خروج کارآفرینانه و بررسی جایگاه کسب و کارهای ایرانی در نرخ خروج

0
143

ناظراقتصاد: خروج کارآفرینانه(entrepreneurial exit)، فرآیندی است که در آن بنیان‌گذاران کسب و کارهای خصوصی بنگاه را ترک می‌کنند و دیگر هیچ مسئولیتی درمورد آن ندارند. خروج‌های کارآفرینانه، و به خصوص استراتژی‌های خروج قسمتی مهم از کارآفرینی هستند. درچند سال اخیر متوسط ارزش فعالیت‌های ادغام و اکتساب بالغ بر ۲.۶ تریلیون دلار بوده است. در بسیاری از شرکت‌ها که اکثراً کسب و کارهای کوچک و متوسط(SME) هستند، بنیان گذاران اولیه که هنوز در راس امور هستند به دنبال راهی برای خروج هستند. تخمین زده می‌شود که ۴۰ درصد از صاحبان کسب و کار خانوادگی(بین ۶۰ تا ۸۰ درصد از تمام کسب و کار در سراسر جهان) در انتظار کنار کشیدن و بازنشسته شدن تا سال ۲۰۲۰ هستند. و تنها درصد اندکی از کسب و کارها(حدود ۲۰-۴۰ درصد)به نسل بعدی واگذار می‌شود. در ایالات متحده به تنهایی در سال ۲۰۱۲، بیش از ۷۰۰.۰۰۰ کسب و کارهای کوچک تعطیل شده‌اند. این انتقال، چه از فعالیت‌های ادغام و اکتساب، جانشینی کسب و کارهای خانوادگی، بسته شدن کسب و کار، یا از انواع دیگر خروج، مهم هستند و بررسی‌های علمی را می‌پذیرند.

خروج کارآفرینانه به تازگی به عنوان موضوعی اصلی در پژوهش کارآفرینی مطرح شده است. پژوهش خروج در درجه اول شامل سه موضوع اصلی می شود:
۱.اهمیت تعریف ساختار با توجه به چند سطحی بودن طبیعت خروج (به عنوان مثال، خروج شرکت از بازار و خروج موسسان از شرکت)
۲.تمایز مهم بین خروج و شکست
۳.مسیرهای مختلف خروج کارآفرینانه

بررسی استراتژی های خروج زود هنگام کارآفرینان که اغلب در مرحله‌ای شکل می‌گیرند که خیلی از اجزای اصلی و جهت آینده شرکت مشخص شده است، کلید نشان دهنده تکمیل فرآیند کارآفرینی است. تشکیل یک شرکت جدید نیاز به انتخاب استراتژی اصلی دارد و مانند استراتژی‌های اولیه کسب و کار، استراتژی‌های خروج کارآفرینانه نیز ممکن است بر رفتار و تصمیم گیری‌های آینده شرکت تاثیر بگذارد(شامل منابع مورد نیاز، سرمایه گذاری‌ها، رشد و ریسک پذیری). بنابراین بصیرت و زیرکی منجر به ایجاد استراتژی‌های خروج در اولین مراحل کسب و کار می‌شود که نه تنها درک ما را از خروج نهایی افزایش می‌دهد بلکه اطلاعات مورد نیاز در مورد توسعه شرکت و فرآیندهای جدید را فراهم می‌کند.
برخی صاحب نظران فرایند کارآفرینانه را چهار بخش آغاز، باروری، طفولیت و نوجوانی می‌دانند. چنین دیدگاهی در کل فرایند کارآفرینی را بیشتر تا مرحله نوپایی و آغازین آن می‌داند. دیدگاه‌های دیگر فرایند کارآفرینی را شامل مراحل بیشتری از جمله مراحل رشد و بلوغ نیز دانسته‌اند. دتینه(۲۰۱۱) فرایند کارآفرینی را بدون خروج فرایند کاملی نمی داند و مرحله خروج را نیز به مراحل قبلی افزوده است.

• اهمیت خروج کارآفرینانه

خروج از جنبه‌های مختلف برای فرد کارآفرین مالک بنگاه، حرفه و اقتصاد اهمیت زیادی دارد. فرد کارآفرین فرصت‌ها را شناسایی می‌کند و برای بهره برداری از آن ها منابع مختلف مالی، زمانی، روحی و عاطفی صرف می‌کند.
از نظر برخی پژوهشگران وابستگی عاطفی بسیار عمیقی بین مالک و بنیان‌گذار و بنگاه وی برقرار است و این بار عاطفی و احساسی زیادی را در پی خروج برای کارآفرین به همراه دارد. اهمیت خروج برای بنگاه از دو نظر مثبت و منفی قابل بررسی است. خروج کارآفرینان منابع مالی و نیروی انسانی جدید بنگاه را تأمین می‌کند و به جایگزینی اداره کنندگان قبلی با مدیران باتجربه تر منجر می‌شود. همچنین، از مهم‌ترین جنبه‌های منفی خروج برای بنگاه می‌توان به ناامنی شغلی، اختلال در کار و کاهش عملکرد بنگاه و برهم خوردن ساختار تصمیم گیری بنگاه اشاره کرد.
یک دلیل برای اهمیت یافتن بحث خروج این است که خروج، پیامدهای مالی قابل توجهی می‌تواند در پی داشته باشد. برای مثال در سال ۲۰۱۲ خروج در کل جهان در بازارهای میانی به ۸۵۸ میلیارد دلار رسید. علاوه بر این، توسعه یک استراتژی خروج_ حالتی که کارآفرین برای خروج برنامه ها دارد_ اهمیت بیشتری به دلایل اقتصادی و اجتماعی(شامل عرضه نهفته محصولات کسب و کار که در چند سال آینده به بازار می آیند) می‌یابد.
به زعم پیترز خروج آخرین بخش درک سرمایه گذاری و کارآفرینی است. به دلیل تاکید زیاد بر موضوعاتی چون شروع کسب و کار، تامین مالی و اجزای تکنولوژی رشد در مورد خروج بسیار کم مطلب بیان شده است. اما دانشمندان اخیراً شروع به جمع‌آوری دانش در حیطه خروج کرده‌اند. اگرچه متون علمی کمی به توسعه ارزیابی و اندازه گیری استراتژی خروج اشاره می‌کنند. ممکن است این به دلیل این باشد که خروج واقعی یک رخداد قابل اندازه گیری است که می‌توان به آسانی تجربه شده است. در حالی که استراتژی خروج بر مبنای آینده نگری است. که می‌تواند در طول زمان تکامل، یافته و اندازه گیری آن را بسیار مشکل‌تر کند.
بروس و پیکارد(۲۰۱۲)، با بررسی ۴۳۱۱ کسب و کار کانادایی به این نتیجه رسیدند که ۷۱ درصد تا ۱۰سال آینده قصد خروج دارند و ۳۵ درصد نوعی استراتژی خروج دارند.
در یک مطالعه بزرگ در ایالات متحده، مشخص شد که ۵۰ درصد از شرکت‌ها چهار سال جان سالم به در بردند، ۱۷ درصد بسته اما موفق در نظر گرفته شدند، و ۳۳ درصد بسته و غیر موفق در نظر گرفته شدند. این یکی از اولین تمایزها بین تعطیلی موفق و ناموفق بود. به طور مشابه ونبرگ شرکت‌های سوئدی را مورد بررسی قرار داد و فهمید که هم شرکت‌های با مشکل مالی و هم شرکت‌های با وضع مالی خوب از بازار خارج می‌شوند. بالکن، ۶۱۱۸ خروج از کسب و کار را در بلژیک مورد بررسی قرار داد که متوجه شد ۴۱ درصد از خروج ها به علت ورشکستگی بوده است، ۴۴ درصد به صورت داوطلبانه از بازار خارج شدند و ۱۴ درصد موفقیت به دست آوردند.

• استراتژی های خروج و تشریح نوع شناسی
متون اصلی یک چارچوب برای سه نوع استرتژی خروج مشخص می‌کنند:
۱.برداشت مالی یا اکتساب به وسیله شرکتی دیگر که کارآفرین ارزش به دست می‌آورد.
۲.استراتژی‌های نظارت مثل جانشینی خانوادگی، خرید سهام دیگر سهام داران یا فروش به یک شخص دیگر که منتج به رفتارهای طرفدار اجتماع و طرفدار سازمان می شود که به موسسان اجازه می‌دهد بر آینده و دوام بلند مدت سازمان تاثیر بگذارند.
۳.استراتژی‌های خروج داوطلبانه مانند تسویه حساب و توقف ادامه فعالیت که به موسسان اجازه می‌دهد کسب و کار را منحل کنند وقتی که فعالیت اصلی شرکت پایان پذیرفته است یا تغییر کرده است یا وقتی که شرکت به اهدافی که برای آن تشکیل شده بود، برسد.

• بررسی وضعیت کسب و کارهای ایرانی در خروج
دیده‌بان جهانی کارآفرینی (GEM) هر ساله نرخ خوداشتغالی و بنگاه‌های جدید را در تعداد زیادی از کشورها از جمله‌ایران تخمین می‌زند. داده‌های GEM از نوع داده‌های اولیه است که از طریق پیمایش و مصاحبه فردی از نمونه حداقل ۲۰۰۰ نفری، با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، در هر کشور به دست می‌آید. نرخ کارآفرینی نوپا یکی از مهم‌ترین نتایج این گزارش است.
کارآفرینی نوپا درصد افراد بزرگسال ۱۸ تا ۶۴ سال کشور است که در حال راه‌اندازی کسب‌وکار بوده یا کسب‌وکار آن‌ها بیش از ۴۲ سابقه فعالیت ندارد. درواقع به مجموع کارآفرینی جدید و کارآفرینی نوظهور، کارآفرینی نوپا گفته می‌شود در میان تمامی کشورها در شاخص کارآفرینی نوپا ایران حائز رتبه ۲۳ با ۱۳ درصد بوده درحالی‌که بهترین رتبه مربوط به کشور سنگال با ۳۸/۵ درصد و بدترین رتبه متعلق به مالزی با ۳ درصد است.
همچنین برای قضاوت بهتر در مورد فضای کارآفرینی نوپا، نیازمند بررسی نرخ خروج از کسب‌وکار هستیم. خروج از کسب‌وکار عبارت است از تعطیلی یا فروش کسب‌وکاری که فرد قبلاً آن را ایجاد یا مدیریت کرده است. در میان ۶۰ کشور، در شاخص خروج از کسب‌وکار، ایران حائز رتبه ۵۶ با ۲/۵ درصد بوده است. البته درحالی‌که بیشترین خروج از کسب‌وکار مربوط به کشور لبنان با ۶/۱۷ درصد و کمترین آن متعلق به مالزی با ۰/۰۹ درصد است.
@monitoreconomy_ir-entنمودار۱: نمودار مقایسه‌ای خروج از کسب(منبع:مرکز توانمندسازی و تسهیل گری کسب و کارهای نوپای فاوا(۱۳۹۶))

عوامل موثر بر خروج کارآفرینانه در ایران
در این قسمت بخشی از یافته‌های مقاله‌ای که توسط نوری، کاشانی و طالبی(۱۳۹۵)، در زمینه عوامل موثر بر خروج کارآفرینانه انجام شده است را مورد بررسی قرار می دهیم. محققین در این پژوهش، عوامل موثر را به صورت روایت گونه از کارآفرینان ایرانی که سابقه خروج داشته اند استخراج نموده‌اند.

۱. شناسایی فرصت های بهتر کسب وکار
مقوله فرصت‌های بهتر کسب و کار به شناسایی فرصت‌های بهتر و سودآورتر برای کسب و کار اشاره دارد. برخی نمونه‌های بررسی شده به شناسایی فرصت بهتر برای پیگیری، شراکت در کسب و کاری جدید و تأسیس شرکت جدید به عنوان دلایل خروج اشاره کرده‌اند.

۲. شرایط نامساعد محیطی و قانونی برای کسب و کار
مقوله شرایط نامساعد محیطی و قانونی برای کسب و کار به شرایط محیطی حاکم بر فضای کسب و کار اشاره دارد. بیشتر نمونه‌ها به بی‌ثباتی در سیاست‌های دولتی و تغییر سیاست‌ها توسط دولت، نبود حمایت دولتی، قوانین دست‌وپاگیر، قوانین نامناسب، وضعیت ناپایدار اقتصاد کشور، تحریم‌های بین المللی و… اشاره کرده‌اند.

۳. مشکلات مالی
مقوله مشکلات مالی به مشکلات تأمین مالی و مدیریت نقدینگی برای توسعه و همچنین فعالیت کسب وکار اشاره دارد که از دلایل خروج کارآفرینان بود در ایران بوده است.

۴. شرایط عاطفی
عوامل شخصی و عاطفی به مسائل شخصی و عاطفی فرد کارآفرین اشاره دارد و بسیاری از نمونه‌ها مشکلات خانوادگی و شخصی، نبود علاقه شخصی، نداشتن انگیزه کافی، دردسرهای زیاد و… را دلایل خروج خود دانستند.

۵. برآوردنکردن چشم انداز مثبت
برآوردنکردن چشم انداز مثبت به نداشتن چشم انداز مناسب درباره آینده کسب وکار اشاره می کند. برخی از نمونه ها بازار بی آینده، صنعت راکد و بدون رشد، بازار بدون رشد و… را دلایل خروج بیان کردند.

۶. مشکلات مدیریت و اداره کسب وکار
مقوله بیان شده به مسائل مربوط به مدیریت و اداره کسب وکار اشاره دارد. نمونه‌های پژوهش یاده شده، بازاریابی ضعیف و شناخت ناکافی از بازار، ضعف بازاریابی، ضعف در پیش بینی فروش، ضعف کار تیمی، ضعف در برنامه ریزی و ضعف دانش عملیاتی و ضعف دانش مدیریتی و… را دلایل خروج معرفی کرده اند.

۷. مشکلات شراکت
مشکلات شراکت به مسائل پیش آمده بین شرکا و ناهماهنگی بین آن ها اشاره دارد که به قطع همکاری منجر شده است. نمونه‌های مورد بررسی ناهماهنگی شرکا، اختلاف بین شرکا، دیدگاه‌های متضاد و شراکت براساس رفاقت و آشنایی را دلایل خروج دانسته اند.

منبع:

نوری، پوریا. احمدی کافشانی، عبدالله. طالبی، کامبیز(۱۳۹۵). شناسایی عوامل خروج کارآفرینان. توسعه کارآفرینی، ۹(۱). ۱۵۹-۱۷۵

Wennberg, K., Wiklund, J., DeTienne, D. R. & Cardon, M. S. (2010). “Reconceptualizing entrepreneurial exit: Divergent exit routes and their drivers”, Journal of Business Venturing, 25(4): 361- 375.

DeTienne, D. R. (2010). “Entrepreneurial exit as a critical component of the entrepreneurial process: Theoretical development”, Journal of Business Venturing, 25(2): 203- 215.

http://www.ictstartups.ir/fa/content/40257

نظر بدهید