ایروینگ فیشر(Irving Fisher) | مهمترین اقتصاددان آمریکایی نیمه اول قرن بیستم

0
297

ناظراقتصاد: ایروینگ فیشر (Irving Fisher) زندگی حرفه‌ای خود را صرف مطالعه و بررسی رابطه پول و اقتصاد نمود. او به بررسی مسائل مهمی همچون تأثیر پول بر نرخ بهره، تورم و کل فعالیت‌های اقتصادی پرداخت. او به خاطر همین تلاش‌ها، پدر اقتصاد پولی لقب گرفته است. اگرچه فیشر به اندازه وبلن در سطح عمومی شناخته شده نیست، اما بدون شک مهمترین اقتصاد آمریکایی نیمه اول قرن بیستم به‌شمار می‌آید.

آشنایی با زندگی ایروینگ فیشر
ایروینگ فیشر در سال ۱۸۶۷ در نیویورک به‌دنیا آمد. پدرش او یک کشیش بود و به‌همین خاطر ایروینگ فیشر در یک محیط کاملاً دینی بزرگ شد. این مسأله باعث شد تا وی در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود، احساس کند که رسالت‌هایی بر دوش او نهاده شده است.
فیشر از آموزش‌های خوبی در مدارس دولتی برخوردار شد و در ریاضیات بسیار مهارت پیدا کرد. وی برای ادامه تحصیل به دانشگاه ییل رفت و به مطالعه همزمان ریاضیات و اقتصاد پرداخت. وی مطالعه اقتصاد را زیرنظر یکی از طرفداران داروینیسم اجتماعی به نام ویلیام گراهام سامر آغاز کرد. اصل بنیادین داروینیسم اجتماعی این است که جامعه در درجه اول از طریق رقابت و تضاد عمل می‌کند و آنکه سازگارتر است باقی می‌ماند و آنکه ناسازگار است حذف می‌گردد. فیشر علم اقتصاد و سایر علوم اجتماعی ارائه شده در دانشگاه ییل را تحت تأثیر افکار سامر آموخت. اما فلسفه سامر تأثیر کمی روی فیشر گذاشت؛ اکثر کارهای او در اقتصاد و نیز پایان نامه دکتری وی بیشتر جنبه کمّی داشت و خبری از فلسفه یا مسایل اجتماعی در آنها نبود.
وقتی که فیشر در سال ۱۸۹۲ از دانشگاه ییل فارغ‌التحصیل شد، به عنوان یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان ریاضی زمان خود شناخته می‌شد و به همین خاطر، دانشگاه ییل بلافاصله وی را به‌عنوان استاد اقتصاد استخدام کرد. او در مدت کوتاهی توانست جوایز، تقدیرنامه‌ها و افتخارات زیادی کسب کند. فیشر در سال ۱۹۱۸ به سمت رئیس انجمن اقتصاد آمریکا منصوب شد. او در سال ۱۹۳۰ به تأسیس انجمن اقتصادسنجی کمک کرد و نخستین رئیس آن شد.
طی دهه ۱۹۲۰، فیشر دانش خود را در زمینه اقتصاد و بازارهای مالی برای وال استریت به‌کار بست. وی با سفته‌بازی زیاد در بازار سهام، در مدت اندکی به یک میلیونر تبدیل شد اما نیمی از ثروت خود را در رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ از دست داد. او در ابتدا فکر می‌کرد وضعیت بازار سهام پس از رکود بهبود پیدا خواهد کرد و به همین دلیل مبالغ زیادی را برای خرید سهام قرض گرفت. اما با ادامه رکود و فروپاشی بازارها، وی کل ثروت خود را از دست داد و به دلیل بدهی‌های سنگین، در باقیمانده عمر خود زندگی بسیار ساده‌ای را سپری کرد (Pressman, 2006, p. 137).
فیشر زندگی خود را وقف چندین موضوع کرده بود و برای دفاع از عقاید خود کتاب‌های معروف متعددی نگاشت. او به شدت طرفدار سبک زندگی سالم و بی‌خطر بود و از تغذیه مناسب و تحرک کافی دفاع می‌کرد. او در سال ۱۹۱۳ بنیاد تمدید حیات (Life Extension Institute) را تأسیس کرد. او مخالف سیگار کشیدن، گوشت‌خواری و نوشیدن مشروبات الکلی بود. فیشر همچنین تلاش‌های زیادی در زمینه تصویب قانون ممنوعیت تولید و فروش مشروبات الکلی و نیز پیوستن ایالات متحده به جامعه ملل (League of Nations) انجام داد.
فیشر در زمینه سیاست اقتصادی نیز صاحب‌نظر بود. با این وجود، موفقیت وی در این زمینه بهتر از موفقیت‌هایش در وال استریت و یا پیوستن آمریکا به جامعه ملل نبود. وی در سال‌های مختلف سیاست‌هایی را پیشنهاد داد که هیچکدام مورد توجه جدی قرار نگرفتند:
۱۹۲۰؛ کنترل تورم از طریق پشتیبانی از دلار با مجموعه متنوعی از کالاها.
۱۹۳۵؛ پیشنهاد به بانک‌ها مبنی براینکه سپرده‌های خود را حفظ کرده و از دادن وام خودداری کنند.
۱۹۴۲؛ ارائه طرح مالیات بر مخارج افراد به‌جای مالیات بر درآمد.
اما برخلاف عرصه سیاست‌گذاری، فیشر در کارهای تئوریک توانست شهرت زیادی کسب کند و به‌عنوان یک اقتصاددان طراز اول شناخته شود. حوزه‌های اصلی مورد علاقه وی عبارت بودند از نظریه پولی، پول، نرخ بهره، قیمت‌ها و چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر. سهم اصلی فیشر در علم اقتصاد نیز به تشریح مفاهیم پولی و چگونگی تأثیرگذاری پول بر اقتصاد مربوط می‌شود.

نظریات اقتصادی ایروینگ فیشر
• درآمد و سرمایه؛ فیشر نخستین کسی بود که تعریف دقیقی از مفاهیم درآمد، سرمایه و ثروت ارائه داد. برای درک این مفاهیم، باید تفاوت میان انباشت‌ها (Stocks) و جریان‌ها (Flows) را دانست. فیشر مدعی است که این تمایز در جریان سفر به کوه‌های آلپ سوئیس و مشاهده چگونگی ریزش آب‌های جاری از کوه و انباشته شدن آنها در یک حوضچه، به ذهنش خطور کرده است (Allen, 1993, p. 67).
فیشر از این تمایز برای توضیح بسیاری از مفاهیم اقتصادی استفاده کرد. وی سرمایه را به‌عنوان انباشت ثروت در یک نقطه از زمان (همانند انباشت آب سرازیر شده از کوه در یک حوضچه) تعریف کرد. پس‌انداز بخشی از درآمد همانند جریان آب بر ثروت ما می‌افزاید. مخارج زیاد (یا مخارج بیش از درآمد) باعث کاهش انباشت ثروت ما می‌گردد.
• توهم پولی؛ فیشر همچنین میان نرخ‌های حقیقی و اسمی بهره تمایز قائل شد و از مفهوم “توهم پولی” (money illusion) برای اشاره به ناتوانی تفکیک میان یک دلار و قدرت خرید آن دلار (یا آنچه که می‌توان پس از تورم با یک دلاری خریداری کرد) استفاده نمود. نرخ بهره سپرده‌های بانکی یکی از مثال‌های خوب در زمینه توهم پولی است. وقتی که نرخ سود اعطایی به سپرده‌ها کاهش می‌یابد، افراد نارضایتی را خود از بازده کم سپرده‌ها اعلام می‌کنند. در حالیکه ممکن است با نرخ بهره اسمی بالاتر و تورم بالاتر، وضعیت بدتری داشته باشند. توهم پولی به هنگام افزایش دستمزد کارگران نیز اتفاق می‌افتد. از آنجاییکه دستمزدها بخش عمده هزینه‌های کسب و کار را تشکیل می‌دهند، افزایش دستمزدها معمولاً به افزایش قیمت‌ها منتهی می‌شود. کارگران که دچار توهم پولی هستند، از دریافت دستمزد بالاتر خوشحال می‌شوند، درحالیکه با این دستمزد بالاتر چیزهای کمتری را می‌توانند خریداری نمایند (Pressman, 2006, p. 138).
از نگاه فیشر، توهم پولی یک پدیده غالب بود. وی همچنین معتقد بود که چرخه تجاری نیز از این پدیده سرچشمه می‌گیرد. صاحبان کسب و کارها فکر می‌کنند که در زمان تورم و بالا بودن نرخ اسمی بهره، نرخ حقیقی بسیار بالا بوده و به همین خاطر وام‌گرفتن و سرمایه‌گذاری را متوقف می‌کنند. این امر باعث رکود در فعالیت‌های اقتصادی می‌شود. سپس، هنگامی که اقتصاد رکودی نرخ اسمی را کاهش می‌دهد، صاحبان کسب و کار به اشتباه فکر می‌کنند نرخ حقیقی بهره کاهش یافته، لذا وام‌گرفتن و سرمایه‌گذاری را از سر می‌گیرند. با گسترش فعالیت‌های اقتصادی، توهم پولی نهایتاً این رونق را متوقف می‌کند. از آنجاییکه اقتصاد رو به رشد باعث ایجاد فشارهای تورمی می‌گردد، بانک‌ها باید نرخ بهره اسمی را افزایش دهند تا بتوانند نرخ‌ حقیقی بهره وام‌های خود را حفظ کنند. صاحبان کسب و کار مجدداً به اشتباه فکر می‌کنند که نرخ حقیقی بهره افزایش یافته و در نتیجه سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد. به اعتقاد فیشر این چرخه رونق و رکود همواره تکرار می‌شود.
• اندازه‌گیری تورم؛ فیشر توانست بر مسأله دشوار اندازه‌گیری تورم در کل اقتصاد نیز فائق آید. به بیان ساده، تورم به معنای تغییر در قیمت‌هایی است که یک خانواده نوعی با آن مواجه می‌شود. از آنجاییکه هر خانوار مجموعه متنوعی از کالاها را مصرف کرده و این کالاها دائماً در حال تغییر هستند، ارائه یک عدد واحدی که نمایانگر متوسط تغییر در قیمت‌ها باشد، مسأله پیچیده‌ای است.
راه حل ساده مسأله اندازه‌گیری تورم، سنجش میزان تغییر قیمت برای مجموعه‌ای از کالاهاست که یک خانواده نوعی معمولاً آنها را در یک نقطه از زمان خریداری می‌کنند. یکی از مشکلات این روش آن است که با افزایش قیمت کالایی، تقاضای مردم برای آن کالا کاهش می‌یابد. این مسأله در دهه ۱۹۷۰ که قیمت‌ نفت افزایش بسیار زیادی داشت، شدت پیدا کرده بود. آیا در محاسبه تورم باید مقادیر خریداری شده قبل از تورم مدنظر قرار گیرند یا مقادیر بعد از تورم؟ امروزه همه کشورها در محاسبه تورم، مقادیر قبل از تغییر قیمت را مدنظر قرار می‌دهند.
کشورها بیش از هر چیز دیگری، به خاطر عملیاتی بودن این روش از آن استفاده می‌کنند. بررسی منظم خریدهای مصرف‌کنندگان، پرهزینه و زمان‌بر است. بنابراین، چنین بررسی‌هایی تنها هرچند سال یکبار انجام می‌شوند. اما این تصمیم نتایجی مهمی برای مسأله اندازه‌گیری تورم دارد؛ در اینجا به‌طور ضمنی فرض می‌شود که به هنگام تغییر قیمت‌ها، مصرف‌کنندگان الگوهای مصرفی خود را تغییر نمی‌دهند.
فیشر دریافت که استفاده از خریدهای اصلی (پیش از تورم) برای محاسبه تورم باعث می‌شود این نرخ بیش از حد واقعی اعلام شده و اگر از خریدهای پس از تورم استفاده گردد، نرخ تورم کمتر از میزان واقعی نمایش داده می‌شود. فیشر پیشنهاد کرد که برای محاسبه تورم، از یک عدد شاخصی استفاده شود که از میانگین مقادیر خریداری شده پیش و پس از تورم استفاده کند (Pressman, 2006, p. 139).
• نظریه نرخ بهره؛ اگرچه فیشر تلاش و انرژی زیادی را صرف تبیین مفاهیم اقتصادی کرد، اما از تعریف صرف مفاهیم فراتر رفت. سهم اصلی وی در علم اقتصاد، تحلیل عوامل تعیین‌کننده نرخ بهره و عوامل ایجادکننده تورم بود.
نظریه نرخ بهره فیشر همچنان به دانشجویان اقتصاد تدریس می‌شود و اکثر اقتصاددانان آن را تحلیل درستی از عوامل تعیین‌کننده نرخ بهره می‌دانند. فیشر معتقد بود که نرخ بهره می‌بایست به‌عنوان جریان درآمدی حاصل از استفاده از هرچیزی در تولید تلقی شود. به بیان دقیق‌تر، نرخ بهره یک جریان درآمدیست که به کسی می‌رسد که انباشت ثروت خود را برای تولید کالاها در اختیار دیگران قرار داده است. هنگامی که ثروت در فرآیند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرد، فرد صاحب ثروت پول خود را به بنگاهی قرض داده و آن را مصرف نکرده است. بنابراین، بهره پاداشی است که به خاطر چشم‌پوشی از مصرف حال به وی داده می‌شود و به همین خاطر است که معمولاً از نظریه فیشر تحت عنوان نظریه ترجیح زمانی بهره یاد می‌شود. از آنجاییکه اکثر مردم مصرف حال را بر آینده ترجیح می‌دهند، باید پاداشی در مقابل به تعویق انداختن مصرف برای مثلاً یکسال به آنها داده شود تا حاضر به انجام این کار شوند.
به عقیده فیشر، دو نیرو نرخ بهره را تعیین می‌کنند. در طرف عرضه، مسأله اصلی ترجیح مصرف حال بر مصرف آینده از سوی مصرف‌کنندگان است. اگر افراد به آینده نگریسته و نگران تأمین زندگی خود در دوران پیری باشند، آنها در نرخ بهره پایین نیز پس‌انداز را بر مصرف ترجیح می‌دهند. از سوی دیگر، اگر افراد به فکر لذت بردن از زندگی امروز خود باشند، تنها در صورت بالا بودن نرخ بهره حاضرند پول‌های خود را پس‌انداز کنند.
در طرف تقاضا، نرخ بهره به فرصت‌های موجود سرمایه‌گذاری و بهره‌وری سرمایه (از جمله سرمایه انسانی) بستگی دارد. بهره‌وری بالا باعث افزایش تقاضا برای قرض‌گرفتن پول و افزایش سود گشته و بر تمایل صاحبان کسب و کار برای گسترش فعالیت‌ها می‌افزاید. این مسأله باعث می‌شود آنها به پول بیشتر نیاز پیدا کرده و در نتیجه تقاضا برای پول افزایش می‌یابد.
نرخ بهره تعادلی نرخی است که در آن میزان وجوهی که صاحبان کسب و کار می‌خواهند قرض بگیرند، با میزان وجوهی که قرض‌دهندگان مایلند از مصرف حال آنها چشم‌پوشی کنند، برابر می‌باشد. فیشر توضیح داد که عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای پول پایدار نیستند. همچنین، علاوه بر عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و روانشناختی نظیر عادت‌ها، هوش، خود کنترلی و بینش قرض‌دهندگان و قرض‌گیرندگان نیز باید مدنظر قرار گیرند (Pressman, 2006, p. 140).
نهایتاً اینکه فیشر معادله معروف مبادله را ارائه داد و از آن برای شناسایی دلایل افزایش نرخ تورم استفاده کرد. معادله MV=PQ، بیان می کند که عرضه پول (M) ضربدر سرعت گردش پول (V، تعداد دفعاتی که هر واحد پول در طول یکسال برای خرید کالا و خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد)، باید با میانگین قیمت‌ها (P، شاخص قیمت فیشر) ضربدر میزان محصول تولید شده در اقتصاد (Q) برابر باشد. اگر در اقتصاد بریتانیا یک تریلیون پوند پول وجود داشته باشد و اگر هر پوند هفت بار در طول سال برای خرید کالا و خدمات مورد استفاده قرار گیرد، بنابراین ۷ تریلیون پوند کالا و خدمات در طول سال خریداری خواهند شد. این عدد محصول ملی یا تولید ناخالص ملی اقتصاد بریتانیاست.
فیشر با استفاده از این معادله توانست سه علت بالقوه تورم را شناسایی کند. نخست، اگر V و Q هردو ثابت باشند، قیمت‌ها همراه با تغییر در عرضه پول نوسان می‌کنند؛ یعنی تورم ناشی از وجود زیاد پول در اقتصاد است. دوم، اگر M و Q ثابت باشند، قیمت‌ها با تغییر در سرعت گردش پول نوسان خواهند کرد. در این حالت، تورم از تلاش افراد برای مصرف بسیار سریع پول خود و یا تمایل آنها به خرید کالا بیش از میزان تولید شده در اقتصاد نشأت می‌گیرد. نهایتاً اینکه اگر M و V ثابت باشند، با کاهش میزان تولید، قیمت‌ها افزایش می‌یابند. در اینجا، کمبود کالا منجر به تورم می‌شود.
فیشر در گام بعدی عوامل مؤثر بر M، V و Q را تحلیل کرد. از همه مهم‌تر، او چگونگی تأثیرگذاری عادت‌های مصرفی افراد و نحوه دریافت دستمزد بر سرعت گردش پول را توضیح داد. برای سادگی، فرض کنید همه کارگران در ابتدای هر ماه دسمتزد خود را دریافت می‌کنند. آنها در طول ماه تقریباً تمام پول خود را صرف خرید کالا و خدمات می‌کنند. پس در پایان ماه، همه پول مجدداً به جیب کارفرمایان بازگشته و آنها می‌توانند از این پول برای پرداخت دستمزد ماه بعد کارگران استفاده کنند.
در این حالت، هر یک پوند انگلیسی در طول سال ۱۲ بار (هر ماه یکبار) مورد استفاده قرار گرفته و در نتیجه سرعت گردش پول ۱۲ خواهد بود. اما اگر پرداخت دستمزد به کارگران انگلیسی دو بار در ماه صورت می‌گرفت، سرعت گردش پول ۲۴ بود. از آنجاییکه تعداد دفعات پرداخت حقوق و دستمزد به افراد تقریباً ثابت است، سرعت گردش پول نیز نسبتاً ثابت بوده و در نتیجه تنها عرضه پول (M) به‌عنوان عامل اصلی نوسانات اقتصادی باقی می‌ماند. از نظر فیشر، تغییر در M می‌تواند قیمت‌ها یا محصول تولیدی را تحت تأثیر قرار دهد. البته اقتصاددانان پولی معاصر، از فیشر پیروی نکرده و دنباله‌رو فریدمن هستند که معتقد است تغییر در عرضه پول قیمت‌ها را تنها در بلندمدت تحت تأثیر قرار می‌دهد (Pressman, 2006, p. 141).

آثار ایروینگ فیشر

• Appreciation of Interest, New York, Macmillan, 1892

• The Nature of Capital and Income, New York, Macmillan, 1906

• The Rate of Interest, New York, Macmillan, 1907

• The Purchasing Power of Money, New York, Macmillan, 1910 (Revised 1922)

• Stabilizing the Dollar, New York, Macmillan, 1920

• The Making of Index Numbers, New York, Houghton Mifflin, 1922

• ‘‘The Business Cycle Largely a ‘Dance of the Dollar’,’’ Journal of the American Statistical Association, 18 (December 1923), pp. 1024–۸

• ‘‘Our Unstable Dollar and the So-Called Business Cycle,’’ Journal of the American Statistical Association, 20 (June 1925), pp. 179–۲۰۲

• The Money Illusion, New York, Adelphi, 1928

• The Theory of Interest, New York, Macmillan, 1930

• ۱۰۰% Money: Designed to Keep Checking Banks 100% Liquid, to Prevent Inflation and Deflation; Largely to Cure or Prevent Depressions; and to Wipe Out Much of the National Debt, New York, Adelphi, 1935

• Constructive Income Taxation, New York, Harper, 1942

آثاری درباره ایروینگ فیشر

• Allen, Robert Loring, Irving Fisher: A Biography, Oxford, UK, and Cambridge, Massachusetts, Blackwell, 1993

• Fisher, Irving Norton, My Father, Irving Fisher, New York, Comet Press, 1956

• Patinkin, Don, ‘‘Irving Fisher and His Compensated Dollar Plan,’’ Economic Quarterly (Federal Reserve Bank of Richmond), 79, 3 (Summer 1993), pp. 1–۳۳

• Schumpeter, Joseph, ‘‘Irving Fisher’s Econometrics,’’ Econometrica, Vol. 16, 3 (July 1948). Reprinted in Ten Great Economists, New York, Oxford University Press, 1965, pp. 222–۳۸

نظر بدهید