فهم توسعه و کاهش فقر (از منظر نوبلیست‌های سال ۲۰۱۹)

سعید قربانی

0
263

ناظر اقتصاد: در این گزارش به بررسی راه‌کارهای کاهش فقر از منظر نوبلیست‌های سال ۲۰۱۹ پرداخته خواهد شد. علیرغم پیشرفت گسترده در چند دهه گذشته، فقر جهانی در تمام ابعاد آن به یک مشکل گسترده تبدیل شده است. به عنوان مثال، امروز بیش از ۷۰۰ میلیون نفر از درآمد بسیار ناچیز برخوردار هستند.

هر ساله، ۵ میلیون کودک زیر ۵ سال در اثر بیماری‌های مختلف جان خود را از دست می‌دهند که غالباً با اقدامات مداخله‌ای قابل درمان یا پیشگیری هستند. امروزه بسیازی از کودکان در کشورهای کم درآمد و متوسط مجبور به ترک تحصیل می‌شوند که در نتیجه فاقد مهارت خواندن، نوشتن و ریاضیات هستند. در نتیجه چگونگی کاهش فقر جهانی همچنان یکی از مهمترین سوالات بشر است.

بنابراین چگونه بهترین راهکارها برای کمک به افراد فقیر را شناسایی کنیم؟ جوایز نوبل امسال در علوم اقتصادی به رویکرد تجربی در اقتصاد توسعه و راه‌های کنترل فقر جهانی و ارائه بهترین راه، داده شده است. نوآوری در دو زمینه باعث ایجاد تحول در این حوزه شده است. اول، آنگوس دیاتون ، برنده جایزه نوبل سال ۲۰۱۵، تحقیق در اقتصاد توسعه را به سمت تجزیه و تحلیل اقتصاد خرد پیش برد.

او همچنین از این ایده پشتیبانی می‌کرد که اندازه‌گیری رفاه جامعه به علاوه سلامت جامعه (بهزیستی جامعه) به خصوص بهزیستی افراد فقیر، بایستی در مبارزه با فقر جستجو گردد. دوم، به اصطلاح انقلاب اعتبار ، که نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۹۰ در اقتصاد کارگری آغاز شد، تحقیقات را به چند زمینه سوق داد تا تمرکز بیشتر روی برآورد اثرات علی عوامل این رویداد باشد. علاوه بر این، یک نظریه اقتصاد خرد مفصل در مورد چگونگی اطلاعات، انگیزه‌ها، محدودیت‌های رفتاری و رفتار انسان را شکل می‌دهد. این تئوری به پژوهشگران ابزار تحلیلی قدرتمند برای تجزیه و تحلیل عوامل فقر و کانال‌های کاهش آن داده است. این دستاوردهای روش شناختی پیش شرط لازم برای تحول را به وجود آورده است.

ارائه رویکردی تجربی در زمینه پاسخگویی به عوامل فقر و راه‌های کاهش آن توسط برندگان نوبل ۲۰۱۹ (بانرجی ، دافلو و کرمر ) موجب تحول در اقتصاد توسعه شده است. رویکرد آنها با نظریه اقتصاد خرد و استفاده از داده‌های خرد اقتصادی است. اما آنها تمرکز خود را به سمت شناختن سیاست‌های قابل اعمال برای ساختن رابطه علی برای ادعاهای خود کردند.

تعداد زیادی از نتایج مشخص در مورد سازوکارهای خاص کاهش فقر و مداخلات خاص برای آن توسط این سه اقتصاددان ارائه شده است. برای مثال، در مورد آموزش، شواهد محکم نشان می‌دهد که اشتغال معلمان حق‌التدریس به طور کلی روشی مقرون به صرفه برای بهبود یادگیری دانش آموزان است. در زمینه سلامت، سرمایه‌گذاری افراد فقیر در مراقبت‌های پیشگیرانه نشان داده است که نسبت به قیمت محصولات و خدمات بهداشتی بسیار حساس هستند و دلیلی خوبی برای ارائه یارانه برای چنین سرمایه‌گذاری هایی است.

تحقیقات این سه اقتصاددان بیشتر بر حوزه آموزش و بهداشت متمرکز بوده است؛ هرچند آنها در حوزه‌های دیگری نیز تحقیقاتی را انجام داده‌اند. آنها در یکی از مهم‌ترین تحقیقات خود که به سرپرستی پروفسور کرمر انجام شده، به بررسی کارآمدترین راهکارها برای بهبود عملکرد دانش‌آموزان در جوامع بسیار فقیر پرداخته‌اند. این محققان اقتصادی با انجام چندین آزمایش میدانی در مناطق غربی کشور آفریقایی کنیا، متوجه شدند که کمبود منابع و امکانات دلیل اصلی عملکرد ضعیف مدارس و دانش‌آموزان نیست، بلکه فقدان حمایت آموزشی و پاسخگو نبودن معلمان به‌طور کلی تأثیر بیشتری بر ضعف دانش‌آموزان و مدارس دارد.

دامنه تحقیقات برندگان نوبل

۱) در اواسط دهه ۱۹۹۰، کرمر و همکارانش مجموعه از آزمایش‌های کنترل شده تصادفی را در مدرسه‌ای در کنیا آغاز کردند. در واقع رویکرد آنها، مربوط به چگونگی افزایش سرمایه انسانی در کشورهای با درآمد کم، این بود که مباحث خاص وکوچکتر و قابل کنترل‌تر که هر کدام از طریق یک آزمایش میدانی با دقت بالا قابل آزمایش بود را مطالعه کنند. پس از آن بانرجی و دافلو همراه با کرامر و دیگر همکاران، مجموعه مباحث آموزش را گسترش داده و دامنه تحقیق را به سایر حوزه‌ها از حمله بهداشت، اعتبار و کشاورزی گسترش دادند.

۲) در یک سری از همکاری‌ها، بانرجی و دافلو بیان کردند که مطالعات اقتصاد خرد می‌تواند به ما در حل معمای توسعه کمک کند: چه چیزی تفاوت عظیم درآمد سرانه در بین کشورها را توضیح می‌دهد؟ آنها برای پاسخ به این سوال از یک واقعیت تجربی شروع کردند: اقتصادهای کم درآمد و متوسط شامل ناهمگونی‌های عظیمی در نرخ بازده عوامل تولید در داخل کشورها هستند. به عبارت دیگر، برخی از بنگاه‌ها و افراد در کشورهای در حال توسعه از جدیدترین فناوری استفاده می‌کنند، در حالی که برخی دیگر در همان کشور از روش‌های تولیدی منسوخ شده استفاده می‌کنند. در کشورهای با درآمد بالا، این اختلافات درون بخشی در بهره‌وری بسیار کوچکتر است. درک عمیقتر از مسئله توسعه نیاز به این توضیح دارد که چرا برخی بنگاه‌ها و افراد از بهترین فرصت‌ها و فناوری‌های موجود استفاده نمی‌کنند. بانرجی و دافلو همچنین اظهار داشتند که این جابجایی ها را می‌توان به دلیل نقص‌های مختلف بازار و نقص دولت مرتبط دانست.

۳) سرانجام، با طراحی روش‌های تحقیقی جدید تجربی و پرداختن به چالش اصلی تعمیم نتایج حاصل از آزمایش خاص-مسئله اعتبار بیرونی – برندگان جایزه نوبل رویکرد متحول شده را در اقتصاد توسعه ارائه کردند.
یافته‌های مهم مطالعات کرمر، بانرجی و دافلو

دافلو و بانرجی نه‌تنها جواب درست مسئله را در تحقیقات خود پیدا کردند، بلکه با شناسایی عوامل مسئله، یک دید جدید نسبت به علل شکل‌گیری آن‌ها صورت گرفت. یکی از توجیه‌های موجود برای پایداری فقر که مربوط به همین بحث بهداشت می‌شود، عدم توجه افراد فقیر به اعمال پیشگیرانه است. معمولا بیشتر درآمد فقرا صرف هزینه‌های درمان می‌شود در صورتی‌که هزینه پیشگیری در اکثر مواقع، از یک‌دهم هزینه‌های درمانی نیز کمتر است.

این افراد توجیه خود برای این اتفاق را با سه عامل توضیح می‌دهند:

۱) افراد فقیر پیشگیری نمی‌کنند، اما نه به خاطر اهمیت ندادن، بلکه دلیل اصلی آن در اختیار نداشتن اطلاعات کافی است. اطلاعاتی مانند عدم آگاهی از تفاوت میان هزینه‌های پیشگیری و درمان یا میزان درخطر بودن. وقتی شما کارهای پیشگیرانه انجام می‌دهید، در ازای آن نتیجه‌ای نمی‌بینید. وقتی‌که فردی در زیر توری خواب استراحت می‌کند، به مالاریا دچار نمی‌شود که نتیجه آن قابل‌لمس نیست. حتی افراد تحصیل‌کرده نیز ممکن است دچار این اشتباه بشوند، بسیاری از ما ممکن است هشدارهای مربوط به‌نوعی از سرماخوردگی را جدی نگیریم تا پس‌ازآن به هزینه‌های بیشتری دچار شویم.

۲) مشکل بعدی در جوامع فقیر، اعتماد به دولت‌هاست. در بسیاری از کشورها به دلیل عدم تقارن اطلاعات و تجارب نامناسب گذشته، اعتماد میان دولت و مردم بسیار پایین است. در چنین شرایطی، مردم انگیزه کافی برای قبول کردن توصیه‌های دولت در ارتباط با مقابله و پیشگیری بیماری‌ها را ندارند.

۳) هنگامی‌که شما مجبورید برای پیشگیری از بیماری فعالیتی را به‌صورت هفتگی انجام دهید، به دلیل قابل‌لمس نبودن نتایج انگیزه بیشتری برای تعویق آن وجود دارد. با گذر زمان، هر هفته که مبتلا نمی‌شوید درک شما از ریسک ابتلا کمتر شده و انگیزه تعویق اندازی بالاتر می‌رود. این روند نیز تا زمان ابتلا پیش‌ خواهد رفت.

مهمترین یافته این اقتصاددانان این بود که یک تئوری خوب ممکن است برای کشف مکانیسم‌های احتمالی فقر و راه‌های موثر مبارزه با آن بسیار مهم باشد. اما برای هدایت سیاست کافی نیست. در حالی که تئوری می‌تواند انگیزه های خاصی را مشخص کند اما قدرتمند بودن راهکارها در عمل را بیان نمی‌کند. به عبارتی آنها به این یافته رسیدند که در راستای کاهش فقر یک راه کلی وجود ندارد بلکه باید با استفاده از آزمایش‌های میدانی با استفاده از گروه‌های کنترل شده تصادفی به بررسی هر یک از عوامل پرداخت.

نکته مهم دیگر این است که تحقیقات این اقتصاددان‌ها نشان می‌دهد درباره اهمیت دو عامل در رفع فقر یعنی کمک های خارجی و تجارت آزاد با کشورهای فقیر، اغراق شده است. سازمان ملل تخمین زده از سال ۲۰۰۰ تا کنون فقر در جهان به کمتر از نصف کاهش یافته اما در کشورهای در حال توسعه از هر ۱۰ نفر یک نفر هنوز هم با کمتر از ۱.۹ دلار در روز زندگی می کند. در بخش هایی از آفریقا این نسبت به ۴۲ درصد افزایش می‌یابد. این آمارها به وضوح نشان می‌دهد تلاش‌هایی که تاکنون برای رفع فقر صورت گرفته کافی نبوده اما نکته مهمتر این است که به نظر می‌رسد تلاش‌ها در مسیر درست و موثر انجام نشده است.

تحقیقات میدانی و آزمون‌های عملی یعنی روش اقتصاددان‌هایی که امسال جایزه نوبل را در رشته اقتصاد به دست آوردند، راه را برای درک بهتر مشکلات مختلف و حل آنها هموار می‌کند. این تحقیقات نه تنها ثابت می‌کند روش‌های موثر برای غلبه بر فقر و بیماری‌ها در اقتصادهای فقیر و در حال توسعه وجود دارد؛ بلکه نشان می‌دهد برخی تصورات درباره روش‌های غلبه بر مشکلات یاد شده اشتباه بوده‌اند و باید کنار گذاشته شوند. اصلاح دیدگاه‌ها و مطرح شدن احتمال اشتباه بودن باورهای جاافتاده نتیجه‌ای بسیار ارزشمند از تحقیقات میدانی اقتصاددانان یاد شده است.

البته برای اثرگذار بودن رویکرد ارائه شده از سوی این سه نفر ضروری است دانشمندان دیگر حوزه‌های علمی از این رویکرد تجربه‌گرا و تحقیقات میدانی بهره ببرند. در چند دهه اخیر برندگان جوایز نوبل به دستاوردهای بزرگی دست یافته‌اند و آن را در اختیار همگان قرار داده‌اند. حوزه‌هایی نظیر اقتصاد رفتاری سال‌ها است مورد توجه است و تحقیقات نظری درباره آن انجام می‌شود، اما میزان بهره‌گیری از نتایج این تحقیقات در رفع مسائل جهان کافی نیست. دستاورد مهم سه اقتصاددانی که امسال جایزه نوبل را در رشته اقتصاد دریافت کردند اثبات اثرگذاری بالای روش‌های مساله محور است.

به باور کارشناسان، بهره‌گیری از این روش در حوزه‌های دیگر امکان‌پذیر، سودمند و حتی ضروری است. اقتصاددان‌ها معمولا به تحقیقات نظری می‌پردازند و دیدگاه‌شان به مسائل کلی است؛ اما تا وقتی مسائل به اجزای تشکیل‌دهنده آنها تجزیه نشود درک صحیح از آنها حاصل نخواهد شد و طبیعی است که رفع این مشکلات دشوار است. سه اقتصاددان برنده جایزه نوبل اقتصاد معتقدند باید ابتدا به روش تجربی و با تحقیقات میدانی، درکی صحیح از مشکل پیدا کرد و سپس با بهره‌گیری از مبانی علمی و آزمون و خطا، به حل مشکلات پرداخت.

توصیه‌های سیاستی و کاهش فقر

۱. وام‌دهی خرد چندان از جنس معجره‌ای نیست که طرفداران آن ادعا می‌کردند و کمتر از آنچه پیش از این اندیشیده می‌شد روشی انقلابی برای کارآفرینی و مبارزه با فقر است.

۲. فقرا اغلب به این دلیل ساده به کسب و کارهای خرد روی می‌آورند که چاره‌ دیگری ندارند، نه به این دلیل که استعداد، مهارت یا اشتیاق خاصی برای کارآفرینی دارند.

۳. دلایل خوبی وجود دارد که برخی بازارها برای فقرا وجود ندارند یا آنها با قیمت‌های بالایی در آن بازارها روبرو هستند که دولت‌ها می‌توانند با شرکت‌های خصوصی مانند اعتبار خرد و بیمه سلامت به ایجاد این نوع بازارها کمک کنند.

۴. فقرا اغلب به اطلاعات مهم دسترسی ندارند و به چیزهایی باور دارند که حقیقت ندارد. محدودیت‌هایی مانند عقاید خرافی و کمبود اطلاعات مطمئن آنها را از گرفتن تصمیمات درست باز می‌دارد.

۵. راهکار ترغیب فقرا به استفاده از خدمات پیشگیری کننده بیماری، الزاماً کاهش قیمت خدمات نیست بلکه آگاه‌سازی فقرا برای استفاده از این خدمات است.

۶. نحوه دادن اطلاعات به فقرا:

باید چیزی بگوییم که مردم هم اکنون نمی‌دانند.
باید به شیوه جذاب و ساده (مانند فیلم، نمایش تلویزیونی) انجام دهیم.

۷. قدرت دادن به مردم: نمونه دیگر از قدرت شگفت‌انگیز تغییرات کوچک، در قواعد حاکم بر فرآیندهای سیاسی محلی دیده می‌شود. جهان بینی جدید در بسیاری از نهادهای بین المللی این است که ما باید مسئولیت اطمینان از کارکرد بسیار خوب مدارس، درمانگاه‌ها و جاده‌های محلی را به خود ذینفعان بسپاریم. این کار معمولاً بدون پرسش از فقرا که آیا به راستی خواهان پذیرش این مسئولیت هستند، انجام می گیرد.

۸. کمبود منابع و امکانات دلیل اصلی عملکرد ضعیف مدارس و دانش‌آموزان نیست، بلکه فقدان حمایت آموزشی و پاسخگو نبودن معلمان به‌طور کلی تأثیر بیشتری بر ضعف دانش‌آموزان و مدارس دارد.

نظر بدهید