توسعه محلی و منطقه‌ای

بهمن خداپناه

0
44

ناظر اقتصاد: در این گزارش، به بررسی عوامل موثر بر توسعه محلی و منطقه‌ای خواهیم پرداخت. ‌یکی از عرصه‏‌ها‏‏‏‏ی اصلی که در دو دهه اخیر به شدت سطوح فضایی توسعه است؛ سطوحی همانند شهر، روستا، سطح محلی و منطقه‌ای مورد توجه جدی قرار گرفته است.

هودسون که با رویکردی جغرافیایی نابرابری‌های توسعه منطقه‌ای را مورد بحث قرار داده است اشاره می‌کند که علیرغم اینکه جغرافیدانان از دهه۱۹۳۰ در زمینه نابرابری‌های منطقه‌ای و موضوع مشکل منطقه‌ای بحث و ‏بررسی کرده‌اند اما این بررسی‌ها در ابتدا بیشتر شکل توصیفی به خود گرفته بود. در حالی که به زعم هودسون از دهه ۱۹۵۰ و با روی آوردن جغرافیدانان به تبیین الگوهای فضایی و نه صرفا توصیف آنها، توانستند تا اندازه‌ای الگوهای نابرابری‌های منطقه‌ای را تبیین کنند.

از دهه ۱۹۶۰ توجه به رویکرد اقتصاد سیاسی، رویکردهای نوین را در مقابل جغرافیدانان برای تحلیل هر چه بیشتر الگوهای توسعه و نابرابری‌های منطقه‌ای را آنچنان که لازم است تبیین کنند. برهمین اساس است که از دیدگاه هودسون رویکردهای جدیدی همچون رویکرد نهادی و توجه به توانایی و ظرفیت نهادی در تحلیل مسائل منطقه‌ای مورد توجه قرار گرفته است(Hudson, 2004: 4-12).

مهم‌ترین عوامل نهادی موثر بر توسعه محلی و منطقه‌ای

۱. دانش و توسعه محلی و منطقه‌ای

دانش از جمله مفاهیم و اصطلاحات تاًثیرگذار در رویکرد نهادی و بویژه در ارتباط با توسعه منطقه‌ای است. آلویس و همکاران بیان می‌کنند که دانش در واقع تفسیر پویا و خودانگیخته داده‌ها و اطلاعات موجود انسان‌هاست که از جهان‌بینی آنها نشات می‌گیرد. این دانش بر اساس محتوا و نتایجی که از ضرورت یک اقدام، تصمیم و یا درک یک موقعیت ناشی می‌شود، شکل می‌گیرد. در واقع دانش واکنشی در نیاز به تفسیر اطلاعات ویژه و یا انگیزه نشات می‌گیرد. این دانش بر اساس محتواو نتایجی که از ضرورت یک اقدام، تصمیم و یا درک یک موقعیت ناشی می‌شود، شکل می‌گیرد. در واقع دانش واکنشی در نیاز به تفسیر اطلاعات ویژه و یا انگیزه نشاًت گرفته از دنیای واقعی است. بنابراین به زعم نویسندگان، داده، اطلاعات و دانش، مرتبط به هم و در عین حال مجزا از هم هستند.

جانسون و کارلسون در ارتباط با توسعه منطقه‌ای مفهوم دانش محلی شده و کاربرد آن را با اهمیت تلقی می‌کنند و در این رابطه بین سه دانش تمایز قائل می‌شوند:

  • دانستن چگونگی که معمولاٌ در افراد و یا سازمان‌ها وجود دارد؛
  • دانستن چرایی که ماهیت تبیین‌های نظام‌مند و به لحاظ عمومی پذیرفته شده (یعنی علمی) را دارد؛ و
  • دانش در شکل سرمایه انسانی که هم دانش چگونگی و هم دانش چرایی را بازگو می‌کند و در افراد وجود دارد.

دانش چرایی اشاره به ظرفیت لازم برای تبیین و درک از مساًله را دارد. در حالی که دانش چگونگی دلالت بر تخصص‌ها، مهارت‌ها و توانمندی‌های عملی دارد. به عنوان مثال یک کارآفرین یا فروشنده ممکن است در زمینه پیدا کردن مشتریان و القای خرید محصولات به آنها ماهر باشد (دانش چگونگی) و در همان حال چیزی در مورد اینکه چرا روش‌های بازاریابی موفق هستند، نداند(دانش چرایی).

در زمینه توسعه منطقه‌ای و در چارچوب رویکرد نهادی، چگونگی جریان دانش، جایگاه آن در شبکه‌ها و نقش آن در ابداع مهم و ضروری تشخیص داده شده است. به طوریکه ایده مناطق دانش و مناطق خلاق که مبتنی بر دانش است نیز تبدیل به یکی از ابزارهای سیاستی در توسعه منطقه‌ای و ابداع منطقه‌ای شده‌اند.

۲. شبکه‌ها و توسعه محلی و منطقه‌ای

با توجه به این فرض که نهادهای منطقه‌ای بازیگران کلیدی در فرآیندهای توسعه منطقه‌ای و در ارتباط با سایر بازیگران منطقه‌ای هستند، اهمیت شبکه‌ها مطرح می‌گردد:

«شبکه ساختاری از گره‌هایی است که بواسطه یک یا چند نوع خاص وابستگی به هم متصل‌اند و در عرصه اجتماعی در واقع ساختار اجتماعی متشکل از گره‌ها (فردی، سازمانی یا نهادی) است که افراد، گروها و سازمان‌ها را به هم پیوند می‌دهد».

در دو دهه اخیر و در ارتباط با تحولات تکنولوژیک و تاًثیر آن بر روابط اجتماعی، مفهوم شبکه شاید به صورت منظم در کارهای کستلز تئوریزه شده باشد.کستلز با توجه به پویایی‌های تکنولوژی اطلاعات، در رویای ظهور جامعه شبکه‌ای است که در آن فضای جریانات در حال جانشین شدن فضای مکان به عنوان منطق غالب برای سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی هستند.

هاگین(۱۹۹۷) بین سه مدل شبکه مهم و مرتبط به هم تفاوت قائل می‌شود: نخست شبکه‌های اطلاعاتی به عنوان ساده‌ترین مدل‌ها؛ دوم شبکه‌های ابداع به عنوان تعاملی‌ترین و پیچیده‌ترین مدل‌ها که اجرای آنها مشکل است؛ و مدل سوم که بین این دو وجود دارد شبکه‌های دانش هستند که تبدیل به ابزاری کلیدی در توسعه منطقه‌ای شده‌اند. کوگات و همکاران (۱۹۹۳) استدلال می‌کنند که ساختار یک شبکه چیزی بیش از توصیف جریان اطلاعات را در بر دارد و در واقع گسترش دانشی است که بر توانایی بازیگران منفرد تاًثیر می‌گذارد. به زعم این نویسندگان اطلاعات شبکه متشکل از شناسایی شریکان همکار و توانایی‌های آنان است.

۳. اقتصاد اجتماعی و کارآفرینی

اقتصاد اجتماعی ریشه در اقتصاد نهادی دارد و به عنوان یکی از سیاست‌های این رویکرد مطرح است که در توسعه منطقه‌ای و محلی نیز مورد تاًکید قرارگرفته است:

«در اقتصاد اجتماعی تاًکید اصلی بر آن است که برای گروه‌های اجتماعی و افراد مختلف این امکان فراهم شود که خلاقیت اقتصادی خود را از طریق تشخیص و آزادکردن پتانسیل‌هایشان ارتقاء دهند. از نظر رویکرد نهادی، سیاستگذاری در راستای اقتصاد اجتماعی می‌تواند به افزایش کارآفرینی در سطح منطقه کمک کند و از ایت طریق دامنه شمول اجتماعی در فعالیت‌های اقتصادی نیز در سطح منطقه افزایش یابد. از نظر اقتصاد اجتماعی اگرچه اقدامات مستقیم برای افزایش ایجاد شغل در سطوح محلی و منطقه‌ای لازم است اما این اقدامات باید به عنوان کاتالیزوری برای ایجاد توانایی اقتصاد اجتماعی در زمینه پرورش دادن مهارت، تخصص و قابلیت‌ها عمل کند. در اقتصاد اجتماعی بویژه توانمند ساختن گروه‌های آسیب‌پذیر همانند جوانان، افراد فاقد تخصص‌های خاص، اقلیت‌های قومی و زنان مورد تاًکید قرار می‌گیرد».

مدل‌های توسعه اقتصاد اجتماعی نیز که بر ابداع و ابتکار اجتماعات محلی برای حل مشکلات اقتصادی خود، ایجاد ظرفیت‌های دراز مدت اجتماعی و ارتقاء ترکیب اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تاًکید دارد. در چارچوب رویکرد نهادی و اقتصاد اجتماعی قابل تحلیل است.

کارآفرینی نیز یکی از دیگر اصطلاحات مهم و قابل توجه در چارچوب رویکرد نهادی است و به آن به عنوان یکی از ابزارهای سیاستی در توسعه محلی و منطقه‌ای توجه شده است. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بنیان‌های کارآفرینی را در سطح یک منطقه و یا محل شامل چارچوب شرایط محلی و سیاست‌های عمومی می‌داند که در جدول زیر به تفصیل نشان داده شده است.

جدول ۱: بنیان‌های کارآفرینی

فرهنگ کارآفرینی محلی در خصوص اشتغال و فعالیت­‌های اقتصادی
 

 

شرایط محلی

-وجود الگوهای رایج رفتار کارآفرینانه

-مهارت‌­های کارآفرینی

-دسترسی به منابع مالی

-آموزش شبکه‌­های همکاری و مبادله

-موانع اجرایی و بروکراتیک

-زیرساخت‌­هایی همچون مکان­‌های خاص بنگاه­‌ها

 

 

 

 

 

سیاست­‌های عمومی موجود

-انگیزه و نگرش­‌های تاًثیرگذار

-اطلاعات و شرایط گفتگو و مشورت

-آموزش

-دسترسی به منابع مالی

-افکار و ایده‌­های تجاری

-تسهیل دسترسی بنگاه‌­ها به کارآفریانان با تجربه

-مشوق­‌هایی برای صادرات و فروش

-گروه­‌های حمایتی، مشاوره‌­ای و راهنما

-شبکه­‌ها خوشه­‌ها و برنامه‌­های استراتژیک ائتلافی

-حمایت از ابداع

-روابط صنعت و دانشگاه

-فضای مقرراتی و مالیاتی

-توسعه اجتماع محلی

منبع: (OECD, 2005: 4 به نقل از Pike et al, 2005: 160 )

۴. سرمایه اجتماعی

نهادهای منطقه‌ای همکاری بین ذی‌نفعان منطقه‌ای را تسهیل می‌کنند که این امر عنصر مهم سرمایه اجتماعی است. پاتنام(۱۹۹۳) اشاره می‌کند که مفهوم سرمایه اجتماعی اشاره به ویژگی‌های سازمان اجتماعی همانند اعتماد، هنجارها و شبکه‌ها دارد که می‌توانند کارآیی جامعه را از طریق تسهیل اقدامات هماهنگ شده بهبود بخشند.

جمع‌بندی

توسعه منطقه‌ای فرآیند یکپارچه متشکل از عناصر اجتماعی، اقتصادی، اکولوژیکی و بخشی است که باید بر اساس مزیت‌های نسبی منطقه‌ای صورت گیرد؛ همچنین توسعه منطقه‌ای حاصل تعاملات و روابط افقی بخش-های اجتماعی و اقتصادی و سیاستی تاًثیر گذار بوده و به عنوان عملیاتی پایین به بالا تلقی می‌شود؛ و سرانجام اینکه ازدیدگاه رویکرد نهادی، توسعه منطقه‌ای فعالیتی است که توسط نهادها و عوامل محلی و منطقه‌ای-اعم از دولت‌های محلی و منطقه‌ای-اعم از دولت‌های محلی، نهادهای منطقه‌ای و نهادهای خصوصی و مردمی-رهبری، هدایت و قوام می‌یابد.

نظر بدهید