الزامات توسعه کارآفرینی روستایی در کشور

0
87

ناظر اقتصاد: امروزه در راهبردهای توسعه روستایی تجدید نظر شده و در بسیاری از مؤسسات ملی و بین‌المللی مجدداً بر کاهش فقر از طریق رشد اقتصادی تأکید می‌‏شود. به همین دلیل، توسعه اقتصادی در مناطق روستایی نیازمند راهبردهای جدیدی است که این امر با توسعه کارآفرینی روستایی و تواناسازی سیاست‌های محیطی ممکن می‌‏شود (داویس ، ۲۰۰۴).

با اجرای سیاست‌های توسعه کارآفرینی روستایی، برخی از مناطق روستایی به رشد اقتصادی مهمی دست یافته‌اند. سائر (۱۹۸۶)، با در نظر گرفتن کارآفرینی به عنوان الگوی توسعه اقتصادی، توسعه روستایی را فرایند تشویق، کمک و مساعدت مدیریتی و تکنیکی کارآفرینان روستایی، حمل و نقل روستایی، خدمات ارتباطی و اطلاعاتی روستایی، مدیریت منابع طبیعی و مانند این‌ها تعریف می‌کند.

کارآفرینی روستایی دارای عناصر پایه‌ای است که تمرکز عمده آن‌ها بر فراهم کردن زیرساخت‌های اساسی روستا (سخت‌افزاری و نرم‌افزاری) است و کاهش فقر و تسریع و زمینه‌های رشد اقتصادی روستا را به دنبال دارد (شکل ۱).

کارآفرینی روستایی
شکل ۱: مدل توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی (آلن و کورچینگ، ۲۰۰۳: ۱۲)

دابسون و همکاران (۲۰۰۳) در مطالعه خود برای طراحی فعالیت‌های کارآفرینی و جمع‌آوری اطلاعات درباره سازمان‌ها، برنامه‌ها و فعالیت‌های حمایت‌کننده از کارآفرینی در مناطق روستایی، به این نتیجه رسیدند که چهار عامل اصلی لازم برای حیات بخشی به روح کارآفرینی در مناطق روستایی عبارت‌اند از:

blueایجاد فعالیت متناسب با نیازهای شناسایی شده جامعه محلی؛
blueتولیدات کافی متناسب با مقیاس، منابع و مهارت‌های محلی؛
blueتمرکز بر کارآفرینی؛ و
blueیادگیری مداوم از طریق تغییر آموزه‌های قبلی.

همچنین آن‏ها دو عنصر اصلی را برای بهبود فضای کارآفرینی در جهت رسیدن به موفقیت شناسایی کردند. این عناصر عبارت‌اند از: نخست «مؤسسات حامی»، مانند دانشگاه‌ها و گروه‌های مشارکت کننده در فعالیت‌های کارآفرینی روستایی؛ و دوم، فضایی که همه کارآفرینان با در نظر گرفتن ویژگی استعداد و انگیزه کاری به خدمات دسترسی پیدا کنند.

در مورد کارآفرینی فردی در روستا می‌‏توان به مدل «کارآفرینی فردی» اشاره نمود. این مدل بر پایه ارتباط متقابل عوامل شخصی و درک سازمانی فرایندها و نتایج است. ویژگی‌های فردی در این مدل شامل شناسایی فرصت‌ها، سطوح انرژی، میزان استقلال فردی، ریسک‌پذیری و طرز تلقی از خود است. محیط فردی متغیرهای گوناگونی را، اعم از دانش و تجربه به دست آمده، میزان حمایت جامعه از خانواده و مانند این‏‌ها دربر می‌گیرد (چمبرز و شاو ، ۲۰۰۴: ۱۲).

کارآفرینی روستایی
شکل ۲: مدل کارآفرینی فردی در روستا – منبع: Chambers and Shaw, 2004

به طور کلی، بر اساس فرصت‌ها و موانع پیش روی کارآفرینان روستایی، عوامل متعددی مانند احساسات و انگیزه اولیه در کارآفرینان، هیجان و شوق و علاقه و تعهد منجر به توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی می‏‌شود. تاکنون هر یک از محققان از جنبه یا بعد خاصی به عوامل مؤثر در توسعه کارآفرینی روستایی توجه کرده‌اند؛ اما یافته‌ها و اسناد حاکی از آن است که برای ایجاد کارآفرینی مؤثر در مناطق روستایی، نیاز به در نظر گرفتن رویکرد ترکیبی این عوامل است تا تأثیرگذاری آن در محیط روستا نمود بیشتری پیدا کند‏.

بنابراین، کارآفرینان در جوامع روستایی برای شکل دادن به فعالیت‌های خود و خلق یا رشد این فعالیت‌ها نیاز به حمایت دارند، اما بیشتر این جوامع از آمادگی لازم برای تأمین نیازهای ضروری مانند سرمایه، فناوری و اطلاعات برخوردار نیستند. در نتیجه، برای کمک به جوامع روستایی در توسعه، یک مدل کارآفرینی لازم است که خود نیازمند شناخت متغیرهای وابسته و رابطه میان آن‌هاست (آلن و همکاران، ۲۰۰۳: ۵).

از این‌رو، مهم‌ترین راهبردهای تقویت‌کننده کارآفرینی محلی عبارت‌اند از (موریسون، ۱۹۹۰):

orangeایجاد محیط و زمینه‌های پیش از کارآفرینی (ظرفیت‌سازی)؛
orangeایجاد زمینه خودباوری (توانمندسازی)؛ و
orangeشدت بخشی به رشد از طریق تحرک بخشی.

عوامل و راهکارهای توسعه کارآفرینی روستایی

اساساً کارآفرینی یک رفتار و پدیده پویا است که پدیدار گشتن آن نیازمند هموار بودن زمینه و بستر بوده و به ثمر نشستن آن متأثر از سازه‌های برسازنده است. احمدپور داریانی (۱۳۸۳) معتقد است توسعه کارآفرینی نیازمند مقتضیاتی است که برخی از مهم‌ترین آن‌ها به قرار زیر است:

icon blue tickعوامل فردی و انسانی: قابلیت علمی، ریسک‌پذیری، توان روحی و روانی، انگیزه، علاقه‌مندی به یادگیری، مدیریت و خلاقیت؛
icon blue tickعوامل آموزشی: آموزشگران، محتوای برنامه‌های آموزشی، امکانات آموزشی و مدیریت آموزشی؛
icon blue tickعوامل محیطی: وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی منطقه؛
icon blue tickسیاست‌ها و خدمات حمایتی: وجود سیستم مشاوره‌ای برای کارآفرینان، روش‏‌ها و سیستم‌‏های حمایتی، اعتبارات بانکی و قوانین حمایتی تجاری.

در مورد نقش فرهنگ در تحقق برنامه‌های توسعه کارآفرینی می‌‏توان گفت، محققین بر پایه نتایج پژوهش‌های متعدد دریافته‌اند که اساساً نگرش‏‌های فرهنگی افراد در جوامع مختلف بر نوع رفتارهای کارآفرینانه آن‌ها تأثیر دارد و در برخی گروه‌ها رابطه بین فرهنگ و کارآفرینی قوی‏‌‏تر است (مک گراث و همکاران ، ۱۹۹۲؛ کرزنر و همکاران ، ۲۰۰۱)؛ بنابراین تفاوت‌های فرهنگی به عنوان یکی از عوامل مهم و مؤثر در تعیین سطح توسعه کارآفرینی در جوامع مختلف شناخته شده است (مولر و توماس، ۲۰۰۴؛ دیده‌بان کارآفرینی جهانی ، ۲۰۰۴). بدین ترتیب یک محیط فرهنگی که در آن کارآفرینی ارزشمند و قابل احترام بوده و در آن شکست در کسب‌وکار به عنوان تجربه یادگیری مفید تلقی می‏‌شود، به نحو بهتری هدایت‌گر و حامی کارآفرینی خواهد بود (سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی ، ۱۹۹۸).

بر مبنای نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه نقش فرهنگ در توسعه کارآفرینی، توجه به مقوله توسعه فرهنگ کارآفرینی در بین مردم به خصوص اقشار روستایی به منظور توسعه کارآفرینی از جمله راهبردهایی است که امروزه مورد تأکید ویژه‌ای قرار گرفته است. برنامه‌های ترویج کارآفرینی در جوامع روستایی، علاوه بر فرهنگ‌سازی در این جوامع و ارائه برنامه‌هایی به منظور آگاه‌سازی، انگیزش و آموزش مخاطبین، بایستی فراهم‌سازی فضای حمایتی مناسب برای توسعه کارآفرینی را نیز مد نظر قرار دهند (سازمان بین‌المللی کار ، ۲۰۰۶).

یکی از راهکارهای اجرایی مناسب برای ترویج کارآفرینی در جوامع، استفاده از توان کلیه سازمان‌های دولتی و خصوصی ذی‌ربط است. از این‌رو شناسایی و بهره‌گیری از توانایی سازمان‌های مرتبط، تعریف نوع وظایف و نقش‌‏های هر یک و سازمان‌دهی آن‌ها در یک ساختار مشخص امری ضروری است. سازمان‌دهی و هماهنگی برنامه‌های ترویج کارآفرینی باید به‌گونه‌ای صورت گیرد که سازمان‌های دولتی در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی شرایط را برای ترویج کارآفرینی فراهم نمایند. همچنین این سازمان‏‌ها بایستی در فراهم‌سازی فضای کارآفرینی و ارتقاء فرهنگ کارآفرینانه در جوامع تلاش نمایند. از سویی تدوین سیاست‌ها، برنامه‌ها و راهبردهایی برای برقراری ارتباط بین سازمان‌‏های ذی‌ربط در سطوح مختلف امری ضروری است (استیونسون و لاندستروم، ۲۰۰۲).

علاوه بر سازمان‏‌های دولتی در سطوح مختلف، سازمان‌‏های غیردولتی نیز نقش مهمی در برنامه‌های ترویج کارآفرینی در سطوح مختلف جامعه دارند. در این زمینه می‏‌توان به نقش کارآفرینان، بانک‌ها، سرمایه‌گذاران، شرکت‌های کوچک و متوسط، اتحادیه‌ها و انجمن‏‌های بازرگانی اشاره نمود. نقش بخش غیردولتی در فرایند ترویج کارآفرینی بسیار حائز اهمیت بوده و این بخش باید در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های ترویج کارآفرینی نیز به‌طور فعال دخالت داشته باشد. رسانه‌های ملی، منطقه‌ای و محلی از دیگر سازمان‌هایی هستند که در ارائه برنامه‌های ترویج کارآفرینی جایگاه ویژه‌ای دارند. این رسانه‌ها در آگاه‌سازی عمومی نسبت به کارآفرینی و پذیرش اجتماعی آن نقش مؤثری دارند. همچنین نقش این رسانه‌ها در حمایت‌های آموزشی و مشاوره‌ای به کارآفرینان نیز باارزش خواهد بود. به‌علاوه، برای معرفی محصولات و کالاهای تولیدی و شناساندن کارآفرینان به جامعه نیز ابزارهای مناسبی هستند (سازمان بین‌المللی کار، ۲۰۰۶ به نقل از یعقوبی و حسینی، ۱۳۹۰)

در مجموع با توجه به مباحث مطرح شده، توسعه کارآفرینی در روستاها را می‌توان مستلزم تأکید بر سه مؤلفه پیش‌نیاز اساسی است (شفقت و دیگران، ۱۳۸۹):

الف. توسعه فرهنگ کارآفرینی

فرهنگ کارآفرینی نوعی فرهنگ اجتماعی است که رفتار کارآفرینانه را تشویق و حمایت می‌کند. در توسعه فرهنگ کارآفرینی چند هدف اساسی دنبال می‌شود:

blueایجاد بستر لازم برای تربیت کارآفرینان روستایی؛
blueتشویق روستاییان به مشارکت فعالانه در طرح‏‌های کارآفرینی روستایی؛
blueتشویق سازمان‌‏های دولتی و غیر دولتی به حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی در روستاها.

ب. آموزش کارآفرینی

راه‌اندازی و اداره یک واحد اقتصادی فعال در روستاها، نیازمند آشنایی با طیف وسیعی از دانش‌ها و مهارت‌هاست و جوانان روستایی اغلب از سطح مهارت کمتری در این زمینه برخوردارند. برگزاری دوره‌های آموزش کارآفرینی و ارائه مشاوره در این زمینه، از سیاست‌های عمده توسعه کارآفرینی در روستاهاست. در این برنامه‌های آموزشی، بر چهار گروه از مهارت‌های مورد نیاز کارآفرینان تأکید می‌‏شود:

blueمهارت‌های علمی و فنی، بر اساس نوع فعالیت صنعتی؛
blueمهارت‌های مدیریتی شامل: مدیریت مالی، بازاریابی، اداری و امور کارکنان؛
blueمهارت‌های کارآفرینی شامل: توانایی تشخیص و استفاده از فرصت‌های جدید در بازار و ارائه راه‌حل‌های نوآورانه در مقابله با چالش‌ها؛
blueمهارت‌های کارکنان شامل: خوداتکایی، اعتماد به نفس، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و‏…

ج. توسعه زیرساخت‌های کارآفرینی

فراهم آوردن امکان دسترسی به سرمایه به خصوص سرمایه‌های مخاطره‌پذیر، اعطای وام به کارآفرینان، توسعه امکانات حمل‌ونقل و گسترش سیستم‌‏های اطلاعاتی و ارتباطی، اتصال به‌ منابع اطلاعات و دانش همگانی، گسترش امکانات زندگی در روستاها و مواردی از این دست، زمینه را برای توسعه کارآفرینی در روستاها فراهم می‏‌نماید. در این زمینه، کشورها سیاست‌های عمده‌ای را برای ایجاد زیرساخت‌های کارآفرینی فراهم می‌‏کنند، که از جمله سیاست‌های عمده آن عبارت‌اند از:

blueاعطای تخفیف‏‌های مالیاتی؛
blueحمایت از صنایع کوچک و متوسط برای مدرنیزه شدن؛
blueتشویق صنایع کوچک و متوسط به توسعه همکاری و تشکیل شبکه.

در یک جمع‌بندی کلی از مؤلفه‌ها و الزامات توسعه کارآفرینی می‌‏توان گفت، تحقق اهداف و برنامه‌های توسعه کارآفرینی در یک جامعه و به‌طور خاص جامعه روستایی، نیازمند تدارک و زمینه‌سازی آگاهانه مجموعه‌ای از عوامل و مؤلفه‌های زیرساختی و حمایتی توسط نهادهای دولتی و غیردولتی ذی‌ربط و بعلاوه وجود یک نظام مدیریت هدفمند برای بسترسازی مناسب و به‌کارگیری کلیه منابع و امکانات در راستای بهره‌گیری از فرصت‌های موجود در جوامع روستایی است. با توجه به مجموعه مطالب ذکر شده در باب مؤلفه‌های توسعه کارآفرینی روستایی، می‌‏توان در یک نگاه کلی، شکل (۳) را برای نمایش مهم‌ترین عوامل توسعه کارآفرینی روستایی ارائه نمود.

کارآفرینی روستایی
شکل ۳. عوامل اصلی توسعه کارآفرینی در محیط روستا

از دیدگاه لورد کیپانیدزه، توسعه کارآفرینی روستایی به عامل فرهنگی-اجتماعی، محیطی و زیرساختی، اقتصادی و نهادی بستگی دارد.

orangeعوامل فرهنگی و اجتماعی

در خصوص فرهنگ کارآفرینانه، جوامع می‌‏توانند سیاست‏‌هایی را ایجاد کنند تا رفتار کارآفرینانه تشویق شود و منظور این است که در کل، مردم یک جامعه یا اجتماع می‏‌توانند کمتر یا بیشتر کارآفرین شوند. رابطه‌‏‏ای قوی بین فرهنگ مردم روستایی و تمایل به کارآفرینی وجود دارد. برای شناسایی و درک پایه‌‏های اجتماعی یا فرهنگی یک اجتماع یا منطقه خاص، برای مثال در جامعه روستایی، می‏‌توان یک نقطه شروع مناسب برای ایجاد اقتصاد و جامعه کارآفرینانه فراهم کرد.

orangeعوامل محیطی و زیر ساختی

فضای کارآفرینانه، محیط عمومی را که کارآفرینان در آنجا فعالیت می‌‏کنند، فراهم می‌‏آورد. زیرساخت‌های کارآفرینانه عناصری همچون، تسهیلات و امکانات زندگی (آب و برق)، خدمات، عوارض (مالیات) و قوانین و مقررات را فراهم می‏‌کند که برای کارآفرینان بسیار مهم است. حمایت‌‏های کارآفرینانه، شامل هدایت فعالیت‌‏های عمومی و خصوصی، مانند خدمات تجاری، تمرکز بر کارآفرینان، ایجاد محیط و زیرساخت‌های مثبت، ایجاد شبکه‏‌ها و تشکیل گروه‌‏های مشاور به منظور حمایت از کارآفرینان می‏‌شوند. در خصوص زیرساخت‌های کارآفرینانه، باید نیازهای خاص کارآفرین که برای کارآفرینان مهم هستند، تأمین شود.

orangeعوامل اقتصادی

ترکیب عوامل اقتصادی مختلف اعم از توانمندی‌‏ها، منابع، سرمایه‌‏ها و‏… همه می‏‌تواند یک مسیر هموار اقتصادی را به وجود آورد. نتیجه این مسیر اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی، شکوفایی اقتصاد روستایی و توسعه فرهنگی و اجتماعی است.

orangeعوامل نهادی

کارآفرینی نمی‏‌تواند بدون درنظرگرفتن نقش سازمان‏‌ها و نهادهای گوناگون انجام شود، زیرا هر گونه فعالیتی به نوعی به سازمان‌دهی و تشکیلات در سطوح مختلف، چه ملی و چه محلی، نیاز دارد. دولت، سازمان‏‌ها و ارگان‏‌های ذی‌ربط آن، از جمله این نهادها هستند و از طرفی دیگر، نهادهای غیر دولتی محلی هم که به صورت خودجوش شکل گرفته‌اند، دارای تأثیرگذاری بالایی در رشد و گسترش فعالیت‏‌های کارآفرین‌اند.

به همین علت از دیدگاه ما ارتباط پیچیده‏‌‏ای بین عناصر بخش عمومی و خصوصی و فعالیت‏‌هایی که همگن باهم به کارآفرینی منجر می‌‏شوند، وجود دارد. اصولاً برای ایجاد کارآفرینی مؤثر روستایی باید به ترکیبی از عوامل مؤثر توجه کرد تا تأثیرگذاری آن در محیط روستا بیشتر نمود یابد. به همین علت امروزه، نگاه کل‌گرا و یکپارچه در برنامه‌ریزی‌ها نشان می‏‌دهد که نگاه چرخشی در توسعه کارآفرینی روستایی بیش از نگاه خطی تک‌بعدی مؤثر است.

کارآفرینی روستایی
شکل ۴. عوامل مؤثر در توسعه کارآفرینی روستایی؛ منبع: (سعیدی کیا)

نتیجه‌گیری

بر اساس آنچه بیان شد، تقویت کارآفرین در جامعه اهمیت زیادی داشته و بر مبنای پژوهش‏‌ها این امر می‏‌تواند عامل بسیار مهمی برای رشد اقتصادی باشد. هر چند کارآفرین می‌‏تواند آثار مثبت متعددی در جوامع روستایی داشته باشد، ولی خود نیز به‌عنوان یک پدیده اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی وابسته، متأثر از زمینه‏‌ها، عوامل و مهارت‌‏های مختلفی است. در واقع ظهور کارآفرین در یک جامعه وابسته به زمینه‌‏ها و عواملی است که در شکل‌گیری آن تأثیر ویژه دارد که در بالا ذکر گردید.

به‌طور کلی عوامل مؤثر بر کارآفرینی را می‌‏توان به ۵ گروه تقسیم کرد:

۱- شرایط اقتصادی و بازار؛ (منابع مالی، نیروی کار، تسهیلات فیزیکی، زیرساخت‏‌های اقتصادی، خدمات تخصصی و محیط اقتصادی کلان)
۲- ساختار و پویایی صنعت؛ (اندازه، رشد و ساختار بازار و صنعت و استراتژی شرکت‌‏های بزرگ)
۳- چارچوب قانون و مقررات؛ (سیستم مالیاتی، سیستم حقوقی و سیاست‌‏های حمایتی دولت)
۴- سرمایه‌‏های اجتماعی؛ (فرهنگ مشوق کارآفرینی، نهادهای پشتیبان، سیستم آموزشی، شبکه کارآفرینی)
۵- جنبه‌‏های شخصیتی؛ (تجربه کاری، تحصیلات، تمایل به مخاطره و کار سخت، انعطاف پذیری، میزان دارایی‌‏ها، سن و جنسیت).

نظر بدهید