آرای مازوکاتو : سرمایه گذاری دولت در نوآوری

بهمن خداپناه

0
109

ناظر اقتصاد: در این گزارش به بررسی آرای مازوکاتو در رابطه با لزوم دخالت دولت در اقتصاد پرداخته شده است. آنچه که در این گزارش بیشتر مورد تاکید قرار دارد عبارت است از سرمایه گذاری دولت در نوآوری و این­که دولت در چه نوآوری‌­هایی سرمایه­‌گذاری کند.

ماریانا مازوکاتو معتقد است سرمایه‌گذاری‌های هدفمند و ماموریت‌گرا همانطور که موجب راه‌یابی بشر به کره ماه و اختراع و تجاری‌سازی اینترنت و … شده است در آینده نیز منجر به رشد اقتصادی خواهد شد. البته این “سرمایه‌گذاری‌های ماموریت‌گرا” باید جسورانه باشند، نوآوری را در میان بخش‌ها، بین بازیگران و در بین رشته‌ها فعال کنند. آنها همچنین باید راه‌حل‌ها و آزمایش‌های پایین و بالا را فعال کنند. من نمونه‏‌هایی از آنچه ممکن است ماموریت‌های آینده در سطح اتحادیه اروپا را ارائه می‌دهم. اما تاکید می‌کنم فرض بر این نیست که این نمونه‌ها بر آنچه که باید یک فرآیند انتخاب مشارکتی باشد، پیشی بگیرد و یا مانع آن شوند. بلکه، آنها به منظور روشن کردن قدرت ابتکار و جاه طلبی شرکت کنندگان در آن فرایند، تعیین شده‌اند” (مازوکاتو، ۲۰۱۸، ۲).

مازوکاتو برای ماموریت‌های آینده سه مثال می‌آورد و آنها را صرفا آمورشی می‌داند و تاکید می‌کند که هیچ یک از آنها علمی، فنی و کامل نیستند: “سه مثال زیر تنها برای استفاده آموزشی هستند. آنها علمی، فنی، و یا کامل نیستند” (همان،۲۲).

۱. صد شهر بی‌طرف کربن تا سال ۲۰۳۰. با این اقدام و با تبدیل ۱۰۰ شهر در سراسر اروپا به مکان‌های کاملا خنثی از کربن برای زندگی و کار حدود ۴۰٪ از شهروندان اروپایی می‌توانند از هوای پاک‌تر بهره‌مند شوند و اروپا قدمی مهمی در دستیابی به اهداف موافقتنامه آب و هوا پاریس بر خواهد داشت. و همچنین تا سال ۲۰۳۰، یک صد شهر اروپایی به توافق نقطه صفر گازهای گلخانه‌ای می‌رسند. البته که فعالیت‌های تحقیقاتی و نوآوری برای دستیابی به توازن کربن خنثی ضروری است. و در این فرآیند مشارکت همه اقشار جامعه لازم است. شهرها نقش مهم و در عین حال متفاوت در زندگی همه بازیگران جامعه بازی می‌کنند و بنابراین نیاز به مشارکت مهندسان، کارگران اجتماعی، برنامه‌ریزان، دانشمندان محیط زیست، تحلیلگران داده‌ها، اقتصاددانان، شهروندان، سیاست‌گذاران و سایرین است. و تنها با یک رویکرد سیستماتیک شامل تمام فعالیت‌های مختلف مناطق شهری، قابل دسترسی است(همان، ۲۳).

۲. اقیانوس بدون پلاستیک : این اقدام در دو مرحله صورت می‌پذیرد در مرحله نخست آلودگی‌های پلاستیکی موجود از بین می‌روند و در گام دوم روش‌های جدیدی برا کاهش ورود پلاستیک به اقیانوس ایجاد می‌شوند. هدف این ماموریت می‌تواند کاهش ۹۰ درصدی ورود پلاستیک‌ به دریاها و اقیانوس‌ها و پاکسازی نیمی از پلاستک‌های موجود در محیط دریا و اقیانوس و سواحل آنها باشد برای رسیدن به این هدف انجام فعالیت‌های تحقیقاتی و نوآوری در سراسر زنجیره نوآوری ضروری است. دریاها و اقیانوس‌ها منبع زندگی جامعه است بنابراین لازم است که همه افراد جامعه برای دستیابی به این هدف مشارکت داشته باشند. البته حذف پلاستیک از اقیانوس یک کار بزرگ و پیچیده است که نمی‌تواند تنها با یک راه حل تکنولوژیکی به دست آید و به ترکیبی از راه‌حل‌های مختلف نیاز دارد (همان، ۲۵).

۳. کاهش بار زوال عقلی : ارزش‌های اروپایی با کیفیت بالای زندگی، بهینه‏‌سازی ‏مراقبت و سلامتی و هماهنگ‌سازی زندگی خانوادگی و کار مرتبط است. جنون، سندرومی است که در حال حاضر ۱۰.۵ میلیون نفر اروپایی را تحت تأثیر قرار داده و انتظار می‏رود تا سال ۲۰۵۰ این تعداد به ۱۸.۷ میلیون نفر افزایش یابد که این تاثیر زیادی در کیفیت زندگی بیماران و خانواده‌های آنها خواهد داشت. و هر ساله برای هر شهروند حدود ۵۳۰ یورو هزینه دارد. هدف این است که با کاهش ۵۰ درصدی پیشرفت بیماری در افراد مبتلا بتوانیم بار بیماری را کم کنیم. برای کاهش پیشرفت زوال عقل در بیماران، فعالیت تحقیقاتی و نوآوری در کل زنجیره نوآوری ضروری است. همکاری بین تحقیقات پایه (مانند علم مغز در بیماری‌های عصبی)، تحقیقات کاربردی (از جمله درمان‌های فردی) و نوآور‌ی‌های کارآفرینی (مانند هوش مصنوعی برای استقلال بیمار) ضروری است. چنین تحقیق و نوآوری مبتنی بر دانش می‌تواند در کنار اقدامات نظارتی و حکمرانی کار کند تا ببیند که هدف ماموریت حاصل شده است. این سندرم بر بسیاری از افراد جامعه تاثیر می‌گذارد بنابراین نیاز به مشارکت طیف وسیعی از افراد جامعه دارد. فراوانی زوال عقل در جامعه به این معنی است که رسیدگی به این چالش تنها با به کارگیری عناصر متنوعی که می‌توانند به این مأموریت‌کمک کنند، میسر می‌شود (همان، ۲۷).

آرای مازوکاتو : سرمایه گذاری دولت در نوآوری

سرمایه گذاری دولت در نوآوری

در قسمت‌های قبلی به سرمایه گذاری دولت در نوآوری و نقش دولت در نوآوری و همچنین الزاماتی که برای موفقیت دولت در این زمینه لازم است اشاره شد. اما مازوکاتو (a2016) معتقد است در برخی موارد نقش دولت در اقتصاد باید فراتر از این باشد (به عبارتی باید مشخص شود که سرمایه گذاری دولت در نوآوری در چه نوآوری‌هایی باشد) و باید در جهت ایجاد بازار یا به اعتبار دیگر ایجاد تحول در اقتصاد اقدام نماید. در جهت ایفای این نقش دولت باید در چهار حوزه و به شرح زیر اقدام نماید:

“(الف) تحقیقات مربوط به علم و فناوری در زمینه سیاست‌های جهت‌دار ماموریتی (ب) تحقیقات مربوط به اقتصاد توسعه در دولت توسعه‌گرا؛ (ج) تحقیقات اقتصاد تکاملی درباره تغییرات در مسیرهای تکنولوژیکی و ظهور پارادایم‌های تکنولوژیکی و اقتصادی؛ و (د) تحقیق در مورد وضعیت کارآفرینی که به صراحت در نقش ریسک‌پذیری بازیگران مختلف ظاهر می‌شود” (مازوکاتو، a2016، ۱۴۵).

تحقیقات مربوط به سیاست علم و فناوری: سیاست نوآوری جهت‌دار

سابقه سیاست نوآوری، به ویژه از طریق سیستم‌های رویکرد نوآوری، با توجه به توجیه عمق و وسعت سرمایه‌گذاری‌هایی که برای ظهور تغییرات تکنولوژیکی رادیکال ضروری است، بینش کلیدی درباره محدوده (تئوری شکست بازار) فراهم می‌آورد. سیاست نوآوری به لحاظ تاریخی، شکل واحدی گرفته است که چهار تابع زیر را انجام می‌دهد:

  1. حمایت از تحقیقات پایه
  2. توسعه و گسترش تکنولوژی‌های جامع
  3. توسعه بخش‌های خاص اقتصادی که برای نوآوری بسیار مهم هستند
  4. ارتقاء توسعه زیرساخت‌ها. توجیه سیاست‌های نوآوری در طول زمان تغییر کرده است چنانکه در حالی که انگیزه‌های نظامی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ غالب بود، هدف این سیاست‌ها در دهه ۱۹۷۰ بهبود وضعیت اقتصادی و رقابتی بوده است.

در دهه ۱۹۸۰، به دلیل شکست بازار، سیاست نوآوری به طور فزاینده‌ای توجیه شد. سیاست‌های نوآوری بر اساس انگیزه‌های نظامی به عنوان سیاست‌های جهت‌دار ماموریتی توصیف شده‌اند، زیرا هدف آنها دستیابی به اهداف فنی مشخص شده است. در سال‌های اخیر، چنین سیاست‌هایی برای رسیدگی به “چالش‌های بزرگ اجتماعی” مورد توجه قرار گرفته‌اند. در حالی که مأموریت‌های گذشته با هدف توسعه تکنولوژی خاص (با دستیابی به اهداف تکنولوژیکی که نشان می‌دهد ماموریت انجام شده است)، ماموریت‌های معاصر با چالش‌های گسترده‌تر و پایدارتری روبه‌رو می‌شوند که به تعهدات درازمدت برای توسعه راه‌حل‌های تکنولوژیک نیاز دارند. تجزیه و تحلیل دقیق تفاوت‌های بین پروژه‌های ماموریتی قدیمی و جدید نشان می‌دهد:

پروژه‌های قدیمی‌تر از طریق پروژه‌های خرید دولتی که از سایر بخش‌های اقتصاد جدا بودند، فن‌آوری‌های کاملا جدیدی را توسعه دادند، هرچند که اغلب بر ساختار صنایع مرتبط تاثیر گذاشت و منجر به تکنولوژی جدیدی شد که تاثیرات گسترده‌ای روی دیگر بخش‌ها داشت. در مقابل، پروژه‌های [معاصر] محیط زیستی [و دیگر پروژه‌ها]، باید خریدها و تدارکات را با بسیاری از سیاست‌های دیگر ترکیب کنند تا اثرات فراگیر بر کل ساختار تولید و مصرف در یک اقتصاد داشته باشند.

“سیاست‌های مبتنی بر چشم انداز ماموریت‌گرا سیستماتیک هستند این سیاست‌ها مجموعه‌ای از ابزارهای مالی و غیر مالی را برای ترویج اجرای یک ماموریت در بخش‌های مختلف، ایجاد مسیر بنیادی برای اقتصاد و گسترش شبکه لازم از عوامل عمومی و خصوصی مناسب، استفاده می‏‌کند”(مازوکاتو، ۲۰۱۶b، ۷).

با این‌حال تحقیق در این مورد اغلب نتوانسته است یک بینش تجربی برای ارائه یک نظریه کامل که مخالف با MFT است، ایجاد کند. در نتیجه، این مطالعات منجر به درک مفاهیم نظری و مشاوره سیاست در مورد نحوه مدیریت ابتکارات ماموریت‌گرا، بدون مقابله با توجیهات کلیدی سرمایه‌گذاری‌های ماموریت‌گرا شده است، آن هم به روشی که مخالف توجیه‌هایی است که از MFT بوجود می‌آیند. به طور خاص، این چارچوب محدود به آژانس‌هایی شده است که روی سیاست‌های علمی، فناوری و نوآوری متمرکز هستند.

انجام چنین کاری ارتباط بین انواع مالی و توسعه نوآوری را نادیده می‌گیرد. برای مثال، افزایش موسسات مالی دولتی مانند بانک‌های سرمایه‌گذاری دولتی (مانند KfW در آلمان یا بانک توسعه چین) به عنوان مبدا تامین مالی/ سرمایه‌گذاری ماموریت‌گرا، به ویژه به این دلیل است که بخش خصوصی به طور فزاینده‌ای از تأمین مالی اقتصاد واقعی کنار رفته است. در حالی که برنامه‌های مأموریتی در اصل پویا هستند، با حلقه‌های بازخورد بین ماموریت‌ها و دستاوردها، ابزارهایی که برای ارزیابی چنین سیاست‌های عمومی استفاده می‌شود، ایستا باقی مانده است. به همین علت، تحقیقات مربوط به سیاست‌های ماموریت‌گرا در حال حاضر محدود به یک منطقه کوچک از تحقیقات و عملیات مربوط به سیاست است و تأثیر کمی بر نحوه درک و دریافت اقتصاددانان از سیاست‌های عمومی دارد (مازوکاتو،۲۰۱۶a، ۱۴۶).

نتیجه اینکه “سیاست‌‏های ماموریت‌گرا می‏‌تواند به عنوان سیاست‌های عمومی سیستماتیک تعریف شود که دانش مرزی را برای رسیدن به اهداف خاص و یا “علم بزرگ برای حل مشکلات بزرگ” به کار می‌گیرد. سیاست‌های ماموریت سیستماتیک باید بر اساس تشخیص و پیش آگهی صحیح و روشن (پیش بینی) باشد. این نیازمند نه تنها شناسایی پیوندهای گم شده، خرابی‏‌ها و تنگناها؛ ضعف‌ها یا چالش‌های سیستم ملی نوآوری، بلکه شناسایی نقاط قوت سیستم است.

پیش‌بینی برای بررسی فرصت‌های آینده و همچنین شناسایی چگونگی استفاده از نقاط قوت برای غلبه بر نقاط ضعف، ضروری است. این تشخیص باید در طراحی راهبردهای مشخص، موسسات جدید و ارتباطات جدید در سیستم نوآوری استفاده شود.” (مازوکاتو، ۲۰۱۶b، ۸). باید توجه داشت که “مأموریت‌ها همان چالش‌های اجتماعی نیستند. چالش‌های اجتماعی نشان‌دهنده مشکلات بزرگ و ماندگار جوامع است. مأموریت‌ها اهداف و مسیرهای مشخصی را برای رسیدگی به یک چالش اجتماعی تعیین می‌کنند و مجموعه‌ای متنوع از بخش‌های مختلف را برای این منظور بسیج می‌کنند. بنابراین سیاست نوآوری هدفمند‌گرا نیازمند نوع جدیدی از سیاست‏‌های صنعتی است که روش‌های جدید تولید (و توزیع) را در بخش‌های مختلف عرضه می‌کند”.

جمع‌بندی

در این گزارش به بررسی آرای مازوکاتو در رابطه با لزوم دخالت دولت- با تاکید بر این که دولت در چه نوآوری‌هایی سرمایه‌گذاری کند- در اقتصاد پرداخته شد. بررسی اندیشه‌های این محقق نشان دهنده این واقعیت است که سیاست‌های ماموریتی نیازمند وجود دولتی هستند که دارای صلاحیت‌های خاص باشد یا این صلاحیت‌ها را ایجاد کند. به عبارت دیگر، آنها نیاز به ظرفیت دولت و سیاست برای اجرای آنها دارند معمولا در سیاست‌های ماموریت‌گرا به نقش سازمان‌ها یا موسسات بزرگ(مانند DARPA یا NIH در ایالات متحده و یا MITI در ژاپن) توجه می‌شود.

تا همین اواخر، تمرکز کمتری بر نقش شبکه گسترده‌ای از موسسات، بازیگران، استراتژی‌ها و سازمان‌ها و اطلاعات توزیع شده میان آنها می‌شد. در حالیکه برای ایجاد یک مأموریت عملی و کاربردی برای یک سیستم ملی نوآوری، بسیار مهم است که دولت بتواند این اطلاعات و آگاهی‌های توزیع شده و به ویژه قابلیت‌ها و صلاحیت‌های بخش دولتی، بخش خصوصی و بخش علمی / دانشگاهی را شناسایی کند.

نظر بدهید