مروری بر وضعیت و چشم‌انداز صنعت پتروشیمی

عیسی پریزادی

0
107

ناظر اقتصاد: در این گزارش، به بررسی وضعیت صنعت پتروشیمی و روندهای آتی خواهیم پرداخت. بررسی‌های گوناگون نشان می‌دهد تقاضای اولیه انرژی در دنیا از سال ۲۰۳۵ علی رغم رشد جمعیت و رشد اقتصادی، روندی ایستا و یکنواخت را طی خواهد کرد. در واقع پس از یک دوره صد ساله رشد سریع، تقاضا برای انرژی در سطح جهان از سال ۲۰۳۰ به بعد یک روند یکنواخت را در پیش می‏‌گیرد و این امر علی رغم دوبرابر شدن تولید ناخالص داخلی دنیا در دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۵۰ خواهد بود.

به عبارت دیگر علی رغم دو برابرشدن و رشد ۱۰۰ درصدی اقتصاد دنیا در این دوره، تقاضا برای انرژی در این دوره تنها ۱۴ درصد رشد خواهد کرد و این اولین بار در طول تاریخ خواهد بود که رشد اقتصادی و رشد تقاضای انرژی از هم جدا می‌‏شوند. دلیل اصلی این موضوع افزایش سهم انرژی‌‏های تجدیدپذیر در سبد انرژی مصرفی دنیا خواهد بود که جایگزین نسل فناوری‏‌های سوخت فسیلی خواهند شد و کارایی بیشتری نسبت به انرژی‌‏های فسیلی دارند.

تقسیم‌بندی صنایع نفت و گاز

صنعت نفت و گاز به دو بخش کلی بالادستی و پائین دستی تقسیم می‏‌شود. در بخش بالادستی و به دنبال نیروهای مخربی که در دو دهه آینده نقش آفرینی خواهند کرد تقاضا برای نفت کاهش چشم‌گیری را تجربه خواهد کرد.

تقاضا برای نفت در سه دهه گذشته به طور متوسط هر سال بیش از ۱ درصد رشد داشته است اما بررسی‌‏ها نشان می‌‏دهد که از ۲۰۲۰ به بعد این رشد روندی کاهنده در پیش خواهد گرفت و در نهایت در اوایل دهه ۲۰۳۰ (در سال ۲۰۳۳) به اوج خود رسیده و حدود ۱۰۸ میلیون بشکه در روز خواهد بود و پس از آن با نرخ رشد منفی ادامه خواهد داد.

دلیل اصلی این کاهش تقاضا به بخش حمل و نقل جاده‏ای برمی‌گردد که با پذیرفتن خودروهای الکتریکی در نهایت در سال ۲۰۲۵ به نقطه اوج خود خواهد رسید و پس از آن طی یک روند نزولی در نهایت در سال ۲۰۵۰ تنها حدود ۳۰ میلیون بشکه در روز مورد نیاز این بخش خواهد بود.

به دنبال افت تقاضا در بخش حمل و نقل جاده‏‌ای از ۲۰۲۵ به بعد، رشد تقاضا در بخش شیمیایی، تا سال ۲۰۳۵ نقش اصلی و در واقع موتور محرک رشد تقاضا برای نفت را ایفا خواهد کرد. البته روند رشد تقاضا در بخش شیمیایی نیز از ۲۰۳۰ به بعد روندی نزولی را در پیش خواهد گرفت که دلیل اصلی این امر را افزایش نرخ بازیافت پلاستیک در دنیا می‏‌دانند.

در حوزه پائین دستی و به صورت مشخص، صنعت پتروشیمی نیز باید گفت در حال حاضر به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون بشکه نفت خام و ۱۰۵ میلیارد فوت مکعب حجم گاز در این بخش مصرف می‌شود.

خوراک ذغال سنگ نیز سالانه تقریبا به مقدار ۸۰ میلیون تن است. صنایع شیمایی طی دو دهه گذشته منتهی به سال ۲۰۱۸ بیشترین بازدهی را در بازارهای بورس نصیب سهامداران خود کرده و به نسبت سایر صنایع بازده بالاتری داشته است.

در واقع متوسط نرخ رشد بازده سهامداران صنایع شیمیایی در طی این دوره سالی ۱۱ درصد بوده است در حالیکه نرخ رشد بازده کل سهامداران در همه صنایع به طور متوسط سالی ۶ درصد بوده است. دو عاملی که طی ۱۵ سال اول هزاره جدید (یعنی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵) بیشترین نقش را در رشد این صنعت ایفا کرده‏‌اند «خوراک ارزان» و «رشد بالای تقاضا در بازارهای نوظهور» بوده است.

روند سرمایه‌گذاری صنعت پتروشیمی در آینده

اما پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری براساس خوراک ارزان از سال ۲۰۲۰ به بعد رو به کاهش خواهد گذاشت. مناطق خاورمیانه و آمریکای شمالی که در سالیان اخیر به شدت از این مزیت برخوردار بوده‏‌اند متوجه این محدودیت‌‏های سرمایه‌گذاری در این عرصه شده‌اند.

در خاورمیانه نیز به وضوح مشاهده می‌شود که تمرکز سرمایه‌‏گذاری‌‏‏ها بر روی احداث واحدهای پتروشیمی خوراک مایع (مانند نفتا و گازوئیل) یا ترکیبی (مایع و گاز) به جای صرفا خوراک گازی رفته است.

در آمریکای شمالی نیز به دنبال افزایش ظرفیت واحدهای اتیلنی در دهه آینده و همچنین فرصت‌‏های صادراتی، تقاضا برای اتان و پروپان افزایش یافته و این به نوبه خوب موجب افزایش قیمت‏‌های مذکور شده و در نتیجه مزیت خوراک ارزان در این منطقه نیز به مرور از دست خواهد رفت.

البته این بدان معنا نیست که در سایر مناطق دنیا نیز امکان بهره برداری از مزیت خوراک ارزان نخواهد بود کما اینکه در مناطقی همچون عراق و قزاقستان و حتی آرژانتین (به دلیل دورنمای وجود منابع گاز شیل فراوان) امکان استفاده از مزیت خوراک ارزان گازی در آینده نزدیک کماکان فراهم خواهد بود اما با این حال اندازه این فرصت‌‏ها، درجه مزیت هزینه‌‏ای آنها و دسترسی آنها به بازارهای پائین دستی، جذابیت‏‌های زیادی برای این فرصت‌‏ها فراهم نمی‏‌آورد و به پای جذابیت‌‏هایی که چنین فرصت‌‏هایی در سال‌‏های اخیر برای خاورمیانه و آمریکای شمالی به ارمغان آورد نمی‏‌رسد.

دلایل عدم تحقق نرخ رشد بالا در صنعت پتروشیمی

۱- بسته شدن پنجره فرصت دسترسی به خوراک ارزان

مبتنی بر تحلیل‏‌های مک کینزی پتانسیل‌‏های سرمایه‌‏گذاری‏ براساس خوراک ارزان از سال ۲۰۲۰ به بعد رو به کاهش خواهد گذاشت. مناطق خاورمیانه و آمریکای شمالی که در سالیان اخیر به شدت از این مزیت برخوردار بوده‏‌اند متوجه این محدودیت‏‌های سرمایه‏‌گذاری‏ در این عرصه شده‏‌اند.

در خاورمیانه نیز به وضوح مشاهده می‌‏شود که تمرکز سرمایه‌‏گذاری‌‏‏ها بر روی احداث واحدهای پتروشیمی خوراک مایع (مانند نفتا و گازوئیل) یا ترکیبی (مایع و گاز) به جای صرفا خوراک گازی رفته است. در آمریکای شمالی نیز به دنبال افزایش ظرفیت واحدهای اتیلنی در دهه آینده و همچنین فرصت‏‌های صادراتی، تقاضا برای اتان و پروپان افزایش یافته و این به نوبه خوب موجب افزایش قیمت‌‏های مذکور شده و در نتیجه مزیت خوراک ارزان در این منطقه نیز به مرور از دست خواهد رفت.

البته این بدان معنا نیست که در سایر مناطق دنیا نیز امکان بهره برداری از مزیت خوراک ارزان نخواهد بود کما اینکه در مناطقی همچون عراق و قزاقستان و حتی آرژانتین (به دلیل دورنمای وجود منابع گاز شیل فراوان) امکان استفاده از مزیت خوراک ارزان گازی در آینده نزدیک کماکان فراهم خواهد بود اما با این حال اندازه این فرصت‏‌ها، درجه مزیت هزینه‏‌ای آنها و دسترسی آنها به بازارهای پائین دستی، جذابیت‏‌های زیادی برای این فرصت‏‌ها فراهم نمی‌‏آورد و به پای جذابیت‏‌هایی که چنین فرصت‌‏هایی در سال‌‏های اخیر برای خاورمیانه و آمریکای شمالی به ارمغان آورد نمی‏‌رسد.

۲- نرخ رشد صنعت پتروشیمی در سال‌‏های آینده به سرعت گذشته نخواهد بود

نرخ رشد اقتصاد چین در سال‏‌های اخیر افت کرده است و پیش بینی می‌‏شود در سال‌‏های آینده نیز کمتر خواهد شد. از آن طرف سرانه مصرف فرآورده‌‏های شیمیایی در چین با نرخ کمتری نسبت به نرخ رشد اقتصادی به پیش خواهد رفت. از طرف دیگر اقتصاد کلان چین نیز از مرحله توسعه سرمایه‌‏گذاری‌‏‏ها بر زیرساخت‌‏ها به مرحله جدیدی وارد خواهد شد و تمرکز بر اقتصاد سرویس محور ایجاد خواهد شد که خود به خود تقاضا برای محصولات پتروشیمی و شیمیایی را کمتر خواهد کرد.

پیش بینی مک کینزی نیز آن است که نرخ رشد ۳.۶ درصدی صنعت پتروشیمی در یک دهه اخیر در سال‌‏های آتی تا ۲۰۳۰ به ۲ تا ۳ درصد محدود گردد. البته ممکن است در برخی سال‌‏ها و همزمان با رشد اقتصادی کشورهایی همچون هند و اندونزی و پاکستان و برخی کشورهای آفریقایی، رشد تقاضا در خصوص محصولات صنعت پتروشیمی را نیز شاهد باشیم اما این رشد تقاضا نمی‌‏تواند ادامه دار و پایدار باشد.

۳- کاهش حاشیه سود در برخی از فرآورده‏‌های پتروشیمی کماکان ادامه خواهد داشت

بیشترین کاهش حاشیه سود در سالیان اخیر در زنجیره فرآورده‌‏های آروماتیک مانند پارازایلین، ترفتالیک اسید، فنول و پلی آمید بوده است. با توجه به ساختار رقابتی شکل گرفته شده و ورود بازیگران جدید در این زنجیره‏‌ها، بنظر نمی‏‌رسد فرصت‏‌های بهبود حاشیه سود در این حوزه را بتوان در سال‌‏های آتی متصور بود.

در مجموع و با توجه به تمام ملاحظات پیش گفته به نظر می‏‌رسد پیش بینی‏‌های مک کینزی حاکی از آن است که فرصت‌‏های سرمایه‌گذاری واقعی اندکی در دوره ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ برای استفاده از مزیت‌‏های خوراک ارزان فراهم خواهد بود. دیگر مشابه اوایل دوره ۲۰۰۰ نخواهد بود که نیمی از سرمایه‏‌گذاری‌‏‏های صورت گرفته در صنعت پتروشیمی بر روی بهره برداری از مزیت خوراک ارزان متمرکز بوده و در نتیجه صرف احداث زنجیره‌‏های متان (C1) و اتان (C2) می‏شد.

در نتیجه پیش بینی می‌‏شود که از سال ۲۰۲۰ که فرصت‏‌های سرمایه‌‏گذاری‏ جذابی به منظور بهره برداری از مزیت خوراک گازی ارزان وجود نخواهد داشت تمرکز سرمایه‌‏گذاری‌‏‏ها بر روی زنجیره اتیلن خواهد رفت که مبتنی بر خوراک مایع (نفتا و گازوئیل و خوراک‏های سنگین تر) می‏‌باشند. منطق منحنی هزینه هم حکم می‏‌کند که بازده سرمایه‌‏گذاری‌‏‏ها در این حوزه نزدیک به نرخ هزینه سرمایه خواهد بود و این تلویحا بدین معناست که نباید انتظار نرخ‌‏های جذاب بازده سرمایه‌‏گذاری‏‌‏های روی زنجیره‏‌های C1 و C2 (خوراک ارزان گازی) را داشته باشیم.

صنعت پالایشی و آینده پیش رو

مبتنی بر تجزیه و تحلیل‌‏های مک کینزی تقاضای جهانی برای محصولات پالایشی در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۳۰، به طور متوسط سالی ۰.۸ درصد رشد را تجربه خواهد کرد. آسیا (با در اختیار داشتن نیمی از جمعیت دنیا) کماکان اصلی ترین منبع رشد تقاضای جهانی در محصولات پالایشی خواهد بود. البته متوسط نرخ رشد سالانه در منطقه آسیا نیز به نسبت دهه قبل کمتر خواهد بود.

در واقع متوسط نرخ رشد سالانه صنعت پالایشی آسیا در دوره ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷ حدود ۲ الی ۳ درصد بوده است و این در حالی است که پیش بینی می‌‏شود تقاضا برای محصولات پالایشی در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۳۰ در آسیا به طور متوسط سالی ۱.۶ درصد رشد نماید. دلایل این کاهش نرخ رشد تقاضا در سالیان آتی، کاهش شدت انرژی به ویژه در بخش صنعت، افزایش کارایی انرژی، روند رو به رشد استفاده از انرژی‌‏های تجدیدپذیر و… می‌‏باشد.

بیشترین نرخ رشد سالانه تقاضا برای انرژی در دوره پیش رو به آفریقا اختصاص دارد که به طور متوسط سالی ۲.۲ درصد رشد تقاضا دارد. در نمودار شماره یک متوسط نرخ رشد سالانه تقاضا برای گروه محصولات مختلف صنعت پالایشی و به تفکیک مناطق مختلف نشان داده شده است.

مروری بر وضعیت و چشم‌انداز صنعت پتروشیمی
نمودار ۱: تحلیل رشد تقاضا برای بخش‌‏های مختلف محصولات پالایشی

همانطور که در نمودار یک پیداست، نفتا دارای بیشترین متوسط نرخ رشد سالانه در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۳۰ می‏‌باشد که تمام این رشد تقاضا برای نفتا نیز از ناحیه آسیا خواهد بود. عمده مصرف نفتا در بخش پتروشیمی و برای تولید فرآورده‌‏های اتیلنی می‌‏باشد. پس از نفتا، سوخت جت با نرخ رشد ۲.۲ سالانه در مرتبه دوم قرار دارد و پس از این دو گروه محصولات روان کار(لابریکنت ها) با ۱.۶ درصد رشد در جایگاه سوم قرار دارد.

در نمودار شماره یک وضعیت افزایش ظرفیت تقطیر در سال‌‏های پیش رو به تفکیک مناطق مختلف نشان داده شده است.

همانطور که پیداست، آسیا و خاورمیانه بیشترین نقش را در افزایش ظرفیت تقطیر در سال‌‏های آتی بازی می‌‏کنند. علاوه بر این دو منطقه، برخی پروژه‌‏های سرمایه‌‏گذاری‏ از صفر در برخی کشورها در حال اجراست که در سال‏‌های آتی به طرف عرضه دنیا اضافه می‏‌شوند: پروژه پالایشگاه علیاگا (در منطقه ازمیر) ترکیه با ظرفیت پالایش ۲۱۴ هزار بشکه در روز، پالایشگاه دانگوت نیجریه با ظرفیت پالایش ۵۰۰ هزار بشکه در روز.

مروری بر وضعیت و چشم‌انداز صنعت پتروشیمی
نمودار ۲: برنامه‏‌ریز‏ی افزایش ظرفیت تقطیر در سال‏‌های آتی

نرخ افزایش ظرفیت واحدهای تبدیل در بخش پالایشگاهی دوبرابر نرخ افزایش ظرفیت تقطیر است. در واقع نرخ رشد سالانه ظرفیت در این بخش تا سال ۲۰۲۰ به طور متوسط ۱.۹ درصد است. مجددا در خصوص واحدهای تبدیلی نیز همانند بخش تقطیر بار اصلی این افزایش ظرفیت بر دوش دو منطقه آسیا و خاورمیانه است. در نمودار شماره ۳ این موضوع نشان داده شده است.

مروری بر وضعیت و چشم‌انداز صنعت پتروشیمی
نمودار ۳: پروژه‌‏های توسعه ظرفیت تبدیل به تفکیک مناطق جغرافیایی در سال‌‏های آتی

جمع‌بندی

حوزه نفت و گاز یک صنعت بسیار وسیع با حلقه‌‏های مختلف زنجیره ارزش و جذابیت‌‏های کسب وکاری مختلف در حلقه‌‏ها و بخش‌ها و زیربخش‌‏های مختلف آن است.

تمرکز این گزارش در وهله اول بر روی حلقه‌های پائین دستی نفت و گاز و به صورت مشخص دو حلقه پالایشی و پتروشیمی بود. در واقع زیربخش‌‌های این دو حلقه پائین دستی در این گزارش تشریح گردید. قیمت خوراک، هزینه‌‏های حمل و نقل و هزینه‏‌های عملیات سه آیتم اصلی هزینه‏‌ای در یک مجموعه پالایشی و نفتی محسوب می‏‌شود.

از آن طرف ارزش افزوده محصولات تولیدی مجموعه‌‏های پالایشی و نفتی ربط مستقیم به درجه پیچیدگی مجموعه پالایشی و نفتی دارد. بررسی‏‌های مک کینزی هم نشان می‌دهد که هزینه‌های عملیات در منطقه خاورمیانه کمترین در دنیا است و دلیل اصلی این موضوع نیز پیچیدگی اندک فرایندهای پالایشی و نفتی است.

نظر بدهید