توسعه شهرهای هوشمند در ایران و جهان: زیرساخت فناوری

0
80

ناظراقتصاد: با افزایش روند رو به رشد جمعیت در سراسر دنیا، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان همواره در فکر بهبود و ایجاد شرایط بهتر برای زندگی و رفاه و نیز بهترشدن وضعیت سلامتِ محیط زیست برای شهروندان بوده‌اند. رشد جمعیت به معنای استفاده هرچه بیشتر از منابع انرژی و امکانات بوده و بدون مدیریت و برنامه‌ریزی مناسب، بی‌تردید کاستی در مصرف منابع انرژی، تأمین نیازهای رفاهی و اقتصادی جامعه در پی خواهد آمد. در سال‌های اخیر، کشورها و مدیران با هدف احیای رشد شهری و بهبود امکانات زندگی، مفهوم شهر هوشمند را پذیرفته‌‌اند و درصدد گسترش ایده‌های مرتبط و به‌کارگیری هرچه بیشتر آن در شهرهای دنیا برآمده‌اند.

طرح‌های بنیادین و اجرائی شهر هوشمند ابعاد بسیار گسترده‌ای دارند، چراکه شهرها با مسائل زیادی درگیرند؛ محیط زیست، تأمین مصرف انرژی، بهینه‌سازی حمل‌ونقل، مدیریت شهرها، ساختمان‌سازی و فضای سبز همه از موارد قابلِ توجه برنامه‌ریزان، سیاست‌گذاران و مجریانِ شهرهای هوشمند است (لُمباردینی و دیگران،٢٠١٢؛ نام و پاردو،٢٠١١). در واقع، شهر هوشمند ، شهری است که به صورت متوازن به تمامی این ابعاد توجه می‌کند و بر پایه زیرساخت فناورانه استوار است؛ در اینجا هوشمندی نه به معنی بهره‌گیری صِرف از فناوری اطلاعات و ارتباطات، بلکه به معنای استفاده زیرکانه و بهینه از کلیه منابع و پتانسیل‌های مالی و معنوی در شهرهاست. همچنین، برای هوشمندسازی شهرها مشارکتِ شهروندان در همه سطوح احساس می‌شود (بتی و دیگران، ٢٠١٢).

شهرهای هوشمند می‌توانند میزان زیادی از اطلاعات را جمع‌آوری و تحلیل کنند و به منظور خودکارسازی فرایندها، بهبود کیفیت سرویس‌دهی و اتخاذِ تصمیمات هوشمندانه‌تر از آنها استفاده کنند. حاکمیت شهری می‌تواند و باید به مدیریت تحول این شهرها و بازتعریف آنها وارد شود و از‌این‌رو، حاکمیت نقشی محوری در شکل‌گیری شهرهای هوشمند دارد. در واقع، موفقیت بلندمدت شهرهای هوشمند در هر کشور، وابسته به میزان حمایت دولت از توسعه آنهاست. در این راستا، طرح‌ها و اقدامات بسیاری در دنیا انجام شده‌‌اند و مسائل شهری را از ابعاد گوناگون نظیر محیط زیست، تأمین مصرف انرژی، بهینه‌سازی حمل‌ونقل، مدیریت شهرها، ساختمان‌سازی و فضای سبز، سلامت، آموزش و زیرساخت فناورانه مورد توجه قرار داده‌اند. هرکدام از اقدامات، بر جنبه یا جنبه‌هایی از شهر هوشمند تمرکز داشته و با رویکردی خاص به مؤلفه‌های مختلف آن توجه نشان داده‌اند. در این میان، موضوع زیرساخت فناوری بیشتر از بقیه  ابعاد قابلِ توجه برنامه‌ریزان، سیاست‌گذاران و مجریانِ شهرهای هوشمند بوده است، چراکه تمامی مؤلفه‌ها بر اساس آن اجرا می‌شوند. علی‌رغم تجهیز شهرهای مدرن امروزی به فناوری‌های مختلف، به نظر می‌رسد شهرها هنوز با چالش‌های مختلفی مواجهند؛ چالش‌هایی که پیشرفته‌ترین شهرهای هوشمند در جهان را نیز به زانو درآورده‌‌اند و پیشرفت فناوری به‌راحتی قادر به حل آنها نیست و از سوی دیگر، در مسیرِ بازتعریف شهرها بدون پاسخ‌گویی این چالش‌ها امکان‌پذیر نخواهند بود.
شهر هوشمند

در ادامه به بررسی پنج چالش اصلی محدودکننده توسعه شهرهای هوشمند که نیو و همکاران (٢٠١٧) به آنها اشاره می‌کنند، پرداخته می‌شود:

ریسک بالای سرمایه‌گذاری
شهرها انگیزه کمی دارند تا اولین مجریانِ یک فناوری جدید باشند، مخصوصا وقتی که تمام ریسکِ شکست فناوری مذکور برعهده آنهاست. در واقع، در بیشتر مواقع شهرها تمایل دارند که بعد از آزمایش یک فناوری در شهرهای دیگر و اطمینان از سودمندی آن به سمت یک فناوری حرکت کنند. این پدیده در مدیریت «نیمبی» نامیده می‌شود (د‌لانگ، ٢٠١٣؛ دبرستاین و همکاران، ٢٠١۶). همچنین، خیلی از طرح‌های پژوهشی و توسعه‌ای برای تصمیم‌گیران و مدیران شهری توجیه اقتصادی ندارد.

نداشتن تمرکز در رسیدگی به زیرساخت‌ها
در تعداد زیادی از دولت‌ها تمرکز بر طرح‌های عمرانی است. رویکرد بهسازی شهرها، سنتی است و این نگاه سرعت حرکت به سوی شهرهای نوآورانه را کاهش می‌دهد. به عقیده ایزل و اتکینسون (٢٠١۵) بیشتر شهرها به جای توجه به زیرساخت‌های شهر هوشمند به حل نیازهای لحظه‌ای و اضطراری شهر مشغول‌اند.

نیاز به پیوستگی شهرها با یکدیگر
چالشی که در‌حال‌حاضر در کشورهای بسیاری وجود دارد، این است که شهرها داده‌های خود را در اختیار یکدیگر قرار نمی‌دهند. در‌صورتی‌که اگر این اتفاق رخ بدهد، هم حجم اطلاعات برای تحلیل افزایش و هم هزینه‌های دولت‌ها در بخش‌های مختلف کاهش می‌یابد. با افزایش حجم اطلاعات، دقت تحلیل و دامنه تصمیم‌گیری گسترده می‌شود.

فقدان بستری برای اشتراک اطلاعات و تجربیات
برای تحقق شهر هوشمند نیاز است که تغییرات محسوسی در شیوه مدیریت شهرها صورت بپذیرد و مدیران محلی بتوانند موفقیت و شکست‌هایشان را با دیگر مدیران به اشتراک بگذارند. اگر هر شهری که در حال اجرای طرح‌هایی در حوزه شهر هوشمند است، یافته‌ها و تجربیاتش را با دیگران در میان بگذارد، می‌تواند بر رشد و توسعه دیگر شهرها نیز تأثیر قابل‌توجهی بگذارد و از موازی‌کاری جلوگیری شود.

نیاز به تضمین برابری
حقیقت این است که فناوری‌های مرتبط با شهر هوشمند در راستای رفاه، آسایش و افزایش کیفیت زندگی شهروندان هستند (سازمان ملل متحد، ٢٠١۶)؛ اما توزیع‌ نکردن و استفاده غیرمتوازن از آنها، عادلانه تلقی نمی‌شود. این توزیع ناعادلانه به فقر اطلاعات می‌انجامد که تنها قسمتی از جمعیت از فناوری بهره‌مند می‌شوند. اطلاعات مربوط به آنها در اختیار دولت‌ها قرار می‌گیرد و این امر افزایش بی‌عدالتی اقتصادی و اجتماعی را به ارمغان خواهد آورد (کاسترو، ٢٠١۴). درباره حل این چالش نیز بی‌شک، دولت‌ها نقش اصلی را در توزیع عادلانه فرصت‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها ایفا می‌کنند. نکته درخور‌توجه درباره همه این چالش‌ها آن است که دولت می‌تواند به راه‌حل‌هایی برای همه آنها دست یابد. شهرها و مدیران شهری این حق را دارند که درباره رشد و تحول شهرِ خود تصمیم‌گیری کنند؛ اما دولت نقشی کلیدی در حل مشکلات این شهرها دارد.

نکته مهم دیگر شاید اهمیت یکپارچگی و به‌اشتراک‌گذاشتن یافته‌ها باشد؛ اینکه یک کشور به صورت یکپارچه به سوی هوشمندسازی شهرها حرکت کرده و تا جاییکه امکان دارد، از اتلاف انرژی، زمان و سرمایه پرهیز کرده، مورد توجه سایر کشورها است و به نظر می‌رسد میزان زیادی از مشکلات موجود بر سر راه تحقق شهر هوشمند ، با بهره‌گیری از تجربیات کشورهای موفق در این زمینه و نیز همکاری مؤثر نهادهای حاکمیتی، محلی و سازمان‌های مرتبط در تمام کشور ‌حل‌شدنی است.

نظر بدهید