اقتصاد سیاسی تولید

0
90

ناظراقتصاد: تولید ابزار حفظ حکومت است. اینگونه نیست که تصور کنید حفظ حکومت در کنترل بر اقتصاد است و آنچه سبب می‌شود حفظ حکومت در خطر افتد، آن است که تولید در جایگاه هدف مصداق اهداف اقتصادی صاحبان سیاست شود‌. اگر تولید نیز در جایگاه هدف مصداق اهداف اقتصادی نباشد، همین توجه نکردن به تولید از جانب سیاست به شکل بدتر نسبت به حالتی که تولید در جایگاه هدف مصداق اهداف اقتصادی باشد، آسیب به حفظ حکومت از ناحیه مردم می‌شود.
اما چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد‌؟ زمانی که اهداف اقتصادی برای سیاست باشد، ولی تولید مصداق اهداف اقتصادی در جایگاه هدف نباشد، تولید در جایگاه ابزار مصداق اهداف اقتصادی برای صاحبان سیاست است و این خطرناک‌تر است چراکه آن چیزی که در جایگاه هدف مصداق اهداف اقتصادی است، اوامری مانند واردات و صادرات مواد‌خام از ناحیه صاحبان سیاست خواهد شد. این امر از این جهت ضربه‌پذیرتر است که هم اصل مصداق اهداف اقتصادی ضد‌تولید است، هم به دلیل ایجاد سود به طور مثال در امر واردات امر بر بقای تولید، ولی تولید ناکارآمد می‌شود، چطور؟ اساس تورم بر اساس هزینه‌های تولید است‌. اگر قیمت بر اساس هزینه‌های تولید شکل گیرد این می‌شود اساس علت بقای تولید، ولی بقای تولید ناکارآمد و این منطق است که در درون خود سیاست افزایش هزینه‌های تولید را به صورت پایدار کلید و حمایت‌ها به صورت منابع مادی صرفاً جهت بقا ایجاد می‌کند. آسیب این آفت در سیاست، حفظ حکومت از سوی مردم را ایجاد می‌کند.

راه‌حل چیست؟

راه‌حل از نوع مدل کشور چین اینگونه بوده است. تولید به‌عنوان مصداق حفظ حاکمیت انتخاب می‌شود، حال که این امر انجام گرفت دیگر ایستا بودن تولید مورد قبول قرار نمی‌گیرد چراکه در حالت ایستا تولید مرده است و اگر هدف، تولید قرار گرفته است، باید پویایی آن نیز هدف قرار گیرد. اگر تولید در جایگاه ابزار، مصداق اهداف اقتصادی از برای صاحبان سیاست باشد، پویایی چندان اهمیت ندارد چراکه می‌توانند با گرانفروشی، دریافت منابع و… برای خود در شرایط ایستا به اهداف خود برسند. یعنی اگر تولید در جایگاه هدف برای صاحبان سیاستی که صاحب اهداف اقتصادی باشند، قرار گیرد، این هدف قرار دادن نیز به حفظ حاکمیت از ناحیه مردم آسیب می‌زند‌ چراکه تولید را در مرحله ایستا و مرکزی برای آنکه از ناحیه مردم جبران عدم پویایی خود را کنند، قرار می‌دهند.
حالا آنکه چین به آن علت که تولید در جایگاه هدف را مصداق اهداف اقتصادی خود قرار داده بود، آسیب‌زایی شدید در جامعه ایجاد کرد و سبب‌ساز آن شد که مفهومی به نام حفظ حکومت از ناحیه مردم شکل گیرد. با شکل‌گیری این مفهوم، به مصداق حفظ حاکمیت، یعنی تولید پرداخت و شیوه پویایی آن را از آن جهت که تولید هدف قرار گرفته است، توسعه برون‌زا قرار داد، امری که پس از توسعه برون‌زا، به علت شکست توسعه برون‌زا برای تولید جای خود را به توسعه تجربی یعنی ساخت اقتصاد داد و عمر آن چند دهه بیشتر برای پویایی تولید نمی‌گذرد. در ایران عدم پویایی تولید از سال‌های دهه ۷۰ مطرح شده و عدم پویایی تولید نشان از عدم صاحبیت اهداف سیاسی برای مدیران اقتصادی است، اینکه آیا برای ایران مفهوم حفظ حاکمیت از ناحیه مردم شکل می‌گیرد، بحث دیگری است و اینکه آیا راه‌حل تنها قید‌گذاری بر اهداف اقتصادی مدیران اقتصادی صاحبان سیاست است، بحث دیگری است، ولی احتمال آن است که تولید می‌تواند نه از ناحیه مصداق حفظ حکومت، بلکه معلول اهداف سیاسی مورد توجه قرار گیرد، در این شرایط حفظ حکومت نیز معلول اهداف سیاسی است.

نظر بدهید