معرفی برخی از چارچوب های موجود در زمینه اقتصاد دانش بنیان

0
332

ناظراقتصاد: اقتصادهای توسعه‌یافته در مسیر حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان تغییرات چشم‌گیری را تجربه کرده‌اند. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ظهور خدمات تجاری مبتنی بر دانش، و همچنین رشد عوامل ناملموس همانند آموزش، دانش، اطلاعات، نوآوری و پژوهش و توسعه اجزای مهم این فرآیند هستند .(Lepage & Kolarova, 2008, 6) در چنین شرایطی است که خلق دانش- جایی که سیاست‌های دولت نقش بسیار مهمی را در یکپارچه‌سازی بخش‌های درونی و نیز بین بخش‌های مختلف بازی می‌کند- نسبت به هر بخش دیگری در جامعه اولویت بالایی می‌یابد Chandra & Yokoyama, 2010)). به دلیل گسترش سریع فرآیند جهانی‌شدن در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، جوامع مختلف به شدت سعی در تطبیق خود با این فرآیند داشته‌ و خود را برای پذیرش تحول آماده کرده‌اند (اکبرزاده و شفیع‌زاده، ۱۳۹۱). مطالعات اخیر در مورد رشد اقتصادی جهان یکپارچه، نشان‌دهنده قدرت بی‌چون و چرای دانش در این عرصه است. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته از نقش بارز دانش در رقابت میان کشورها آگاه هستند؛ به‌عنوان ‌مثال، اتحادیه اروپا بر نقش اقتصاد دانش‌بنیان در اصلاح پایه‌های اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه تاکید بسیار داشته و در اجلاس سران اتحادیه در مارس ۲۰۰۰، گروه اروپایی، چنین نتیجه‌گیری کرد که از میان مسائل پیش روی بسیار، تبدیل‌شدن به یک اقتصاد مبتنی بر دانش دیجیتال از طریق تولید کالاها و خدمات جدید، کشورهای عضو را قادر خواهد ساخت تا کیفیت زندگی شهروندان و محیط‌زیست را تا حد اعلایی ارتقا دهند ‌(European Commission, 2000). همچنین از میان اقتصادهای آسیایی که در این اواخر موفق عمل کرده‌اند، سنگاپور در شرق آسیا نمونه‌ای است که اکثراً به‌عنوان الگو در مطالعات مربوط به سیاست‌های دولت و اقتصاد دانش‌بنیان مورد مطالعه قرار می‌گیرد Chandra & Yokoyama, 2010)).

بنابراین باید اذعان کرد که بازسازی فرآیند نوآوری در سراسر جهان در جریان است، و مراکز ملی و منطقه‌ای اقتصاد دانش‌بنیان در حال ظهور هستند و در نتیجه جریان اطلاعات و تسهیم دانش در سطح جهانی در حال سرعت‌گرفتن است (‌Ernst & Hart, 2007). تنوع و عمق این تحولات، سرعت نوآوری را برای خلق فرصت‌های نوآوری در مناطق جدید افزایش می‌دهد و شکل راهبرد‌های شرکتی، روند و محتوای اقتصاد دانش‌بنیان جهان را نمایان کرده و حکمران‌ها روند این فرآیند را تسهیل می‌کنند.

فرایند خلق و توزیع دانش در یک اقتصاد دانش بنیان، به سیاست‌گذاری‌های مناسب دولت بستگی دارد، سیاست‌هایی که معمولاً نتیجه محرک‌های نوآوری و رژیم نهادی است (Geels, 2004). بنابراین دولت‌ها نقشی حیاتی را ایفا می‌کنند، چرا که خلق دانش و توزیع آن نمی‌تواند صرفا بر مکانیزم‌های بازار مبتنی باشد و چارچوب مناسب از محرک‌های اقتصادی و رژیم‌های نهادی به منظور تسهیل تعامل بین بخش‌های مختلف یک اقتصاد دانش بنیان، ضروری است (Schiliro, 2012).

در ادامه برخی از چارچوب های بین المللی ارائه شده برای ظهور و توسعه اقتصاد دانش بنیان را معرفی خواهیم نمود.

۱- چارچوب OECD
OECD، براساس مطالعۀ خود برای توسعه و انتشار شاخص‌های علم و تکنولوژی (S&T) در سال ۱۹۹۶، شروع به انجام تحقیق بر اقتصاد دانش بنیان و تلاش برای فراهم آوردن شاخص‌های مناسب برای آن نموده است. OECD ‌اشاره می‌کند که «شاخص‌های اقتصاد سنتی هرگز به طور کامل رضایت بخش ‌نبوده‌اند، اغلب به این دلیل که این شاخص‌ها در تشخیص عملکرد اقتصادی به عنوان پدیده‌ای فراتر از ارزش کل کالاها و خدمات، شکست می‌خوردند» (۱۹۹۶OECD,).
OECD بعداً در پروژه رشد خود، ایده اقتصاد دانش بنیان را بیشتر مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که تعدادی از عوامل برای اقتصاد دانش محور مهم می‌باشند (۲۰۰۱OECD,). این نتایج عناصر زیر را برای چارچوب اقتصاد دانش محور پیشنهاد می‌کند:
• محیط اقتصاد کلان باثبات و باز که بازارهایی اثربخشی دارد
• انتشار فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی
• پرورش و ارتقای سطح نوآوری
• سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی
• تشویق ایجاد بنگاه.

۲-چارچوب APEC
چارچوب APEC قسمتی از پروژه‌ای بود که با عنوان “حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان در APEC” در اواسط ۱۹۹۹ توسط همین سازمان به انجام رسید. هدف اصلی این پروژه در واقع ایجاد مبنایی تحلیلی و مفید برای مؤثر کردن استفاده و خلق و انتشار دانش در بین اعضای APEC بود(APEC Economic Committee 2000). این رویکرد تا حد زیادی به رویکردی پروژه رشد OECD به اقتصاد دانش بنیان شبیه بوده و در بسیاری از شاخص ها بر اساس آن عمل می کند. چهار بُعد اصلی معرفی شده از سوی این سازمان برای اقتصاد دانش بنیان عبارتند از:
۱. سیستم نوآوری
۲. توسعه منابع انسانی
۳. زیر ساخت های فناوری ارتباطات و اطلاعات
۴. محیط کسب و کار

۳-چارچوب اتکینسون و کورت
چارچوب دیگری که به معرفی شاخص هایی برای ارزیابی اقتصاد دانش بنیان پرداخته است، الگویی است که توسط اتکینسون و کورت در سال ۱۹۹۸ معرفی شد. این محققان شاخص های زیر را به عنوان شاخص های اقتصاد دانش بنیان معرفی نموده اند:
• شغل های دانشی
• جهانی شدن
• رقابت و پویایی اقتصادی
• اقتصاد دیجیتال
• ظرفیت نوآوری فناورانه. (Atkinson & Court, 1998)

۴-چارچوب بانک جهانی
در سال ۱۹۹۹، بانک جهانی پروژه‌ای با عنوان «دانش برای توسعه» ‌(KD) را به جریان انداخت که با انجام این کار قصد آگا‌هی بخشی به سیاست گذاران کشورها در مورد تاثیر دانش به‌عنوان ابزاری قدرتمند در رشد اقتصادی را داشت Tocan, 2012)).
برنامه دانش برای توسعه چارچوبی را توسعه داده است تا به کشورها در پی‌ریزی راهبردهایی برای تبدیل‌شدن به اقتصادهای دانش‌بنیان کمک کند. این چارچوب شامل ۱۰۹ متغیر ساختاری و کیفی است که چگونگی مقایسه کشورها را با یکدیگر به نمایش می‌گذارد و این متغیرها به عنوان زیرشاخص‌های چهار متغیر اصلی زیر در نظر گرفته می‌شوند.
• محرک اقتصادی و رژیم نهادی‌؛ که در واقع محرک‌هایی را شامل می‌شود که متضمن استفاده کارآمد از دانش موجود در راستای شکوفایی کارآفرینی است.
• آموزش و منابع انسانی؛ جمعیت تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده قابلیت ایجاد، به اشتراک‌گذاری و استفاده از دانش را در سطح بالایی حفظ می‌کند.
• نظام نوآوری؛ یک سیستم نوآور کارآمد می‌تواند شرکت‌ها، دانشگاه‌ها، مشاوران و سایر سازمان‌ها را به درون سیستم دانشی در حال رشد جهانی منتقل کند و نیازهای محلی را برای آنها فراهم آورد و همچنین در مواجهه با مسائل مختلف راه حل‌های فناورانه ارائه کند.
• زیرساخت اطلاعاتی؛ سیستم مدرن و قابل دسترس مربوط به زیرساخت اطلاعاتی و ارتباطاتی می‌تواند منجر به تسهیل ارتباطات موثر، انتشار و پردازش اطلاعات شود World Bank, 2012)).

هر یک از این عناصر نیز دارای زیر بخش‌هایی به شکل (۱) هستند.
اقتصاد دانش بنیان                           شکل ۱: شاخص‌های دانش از نگاه بانک جهانی، منبع: (World Bank, 2012)

بانک جهانی برای انجام محاسبات خود برای هر کشور سه گروه را در نظر می‌گیرد: گروه همه کشورها، گروه منطقه و گروه درآمدی (چهاربند و مومنی، ۱۳۹۰). در حال حاضر اطلاعات ۱۴۶ کشور در KAM (روش شناسی سنجش دانش) در دسترس است که حدود ۱۰۰ کشور در حال توسعه و بیشتر کشورهای عضو OECD را در برمی‌گیرد. به دلیل اینکه ۱۰۹ متغیر دامنه وسیعی از اعداد را شامل می‌شود، تمامی اعداد ۱۴۶ کشور در دامنه صفر (ضعیف‌ترین) تا ۱۰ (قوی‌ترین) به‌صورت ترتیبی نرمال‌سازی می‌شوند.

۵-چارچوب اداره آمار استرلیا(ABS)
علاوه بر الگوهای پیشین معرفی شده، اداره آمار استرالیا نیز چارچوبی قابل قبول، با نگاه به کارهای صورت گرفته در کمیته اقتصادی APEC و همچنین پروژه رشد OECD معرفی نموده است. این الگو که در سال ۱۹۹۹مطرح شد، داری ۵ بعد محوری و قابل اندازه گیری است که عبارتند از: ۱-نوآوری و کارآفرینی ۲- سرمایه انسانی ۳-فناوری ارتباطات و اطلاعات ۴- زمینه و ۵- تاثیرات اجتماعی و اقتصادی که در بین ابعاد معرفی شده سه جز اول(نوآوری و کارآفرینی، سرمایه انسانی و فناوری ارتباطات و اطلاعات) ابعاد کلیدی و اصلی چارچوب ABS هستند. دو بعد دیگر بیشتر جنبه حمایتی دارند(زمینه و تاثیرات اجتماعی و اقتصادی). بعد زمینه ای یکی از ابعاد بسیار وسیع این چارچوب است که عناصر پیش زمینه ای و پیش شرط مانند محیط کسب و کار و بازارهای با کارایی بالا که در پروژه های APEC و OECD بحث شده را در بر می گیرد. بعد حمایتی دیگر که با عنوان تاثیرات اجتماعی و اقتصای شناخته می شود، مبتنی بر این فرض است که اقتصاد دانش بنیان بر اقتصاد و جامعه تأثیر می گذارد (Australia Bureau of statistics,2002)

۶-چارچوب هاروارد
الگوی دیگری توسط دانشگاه هاروارد توسعه داده شده است که در این الگو شاخص های دسترسی به شبکه، یادگیری شبکه ای، جامعه شبکه ای و اقتصادی مبتنی بر شبکه به عنوان پیشران های اصلی اقتصاد دانش بنیان معرفی شده اند.( Center for International Development y, 2000).
در جدول شماره ۱ ابعاد هر یک از رویکردها مختلف معرفی شده با یکدیگر مقایسه شده اند.
جدول۱: ابعاد اقتصاد دانش بنیان در چارچوب های مختلف

مولف/ سال

ابعاد
OECD(1996) محیط اقتصاد کلان باثبات وباز انتشار ICT بازارهای اثربخش پرورش و ترویج نوآوری سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی تشویق ایجاد بنگاه
ABS(1999) نوآوری و کارآفرینی سرمایه انسانی فناوری ارتباطات و اطلاعات زمینه تاثیرات اقتصادی و اجتماعی
Atkinson & Court(1998) شغل های دانشی جهانی شدن رقابت و پویایی اقتصادی اقتصاد دیجیتال نوآوری و ظرفیت فناورانه
APEC(2000) سیستم نوآوری توسعه منابع انسانی زیر ساخت های فناوری ارتباطات و اطلاعات محیط کسب و کار
World Bank(2008) رژیم اقتصادی و نهادی آموزش و منابع انسانی نظام نوآوری زیرساخت اطلاعاتی
Harvard (2000) دسترسی به شبکه جامعه شبکه­ای اقتصادی مبتنی بر شبکه

منبع: پاداش و همکاران(۱۳۹۶)

پاداش، حمید. خداپناه، بهمن. ابراهیم زاده، مهدی.(۱۳۹۶).تاثیر محیط نهادی بر اقتصاد دانش بنیان. سال هفدهم، شماره ۱۶ ،بهار ۶۹۳۱ ،صفحات ۶۳۸ -۶۵۶

Tocan, M. (2012). Knowledge Based Economy Assessment. Journal of Knowledge Management, Economics and Information Technology.

Debnath, S. C. (2011). Key Determinants of Economic Incentives and Institutional Regimes to Promote Knowledge-based Economy in East Asia. Ritsumeikan Iinternational Affairs, 183-229.

Geels, F. (2004). From sectoral systems of innovation to socio-technical systems: Insights about dynamics and change from sociology and institutional theory. ‏. Research policy, 33(6), 897-920.

Schiliro, D. (2012). Knowledge-based economies and the institutional environment. Università degli Studi di Messina, 1-13.

 

نظر بدهید