چرا روز اقتصاددان نداریم؟

0
57

ناظر اقتصاد: اساس علم اقتصاد، هزینه فرصت است ولی درک عملی هزینه فرصت برای سیاستگذار اقتصادی مستلزم گذر زمان و مشاهده نتیجه انتخاب‌ها است.

تقویم سالیانه را که ورق می‏ زنیم با روزهایی مواجه می‌شویم که به یک حرفه خاص اختصاص یافته است. به عنوان مثال عناوینی مانند روز مهندس، روز پزشک، روز داروساز، روز پرستار و … مشهود است؛ معمولاً اینگونه است که به پاس خدمات ارزشمندی که این مشاغل به جامعه اعطا کرده‏‌اند، یک روز مشخص که معمولاً سالروز تولد اسطوره آن حرفه است، گرامی داشته می‌شود و با این مستمسک در آن روز از خدمات آنان تجلیل و تقدیر می‌شود، هر چند که صرفاً جنبه نمایشی داشته باشد. نکوداشت این روزها در سایر کشورها نیز به عنوان یک روز ملی وجود دارد و بعضاً نیز به عنوان یک روز بین‌المللی ارج نهاده می ‏شود.

اما رشته اقتصاد با وجود برخورداری از جایزه نوبل، نتوانسته است روزی از تقویم سالیانه را به عنوان روز اقتصاددان نصیب خود نماید، نه در سطح بین‏ المللی و نه در سطح ملی در هیچ کشوری. علت این پدیده چیست؟ طبیعتاً دلیل آن فقدان اسطوره اقتصادی نخواهد بود، چرا که بزرگانی مانند آدام اسمیت، ریکاردو، مارشال، مالتوس، کینز، فریدمن، هایک و بسیاری دیگر برای هر اقتصاد خوانده‌‏ای شناخته شده هستند. شاید اولین و بدیهی ‏ترین دلیلی که به ذهن خطور می‌کند این است که خدمات حرفه‏‌هایی مانند پزشکی، مهندسی، داروسازی و پرستاری در زندگی افراد جامعه محسوس بوده و به وضوح آشکار است که تلاش ‏های آنان منشاء بهبود کیفیت زندگی افراد و افزایش رفاه جامعه شده است. بنابراین لازم و ضروری است که برای قدردانی از زحمات آنان به‌ صورت نمادین یک روز خاص به آنها اختصاص یابد.

اما در مورد اقتصاددانان، آثار خدمات آنان برای افراد، خانوارها و جامعه محسوس و قابل درک نیست. به عبارت دیگر، از منظر عموم، تلاش ‏های اقتصاددانان نتوانسته است به بهبود کیفیت زندگی افراد و افزایش رفاه جامعه منتهی شود. در حالی که هر یک از حرفه‌های یاد شده به نحوی از انحاء نیازی را مرتفع ساخته و یا دردی از آلام افراد و جامعه را تسکین داده و لذا فقدان خدمات آنان غیرقابل تصور است، اقتصاددان ‏ها نتوانسته‌اند این باور را در بین مردم و جامعه ایجاد کنند که تلاش‏ های آنها دارای آثار مثبتی در زندگی افراد است و لذا فقدان این تلاش‏ ها، شرایط و کیفیت زندگی را غیر قابل تحمل می ‏نمود. برای قرابت بیشتر ذهن، کافی است به این نکته توجه شود که با وجود تحولات چشمگیر و افزایش پیچیدگی در نظریات اقتصادی، بروز بحران ‏های مالی و اقتصادی چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه با درجات متفاوتی از شدت و ضعف کماکان ادامه دارد.

در بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ که موجی از ورشکستگی بنگاه ‏ها و شرکت‌ها را به همراه داشت و موجب بیکاری و بی خانمانی افراد و خانوارهای کثیری در کشورهای متعددی شد، فقدان مسئولیت اخلاقی اقتصاددانان در ارائه توصیه ‏های سیاستی که منجر به بروز بحران شد، بیش از هر زمانی نمود یافت. این بحران بعد از بروز بحران‌های دیگری که قبلاً نیز تجربه شده بود، در سطح وسیع ‏تر به وقوع پیوست و اکنون نیز برخی از اقتصاددانان پیش‌بینی می ‏کنند که تا اواخر این دهه بحران دیگری در اقتصاد آمریکا روی خواهد داد. متقابلاً، اقتصاد ایران نیز با بحران ‏های مالی و اقتصادی ناآشنا نبوده است. طی سال‏ های زیادی اقتصاد ایران با نرخ تورم‏های دورقمی مواجه بوده است.

طی ادوار مختلف، بحران‏ های ارزی منجر به افزایش فشارهای تورمی، کاهش ارزش پول ملی و تشدید شکاف طبقاتی شده است. از آنجا که بروز بحران‏، سبب افزایش ترس و نااطمینانی نسبت به آینده می ‏شود، افراد و خانوارها قادر به برنامه‌ریزی برای بلندمدت نبوده و حتی ممکن است در نتیجه تصمیمات اشتباه با زیان‏ های عمده‏ای مواجه شوند. در این شرایط، امکان بسط و توسعه ظرفیت ‏های تولیدی بلندمدت وجود ندارد و در نتیجه آن اشتغال‌زایی کاهش و بیکاری افزایش می‏ یابد.

با توجه به اینکه ۷۹ اقتصادان طی ۴۹ سال گذشته با نظریه‏‌پردازی در حوزه‏ های مختلف، مفتخر به دریافت جایزه نوبل شده ‏اند ولی هنوز بحران ‏های مالی و اقتصادی مکرراً به وقوع می‏ پیوندد، آیا می‏ توان گفت اقتصاددانان در فضایی غیرواقعی نظریه پردازی می ‏کنند؟ به نظر پاسخ خیر است. پزشک و مهندس، هر یک راه و شیوه انجام صحیح و اصولی یک فرآیند را بر اساس تجربیات کسب شده به ما نشان داده ‏اند. در صورت قصور و بروز مشکل، تقصیر متوجه کلیت حرفه پزشکی یا مهندسی نخواهد بود، بلکه مجری آن باید مورد عتاب باشد. در خصوص اقتصاد نیز، علم اقتصاد هزینه فرصت انتخاب ‏ها را نشان می ‏دهد.

هزینه فرصت بیانگر آن است که نمی‌شود همه چیز را با هم در اختیار داشت. برای کسب هر منفعتی باید هزینه ‏ای پرداخت شود. در اصطلاح گفته می‏ شود «در اقتصاد ناهار مجانی وجود ندارد». نمی‌شود بدون افزایش ظرفیت تولیدی، با پرداخت بهره ‏های بالا به سپرده ‏های بانکی، نقدینگی را چند برابر افزایش داد و انتظار جهش نرخ ارز، بروز تورم شدید، احتکار و گرانی را نداشت. اینها اصول علم اقتصاد است و تا زمانی که از آن درس نگیریم، تکرار بحران‏ ها همزاد زندگی واقعی خواهد بود. بدیهی است، تحت این شرایط، از آنجا که نوسانات و التهابات اقتصادی برای عموم جامعه ناخوشایند است و سیاست‌گذار نیز از اشتباهات گذشته، هزینه فرصت انتخاب‏ ها را درک نکرده است، انتظار نکودداشت روزی برای قدرداتی از تلاش ‏های اقتصاددانان حداقل در میان ‏مدت چندان عقلایی نباشد.