اکوسیستم کارآفرینی | مفاهیم، چارچوب‌ها و آمارهای موجود

0
417

ناظراقتصاد: در گزارش پیش رو، به بررسی مفهوم اکوسیستم کارآفرینی و همچنین بررسی آمار و شواهد موجود در این زمینه پرداخته ‌شده است. در ساختار این گزارش سعی شده مطالب مهم در نگاه جهانی مورد بررسی قرار گیرد تا خواننده بعد از خواندن متن بتواند دیدی از وضعیت اکوسیستم کارآفرینی در جهان و ایران پیدا کند و با مسائل مهم و مطرح در این زمینه و ادبیات آن آشنا شود.

امروزه سیاست‌گذاران و محققان اجزا و عوامل زیادی را در راستای حمایت از کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز، با رویکردی جامع شامل توسعه فرهنگ کارآفرینانه، دستیابی به شبکه‌های کاری و کسب‌وکار، اطلاعات و تأمین مالی و همچنین دست‌یابی به زیرساخت‌های مناسب را شناسایی نموده‌اند(Isenberg, 2010). این رویکرد به نام اکوسیستم‌های کارآفرینانه در سال‌های اخیر رشد تئوری و تجربی داشته است.

این رویکرد فعالیت کارآفرینانه را به‌عنوان تجسم رفتار کارآفرینان در بستری محلی یا منطقه‌ای مورد تحقیق قرار می‌دهد و فعالیت کارآفرینانه را به صورتی واحدی مجزا از بستر در نظر نمی‌گیرد. در چنین چارچوبی، ایجاد کسب‌وکارهای جدید در یک منطقه بازتاب فعالیت‌های کارآفرینانه و نوآورانه در آن بستر است (Audrestsh b & Belitski, 2016).

رویکرد اکوسیستم کارآفرینانه بر کارآفرینی در جامعه‌ای از فعالان وابسته به هم که لازم و ملزوم یکدیگر می‌باشند تأکید می‌کند. به‌طور ویژه، ادبیات اکوسیستم‌های کارآفرینانه بر نقش بستر (اجتماعی) در محدوده بخشیدن به کارآفرینی تمرکز می‌کند و این تفکر با رویکردهای اخیر سیستم‌های کارآفرینی که کمک به ایجاد پلی بین رویکرد سیستم نوآوری و مطالعات کارآفرینی می‌کند، بسیار نزدیک و مرتبط است (Acs et al., 2014).

این رویکرد در طی چند سال گذشته مطرح شده است و هنوز تعریف مشخص و گسترده‌ای برای آن وجود ندارد. تفکر در مورد اکوسیستم‌های کارآفرینانه برآمده از ادبیات رویکردهایی چون خوشه‌های صنعتی، سیستم‌های نوآوری، سرمایه اجتماعی و شبکه‌ها است. اگرچه این رویکردها در چشم‌انداز مفهومی و روش خود متفاوت از یکدیگر می‌باشند ولی نظری یکسان در آن‌ها موجود است که می‌گوید ویژگی‌هایی در محیط خارجی سازمان‌ها و کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز وجود دارد که بر رشد و رقابت‌پذیری آن‌ها تأثیرگذار است. به‌طورکلی این رویکردها تأکید بر سه منبع اصلی منطقه‌ای که کمک‌کننده به افزایش رشد کارآفرینی هستند، می‌کنند. اول محیط‌های نهادی و ادراک فرهنگی به اشتراک گذاشته‌شده‌‌ای که همکاری بین شرکتی را تسهیل و فعالیت‌ها را استاندارد می‌کند؛ مانند اشتراک دانش و پویایی شرکت. دوم، شبکه‌های اجتماعی که در مناطق، شاهراهی برای سرریز دانش بین شرکت‌ها و دانشگاه‌ها ایجاد می‌نمایند و کمک به گسترش اطلاعات در زمینه فرصت‌های کارآفرینانه می‌کنند و کارآفرینان را به تأمین‌کنندگان مالی متصل می‌نمایند. سوم، سیاست‌های دولتی و دانشگاه‌ها است که می‌تواند پشتیبان حمایت از این فرهنگ‌ها و شبکه‌ها با از بین بردن موانع نهادی برای کارآفرینان، آموزش کارکنان ماهر و کارآفرینان و همچنین برپایی برنامه‌های حمایتی ویژه مانند رویدادهای شبکه‌سازی و سازمان‌های حمایتی دهنده باشد.

شاخص‌های عمومی شکل‌دهنده اکوسیستم کارآفرینی

در ادامه برخی از مهم‌ترین شاخص‌های عمومی شکل‌دهنده اکوسیستم کارآفرینی مورد بحث قرارگرفته است.

زمینه منطقه‌ای کارآفرینی

تفاوت قابل توجهی در مورد این‌که مناطق چگونه از اکوسیستم کارآفرینانه خود حمایت کرده و موفقیت کارآفرینان را ممکن می‌سازند وجود دارد. این تفاوت‌ها عمدتاً در سه حوزه قابل دسته‌بندی هستند.

  1. تفاوت‌های فرهنگی، نهادی و دموگرافیک
  2. نزدیکی جغرافیایی، خوشه صنعتی و شرکت‌های هلدینگ
  3. مداخلات دولتی و عمومی

تفاوت‌های منطقه‌ای در کشورهای در حال ظهور شدت بیشتری در تأثیرگذاری بر اکوسیستم‌های کارآفرینی دارد.

تفاوت‌های فرهنگی، نهادی و دموگرافیک

مثال‌های بی‌شماری وجود دارد که نشان‌دهنده این هستند که فرهنگ ملی پتانسیل رونق کارآفرینی را به‌منظور ایجاد کسب‌وکار نوآورانه تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای مثال فردگرایی بالا اغلب با نوآوری در ارتباط است، اما نوع خاصی از جمع‌گرایی نیز وجود دارد که نشان‌دهنده هدایت و راهبری نوآوری در این فرهنگ‌ها است.

جمع‌گرایی اجتماعی گرایش به کاهش تشکیل شرکت‌های جدید را نشان داده‌اند، اما از طرفی نیز رشد تمایل و روحیه کارآفرین شدن را نیز افزایش داده است.

چشم‌انداز نهادهای اجتماعی منطقه‌ای، با شکل دادن فرصت‌های فنّاورانه بر نوآوری تأثیر می‌گذارد، همچنین تقاضای محلی یک پیشران مهم نوآوری است و بازارهای با اندازه بزرگ‌تر به دلیل تراکم جمعیت بیشتر، در حال تبدیل شدن به مناطق کارآفرین محور هستند.

نزدیکی جغرافیایی، خوشه‌های صنعتی و هلدینگ‌ها

نزدیکی جغرافیایی می‌تواند به کسب و خلق استارت‌آپ‌های همکار یاری رساند، در مراحل اولیه شروع کسب‌وکار که ارتباط کمی با خارج وجود دارد نزدیکی جغرافیایی می‌تواند از منظر کسب دانش مورد نیاز بسیار بااهمیت باشد، البته رفته‌رفته که سابقه شرکت‌های بیشتر شده و قادر به انجام تحقیق و توسعه خواهند شد اهمیت نزدیکی کمتر خواهد شد.

حضور خوشه‌های فنّاورانه، کارآفرینان را به‌طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار می‌دهد. نوآورترین شرکت‌ها نفوذ زیادی بر سایر نوآوران دارند.

هلدینگ‌ها، به‌ویژه در مناطق شهری شرایط را برای کسب‌وکارهای جدید تسهیل می‌کنند و با کشف فرصت‌های بازار و فراهم آوری یک بازار کار منعطف شرایط بسیار خوبی برای تشکیل شرکت‌های جدیی فراهم می‌کند. برای مثال، شرکت‌های چندملیتی فرصت را برای شرکت‌های دانش‌محور موجود در اطراف خود فراهم می‌آورند؛ همچنین شرکت‌های هلدینگ می‌توانند توسعه محصولات بازار محور را تسهیل نمایند.

مداخلات دولتی و عمومی

اکوسیستم کارآفرینی به‌واسطه مداخله مستقیم بخش دولتی ایجاد نشده و نمی‌شود؛ با این وجود کمیت و کیفیت مقرراتی هر دو بخش کارآفرینی رسمی و غیررسمی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به‌علاوه مقررات بخش عمومی ظرفیت نوآوری منطقه‌ای را به طرق مختلفی تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دولت‌ها با ابزاری چون تأمین مالی و به‌صورت مستقیم، قصد تحریک و رونق کارآفرینی را دارند، همچنین در برخی مواقع می‌توانند با فراهم‌آوری زیرساخت نوآوری، کارآفرینی را تحریک کنند. برای مثال نگه‌داری اکوسیستم قوی دانشی در منطقه به‌طور فزاینده‌ای، اما نه به‌طور مستقیم در فضای کارآفرینی تأثیر می‌‌گذارد. بازارهای مالی توسعه‌یافته نوآوری را تقویت می‌کنند، اما مقررات گره‌خورده بازار کار و سرمایه مانع از خودنمایی نوآوری و نوآوران می‌شود.

چارچوب‌های موجود

در دهه‌های اخیر، مطالعات زیادی در باره اکوسیستم کارآفرینی انجام شده و مدل‌های جامعی در این زمینه طراحی شده است. در این گزارش، دو مدل که توسط فوگل و نیاولی (۱۹۹۴)؛ و آیزنبرگ (۲۰۱۱)، طراحی شده است را مورد بحث قرار می‌دهیم.

۱. مدل فوگل و نیاولی

این مدل نشان‌دهنده عوامل مؤثر در محیط نهادی بر ایجاد کسب‌وکارهای جدید و نوآور در یک منطقه است. چارچوبی که ایشان ارائه داده‌اند شامل چهار بعد از محیط کارآفرینانه است که در آن ابعاد محیطی با فرایند ایجاد کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز در ارتباط می‌باشند. تأکید ویژه در این چارچوب بر نقش وضعیت محیطی بر توسعه فرصت‌ها و افزایش تمایل و قابلیت افراد به کارآفرینی است. این چارچوب دارای چهار بُعد است که این ابعاد شامل سیاست‌های دولت و رویه‌ها، وضعیت سیاسی- اقتصادی، مهارت‌های کسب‌وکار و کارآفرینی، مساعدت‌های مالی و غیرمالی می‌باشند.

همچنین این ابعاد در مدلی که مهیا‌کننده مبنایی برای سیاست‌گذاری توسعه کارآفرینی است، در کنار اجزای فرایند ایجاد یک کسب‌وکار مخاطره‌آمیز به کار گرفته‌شده‌اند. در این مدل اهمیت هر یک از ابعاد در راستای ایجاد محیطِ مساعد برای توسعه کارآفرینی نشان داده‌شده است. برای مثال اگر در محیطی فرصت‌های کارآفرینانه کم باشند، تمرکز باید بر روی بهبود وضعیتِ سیاست‌های کلان اقتصادی و رویه‌ها و همچنین توسعه نهادهای قانونی برای افزایش کارایی بخش‌های خصوصی موجود در محیط کسب‌وکار باشد (Gynawali & Fogel, 1994). شکل شماره (۱)، نشان دهنده عناصر سازنده این چارچوب است.

اکوسیستم کارآفرینی
شکل ۱: چارچوب اکوسیستم کارآفرینی فوگل و نیاولی

۲. مدل آیزنبرگ

بنا به تحقیقات آیزنبرگ در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، کلید کارآفرینی پایدار در ترکیب ویژه‌ای از اجزا یا قطب‌های اکوسیستم کارآفرینانه است. این اجزا یا قطب‌ها بر فاکتورهای (منابع) کلیدی موجود همانند نیروی انسانی، مالی و خدمات رسمی یا اداری (چارچوب تنظیمی و دولتی) و نهادهای غیررسمی (حمایت فرهنگی) فعال‌سازی کارآفرینی و در نهایت دست‌یابی به مشتریان بازارهای محلی و خارجی تمرکز دارد. در شکل شماره (۲)، مدل آیزنبرگ مشاهده می‌گردد:

اکوسیستم کارآفرینی
شکل ۲: چارچوب اکوسیستم کارآفرینانه آیزنبرگ

نمونه اکوسیستم موفق (دره سیلیکون)

زیست‌بوم دره سیلیکون از ایده‌پردازی در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و یا تلاشِ‌ استعدادهای خلاق در گوشه و کنار شروع می‌شود و با سرمایه‌گذاری هسته اولیه و با ایجاد شرکت نوپا، به تولید فناوری و یا محصول اولیه‌ای می‌انجامد که اگر محصولِ مناسبی باشد و جهت‌گیری مناسبی نسبت به بازار داشته باشد مورد توجه سرمایه‌گذاران جسورانه قرار می‌گیرد تا با سرمایه‌گذاری مناسب و توسعه محصول، به توسعه بازار و رشد شرکت بیانجامد، بالاخره شرکت‌های موفق یا جذب شرکت‌های بزرگ می‌شوند و یا خود به اندازه کافی رشد کرده و به‌عنوان شرکت سهامی عام وارد بورس سهام خواهند شد. این زیست‌بوم در طی چند دهه شکل‌گرفته است و فرایند توسعه اقتصادی مبتنی بر نوآوری را رقم می‌زند. دره سیلیکون در یک شرایط تاریخی ویژه با هم‌گرایی علم، فناوری و صنعت، اقتصاد و تجارت و فرهنگ و هنر شکل‌گرفته است و امروزه به مرکزی بی‌بدیل و الگوی اقتصاد نوآورانه و دانش‌بنیان در جهان تبدیل‌شده است (تابش، مروتی، اکبرپور، ۱۳۹۴)

نمودار (۱)، روند اشتغال در سیلیکون ولی را برای دوره زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷ نشان می‌دهد، چنانچه ملاحظه می‌شود به جز دوره‌ای کوتاه (بازه زمانی ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ و نیز بازه زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰)، میزان اشتغال سالیانه در دره سیلیکون روندی رو به رشد بوده است.

اکوسیستم کارآفرینی
نمودار ۱: تعداد کل شغل در سیلیکون ولی (۲۰۱۷-۲۰۱۱) www.siliconvalleyindicators.org

جدول شماره (۱)، نیز نشان‌دهنده پراکندگی کسب‌وکارهای موجود در سیلیکون ولی برای سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ است. چنانچه ملاحظه می‌شود گروه‌های اصلی کسب‌وکاری فعال در سیلیکون ولی به چهار حوزه زیرساخت‌های ارتباطاتی و خدمات مربوط به آن، خدمات نوآوری، اطلاعات و تولیدات، زیرساخت خدمات کسب‌وکار و سایر صنایع تولیدی قابل تقسیم است. سهم هرکدام از این بخش‌ها در سال‌های مختلف متفاوت بوده است. برای مثال بخش مربوط به زیرساخت‌ها در سال ۲۰۰۷ حدود ۷۰۱.۵۴۵ شغل (شاغل) داشته است، درحالی‌که همین بخش در سال ۲۰۱۷ به بیش از ۸۰۹ هزار شغل افزایش پیدا کرده است.

اکوسیستم کارآفرینی
جدول ۱: پراکندگی کسب‌وکارهای موجود در سیلیکون ولی

اکوسیستم کارآفرینی ایران

مطابق با سنجش‌های سالانه‌ای که تاکنون توسط موسسه جهانی کارآفرینی و توسعه صورت گرفته است، اکوسیستم کارآفرینی ایران، نه در جهان و نه در منطقه وضعیت مناسبی ندارد. در آخرین سنجش موسسه جهانی کارآفرینی و توسعه (GEI, 2018)، رتبه ایران در میان ۱۳۰ کشور جهان، ۷۲ بوده است.

در واقع بایستی گفت که اکوسیستم کارآفرینی ایران در ابعادی چون سیاست‌های حمایتی دولت، قوانین دولتی، زیرساخت فیزیکی، باز بودن بازار داخلی، پویایی بازار داخلی، انتقال تحقیق و توسعه، زیرساخت‌های تجاری و قانونی، آموزش کارآفرینی در دانشگاه و برنامه‌های کارآفرینی دولت وضعیت مناسبی ندارد. دلایل شکست استارت‌آپ‌ها بسیار متنوع است. هر گزارشی این دلایل را متناسب با فضای کسب‌وکار خود موردبررسی قرار داده است تا بتواند مهم‌ترین دلایل را پیدا کند و با تمرکز بیشتری بر رفع آن‌ها اهتمام ورزد.

به‌طورکلی می‌توان ادعا کرد که تمامی دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا به دو بخش تقسیم می‌شوند. بخش اول عواملی که مربوط به خارج کسب‌وکار است مانند چالش‌های حقوقی، چالش‌های مالی و پرداخت و فقدان مشوق‌های سرمایه‌گذاری. بخش دوم مربوط به عوامل داخلی کسب‌وکار است که باوجود کنترلی که بر آن‌ها داشته اما منجر به شکست کسب‌وکار شده است. این عوامل عبارت‌اند از: زمان و مکان نامناسب در ارائه محصول، ضعف در تشخیص نیاز بازار و مشتریان، عملکرد نامناسب محصول، عملکرد ضعیف در مقابل رقبا، مشکلات مربوط به گروه استارت و مجموعه مؤسسان کسب‌وکار نوپا، مشکلات ناشی از مدیریت ضعیف بر هزینه‌ها و درآمدها و ضعف در استراتژی‌ها و مدل کسب‌وکار.

نتیجه‌گیری

رویکرد اکوسیستم کارآفرینانه، هنوز به‌صورت کامل به چارچوبی واحد دست نیافته است. اکوسیستم‌های کارآفرینانه درواقع مشخص‌کننده این موضوع می‌باشند که چه کسی می‌تواند یک کارآفرین باشد، چگونه ادراک افراد در یک منطقه جغرافیایی از تصمیمات کارآفرینانه آن‌ها حمایت می‌کند و چگونه ابعاد گوناگون محیطی بر فعالیت کارآفرینانه و خروجی یک سیستم کارآفرینی تأثیرگذار است. بررسی دقیق اکوسیستم کارآفرینی در جهان نشان می‌دهد که به لحاظ عملی، بسیاری از مناطق سیاست‌ها و برنامه‌های دقیقی را برای فراهم آوردن یک محیط کارآفرینانه خوب تدوین نموده‌اند. نمونه این اقدامات سیاست‌گذاری توسعه کارآفرینی در سیلیکون ولی است که در سال ۲۰۱۷ با ۳ درصد افزایش نسبت به سال قبل حدود ۱.۶۳۸.۶۹۸ شغل در آنجا وجود داشته است؛ اما در رابطه با ایران داده‌های موجود نشان می‌دهد که اکوسیستم کارآفرینی در ایران وضعیت مناسبی ندارد، به‌گونه‌ای که می‌توان مدعی شد تاکنون اکوسیستم کارآفرینی در کشور ایجاد نشده است.

نظر بدهید