جورج آرتور اکرلف (George Arthur Akerlof) | چهره مهم مکتب کینزی

0
176

ناظراقتصاد: نام جورج آرتور اکرلف (George Arthur Akerlof)، در پیوند ابدی با مقاله سال ۱۹۷۰ او یعنی «بازار دست دوم» (The market for lemons) است. مقاله ای که توانست توجه اقتصاددانان را به بازارهایی جلب کند که در آنها اطلاعات بین دو طرف معامله متفاوت می باشد. این مفهوم از اطلاعات نامتقارن که تاثیر عمیقی بر شاخه های علم اقتصاد برجای گذاشت، در سال ۲۰۰۱، اکرلف را (به همراه جوزف استیگلیتز و مایکل اسپنس) مستحق دریافت جایزه نوبل ساخت. اکرلف را می توان از منظری وسیع تر به عنوان چهره مهم مکتب کینزی جدید قلمداد نمود که زیربنای رفتاری بهتری را برای اقتصاد کلان به ارمغان آورد.

آشنایی با زندگی جورج آرتور اکرلف
جورج اکرلف در سال ۱۹۴۰ در یک خانواده دانشگاهی و در شهر ایست کاست امریکا به دنیا آمد. پدر و مادر او تحصیل کرده رشته شیمی و پدربزرگ او از اولین فارغ التحصیلان دانشگاه برکلی بودند. او در همان دانشگاهی که پدرش مشغول کار بود یعنی دانشگاه یئل، وارد رشته ریاضیات و اقتصاد شد و در پاییز ۱۹۶۲ رهسپار دانشگاه MIT گشت. استاد راهنمای او رابرت سولو بود که در سال ۱۹۸۷ نوبل اقتصاد را از آن خود کرد. او در سال ۱۹۶۶ استاد دانشگاه برکلی شد و در ادامه هرچند بخش عمده ای از زمان خود را مصروف کار در موسسه آماری هند در دهلی نو، شورای مشاوران اقتصادی، بانک مرکزی امریکا، مدرسه اقتصادی لندن و موسسه بروکینگز ساخت، اما هیچ وقت رابطه خود را با دانشگاه قطع نکرد.

نظریات اقتصادی جورج اکرلف
• بازار خودروی دست دوم: زمانی که از نسل دانشجویان اقتصاد دهه ۱۹۷۰ در مورد مقاله محبوبشان پرسیده می شود، بی شک انتخاب آنها مقاله جورج اکرلف در زمینه اطلاعات نامتقارن یعنی مقاله «بازار دست دوم» است. بخشی از محبوبیت این مقاله به رویکرد مدلسازی آن باز می گردد که در عین دقت ریاضیاتی، برگرفته از دنیای واقعی بسیار ملموس است.
این مقاله با تحلیل بازار اتومبیل دست دوم آغاز می شود که در آن خودروهای کم کیفیت تر می توانند عملکرد بازار را مختل کنند و به جای برقراری تعادل در عرضه و تقاضا در نهایت خودروهای با کیفیت تر را به دلیل کاهش قیمت تعادلی از بازار خارج کنند. این مشکل ناشی از عدم تقارن اطلاعات (asymmetry of information) است که بین عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان خودروی دست دوم وجود دارد؛ چرا که تنها فروشنده از جزییات خودرو و کیفیت واقعی آن با خبر است. اگر متقاضیان قیمت را به عنوان شاخص متوسط کیفیت خودروی مورد مبادله در نظر بگیرند، عرضه کنندگان خودروهای بهتر از بازار خارج و برعکس عرضه کنندگان خودروهای بدتر به بازار هجوم می آورند. زیرا عرضه کننده های خودروهای بهتر قیمت بازار را کمتر از ارزش خودروی خود و فروشندگان خودروهای بدتر قیمت بازار را بیشتر از ارزش خودروی خود ارزیابی می کنند. این فرایند در نهایت می تواند منجر به کاهش مستمر قیمت تعادلی و خروج تمام عرضه کنندگان از بازار شود. اکرلف بازار کار را نیز دارای ویژگی عدم تقارن اطلاعات می داند و معتقد است در بازار کار نیز، زمانی که یک بنگاه نیروی کار استخدام می‌کند، ممکن است دانش کمتری در مورد توانایی‌های ذاتی نیروی کار نسبت به خود او داشته باشد. به‌طور کلی زمانی می‌توان انتظار بروز اطلاعات نامتقارن را داشت که رفتار‌های افراد به راحتی قابل مشاهده نباشد.
در حالی که بسیاری مقاله بازار دست دوم اکرلف را مثالی از قدرت تحلیل اقتصاد خرد می دانند، انگیزه اصلی اکرلف در بررسی این بازار، به حوزه اقتصاد کلان باز می گردد. در واقع اکرلف عامل عمده بی ثباتی در اقتصاد کلان را نوسانات ادواری بازار خودرو می داند که در تلاش برای تشریح آن است. او در طول زندگی حرفه ای خود تمایل به توسعه اقتصاد کلانی دارد که اجازه می دهد مشکلاتی از قبیل بیکاری بهتر درک و فهم شوند. لذا او با بهره گیری از واقعیت های بازار خودرو یا نیروی کار برای توضیح اقتصاد کلان، به سنت نئوکلاسیک و کلاسیک جدید پشت می کند و به عنوان یکی از پرچم داران اقتصاد کینزی جدید مطرح می شود. در یک جمله زندگی حرفه ای اقتصاددان امریکایی معطوف به ایجاد مبانی رفتاری مناسب اقتصاد خرد برای اقتصاد کلانی است که کینز آنرا با تئوری عمومی ۱۹۳۶ خود آغاز نمود.
• مدل های مبتنی بر روانشناسی: در سالهای اخیر استفاده از «بینش-های روانشاختی» در تحلیل های اقتصادی با استقبال چشم گیری مواجه شده است که نوبل ۲۰۰۲ دانیل کانمن نیز حکایت از همین واقعیت دارد. اکرلف و دیکنز (۱۹۸۲) از توسعهGeorge Arthur Akerlofدهندگان اصلی این حوزه هستند. آنها در این مقاله به ناهنجاری های شناختی (cognitive dissonance) اشاره کرده اند که به موجب آن، اعتقادات افراد یا شیوه نگرش آنها به مسائل در تلقی آنها از آسایش یا شادی موثر است. با این توضیح، می توان به سراغ بسیاری از پدیده ها رفت که به لحاظ اقتصادی توجیه ندارند. توسعه این مقاله و توضیح سایر پدیده های اقتصادی از منظر روانشاختی (مثلاً مقاله ۱۹۹۱ اکرلف) مورد استقبال سایر اقتصاددانان قرار گرفت و مطالعات عصب شناسی که بوسیله دیوید لیبسون (۱۹۹۷) تحت عنوان اقتصاد عصب شناختی (neuroeconomics) معرفی شد، مرهون رویکردهای روانشناسانه اکرلف است (Durlauf, S. N., & Blume, L. 2008).

آثار جورج اکرلف

• ١٩۶٩. Relative wages and the rate of inflation. Quarterly Journal of Economics 83, 353–۷۴.

• ۱۹۷۰. The market for ‘lemons’: quality uncertainty and the market mechanism. Quarterly Journal of Economics 84, 488–۵۰۰.

• ١٩٧٣. The demand for money: a general-equilibrium inventory-theoretic approach. Review of Economic Studies 40, 115–۳۰.

• ١٩٧۶. The economics of caste and of the rat race and other woeful tales. Quarterly Journal of Economics 90, 599–۶۱۷.

• ١٩٧٨. The microfoundations of a flow of funds theory of the demand for money. Journal of Economic Theory 18, 190–۲۱۵.

• ١٩٧٩. Irving Fisher on his head: the consequences of constant target-threshold monitoring for the demand for money. Quarterly Journal of Economics 93, 169–۸۷.

• ١٩٨٠ (With B. Main.) Unemployment durations and unemployment experience. American Economic Review 70, 885–۹۳.

• ١٩٨٠ (With R. Milbourne.) Irving Fisher on his head II: The consequences of the timing of payments for the demand for money. Quarterly Journal of Economics 94, 145–۵۷.

• ١٩٨٠ (With H. Miyazaki.) The implicit contract theory of unemployment meets the wage bill argument. Review of Economics Studies 47, 321–۳۸.

• ١٩٨١. Jobs as dam sites. Review of Economic Studies 48, 37–۴۹.

• ١٩٨١ (With B. Main.) An experience-weighted measure of employment and unemployment durations. American Economic Review 71, 1003–۱۱.

• ١٩٨٢. Labor contracts as partial gift exchange. Quarterly Journal of Economics 97, 543–۶۹.

• ١٩٨٢. (With W. Dickens.) The economic consequences of cognitive dissonance. American Economic Review 72, 307–۱۹.

• ١٩٨۵. Discriminatory status-based wages among tradition-oriented stochastically based coconut producers. Journal of Political Economy 93, 265–۷۶.

• ١٩٨۵. (With J. Yellen.) A near-rational model of the business cycle, with wage and price inertia. Quarterly Journal of Economics 100, 823–۳۸.

• ١٩٨۶. (With J. Yellen, eds.) Efficiency Wage Models of the Labor Market. New York: Cambridge University Press.

• ١٩٨٨. (With A. Rose and J. Yellen.) Job switching and job satisfaction in the US labor market. Brookings Papers on Economic Activity, 2, 495–۵۹۲.

• ۱۹۸۹. (With L. Katz.) Workers’ trust funds and the logic of wage profiles. Quarterly Journal of Economics 103, 525–۳۶.

• ١٩٩٠. (With J. Yellen.) The fair-wage effort hypothesis and unemployment. Quarterly Journal of Economics 105, 255–۲۸۳.

• ١٩٩١. Procrastination and obedience. American Economic Review 81(2), 1–۱۹.

• ١٩٩١. (With A. Rose, J. Yellen and H. Hessenius.) East Germany in from the cold: The economic aftermath of currency union. Brookings Papers on Economic Activity, 1, 1–۱۰۵.

• ١٩٩٣. (With P. Romer.) Looting: The economic underworld of bankruptcy for profit. Brookings Papers on Economic Activity, 2, 1–۶۰.

• ١٩٩۶. (With W. Dickens and G. Perry.) The macroeconomics of low inflation. Brookings Papers on Economic Activity 1, 1–۵۹.

• ١٩٩۶. (With J. Yellen and M. Katz.) An analysis of out-of-wedlock childbearing in the United States. Quarterly Journal of Economics 111, 277–۳۱۷.

• ١٩٩٨. Men without children. Economic Journal 108, 287–۳۰۹.

• ٢٠٠٠. (With W. Dickens and G. Perry.) Near-rational wage and price setting and the optimal rates of inflation and unemployment. Brookings Papers on Economic Activity 2000: 1, 1–۶۰.

• ٢٠٠٢. Behavioral macroeconomics and macroeconomic behavior. American Economic Review 92, 365–٩۴.

• ٢٠٠٠. (With R. Kranton.) Economics and identity. Quarterly Journal of Economics 115, 715–۵۳.

• ٢٠٠۵. (With R. Kranton.) Identity and the economics of organizations. Journal of Economic Perspectives 19, 9–۳۲.


آثاری درباره جورج اکرلف

• Riley, J. ٢٠٠١. Silver signals, twenty-five years of screening and signaling. Journal of Economic Literature 39, 432–۷۸.

• Rosser, J. Jr. ٢٠٠٣. A Nobel Prize for Asymmetric Information: the economic contributions of George Akerlof, Michael Spence and Joseph Stiglitz. Review of Political Economy 15, 3–۲۱.

• Sargent, T. 1971. A note on the‘accelerationist’ controversy. Journal of Money, Credit and Banking ٣, ۷۲۱–۵.

نظر بدهید