اولیور ویلیامسون (Oliver Williamson)

0
350

ناظراقتصاد: اولیور ویلیامسون (Oliver Williamson)، شاگرد اساتیدی نظیر رونالد کوز، هربرت سایمون و ریچاد کایرت است و در اقتصاد هزینه مبادله تخصص دارد. او از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۳ استاد دانشگاه پنسیلوانیا بود و بعد از آن تا سال ۱۹۸۸، سمت استادی اقتصاد حقوق و سازمان دانشگاه یئل را داشت. او از سال ۱۹۸۸ استاد تمام مدیریت کسب و کار، اقتصاد، و حقوق دانشگاه‌های برکلی است و در حال حاضر استاد افتخاری مدرسه کسب و کار HAAS نیز می‌باشد. ویلیامسون در سال ۲۰۰۹، به خاطر «تحلیل حکمرانی اقتصادی، بویژه مرزهای شرکت» به همراه خانم الینور اُستروم جایزه‌ی نوبل اقتصادی را دریافت کرد.

آشنایی با زندگی اولیور ویلیامسون
اولیور ویلیامسون، در ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۲ در ایالت ویسکانسین امریکا متولد شد. او لیسانس مدیریت خود را در سال ۱۹۵۵ از مدرسه مدیریت MIT اخذ کرد و در سال ۱۹۶۰ مدرک MBA خود را از دانشگاه استنفورد گرفت، و در نهایت در سال ۱۹۶۳ موفق به کسب دکتری اقتصاد از دانشگاه کارنیگ ملون شد. این اقتصاددان امریکایی سردبیر افتخاری مجله‌ی «قانون، اقتصاد و سازمان» و رئیس سابق «انجمن اقتصاد غربی» و از آن مهم‌تر «انجمن بین‌المللی اقتصاد نهادگرای جدید» است. او در سال ۱۹۸۸ جایزه‌ی اروین را در راستای پیشبرد علم مدیریت دریافت نمود و در سال ۲۰۰۹، به خاطر «تحلیل حکمرانی اقتصادی، بویژه مرزهای شرکت» به همراه خانم الینور استروم جایزه‌ی نوبل اقتصادی را دریافت کرد.

نظریات اقتصادی اولیور ویلیامسون
• هزینه مبادله: ویلیامسون با توجه عمیق نظری به هم‌ارزی‌ها و تفاوت‌ها بین تصمیم‌سازی بازاری و غیربازاری، مدیریت و ارائه‌ی خدمات، در مباحث دهه‌ی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پیرامون مرزهای بین بخش‌های خصوصی و دولتی تأثیرگذار بوده است. این اقتصاددان نهادگرا عمده تحلیل های خود را بر هزینه مبادله (transaction cost) بنا می کند. از نظر وی اقتصاد هزینه مبادله، تلاشی است برای فهم بهتر سازمان های پیچیده اقتصادی، توسط ترکیب منتخب های حقوق، علم اقتصاد و نظریه سازمان. برخلاف اقتصاد نئوکلاسیک که به طور برجسته به قیمت و محصول و به طور گسترده بر تجزیه و تحلیل نهایی تکیه دارد و بنگاه را به عنوان یک تابع تولید معرفی میکند (که یک سازه تکنولوژیک است)، اقتصاد هزینه مبادله (TCE) به تخصیص فعالیتهای اقتصادی به انواع متفاوت سازمان ها (بازار، بنگاه ها و بوروکراسی ها) توجه دارد و تحلیل ساختاری گسستهای را به کار میگیرد و بنگاه ها را به عنوان ساختار حکمرانی(که یک سازه سازمانی است) توصیف میکند.
• او با تمرکز بر هزینه های مبادلاتی برای اولین بار به تمایز میان چانه زنی تکراری مورد به مورد (repeated case-by-case bargaining) و قراردادهای رابطه-خاص (relationship-specific contracts) پرداخت. برای مثال، خرید تکراری زغال سنگ از بازار روز جهت تامین نیازهای برق روزانه یا هفتگی نشان دهنده چانه زنی مورد به مورد است. اما این نیاز در طول زمان تبدیل به یک رابطه مداوم با عرضه کنندگان خاص می شود و لذا اقتصاد مبادله رابطه-خاص تفاوت عمده ای با حالت قبل دارد.
اقتصاددانان دیگر به آزمون تئوری های فرصت-هزینه ویلیامسون در چارچوب تجربی پرداخته اند. یک مثال مهم در این زمینه مقاله پل ال. جسکو با عنوان ‹‹مدت زمان قرارداد و سرمایه گذاری های رابطه-خاص: شواهد تجربی از بازارهای زغال سنگ›› است که در مارس ۱۹۸۷ در AER به چاپ رسید. بطور کلی رویکرد قراردادهای ناقص در تئوری بنگاه و تأمین مالی مشارکتی مبتنی بر کارهای ویلیامسون (و البته رونالد کوز) است.
• حک شدگی دانش: شهرت اصلی ویلیامسون به دلیل توسعه مفهوم ‹‹حک شدگی دانش›› (Information Impactedness) است که اشاره به شرایطی دارد که در آن مشخص نیست اطلاعات چقدر هزینه دربردارد. این شرایط عمدتاً به دلیل نااطمینانی و فرصت طلبی است که عقلانیت محدود را در برمی گیرد. زمانی که اطلاعات مهم یک مبادله، یا مجموعه ای از مبادلات را یک طرف یا گروهی از مبادله کنندگان بدانند، در عین اینکه مطلع کردن سایرین بدون صرف هزینه امکان نداشته باشد (متوسلی و همکاران، ۱۳۹۰).

آثار اولیور ویلیامسون

• Markets and Hierarchies: Analysis and Antitrust Implications, 1975

• The Economic Institutions of Capitalism, 1985

• The Nature of the Firm: Origins, Evolution, and Development (co-edited with Sidney Winter), 1991

• The Mechanisms of Governance, 1996

نظر بدهید