پتانسیل‌‌های کارآفرینی و مشارکت اقتصادی در پناهندگان، مهاجران و گروه‌‌های قومی

0
191

ناظراقتصاد: پدیده مهاجرت به دلیل اینکه باعث گردهم آمدن انسان‌‌هایی با تفاوت‌‌های مختلف می‌‌شود تنوعی بیش از پیش به اقتصادهای مهاجر پذیر بخشیده و از این روی روحیه نوآوری را افزایش داده و به نوبه خود کارآفرینی را موجب می‌‌شود و از همین روی مهاجرت به عنوان یکی از عوامل موثر بر کارآفرینی مورد بررسی قرار می گیرد. طبق تحقیقات شاهین، نیجامپ و استاو(۲۰۱۰) دهه گذشته رشد قابل توجهی از کارآفرینی را در بین مهاجران نشان داده و کارآفرینی قومی به طور فزاینده‌‌ای تبدیل به یک ویژگی مهم کسب و کار در نواحی شده است(Sahin, Nijkamp, & Stough, 2010). مطالعه‌‌ای مبتنی بر داده‌‌های کلان در مناطق آلمانی نشین نشان داده که تعداد افراد خلاق در یک منطقه بطور مثبتی با میزان بالای مهاجرت در ارتباط بوده و نوآوری با نسبت اشتغال و استارت‌‌آپ ها در ارتباط است (Fritsch & Stützer, 2007).

بازگشت پناهندگان خاورمیانه و شمال آفریقا(MENA ) مکانیزم ادغام اقتصادی و کارآفرینی

افراد خارج از کشور می‌‌توانند یک مولد و شریک مهم برای دولت‌‌ها و نهاهای توسعه‌‌ای در راستای رونق اقتصادی ملت‌ها، جهانی سازی، و کارآفرینی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باشند. تعداد افرادی خارج از کشور، به ویژه افراد ماهر و حرفه‌‌ای جزو دارایی‌‌های سرمایه انسانی برای کشورهای خودشان تلقی می‌‌شوند. طبق داده‌‌های رسمی ملل متحد حدود ۲۰ میلیون شهروند از کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه در خارج از کشورشان زندگی می‌‌کنند که حدود ۵ درصد کل چمعیت منطقه را شامل می‌شود که به طور متوسط بیشترین تعداد افراد ساکن در خارج را در کل دنیا به خود اختصاص داده اند. اگر فقط ۱ درصد کل نیروی خارج از کشور منطقه برای حرکت به سمت کشور خود بسیج و تحریک شوند بیش از ۲۰۰.۰۰۰ فرد حرفه‌‌ای که بسیار قابل توجه است را با خود می‌‌آورد. با توجه به این که منطقه منا کمترین یکپارچگی را با جهان داشته و نرخ بالایی از بیکاری منطقه را گرفته است همچنین کمبود سرمایه گذاران خارجی و کارآفرینی لزوم استفاده از مهارت‌‌های مهاجران و پناهندگانی که خارج از کشور خود فعالیت می‌‌کنند را می‌‌طلبد. نمودار شماره(۱) سهم هر یک از کشورهای منطقه منا را در میزان پناهندگان و مهاجران را نشان می‌‌دهد، چنان چه مشخص است کشورهایی چون فلسطین، مراکش و عراق بیشترین تعداد پناهنده را دارا هستند، نکته مهم این است که این کشورها می‌‌توانند از پتانسیل موجود این افراد به منظور ارتقای سطح فعالیت های کارآفرینانه به نفع کشور خود بهره‌‌مند گردند.

نمودار۱:تعداد زیاد پناهندگان عضو MENA در جهان

مهاجران یک منبع مهم انتقال دانش تلقی می‌‌‌شوند. ریکاردو هاسمن در مورد این ایده دانش شناختی در ذهن توضیح می دهد و به کشورهای در حال توسعه توصیه می‌‌‌کند تا به جای ایجاد موانع برای مهاجرت افراد ماهر و سرمایه فکری، آنها را جذب کند. با حرکت مردم دانش نیز حرکت کرده و از مکانی به مکانی دگیر منتقل می‌‌‌شود (هاوسمن ۲۰۱۵). صنعتی سازی سریع شرق آسیا به میزان زیادی بر افراد فعال اقتصادی چینی خارج از کشور متکی است. همین شرایط برای هند قابل تصور است. صنعت فناوری پیشرفته هند از جهاتی وابسته به روابط پایدار با مهاجران هندی و حتی بازگشت نخبگان و مهاجران ماهر هندی به کشور بوده است. برخی از مهاجران همچنین ممکن است در صورت بازگشت در کشور خود با دسترسی به تکنولوژی و مهارت( از طریق دریافت مشاوره های تخصصی) اقدام به تاسیس شرکت نمایند. علاوه بر این، مهاجرت سطح مهارت‌‌‌های داخلی را افزایش می‌‌‌دهد، زیرا امید به داشتن شغل خوب با شرایط خوب کار در خارج از کشور، شهروندان را برای ثبت نام در مدارس حرفه‌‌‌ای تشویق می‌‌‌کند. چنانچه در نمودار شماره(۲) نشان داده شده است اکثر پتنت‌‌‌های ثبت شده توسط ایرانی‌ها مربوط به افرادی که خارج از کشور و در سایر دولت‌‌‌ها اقدام به ثبت اختراع نموده‌اند.

نمودار۲: سهم پتنت های ثبت شده به تفکیک افراد درون کوچ، برون کوچ و بخش عادی

نرخ کارآفرینی در مهاجرین

طبق تحقیقات صورت گرفته؛ نرخ‌‌‌‌های کارآفرینی، در وهله اول به مهاجرت نژادی و اقلیت‌‌‌‌های قومی ارجاع داده می‌شوند و تفاوت‌‌‌‌های قابل توجهی درون خود گروه‌‌‌‌های اقلیت بومی و همچنین بین اقلیت های بومی و اکثریت مردم وجود دارد. برای مثال مطالعات نشان داده است که حقیقتا سیاه پوستان به احتمال سه مرتبه، بیشتر از سفید پوستان احتمال دارد خوداشتغال باشند، گرچه لازم به ذکر است که این یافته‌‌‌‌ها تاثیر آمریکا-آفریقایی‌‌‌‌ها در صنایع فرهنگی از قبیل موسیقی نادیده گرفته‌‌‌‌اند (Basu & Werbner, 2001). تحقیقات دیگر نشان می دهد که موفقیت آمریکایی آفریقایی‌‌‌‌ها در بازده خود اشتغالی خویش بالاتر از گروه‌‌‌‌های مهاجر آسیایی عمل می‌‌‌‌کنند (Bates, 1999)و دختران آفریقایی-آمریکایی و اسپانیایی سطح بالاتری از علاقه‌‌‌‌مندی به کارآفرینی را نسبت به دختران سفید پوست نشان داده‌‌‌‌اند (Sriram, Mersha, & Herron, 2007).
بخشی از این تبیین ها برای پدیده کارآفرینی ممکن است بر نقش فرهنگ در اثرگذاری بر ارزش‌‌‌‌ها و صفات انگیزاننده در افراد خاص، جهت درگیری در فعالیت های کارآفرینانه تاکید داشته باشند. و این مهم که برخی گروه‌‌‌‌های مهاجر ممکن است به خاطر اینکه بر ارزش هایی از قبیل صرفه جویی و روابط نزدیک خانوادگی تاکید می‌‌‌‌کنند، بیشتر موفق شوند و علاوه بر این توصیه شده که مهاجران موقت احتمالا، کارآفرینان موفق تری نسبت به مهاجران دائمی باشند چون آنها به دنبال صرفه‌‌‌‌جویی و سختکوشی، برای تسریع بازگشت به خانه اصلی‌‌‌‌اشان می باشد (Bonacick, 1973). برخی مهاجران، از امکان دسترسی ارزان به کارگران و فرصت‌‌‌‌های موجود در شرکت‌‌‌‌های قومی برای ارائه خدمات به مشتریان برخوردارند که اینها به محصولات زیادی از قبیل غذا و موسیقی و … نیاز دارند و در همین راستا آنها این نیازها و زمینه ها را درک کرده و می‌‌‌‌توانند بهتر از کسب و کارهای اصلی محرک، مشتریانشان را خشنود کنند (Ward , 1983). بطور متدوال استفاده از کارگران بدون مزد خانواده‌‌‌‌ها، در بخش خرده فروشی که بسیاری از اقلیت های قومی از این بخش شروع می‌‌‌‌کنند، هزینه های ورودی و عملیاتی را کاهش می‌‌‌‌دهد و این در حالی است که اغلب گروه های مهاجر از توانایی لازم برای دسترسی به شبکه‌‌‌‌های غیررسمی برای تامین مالی کسب وکارشان برخوردار هستند.
در این بین باید بدانیم که مزیت بسیار برجسته کارآفرینی قومی، سهم آنها در کاهش محرومیت‌‌‌‌های اجتماعی و افزایش استانداردهای زندگی در گروه‌‌‌‌هایی است که غالبا در میان محرومترین بخش‌‌‌‌های جامعه‌‌‌‌ هستند. کارآفرینان مهاجر اشاعه دهنده طیف خیلی متنوعی از محصولات عرضه شده هستند که باعث افزایش رقابت شده و به طور غیرمستقیم کیفیت محصولات را افزایش می‌‌‌‌دهد. به علاوه منافع کارآفرینی قومی شامل پیوندهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی، باعث ایجاد راه‌‌‌‌های منعطفی برای جذب سرمایه خصوصی و افزایش ظرفیت تولید سوله‌‌‌‌های بازار برای کالاهای فرهنگی خاص می‌‌‌‌شود(برای مثال غذا و موسیقی). و اثبات شده است در کشورهایی شبیه هلند و آمریکا، کارآفرینی مهاجرمحور می‌‌‌‌تواند یک ابزار موثر ادغام اجتماعی-اقتصادی باشد که کمک شایانی به رشد کلی اقتصاد و توسعه مناطق مربوط می‌‌‌‌کند (Sahin, Nijkamp, & Stough, 2010) برای مثال کشور هلند که بیش از ۸۰ درصد جمعیت آن شهرنشین هستند و از کشورهای مهاجر پذیر اروپا و جهان محسوب می‌شود و دارای ترکیب قومیتی متنوعی بوده و این قومیت‌ها و مهاجران دارای ویژگی‌های منحصر به فردی هستند و غالبا در شهرهای بزرگ که فرصت‌های زیاد کسب و کار تجمیع شده‌اند و طبق تحقیق بروکر و همکارانش(۲۰۰۲) مهاجران هلند دارای چهار مشخصه بارز هستند:
🔷 مهاجران در چهار شهر بزرگ روتردام، آمستردام، لاهه و اوتراخت تجمیع شده‌اند.
🔷 مهاجران جوانتر از افراد بومی هستند.
🔷 درصد مردان نسبت به زنان در بین مهاجران زیادتر است.
🔷 سطح پایین مهارت نسبت به افراد بومی و وضعیت شغلی نامطمئن تر و در نهایت مهاجران نرخ بالایی از بیکاری را دارند.
که مجموع این ویژگی‌ها باعث می‌شود تا مهاجران نسبت به افراد بومی در تمایل و ایجاد واحدهای کارآفرین عملکرد متفاوت‌تری داشته باشند و در این بین ترک‌ها بیشترین کارآفرینان را در بین جامعه مهاجران به خود اختصاص داده‌اند.

جدول۱: تعداد کارآفرینان هلند از سال ۱۹۹۹-۲۰۰۴

سال ترک مراکشی آنتیل هلندی سورینامی
۱۹۹۹ ۷.۹ ۲.۸ ۱.۵ ۶.۴
۲۰۰۰ ۹.۲ ۳.۳ ۱.۸ ۷.۱
۲۰۰۱ ۱۱ ۴ ۲ ۷.۸
۲۰۰۲ ۱۱.۵ ¾ ۰.۵ ۷.۹
۲۰۰۳ ۱۱.۹ ۴.۴ ۲.۲ ۸
۲۰۰۴ ۱۱.۸ ۴.۶ ۰.۵ ۷.۷

منبع: (۲۰۱۰Sahin, Nijkamp, & Stough,)

مهاجران که از نرخ بالایی در خوداشتغالی برخوردارند و جمعیت منحصربفردی از کارآفرینان را تشکیل می‌‌‌‌‌دهند در شهرهای آمریکا نیز به نقش آفرینی می‌‌‌‌‌پردازند آنگونه که تحقیقات نشان می‌‌‌‌‌دهد خوداشتغالی همچنان به صورت یک منبع مهم اشتغال در ایالات‌‌‌‌‌متحده به شمار رفته و کسب وکارهای کارآفرینانه با سایز کوچک و متوسط برای اقتصاد آمریکا حیاتی هستند، بطوریکه بیش از نیمی از مردم در بخش خصوصی مشغول به کار هستند و از همین روی در دهه های اخیر یک رشد بزرگ در نرخ کارآفرینی در بین مهاجران آمریکا تجربه شده است که نشانگر نرخ بالاتری از کارآفرینی در مقایسه با افراد بومی و متولد آمریکا بوده است (Torres, 1988). بارت و همکارانش(۲۰۰۲) با اشاره به وجود نوعی کارآفرینی اجباری در کسب وکارهای محلی ادعا کردند که به نظر می‌‌‌‌‌رسد اکثر کسب و کارهای اقلیت‌‌‌‌‌های قومی در شرایط سخت شهری و اقتصادی رشد کرده‌‌‌‌‌اند، جاییکه کارآفرینی تنها وسیله مناسب معیشتی برای بسیاری از مهاجران ایالات پادشاهی انگلستان تلقی می‌‌‌‌‌شد(Sriram, Mersha, & Herron, 2007). در هر حال در سایر کشورها نیز نرخ کارآفرینی اقلیت‌‌‌‌‌های قومی رو به رشد بوده است، برای مثال در تحقیقی که در ایالات متحده آمریکا صورت گرفته است و بر اساس آمارهای اداراه کسب وکارهای کوچک آمریکا تعداد شرکت های اقلیت‌‌‌‌‌ها از ۸۲۴۹۵۱ عدد در سال ۱۹۸۲ به ۲۷۸۶۰۹۸ در سال ۱۹۹۷ رسید که چنین افزایشی نشانگر اهمیت یافتن بیش از پیش کسب وکارهای گروه‌‌‌‌‌های قومیتی می‌باشد (Sahin, Nijkamp, & Stough, 2010).

جدول۲: تعداد شرکت‌‌‌‌‌های آمریکا براساس منشا نژاد و قومیت

  تعداد شرکت‌ها درصد شرکت‌ها
مجموع شرکت‌های آمریکا ۲۰۸۲۱۹۳۴ ۱۰۰
شرکت‌های غیر اقلیتی ۱۷۷۸۲۹۰۱ ۸۵.۴۰
شرکت‌های متعلق به اقلیت ۳۰۳۹۰۳۳ ۱۴.۶۰
شرکت‌های در تملک سیاه پوستان ۸۲۳۴۹۹ ۳.۹۶
شرکت‌های در تملک اسپانیایی‌ها ۱۱۹۹۸۹۶ ۵.۷۶
شرکت‌های در تملک بومیان آمریکایی ۱۹۷۳۰۰ ۰.۹۴
شرکت‌های در تملک آسیایی‌ها ۹۱۲۹۵۹ ۴.۳۸

(Sahin, Nijkamp, & Stough, 2010)

منابع

World Bank. (2016).Mobilizing the Middle East and North Africa Diaspora for Economic Integration and Entrepreneurship. Washington. The World Bank group.

Sahin, M., Nijkamp, P., & Stough, R. (2010). Impact of urban conditions on firm performance of migrant entrepreneurs: a comparative Dutch–US study. The Annals of Regional Science, 661-689.

Bonacick, E. (1973). “A theory of middleman minorities”. American Sociological Review, Vol. 38 No. 5, 583-94.

Sriram, V., Mersha, T., & Herron, L. (2007). Drivers of urban entrepreneurship: an integrative model. International Journal of Entrepreneurial Behavior & Research, 235-251.

Basu, D., & Werbner, P. (2001). “Bootstrap capitalism and the culture industries: a critique of invidious comparisons in the study of ethnic entrepreneurship”. Ethnic and Racial Studies, Vol. 24 No. 2, 236-62.

نظر بدهید