تبیین رشد اقتصادی با توجه به منحنی رن (Rahn curve)

0
98

ناظر اقتصاد: با فرایند صنعتی شدن سیستم اقتصادی و پیچیده شدن عملکرد عوامل تشکیل دهنده بازار، گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت در مناطق شهری، وجود قوانین تجاری و همچنین تشکیلات اداری و قضایی برای رسیدگی و نظارت بر آن، ضرورت یافته است. لذا دخالت دولت در مسائل اقتصادی لازم است و همین امر موجب افزایش رشد هزینه‌های دولت شده است. آیا بین میزان هزینه‌های دولتی و نرخ رشد اقتصادی ارتباطی وجود دارد؟ در سال ۱۹۹۶ اقتصاددان آمریکایی ریچارد دبلیو رن (Richard W. Rahn) نظریه‌ای را مطرح نمود که در آن سطح هزینه‌های عمومی دولت به منظور حداکثر‌سازی رشد اقتصادی پیش‌بینی می‌شود. این منحنی نشان می‌دهد مخارج دولتی ناکارآمد با رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) بی‌ارتباط بوده و یا ارتباط منفی دارد. منحنی رن بر این نظر است که سطح بهینه‌‌ از هزینه‌های‌‌ دولتی وجود دارد که نرخ رشد اقتصادی را به حداکثر می‌‌رساند.

منحنی رنشکل ۱: منحنی رن

رن و فوکس (۱۹۹۶)، سطح بهینه هزینه‌های دولتی که منجر به افزایش رشد اقتصادی می‌شود را تا ۱۷ درصد تولید ناخالص داخلی دانسته‌اند. البته در برخی موارد سطح بهینه هزینه‌های دولت را ۱۵ تا ۲۵ درصد متغیر می‌دانند. این نرخ بهینه در شرایطی است که سهم هزینه‌‌های دولتی از تولید ناخالص داخلی (سال ۲۰۱۷) در ایالات متحده ۳۷.۶ درصد، فرانسه ۵۶.۵ درصد، کره ۳۲.۲۶ درصد و ایران ۱۳.۳۲ درصد بوده است.

منحنی رننمودار ۱: هزینه‌های دولتی در برخی از کشورهای دنیا (درصد از تولید ناخالص داخلی؛ سال ۲۰۱۷)
(tradingeconomics, 2017)

جدول ۱ نشان می‌دهد طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ تولید ناخالص داخلی ایالات متحده حدود ۶۴ درصد افزایش پیدا کرده است. طی دوره مشابه، مخارج دفاعی حدود ۷۹ درصد و مخارج غیر دفاعی حدود ۸۲.۵ درصد افزایش داشته است. در شروع بازه مورد نظر مخارج دفاعی حدود ۲.۴ درصد کل تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌داد و در اواخر همان دوره به حدود ۲.۶ درصد رسیده بود. مخارج دفاعی در طی این دوره شروع به رشد کرده و سهم بزرگتری از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است (بیش از ۶۱ درصد هزینه‌های دولت فدرال). جدول زیر نشان‌دهنده این واقعیت است که هزینه‌های دولتی آمریکا با شیب ملایمی نرخ رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است.

جدول ۱: رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا و هزینه‌های فدرال (میلیارد دلار آمریکا)

منحنی رن

البته ذکر این نکته ضروری است که یک مقدار بهینه را نمی‌تواند برای همه کشورها در هر بازه زمانی تعیین کرد. برای مثال، مطالعه مخارج دولتی و نرخ رشد اقتصادی هفت کشور آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و کانادا (۱۹۸۷-۱۸۸۵) نشان می‌دهد هزینه‌های دولتی و نرخ رشد اقتصادی به طور قابل توجهی در بین کشورها متفاوت بوده است. همچنین صحبت در مورد هزینه‌های دولتی مسئله‌‌ای بسیار مبهم است. گفتن اینکه سطح بهینه‌‌ هزینه‌‌های دولتی ۲۰% یا ۲۵% و غیره می‌باشد بایستی با در نظر گرفتن متغیرهای بسیاری همراه باشد. این مسئله به اموری بستگی دارد که دولت بر روی آن‌ها هزینه می‌‌کند. اگر دولت پول خود را برای حمایت از افراد بیکار هزینه کند، بهبود نرخ رشد بسیار نامحتمل خواهد بود. در صورتی که هزینه‌هایی را در زمینه‌‌ تحصیلات، آموزش و زیرساخت‌‌ها فراهم کند، در این صورت می‌‌توان انتظار افزایش نرخ رشد را داشت. در ادامه به تجربیات کشورهای ایالات متحده و کره جنوبی در زمینه هزینه‌های دولتی اشاره خواهیم نمود.

مازوکاتو (۲۰۱۳) در کتاب «دولت‌ کارآفرین» بر اهمیت نقش هزینه‌های دولتی تأکید می‌کند. او توسعه فناوری‌ های پاک را مثال می‌زند و بیان می‌کند که چگونه بانک‌های سرمایه‌گذاری دولتی چین (بانک توسعه چین) دلیل اصلی موفقیت این کشور در انرژی خورشیدی قلمداد شده است. این بانک بعد از سال ۲۰۱۰ به میزان ۴۷ میلیارد دلار اعتبار به ۱۵ تولیدکننده چینی پیشرو در زمینه پنل‌های خورشیدی اختصاص داد تا نیازهای توسعه‌ای خود را تأمین مالی کنند؛ گرچه این شرکت‌ها در سال ۲۰۱۱ فقط ۸۶۶ میلیون دلار از بانک درخواست کردند (Bakewell 2011). رشد سریع شرکت‌های تولیدکننده پنل‌های خورشیدی که با تأمین مالی دولتی امکان‌پذیر شد، باعث شد تولیدکنندگان این کشور به بازیگران اصلی این صنعت در سطح جهان تبدیل شوند. آن‌ها قادرند هزینه پنل‌های خورشیدی خود را چنان کاهش‌ دهند که برخی ادعا می‌کنند دسترسی آن‌ها به اعتبارات دولتی چین دلیل ورشکستگی بسیاری از شرکت‌های فعال در این زمینه در ایالات متحده و اروپا است (Mazzucato, 2013).

مازوکاتو در قسمت دیگری بیان می‌کند که موفقیت شرکت اپل در توسعه محصولات نوآورانه، همچون آی‌پاد، آیفون و آی پد، به دلیل آینده‌نگری دولت آمریکا در پیش‌بینی نوآوری‌های بنیادین در زمینه‌های‌ الکترونیک و ارتباطات بوده که به دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ باز می‌گردد. کسانی که چالش‌های مربوط به ریسک سرمایه‌گذاری در علوم پایه و تکنولوژی را پذیرا شدند، نه مدیران و نه سهامداران اپل بودند. در واقع، زمانی که کسی برای پذیرش این چالش‌ها قدم بر نمی‌داشت، این دولت آمریکا (عمدتاً ارتش) بود که جرات ریسک کردن داشت و در نهایت به موفقیت‌هایی هم نائل شد. اپل تدریجاً، در هر یک از نسل‌های جدید تکنولوژی آی‌پاد، آی‌فون و آی پد که توسط دولت معرفی شده، پرورش‌یافته و به کمال رسیده‌ بودند، وارد شد (Mazzucato, 2013).

سیاست‌ های علم و فناوری کره جنوبی مثالی دیگر از این نوع می‌باشد. در سال ۱۹۹۷ وزارت علم و فناوری کره جنوبی، برنامه پنج‌ساله نوآوری علم و فناوری را شروع کرد. این برنامه طوری طراحی شده بود که ظرفیت تحقیق و توسعه کره را به متوسط کشورهای گروه جی ۷ (سابق) برساند. طراحان این برنامه امید داشتند تا اوایل قرن ۲۱ از طریق نوآوری در فناوری‌های استراتژیک و ارتقای فعالیت‌های علم و فناوری، به این هدف نائل آیند. این یک برنامه گسترده ملی بود که تمامی وزارت‌خانه‌ها و مؤسسات را در بر می‌گرفت (Ministry of Science and Technology, 2015). جنبه‌های کلیدی برنامه پنج‌ساله نوآوری علم و فناوری به شرح زیر بود:

  1. مخارج دولتی تحقیق و توسعه: افزایش مخارج دولت بر تحقیق و توسعه و رساندن آن به حداقل ۵ درصد بودجه کل کشور در سال ۲۰۰۲
  2. ارتقای تحقیقات پایه: افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیقات پایه تا میزان ۲۰ درصد از مخارج R&D دولت
  3. توسعه و به‌کارگیری نیروی انسانی در علم و فناوری: رساندن تعداد نیروی انسانی مشغول در تحقیق و توسعه به ۱۹۲ هزار نفر، یا ۴۰ محقق به ازای هر ۱۰ هزار نفر

به‌رغم وجود این برنامه، دولت کره در سپتامبر ۱۹۹۹ چشم‌انداز بلندمدت توسعه علم و فناوری را تهیه کرد. چشم‌انداز ۲۰۲۵ از سه قدم مجزا تشکیل می‌شود که هر کدام دوره زمانی مشخصی دارند.

blueقدم اول (تا سال ۲۰۰۵) قابلیت‌های فناوری و علمی کره را به سطح کشورهای برتر جهان می‌رساند و برای این کار منابع را بکار بسته، زیرساخت‌ها را توسعه داده و قوانین و مقررات مربوطه را بهبود بخشیده است.

blueقدم دوم (تا سال ۲۰۱۵) کره را به اصلی‌ترین ارتقا دهنده تحقیق و توسعه در منطقه آسیا و اقیانوسیه بدل می‌کند.

blueقدم سوم (تا سال ۲۰۲۵) رقابت‌ پذیری علمی و فناوری را در حوزه‌های منتخب، در برابر کشورهای جی ۷ (سابق) حفظ می‌کند.

در مورد ایران، مطالعات نظری و تجربی صورت گرفته در برخی موارد نشان دهنده تأثیر مثبت و در برخی مواقع نشان دهنده تأثیر منفی سطح مخارج دولتی بر رشد اقتصادی بوده است. برای مثال، مطالعه خدا رحمی (۱۳۷۱) نشان داد تأثیر مخارج دولتی بر رشد اقتصادی مثبت و بیش از مخارج مصرفی است. سامتی (۱۳۷۲) نیز در ارزیابی امور اقتصادی بودجه دولت بیان داشت که بودجه جاری و عمرانی آثار مثبت و بودجه عمومی آثار منفی بر رشد اقتصادی داشته‌اند. این موضوع در حالی است که در امور اجتماعی، بودجه عمرانی دارای اثر مثبت و بودجه جاری، دارای اثر منفی بر رشد اقتصادی است. نمودار زیر هزینه‌های دولت را به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی، برای بازه زمانی ۲۰۱۶-۱۹۶۰ نشان می‌دهد. چنانچه مشخص است هزینه‌های دولت در دهه ۷۰ میلادی در بالاترین حد خود قرار داشته است.

منحنی رن
منبع: بانک جهانی ( ۲۰۱۸)

نمودار ۲: هزینه‌های دولتی ایران- درصد

نمودار زیر نیز نشان‌دهنده نرخ رشد اقتصادی ایران در بازه ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۷ است.

منحنی رن
منبع: بانک جهانی( ۲۰۱۸)

نمودار ۳: رشد اقتصادی ایران

با مراجعه به نمودارهای ۲ و ۳ مشخص می‌شود که به لحاظ آماری نمی‌توان ارتباط مثبت و معناداری بین متغیرهای هزینه‌های دولتی و نرخ رشد اقتصادی یافت. این نتیجه‌گیری بر اساس ثابت فرض کردن سایر عوامل (مانند تحریم، جنگ و …) است که ایران در چند دهه اخیر درگیر آن بوده است.

نتیجه‌ گیری

در این گزارش به معرفی منحنی رن پرداخته شد. طبق تعریف، منحنی رن مدلی است که سطح هزینه‌های عمومی را برای حداکثر سازی رشد اقتصاد پیش‌بینی کرده و منحنی U شکلی آن پیشنهاد می‌دهد که میزان بهینه مخارج دولتی ۱۵ تا ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی باشد. در یک جمع‌بندی کلی بایستی گفت که میان نرخ رشد و سطح هزینه‌‌ها ارتباط وجود دارد، اما متغیرهای زیادی هستند که نرخ رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌‌دهند و نمی‌توان تنها یک عامل (سطح هزینه‌‌های دولتی) را برای توجیه نرخ‌‌های رشد بالاتر یا پایین‌‌تر در نظر گرفت.

نظر بدهید