارد که نرخ های ارز انعطاف پذیر به عنوان یک ابزار مهم مقابله با شوک‌های نامتقارن(حقیقی) نشان داده می شوند (Schnabl, 2009).

منبع

Asseery, A., & Peel, D. A. (1991). The effects of exchange rate volatility on exports: Some new estimates. Economics Letters, 37(2), 173-177.

Byrne, J. P., Darby, J., & MacDonald, R. (2008). US trade and exchange rate volatility: A real sectoral bilateral analysis. Journal of macroeconomics, 30(1), 238-259.

Bleakey, H., & Cowan, K. (2005). Corporate dollar debt and devaluations: much ado about nothing? Mimeo.

Bernanke, B., & Gertler, M. (1989). Agency costs, net worth, and business fluctuations. The American Economic Review, 14-31.

Broll, U., & Eckwert, B. (1999). Exchange rate volatility and international trade. Southern Economic Journal, 178-185.

Dibooglu, S., & Kutan, A. M. (2001). Sources of real exchange rate fluctuations in transition economies: the case of Poland and Hungary. Journal of Comparative Economics, 29(2), 257-275.

Doroodian, K. (1999). Does exchange rate volatility deter international trade in developing countries?. Journal of Asian Economics, 10(3), 465-474.

Greenaway, D., & Kneller, R. (2007). Firm heterogeneity, exporting and foreign direct investment. The Economic Journal, 117(517).

Hooper, P., & Kohlhagen, S. W. (1978). The effect of exchange rate uncertainty on the prices and volume of international trade. Journal of international Economics, 8(4), 483-511.

Liang, S. H. I. (2016). Research on the Impact of the Fluctuation of RMB Exchange Rate on China’s Import and Export Trade. DEStech Transactions on Social Science, Education and Human Science, (icss).

Mensah, L., Bokpin, G. A., & Dei Fosu-Hene, E. (2017). Foreign exchange rate moments and FDI in Ghana. Journal of Economics and Finance, 41(1), 136.

Sun, C., Kim, M., Koo, W., Cho, G., & Jin, H. (2002, May). The Effect of exchange rate volatility on wheat trade worldwide. In Selected paper for 2002 Annual Meeting of AAEA, Long Beach, CA.

Schnabl, G. (2009). Exchange rate volatility and growth in emerging Europe and East Asia. Open Economies Review, 20(4), 565-587.

Eichengreen, B. (2007). The real exchange rate and economic growth. Social and Economic Studies, 7-20.

Rashid, A., & Waqar, S. M. (2017). Exchange rate fluctuations, firm size, and export behavior: an empirical investigation. Small Business Economics, 1-17.

نظر بدهید