مروری بر انواع بنگاه‌های مادر

0
400

ناظراقتصاد: تعاریف و عناوین مختلفی برای بنگاه مادر وجود دارد. مطابق یک تعریف کلی، بنگاه مادر را می‌توان شرکتی دانست که سایر شرکت‌ها که به شرکت‌های تابعه موسوم هستند کنترل می‌کند (حنفی‌زاده و معیر، ۲۰۰۸ ). این نوع سازمان‌ها دارای ساختارهایی هستند که در کنار کاهش تأثیر قوانین و مقررات، الزامات و نیازمندی‏‌های حقوقی را نیز رعایت می‌کنند. به عبارت دقیق‌تر، بنگاه مادر شرکتی است مدیریتی، تخصصی و دارای شخصیت حقوقی که در واحدهای کسب‌وکار مختلف سرمایه‌گذاری می‌کند. این نوع شرکت‏ها از طریق مالکیت، برنامه‌ریزی و کنترل کسب‌وکارهای زیرمجموعه، به دنبال ایجاد سبد «محصول- بازار» متنوعی به‌منظور رسیدن به سود بیشتر و قابلیت رقابتی بالاتر هستند (حنفی‏‌زاده، نیک‌آبادی، ۱۳۸۸).

بنگاه¬های مادر

در متون فارسی برای بنگاه‌های مادر از واژه‌‏های مختلفی مانند ستاد، ستاد مرکزی، شرکت سرمایه‌گذاری، بنگاه، گروه، بنگاه مادر تخصصی، شرکت فراگیر و هلدینگ یا گروه صنعتی استفاده می‌شود (بابایی، ۱۳۸۳).

در ادبیات مدیریتی واژه‌‏های اصلی‏ که اشاره به بنگاه مادر دارند عبارت‌اند از: Holding، Parent، Business Group و Conglomerate هرکدام از این موارد در ادامه توضیح داده می‌شوند.

Holding

شرکت‌های هلدینگ به سازمان‌هایی اطلاق می‌شود که سهام شماری از شرکت‌های دیگر را تحت مالکیت خود داشته (اتابکی، ۱۳۸۲) و معمولاً خود به تولید و ارائه خدمات نمی‌پردازد، بلکه صرفاً سهام سایر شرکت‌ها را در اختیار می‌گیرد. شرکت‌های هلدینگ علاقه‌‏ای به مدیریت شرکت‌های تابعه نداشته و هدف آن‌ها، حفظ و نگهداری سهام در دوره زمانی بلندمدت نیست. در این مورد شرکت هلدینگ به تملک سهام یک شرکت وفادار نبوده و در صورت لزوم تمام سهام خود را واگذار می‌کند (Splawn, 1935).

در این حالت، نقش بنگاه مادر محدود به ‌تصمیم‌گیری در خصوص خرید و فروش شرکت‌ها با حداقل دخالت در استراتژی‌‏های بازار و تولید است. از این ‌رو تفکر غالب این‌گونه است که اگر کسب‌وکارهای تحت مالکیت به حال خود واگذاشته شوند، بهترین عملکرد را خواهند داشت. بدین منظور، کارکنان ستاد مرکزی بنگاه مادر بسیار اندک هستند زیرا که نباید سربار زیادی را به کسب‌وکارها تحمیل کنند (بابایی زکلیکی، ۱۳۸۳). نکته تأمل برانگیز درباره هلدینگ‌ها این است که این نوع بنگاه‌ها از شرکت‏‌هایی که سهام آن‏ها را در اختیار دارد مطالبه سود می‌کند، ریسک را در بین کسب‌وکارهای فراوانی که در اختیار دارد توزیع می‌کند و سرمایه‌گذاری در بعضی از شرکت‌ها کاهش داده یا قطع می‌کند. احتمالاً مهم‌ترین ضعف‌‏های این ساختار، وجود ریسک به‌ دلیل فقدان پیوستگی استراتژیک داخلی، دوباره‌کاری و یا شکست مدیریت نوآوری در واحدهای کسب‌وکاری است که از هم مجزا می‌باشند، که دلیل آن فقدان مهارت یا فشارهای کوتاه‌مدت شرکت هلدینگ برای ارائه نتایج می‌باشد. موضوعی که باید ذکر شود این است که اگر به کسب‌وکارها، مسئولیت سودآوری داده شود بهتر عمل می‌کنند. با این حال، در فعالیت‌هایی با ابعاد وسیع و چندملیتی که ممکن است سود قابل توجهی داشته باشد، نیاز به بعضی از ظرفیت‏‌های مرکز برای حمایت از نوآوری و تغییر وجود دارد.

Parent

در این حالت، بنگاه مادر به‌قدر کافی از سهام دارای حق رأی برخوردار است تا مدیریت عملیات شرکت تابعه را با نفوذ یا انتخاب اعضای هیات مدیره آن به‌دست بگیرد. بنابراین، در این حالت نقش مدیریتی بنگاه مادر در شرکت تابعه فعال‌‏تر و در حد کنترل آن است تا صرفاً کسب سود و درآمد. در نتیجه، اگر درصد سهام تحت مالکیت یک بنگاه مادر از یک مقدار جزئی به سهام مدیریتی افزایش یابد از Holding به Parent تبدیل می‌شود. در این نوع از بنگاه‌ها، موضوعی که از اهمیت بسزایی برخوردار است مربوط به اتصال و ارتباط بین شرکت‏های زیرمجموعه است که بنگاه باید تمامی تلاش خود را صرف ایجاد هم‏‌افزایی بین آن‏ها نماید.

انواع بنگاه مادر (Parent)

بنگاه‌های مادر به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: شرکت‌های هلدینگ سرمایه‌گذاری و شرکت‌های هلدینگ مدیریتی. شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری سازمانی است که بر اساس سرمایه‌گذاری در شرکت‌های تابعه سود کسب می‌کند، در حالی ‌که شرکت‌های هلدینگ مدیریتی علاوه بر اینکه ممکن است از سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار سود ببرند در فعالیت شرکت‌های تابعه خود نیز دخالت می‌کنند (Hanafizadeh & Shafiei Nikabadi, 2011).

بنگاه های مادر
شکل ۱: انواع بنگاه مادر

۱. بنگاه‌های مادر سرمایه‌گذار

بنگاه مادر سرمایه‌گذار سود خود را از سرمایه‌گذاری دریافت می‌کند، بنابراین بنگاه مادر در نقش یک سرمایه‌گذار ظاهر شده و وارد فرآیند مدیریت شرکت‌های تابعه خود نمی‌شود. شرکت‌های سرمایه‌گذار وابسته به بانک‏‌ها که صرفاً به خرید سهام شرکت‌ها اقدام می‌کنند در این طبقه جای می‌گیرند. در این نوع از بنگاه‌های مادر، شرکت دارای سهام مختلفی در بازارهای مختلف یا یک بازار خاص است که این سهام می‌تواند در حد خرده سهام، اقلیت نسبی، اقلیت بانفوذ، اکثریت نسبی یا اکثریت مطلق باشد. یک شرکت امکان دارد با حجم سرمایه فراوان حتی در هیچ شرکتی عضو هیات مدیره نداشته باشد. همچنین بنگاه مادر سرمایه‌گذار، اداره شرکت‌‏های تابعه را به عهده نمی‌گیرد و بر کسب‌وکار آن‏ها نظارت دقیق ندارد. بنگاه مادر سرمایه‌گذار به میزان فروش و بازدهی آن شرکت توجه نموده و پارامترهایی نظیر ریسک، قابلیت نقدشوندگی سرمایه، دوره بازگشت سرمایه، سرمایه و زمان دریافت سود در سرمایه‌گذاری بنگاه مادر مؤثر است (حنفی‏‌زاده و نیک‌‏آبادی، ۱۳۸۸).

۲. بنگاه مادر مدیریتی

بنگاه مادر مدیریتی علاوه بر سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های تابعه بر فرآیندهای آن‏ها نیز تأثیر می‌گذارد. شرکت‌های تابعه این نوع از بنگاه‌های مادر مدیریتی می‌توانند دارای کسب‌وکارهای یکسان یا غیر یکسان باشند؛ انواع مختلف آن به‌شرح زیر می‌باشند

بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‏های تابعه یکسان

بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان

بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان همگرا

بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان واگرا

۲-۱. بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‏های تابعه یکسان

در این حالت بنگاه مادر مدیریتی از شرکت‌‏های تشکیل می‏‌گردد که هرکدام از آن‏ها دارای کسب‌وکار یکسان می‌باشند. یکی از دلایل به وجود آمدن این‌گونه شرکت‏‌ها، پراکندگی جغرافیایی است. شرکت‏‌های بزرگ ارائه‌دهنده خدمات پس از فروش سامسونگ، نوکیا و برخی دیگر که باید در منطقه جغرافیایی وسیعی به ارائه خدمت بپردازند در زمره این‌گونه از شرکت‌‏ها قرار می‌گیرند. از مزایای این‌گونه شرکت‏‌ها می‌توان به بومی‌سازی شرکت‏‌ها اشاره نمود. با توجه به گستردگی توابع در نقاط جغرافیایی، اگر در یک منطقه از بازار مشکلاتی به‌وجود می‌آید بنگاه مادر کمتر متضرر می‌شود، چون سرمایه خود را معطوف به یک محدوده خاص ننموده است. در این حالت، می‌توان دلایل شکست خود در بازار سریعاً بررسی نماید و از بروز آن در بقیه مناطق جلوگیری کند.

از معایب این نوع از شرکت‌‏ها، محدود بودن آن‏ها در یک صنعت خاص است. ورود تکنولوژی جدید و از دور خارج شدن آن صنعت، عامل بسیار خطرناکی برای این‌گونه شرکت‏‌ها به‌ حساب می‌‏آید. از جمله مواردی که در این شرکت‏‌ها باید بشدت کنترل شود کیفیت کار شرکت‌های تابعه است که بر روی نشان تجاری تأثیر می‌گذارد. بنابراین، یک سیستم کنترل دقیق مورد نیاز است تا وجهه‌ بنگاه مادر خدشه‌دار نشود. حفاظت از نشان تجاری وظیفه‌ای است که بر عهده شرکت‌های تابعه می‌باشد.

۲-۲. بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان

این‌گونه از بنگاه‌های مادر خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: بنگاه‌های مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان همگرا، و بنگاه‌های مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان واگرا. تعاریف این شرکت‌ها در ادامه ارائه می‌شود.

۲-۲-۱.بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان همگرا

شرکت‌های تابعه در این نوع از بنگاه‌های مادر، دارای کسب‌وکار مختلفی هستند ولی این فعالیت‌ها در راستای زنجیره تأمین بنگاه مادر قرار دارد. به ‌عنوان مثال می‌توان به شرکت‌های بزرگ نفتی که هرکدام از فعالیت‌های اکتشاف، حفاری، پمپ، پالایش، فروش، توزیع و فروش به مشتری نهایی توسط شرکت‌های تابعه مجزا صورت می‌گیرد. بنگاه‌های مادر خودروساز مانند پژو، رنو و … نیز چنین ساختاری دارند.

۲-۲-۲. بنگاه مادر مدیریتی با شرکت‌های تابعه غیریکسان واگرا

شرکت‌های تابعه در این نوع از بنگاه‌های مادر دارای کسب‌وکار مختلفی هستند ولی این فعالیت‌ها در راستای زنجیره تأمین بنگاه مادر قرار ندارند. نمونه آن سازمان گسترش و نوسازی است که فعالیت این شرکت شامل زمینه‏‌های مختلف تولیدی و تجاری است.

Conglomerate

این واژه به بنگاه‌هایی اطلاق می‌شود که در چندین صنعت نامربوط مشغول به فعالیت هستند. به این نوع بنگاه‌ها شرکت‏های «متنوع نامرتبط» نیز گفته می‌شود. به عنوان نمونه، می‌توان از «زیمنس» نام برد که شامل کسب‌وکارهایی است که ارتباط کمی باهم دارند (مانند حمل‌ونقل ریلی، انرژی، ساخت‌وساز و غیره). در این حالت، این پرتفولیو متنوع از کسب‌وکارها امکان دسترسی بنگاه به‌صرفه اقتصادی را فراهم می‌کند. به‌عنوان مثال می‌توان به فعالیت‌های ترفیعی متقاطع بین این کسب‌وکارها اشاره نمود. در ژاپن این نوع از بنگاه مادر به «کی رتسو» معروف است (Furrer, 2016). «میتسوبیشی» یکی از مشهورترین این شرکت‌ها است که از تولید خودرو تا تولید تجهیزات الکترونیکی فعالیت می‌کند.

در کره جنوبی این نوع کانگلومریت‏‌ها به نام «چائبول» شناخته می‌شوند. مشهورترین چائبول‏‌ها عبارت‌اند از «سامسونگ» «ال‌جی» و گروه خودرو «هیوندایی». در هند هم می‌توان به گروه «تاتا» اشاره نمود که در زمینه صنایع انرژی، شیمیایی و خدمات فعالیت می‌کند. از شرکت‌های ایرانی نیز، بانک اقتصاد نوین را می‌توان در این نوع از بنگاه‌های مادر گنجاند که با گسترش شرکت‌های زیرمجموعه، تبدیل شدن به یک کانگلومریت را مورد هدف قرار داده است.

Business Group

این واژه اغلب برای توصیف کانگلومریت‌‏هایی به کار می‌‏رود که به‌ صورت خانوادگی اداره می‌شوند. ممکن است سهام بعضی از کسب‌وکارهای موجود در این ساختار در بورس اوراق بهادار خرید و فروش شود. از معروف‏ترین نوع این ساختار می‌توان به گروه «آیالا» در فیلیپین اشاره نمود (Puranam & Vanneste, 2016). لنگلوئیس (۲۰۱۳) معتقد است که یک گروه تجاری (گروه کسب‌وکار) دارای سه ویژگی است:

  1. ساختار مالکیت هرمی،
  2. تنوع غیرمرتبط و
  3. کنترل خانوادگی (یا برخی اوقات دولتی).

همچنین کارشناسان شرکت مک‌کینزی در تعریف گروه‏‌های کسب‌وکاری می‏‌نویسند: «یک گروه تجاری شرکتی است که حداقل سه یا تعداد بیشتری بنگاه دارد و این بنگاه‌ها مشتریان، سیستم توزیع، تکنولوژی یا امکانات تولید کارخانه‌ای مشترک ندارند» (مک‌کینزی، ۲۰۱۲، ۵).

نتیجه‌گیری

در این نوشتار کوتاه اصطلاحات مختلفی که به بنگاه‌های بزرگ اطلاق می‌شود مورد بررسی قرار گرفت و مثال‌هایی در این زمینه بیان شد. با توجه به روند رو به گسترش تعداد بنگاه‌های مادر در کشور، توجه به این تفاوت‌ها می‌تواند مفید باشد. در مجموع همان‌گونه که از تعاریف و انواع موجود می‌توان استنتاج نمود مرز دقیقی بین این اصطلاحات ‏ وجود ندارد و در بسیاری از موارد در کتب و مقالات به‌صورت جایگزین استفاده می‌شوند. با این اوصاف، در این نوشتار بنگاه مادر شرکتی در نظر گرفته می‌شود که مدیریت چند شرکت یا کسب‌وکار دیگر را به عهده دارد و همچنین در بنگاه مادر این کسب‌وکارها می‌توانند متنوع یا صرفاً از یک نوع باشند. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد، میزان استقلال شرکت تابعه یا از سوی دیگر میزان کنترل بنگاه مادر بر کسب‌وکار تابعه می‌باشد. صرف‌نظر از اینکه این میزان استقلال یا کنترل در چه حدی است، نکات مشترک بسیاری در مدیریت آن‏ها توسط بنگاه مادر وجود دارد.

منبع:

Hanafizadeh Payam , Moayer s.., A Methodology to Define Strategic Processes in Organizations: An Exploration Study in Managerial Holding Companies, Business Process Management Journal, 14, 2, 2008/01/01

نظر بدهید