اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار

مهدی ابراهیم زاده

3
236

ناظر اقتصاد: بیکاری پدیده‌ای است که در سال‌های اخیر ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. سال‌ها نظر در خصوص اشتغال و سطح تحصیلات بر این بود که نرخ بیکاری با ارتقاء سطح آموزش کاهش می‌یابد، بطوریکه تقریبا این نرخ در میان دانش آموختگان آموزش‌های عالی به صفر نزدیک می‏‌شود. این نظر امروز با افزایش تعداد بیکاران آموزش دیده در سطح عالی کلان متزلزل شده است. کشورهایی نظیر هندوستان، حجم بی سابقه‌‏ای از دانش آموختگان بیکار روبرو هستند که بازار کار قادر به جذب آنها نیست.

در ایران نیز با گسترش کمی آموزش عالی در سال‌های اخیر در شرایطی که ویژگی‌های بازار کار از نظر حجم و ساختار تخصص‌های موردنیاز در سطوح عالی مورد بررسی و دقت قرار نگرفته، تعداد قابل توجهی از دانش آموختگان نتوانسته‌اند جذب بازار کار شوند.

در این مقاله به ارائه آمارهای تحلیلی عمدتا از مرکز آمار و سرشماری سال ۱۳۹۵، پرداخته می‌‏شود (مرکز آمار ایران، ۱۳۹۵).

آمار اشتغال و سطح تحصیلات

در این قسمت رابطه اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آماری مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نمودار زیر ترکیب جمعیت فعال بیکار در استان‌های مختلف کشور بر حسب سطح سواد نمایش داده شده است.

اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار
نمودار ۱. ترکیب جمعیت فعال بیکار در استان‌های کشور بر حسب سطح سواد در ۱۳۹۵

نمودار فوق نشان می‌دهد که به طور متوسط بیش از ۴۰ درصد از بیکاران کشور تحصیلات عالی دارند. در این میان، در برخی از استان‌ها مانند ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و مازندران بیش از ۶۰ درصد از بیکاران دارای تحصیلات عالیه هستند. در استان‌هایی چون آذربایجان غربی، خراسان شمالی و هرمزگان، این سهم به ۳۰ درصد کاهش پیدا می‌کند.

ترکیب شاغلین بر حسب سطح تحصیلات می‌تواند نشان دهد که این ارقام به دلیل ساز و کارهای ضعیف اشتغال است یا صرفا به تعداد افراد تحصیل کرده بستگی دارد. بر همین اساس، نمودار زیر ترکیب شاغلین استان‌های کشور بر حسب سطح سواد را برای سال ۱۳۹۵ (برگرفته از سرشماری سال ۹۵) نشان می‌دهد.

اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار
نمودار ۲. ترکیب جمعیت شاغل در استان‌های کشور بر حسب سطح سواد در سال ۱۳۹۵

این نمودار نیز نتایج مشابه نمودار قبلی را دارد. به طوری که در استان‌های ایلام، کهکیلویه و بویراحمد و مازندران، سهم شاغلین با تحصیلات عالی بالاتر از سایر استان‌ها است. در استان‌های آذربایجان غربی و هرمزگان نیز سهم شاغلین با تحصیلات عالی کمتر از سایر استان‌ها است که نشان دهنده همبستگی با نمودار قبلی می‌باشد. برای همین، با وجود اختلاف کمی در بین این دو نمودار، می‌توان نتیجه گرفت که ساز و کار اشتغال برای افراد دارای تحصیلات عالی در تمامی استان‌ها به صورت تقریبا یکسان است. همچنین، می‌توان گفت که رابطه اشتغال و سطح تحصیلات در همه استان‌ها مشابه هم باشد.

حال باید به صورت دقیق‌تر دید که چند درصد از افراد با سطوح تحصیلاتی مختلف بیکار یا شاغل هستند. بر همین اساس، نمودار زیر ترکیب جمعیت فعال، غیرفعال، شاغل و بیکار برای سطوح مختلف تحصیلات را به صورت یکجا نشان می‌دهد.

اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار
نمودار ۳. ترکیب جمعیت فعال، غیرفعال، شاغل و بیکار برای سطوح مختلف سواد در سال ۱۳۹۵

طبق این نمودار، نرخ بیکاری در بین افراد تحصیل‌کرده بیشتر از افراد با تحصیلات غیردانشگاهی است. در واقع، اشتغال و سطح تحصیلات با یکدیگر رابطه عکس دارند. به طوری که سطح زرد رنگ برای فوق لیسانس و دکترای حرفه‌ای، لیسانس و فوق دیپلم بیشتر است. این نمودار نکته دیگری را نیز بیان می‌کند، این که سهم جمعیت غیر فعال از کل جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر برای افراد با تحصیلات عالی بسیار کمتر از افراد با تحصیلات پایین است. به بیان دیگر، نرخ فعالیت برای افراد با تحصیلات عالی بالاتر است. نرخ فعالیت برای افراد با دکترای تخصصی، دکترای حرفه‌ای یا فوق لیسانس نزدیک به ۷۰ درصد است که این میزان بیش از دو برابر نرخ فعالیت افراد بی‌سواد است که کمتر از ۳۰ درصد نرخ فعالیت نشان می‌دهند.

نرخ فعالیت برای افراد با تحصیلات متوسطه به دلیل این که اکثریت افراد بالای ۱۰ در سطح دبیرستان مشغول به تحصیل هستند پایین می‌باشد.

دلایل بیکاری فارغ التحصیلان

با توجه به آمارها، اشتغال و سطح تحصیلات رابطه عکس دارند. دلیل این امر را می‌توان در گزارش باشگاه خبرنگاران جوان خلاصه کرد (باشگاه خبرنگاران جوان، ۱۳۹۵):

  • جمعیت دارای تحصیلات عالی بعد از انقلاب ۱۴ برابر شد که این میزان برای مردان حدود ۱۰ برابر و برای زنان ۲۳ برابر است؛ اما ظرفیت‌های بازار کار به عقیده کارشناسان اقتصادی و بازار کار پیشرفت نکرده است.
  • جامعه برای جستجوی بهتر کار از سطح تحصیلات کاردانی در دهه ۶۰ به سمت تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد در دهه ۹۰ حرکت کرده است. این مسئله علاوه بر اینکه سطح توقعات جامعه از کار و اشتغال را تغییر می‌دهد، شاغل شدن افراد را پیچیده‌تر می‌کند این موضوعی مزید بر علت است.
  • طی یکی دو دهه گرایش شدیدی به برخی رشته‌ها مانند بازرگانی، حقوق، مهندسی، رشته‌های گروه بهداشت و پزشکی، کشاورزی، کامپیوتر، دامپزشکی، علوم تربیتی و… شکل گرفت که نتیجه آن انباشت تقاضا برای کار برای فارغ التحصیلان این رشته‌ها، دشوارتر شدن ورود به بازار کار و در نتیجه دامن زدن به بیکاری کارجویان جوان است.
  • آمارها نشان می‌دهد تمایل به تحصیل در برخی از این رشته‌ها به صورت تصاعدی و چشمگیر افزایش یافته است. به عنوان نمونه متقاضیان تحصیل در رشته‌های گروه بهداشت و پزشکی ۱۷ برابر شده، اما بازار کار برای این بخش وجود ندارد.
  • با وجود بی‌میلی بیشتر فارغ التحصیلان به تحصیل در برخی رشته‌ها مانند زیرگروه‌های خدماتی، اما نرخ بیکاری افراد فارغ التحصیل در این رشته‌ها از سال ۶۵ تا ۹۰ کاهش یافته و در سال‌های گذشته این رشته‌ها از بازار کار بهتری برخوردار شده‌اند. بنابراین نامتوازن بودن تحصیل در رشته‌های مختلف نیز دلیلی بر مسئله دار شدن اشتغال کارجویان تحصیلکرده است.
  • برخی گروه‌های تحصیلی مانند کشاورزی، دامپزشکی و علوم تربیتی دارای بالاترین درصد از بیکاران هستند که دلایل گوناگونی دارد. اساسا در ایران، هیچگونه پایش و تحقیقی از وضعیت بازار کار رشته‌های دانشگاهی توسط دولت یا خود دانشگاه‌ها صورت نمی‌گیرد و افراد بدون هرگونه اطلاعی از بازار کار آینده رشته‌های تحصیلی، وارد دانشگاه‌ها می‌شوند. متاسفانه در حال حاضر، هیچگونه بانک اطلاعاتی قابل اعتنایی از وضعیت بازار کار، نیازها، وضعیت جذب دانشجو، آینده شغلی کارجویان و اطلاعات مهم و کلیدی از این دست وجود ندارد و انتخاب‌ها باید با چشمانی بسته انجام شود.
  • رشته‌های تحصیلی دانشگاهی توسط خود جوانان نیز اغلب بر اساس نیازسنجی بازار کار صورت نمی‌گیرد و افراد بر اساس پارامترهای دیگری مانند علاقه شخصی، رشته دانشگاهی انتخاب می‌کنند. این مسئله باعث می‌شود درصد قابل توجهی از کارجویان در زمان جستجو برای شغل، با مشکلات جدی مواجه شوند؛ هرچند علاقه و گرایش به رشته تحصیلی باعث ایجاد انگیزه در افراد برای تحصیلات می‌شود و بدون علاقه کاری پیش نمی‌رود ولی در شرایط فعلی بازار کار، باید تلفیقی از علاقه و بازار کار رشته ها را دنبال کرد.
  • نرخ مشارکت اقتصادی افراد دارای تحصیلات عالی از ۶۸.۹ درصد در سال ۶۵ به ۴۸ درصد در سال ۹۰ کاهش یافته که معنای آن بی‌برنامگی درصد قابل توجهی از افراد تحصیل کرده درباره آینده خود است. عدم مهارت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز یکی از علت‌های مهم در بیکاری دانشجویان است.
  • بیکاری افراد دارای تحصیلات عالی در فاصله سال های ۶۵ تا ۹۰ به میزان ۴ برابر شده است؛ با این حال دانشگاه‌ها همچنان به روند جذب دانشجو ادامه می‌دهند و صف متقاضیان ورود به دانشگاه هم برقرار است. همچنین شاید زمان آن رسیده باشد که بخش قابل توجهی از تحصیلات پس از دیپلم متوسطه به سمت رشته‌های فنی و مهارت آموزی سوق پیدا کند.

آمار تحصیلات جوانان

نمودار زیر تعداد دانشجویان در سطوح مختلف تحصیلی را برای سال‌های بین ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ را نشان می‌دهد. با توجه به این نمودار، تعداد دانشجویان در سطوح دکتری و فوق لیسانس بیشتر شده است.

اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار
نمودار ۴ . تعداد دانشجویان در سطوح مختلف تحصیلی در سال ۱۳۹۵

نمودار زیر سهم سطوح مختلف تحصیلات عالی از کل دانشجویان از سال تحصیلی ۸۶-۸۷ تا سال تحصیلی ۹۵-۹۶ را نشان می‌دهد. همان طور که دیده می‏‌شود، در گذر زمان سهم دکتری تخصصی و حرفه‌ای بیشتر شده است. سهم کارشناسی ارشد نیز افزایش یافته است. در این میان سهم کاردانی تقریبا ثابت بوده ولی سهم کارشناسی کمتر شده است. این خود دلیل اصلی رابطه عکس بین اشتغال و سطح تحصیلات را توجیه می‌کند.

اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار
نمودار ۵. سهم دانشجویان در سطوح مختلف تحصیلی در سال ۱۳۹۵

مقایسه با آمارهای جهانی

نمودار صفحه بعد تعداد دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلات عالیه را برای برخی از کشورهای عضو OECD نشان می‌دهد.

با توجه به این نمودار، آمریکا بیشترین تعداد دانشجو در هر مقطع را دارد. برخلاف انتظار، کشورهایی مثل مکزیک و ترکیه بیشتر از انگلستان، آلمان یا فرانسه دانشجو دارند. توزیع دانشجویان در مقاطع مختلف نیز برای کشورها متفاوت است. به طوری که در برخی از کشورها سهم دانشجویان دوره‌های کوتاه مدت (مثل فوق دیپلم) نسبت به سایر کشورهای زیادتر است. برای مثال در آمریکا تعداد دانشجویان دوره‌های کوتاه مدت نزدیک به دوره کارشناسی است. این در حالی است که در کشوری مثل آلمان دوره‌های کوتاه مدت برگزار نمی‏‌شود.

اشتغال و سطح تحصیلات از نگاه آمار
نمودار ۶. ترکیب دانشجویان در مقاطع تحصیلی مختلف در کشورهای عضو OECD

جمع بندی

در حال حاضر، اقتصاد ایران با بیکاری گسترده در گروه سنی جوانان به خصوص دانش آموختگان دانشگاهی مواجه است و بیشتر فارغ التحصیلان دانشگاهی، جوانانی هستند که بنگاه‌‏های اقتصادی تمایل چندانی برای جذب آنها ندارند. به طور متوسط بیش از ۴۰ درصد از بیکاران کشور تحصیلات عالی دارند. در این میان، در برخی از استان‌ها مانند ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و مازندران بیش از ۶۰ درصد از بیکاران دارای تحصیلات عالیه هستند.

در استان‌هایی چون آذربایجان غربی، خراسان شمالی و هرمزگان، این سهم به ۳۰ درصد کاهش پیدا می‌کند. بیکاری در بین افراد تحصیل کرده بیشتر از افراد با تحصیلات غیردانشگاهی است؛ این یعنی اشتغال و سطح تحصیلات رابطه عکس دارند. همچنین سهم جمعیت غیر فعال از کل جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر برای افراد با تحصیلات عالی بسیار کمتر از افراد با تحصیلات پایین است. سهم سطوح مختلف تحصیلات عالی از کل دانشجویان از سال تحصیلی ۸۶-۸۷ تا سال تحصیلی ۹۵-۹۶ نشان می‌دهد که در گذر زمان سهم دکتری تخصصی و حرفه‌ای و سهم کارشناسی ارشد افزایش یافته، سهم کاردانی تقریبا ثابت بوده و سهم کارشناسی کمتر شده است.

به طور کل، اشتغال و سطح تحصیلات رابطه عکس دارند. در واقع، با افزایش سطح تحصیلات یافتن شغل دشوارتر می‌شود.

3 دیدگاه ها

نظر بدهید