معرفی برخی از مدل‌های موجود در زمینه اکوسیستم کارآفرینی

0
565

ناظراقتصاد: ادبیات توسعه کارآفرینی به سه گروه تقسیم شده است: مطالعات تاثیر فاکتورهای فردی بر موفقیت کارآفرینانه، مطالعات تاثیر فاکتورهای محیطی بر موفقیت کارآفرینانه و عملکرد کارآفرینی و در آخر مطالعات تاثیرفاکتورهای فردی و محیطی بر توسعه کارآفرینی. مقوله اکوسیستم جز سومین دسته از ادبیات موجود برای توسعه کارآفرینی می‌باشد (انتظاری ،۲۰۱۵). اکوسیستم‌های کارآفرینی به عنوان یک جنبه معروف برای تشریح ماندگاری یا دوام رشدِ بالای کارآفرینی در مناطق شناخته می‌شوند. اگرچه از جنبه تئوری اکوسیستم‌ها هنوز گسترش نیافتند و همین فهم ساختار و تاثیر آن بر فرایند کارآفرینی را مشکل ساخته است(اشپیگل،۲۰۱۵).کارآفرینی‌نقش مهمی‌ را در توسعه اقتصادی بازی می کند، اما تصمیم گیری برای کارآفرینی در محیطی ایزوله و خارج از بستر محلی یا منطقه‌ای که فرد در آن حضور دارد، انجام نمی پذیرد (اشپیگل و استام،۲۰۱۵) به عبارت دیگر برای درک این پدیده باید در کنار فعالیت کارآفرینانه افراد، عامل زمینه‌ای را نیز در نظر گرفت. کارآفرینی را می‌توان نتیجه تعامل این عوامل در نظر گرفت، پدیده‌ای که حاصل تعامل ویژگی‌های افراد و رویدادهای محیطی می‌باشد. بستری که در این ادبیات به آن اشاره می‌گردد اشاره به یک محدوده‌جغرافیایی است که می‌تواند به صورت محلی، منطقه‌ای و یا حتی ملی باشد. نحوه کارکرد این دو عامل یعنی فرد و محیط، در راستای توسعه کارآفرینی بدین گونه است که افراد فرصت‌ها را در بستر محلی که زندگی و کار می‌کنند درک و شناسایی می‌نمایند و از سوی دیگر همین بستر تعیین کننده نوع کسب و کار و پیشبرنده‌ی فرصت‌های موجود می‌باشد(استام ،۲۰۱۵). امروزه سیاست‌گذاران و محققان اجزا و عوامل زیادی را در راستای حمایت از کسب و کارهای مخاطره آمیز، با رویکردی جامع شامل توسعه فرهنگ کارآفرینانه، دستیابی به شبکه های کاری و کسب و کار، اطلاعات و تامین مالی و همچنین دست یابی به زیرساخت های مناسب را شناسایی نمودند(ایزنبرگ،۲۰۱۵). این رویکرد به نام اکوسیستم‌های کارآفرینانه در سال های اخیر رشد تئوری و تجربی داشته است. به طور ویژه، ادبیات اکوسیستم‌های کارآفرینانه بر نقش بستر (اجتماعی) در محدوده بخشیدن کارآفرینی تمرکز می کند، و این تفکر با رویکردهای اخیر سیستم‌های کارآفرینی که کمک به ایجاد پلی بین رویکرد سیستم نوآوری و مطالعات کارآفرینی می کند، بسیار نزدیک و مرتبط می باشد. این رویکرد در طی چند سال گذشته مطرح شده است و هنوز تعریف مشخص و گسترده‌ای برای آن وجود ندارد. تفکر در مورد اکوسیستم‌های کارآفرینانه برآمده از ادبیات رویکردهایی چون خوشه‌های صنعتی، سیستم‌های نوآوری، سرمایه اجتماعی و شبکه‌ها می باشد. اگرچه این این رویکردها در چشم انداز مفهومی و روش خود متفاوت از یک دیگر می‌باشند ولی نظری یکسان در آنها موجود است که می گوید ویژگی‌هایی در محیط خارجی سازمان‌ها و کسب وکارهای مخاطره آمیز وجود دارد که بر رشد و رقابت پذیری آنها تاثیرگذار می‌باشد. در ادامه، پس از تعریف اکوسیستم کارآفرینی، به بررسی برخی از مدل های و چارچوب‌های مطرح موجود در این زمینه خواهیم پرداخت.

اکوسیستم کارآفرینی
والدز در مقاله‌ی خود در سال ۱۹۸۸ به‌عنوان یکی از نخستین محققان، اکوسیستم را این‌گونه تعریف نمود، اکوسیستم به ترکیبی از موجودات و تعامل با محیطشان که به‌عنوان یک واحد مجزا می‌باشند اطلاق می‌گردد. این ترکیب همانند انسان و دیگر موجودات تحت تأثیر محیطشان قرار می‌گیرد. مطالعات سیستماتیک محیط‌ها در علوم بیولوژیک جایی که اصطلاح اکولوژی اغلب برای موجودات و یا ساکنان طبیعی به کار می‌رود صورت می‌گیرد. بوم‌شناسی انسانی اخیراً در حوزه جغرافی دانان و جامعه‌شناسان که علاقه‌مند توزیع جمعیتی جامعه می‌باشند استفاده می‌گردند. اصطلاح اجتماعی بوم شناسی اساساً شامل تلاش‌های دانشمندان رفتاری به‌سوی پاسخ هایشان که دیدی کامل‌تر از تعاملات فرد در محیط فیزیکی و اجتماعی به دست آورند(والدز،۱۹۸۸) .
پژوهشگران نقطه نظرات گوناگونی را در باب اکوسیستم کارآفرینی بیان نمودند که اشتراکاتی را نیز باهم دارا می‌باشد، از جمله می‌توان از منحصر به فرد بودن هراکوسیستم و همچنین وجود آن در یک منطقه جغرافیایی مشخص نام ببرد. کوهن در سال ۲۰۰۶ تعریف اکوسیستم را از منظر اسپیلینگ، ایناسیتی و لوین اینگونه برشمرد: اکوسیستم کارآفرینانه مجموعه ای متفاوت از فعالان به هم وابسته در یک منطقه جغرافیایی که تحت تأثیر ترکیب تمام فعالان گروه و پتانسیل اقتصادی منطقه می‌باشد را نشان می دهد. اکوسیستم‌ها مجموعه‌ای از اجزا به هم وابسته ودر تعامل باهم می باشند که در پی خلق کسب وکارهای مخاطره آمیز در طول زمان می باشند. کوهن اکوسیستم را به‌عنوان گروهی از فعالان به هم وابسته در یک منطقه جغرافیایی محلی که به توسعه پایدار با حمایت و تسهیل کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز پایدار تعهد دارند تعریف کرده است(کوهن،۲۰۰۶).

مدل‌های اکوسیستم کارآفرینی
در این بخش به معرفی برخی از مدل‌های ارائه شده در زمینه اکوسیستم کارآفرینی معرفی می گردد:
• الگوی کارافرینانه والدز
این مدل‌ها از نظر مولفه‌ها، سازه‌ها و متغیرها مورد بررسی قرار گرفته اند. اولین مدل مربوط به تحقیق والدز (۱۹۸۸) می باشد که برای نخستین بار رویکرد اکوسیستم‌های کارآفرینانه را معرفی نمود. تئوری‌ای که والدز در این چارچوب بر آن تاکید نمود شامل تعامل بین شاخص‌های محیط اقتصادی و تصمیم کارآفرینانه می باشد. به طور ویژه چه اجزایی در محیط اقتصادی می‌توانند محرک پاسخ کارآفرینانه برای آنانی که می‌توانند کارآفرین باشند وجود دارد. دسته‌بندی با متغیرهایی شامل پنج عامل که به طور گسترده‍‌ای نماینده‌ی محیط اقتصادی می باشد، تعیین گردید. والدز نتیجه چنین‌رویکردی را در یک منطقه جغرافیایی، ایجاد کسب و کار جدید می‌دانست. در واقع او متغیر وابسته چارچوب خود را ایجاد کسب و کارهای مخاطره آمیز در یک محدوده جغرافیایی بیان می-کند(انتظاری،۲۰۱۵).
اکوسیستم کارآفرینی                                               شکل۱: چارچوب اکوسیستم کارآفرینانه والدز

• مدل فوگل و نیاوالی
این مدل نشان دهنده عوامل موثر در محیط نهادی بر ایجاد کسب و کارهای جدید و نوآور در یک منطقه می‌باشد. چارچوبی که ایشان ارائه دادند شامل پنج بعد از محیط کارآفرینانه می‌باشد که در آن ابعاد محیطی با فرایند ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز در ارتباط می‌باشند. تاکید ویژه در این چارچوب بر نقش وضعیت محیطی بر توسعه فرصت‌ها و افزایش تمایل و قابلیت افراد به کارآفرینی می‌باشد. این چارچوب دارای پنج بُعد می باشد که این ابعاد شامل سیاست‌های دولت و رویه‌ها، وضعیت سیاسی- اقتصادی، مهارت‌های کسب و کار و کارآفرینی، مساعدت های مالی و غیر مالی می‌باشند. همچنین این ابعاد در مدلی که مهیا کننده مبنایی برای سیاست گذاری توسعه کارآفرینی می‌باشد، در کنار اجزای فرایند ایجاد یک کسب و کار مخاطره آمیز به کار گرفته شده اند. در این مدل اهمیت هر یک از ابعاد در راستای ایجاد محیطِ مساعد برای توسعه کارآفرینی نشان داده شده است(فوگل،نیاوالی،۱۹۹۴).
اکوسیستم کارآفرینی                                        شکل۲: چارچوب اکوسیستم کارآفرینانه فوگل و نیاوالی

• الگوی اشپیگل (۲۰۱۵)
اشپیگل ویژگی های یک اکوسیستم را در سه بخش با خصیصه مجزایِ فرهنگی ، اجتماعی و مادی می‌دید. هریک از این خصیصه ها دارای زیر خصیصه هایی می‌باشند و این زیر خصیصه ها برای هر اکوسیستم در برابر اکوسیستم دیگر منحصر است. این خصیصه‌ها برای کارآفرینان مزایا و منابع تولید می‌کنند و روابط بین این خصیصه‌ها اکوسیستم زنده نگه می‌دارد و سبب بازتولید آن می‌گردد. این موارد در کانادا ودر واترلو و کالگری به‌صورت موردی مطالعه گردید.
اکوسیستم کارآفرینی                                   شکل ۳: چارچوب اکوسیستم کارآفرینانه (اشپیگل ۲۰۱۵)
• الگوی فلد(۲۰۱۲)
طبق نظرات بیان شده توسط فلد، اکوسیستم در تمایز با دیگر رویکردهای اقتصادی،کارآفرینی را به عنوان نتیجه سیستم نمی‌بیند، بلکه به کارآفرین و اهمیت آن در نگه داری و حفط اکوسیستم بیشترتاکید می‌نماید. به نظر او به طور طبیعی کارآفرینان قلب یک اکوسیستم کارآفرینی موفق در نطر گرفته شده اند و اکوسیستم های موفق دارای ویژگی هایی خاص است. بعد از نقش کلیدی خود کارآفرینان (در هدایت توسعه اکوسیستم و همچنین نقش مرشد یا ناصح ) خصیصه فلد در سال ۲۰۱۲ بر تعامل بین بازیگران در اکوسیستم (با شبکه بسیار حجیم، تعداد رخدادهای مرتبط و همکاری شرکت های بزرگ با استارت آپ های محلی) و دستیابی انواع منابع مرتبط (هوش، خدمات، سرمایه)، با فعال کردن نقش دولت در پس زمینه تأکید می نماید.
اکوسیستم کارآفرینی                                       شکل۴: الگوی اکوسیستم کارآفرینی فلد(۲۰۱۲)
اجزاء ستون‌های اکوسیستم‌ کارآفرینی فلد نیز در جدول شماره(۱) قابل ملاحظه است.

                                         جدول۱: اجزاء ستون‌های اکوسیستم کارآفرینی

اجزاء ستون­‌های اکوسیستم کارآفرینی

بازارهای قابل دسترسی

– بازار داخلی – شرکت های بزرگ بعنوان مشتریان

– بازار داخلی – شرکت­های متوسط/کوچک بعنوان مشتریان

– بازار داخلی – دولت­ها بعنوان مشتریان

– بازار خارجی – شرکت های بزرگ بعنوان مشتریان

– بازار خارجی – دولت ها بعنوان مشتریان

سرمایه انسانی/ نیروی کار

-استعداد مدیریت

– استعداد تخصصی

– تجربه شرکت کارآفرینی

– دسترسی به منبع خارجی

– دسترسی به نیروی کار مهاجر

سرمایه­‌گذاری و سرمایه

– دوستان و خانواده

– سرمایه‌گذاران خیّر

– برابری خصوصی

– سرمایه مشترک

– دسترسی به وام

سیستم حمایتی

– مربیان/ مشاوران

– خدمات حرفه ای

– تسریع کننده­‌ها/ رشددهنده‌­ها

شبکه همکاران کارآفرین

چهارچوب و زیرساختار قانونی

– سهولت شروع یک کسب و کار

– انگیزه های مالیاتی

– سیاست های قوانین دوستدار کسب و کار

– دسترسی به زیر ساختارهای پایه(مثل آب و برق)

– دسترسی به مخابرات و ارتباطات

– دسترسی به حمل و نقل

آموزش و تعلیم

-­نیروی­کاردردسترس­دارای­آموزش ­پیش ­از تحصیلات­ دانشگاهی

– نیروی کار در دسترس دارای آموزش دانشگاهی

– تعلیمات ویژه کارآفرینی

 

دانشگاه‌های اصلی بعنوان کاتالیزورهای عمده

– دانشگاه‌­ها، فرهنگ احترام را برای کارآفرینان توسعه می‌­دهند

– دانشگاه‌­ها، نقش کلیدی در شکل دهی ایده برای شرکت های نو بازی می‌کنند

– دانشگاه­‌ها، نقش کلیدی در ارائه افراد فارغ التحصیل به شرکت‌های جدید بازی می‌کنند

حمایت فرهنگی

– تحمل خطر و شکست

– رجحان الگوی کار آزاد

– مدل‌ها/ افراد موفق

– فرهنگ تحقیق

– تصویر مثبت از کارآفرینی – تسریع نوآوری


• الگوی مجمع جهانی اقتصاد (۲۰۱۳)

این مجمع گزارشی رادر سال ۲۰۱۳ میلادی با بررسی شهرهای مختلف در جهان و اکوسیستم کارآفرینی در آن‌ها ارائه نمود. این گزارش رویکرد اکوسیستم کارآفرینانه را اغلب معطوف به استارت آپ ها با رشد بالا می‌داند، ادعای آن برآنست که این نوع از کارآفرینی منبع مهمی از نوآوری، رشد بهره وری و اشتغال می‌باشد. قطب های یک اکوسیستم موفق از نظر این مجمع همپوشانی فراوانی با اجزای اکوسیستم کارآفرینی آیزنبرگ دارد. این قطب ها بر فاکتورها (منابع) کلیدی موجود همانند نیروی انسانی ، مالی و خدمات، رسمی یا اداری (چارچوب تنظیمی و دولتی) و نهادهای غیر رسمی (حمایت فرهنگی) فعال سازی کارآفرینی و در نهایت دستیابی به مشتریان بازارهای محلی و خارجی تمرکز دارد.

منابع

Caniëls, M. C., & van den Bosch, H. (2011). The role of Higher Education Institutions in building regional innovation systems. Papers in Regional Science, 90(2), 271-286.

Ceccagnoli, M., Forman, C., Huang, P., & Wu, D. (2011). Co-creation of value in a platform ecosystem: The case of enterprise software. MIS Quarterly.

Entezari, y. (2015). Bulding knowladge-base entrepreneurship ecosystem:case study iran. world conference on technology,innovation & entrepreneurship. scinece direct.

Gawer, A., & Cusumano, M. (2002). Platform leadership: How Intel, Microsoft, and Cisco drive industry innovation. Boston: Harvard Business School Press, 29-30.

Gynawali, D., & Fogel, D. (1994). Environments for Entrepreneurship Development: Key Dimensions and Research Implications. Entrepreneurship Theory & Practice, 18.

Holienka, M. (2015). Entrepreneurial Environment in Slovakia: Multi-Perspective Comparison with Innovation-Driven Economies. Business Economics and Management (pp. 437-444). Antalya: Elsevier.

Mason, C., & Brown, R. (2014). Entrepreneurial ecosystems and growth oriented entrepreneurship. Paris: Final Report to OECD.

Nambisan, S., & Baron, R. (2013). Entrepreneurship in Innovation Ecosystems: Entrepreneurs’ Self‐Regulatory Processes and Their Implications for New Venture Success. Entrepreneurship Theory and Practice, 37(5), 1071-1097.
Oh, D., Phillips, F., Park, S., & Lee, E. (2016). Innovation ecosystems: A critical examination. Technovation, 54, 1-6.

نظر بدهید