محرومیت

0
183

ناظر اقتصاد: فقر و محرومیت در بیشتر کشورها یکی از مسائل و مشکلات مهم برای برنامه‌ریزان دولتی به شمار می‌آید. همچنین برخورد دولت‌ها با این مشکل و اینکه چه راه‌کارهایی برای حل یا کاهش آن اتخاذ کنند، از مسائل مطرح و چالش برانگیز برای آنان می‌باشد (Pogheh, 2001). همه کشورهای جهان با معضل فقر روبه‌رو هستند. حتی در ثروتمندترین کشورهای جهان هم درصدی از مردم در فقر زندگی می‌کنند.

تعاریف محرومیت

محرومیت و فقر از جمله مفاهیمی هستند که صاحب نظران در خصوص تعاریف آن‌ها، اتفاق نظر ندارند، بعلاوه هر کسی می‌تواند با توجه به برداشت و انگاره‌های خود تعاریفی برای این مفهوم ارائه کند، که احتمالا با تعاریف دیگران کاملا متفاوت است. این تفاوت‌ها به‌طور کلی از موارد زیر نشأت می‌گیرند:

  1. نوع تفکر در مورد فلسفه وجودی انسان
  2. نقش انسان در اجتماع
  3. نوع تعریف از عدالت اجتماعی
  4. شرایط زمانی و مکانی

هسته اصلی فقر و محرومیت، کمبود و نیاز است. نیاز عبارت است از احساس یک کمبود، همراه با کوشش در جهت برطرف کردن آن. برای قضاوت و ارزیابی فقر و محرومیت باید نیازها و حد و مرز آن‌ها مشخص گردد. (سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۷۵)

محرومیت یکی از مفاهیم پیچیده است که تعاریف و تعابیر گوناگونی برای آن از سوی محققان مختلف با توجه به اهداف آنان ارائه شده و تعریفی از آنکه مورد توافق همه باشد، وجود ندارد؛ زیرا که محرومیت مقوله‌ای کیفی، به شدت نسبی و حتی اغلب اوقات تلقی مردم از آن ذهنی است (Kolali Moghadam, 2000).

جدول ۱: تعاریف مختلف از محرومیت

منبع

تعاریف

بهزادنسب (۱۳۸۶)

دور ماندن و دسترسی نداشتن به امکاناتی که معمولا باید در اختیار فرد باشد

کامیز و همکاران (۱۹۹۵)

اصطلاح محرومیت دلالت بر عدم وجود صفات اساسی و پسندیده مورد احترام جامعه، فقدان دارایی­ها و نیز عدم دسترسی به فرصت‌­هایی دارد که حداقل آن مورد پذیرش جامعه است

کمیته فرعی توسعه روستایی (۲۰۰۸)

محرویت به نیازهای برآورده نشده و مشکلات ایجاد شده به وسیله کمبود منابع و فرصت‌­ها (نه فقط پول) اشاره دارد

دولت ولزی (۲۰۱۱)محرومیت به معنی فقدان فرصت­‌ها و منابع برای آنچه که انتظار داریم که در جامعه به آن دسترسی داشته باشیم، برای مثال، غذا، بهداشت، امنیت از جرایم، محیط امن و پاک است
ولز (۲۰۱۰)

محرومیت به معنی فقدان ویژگی‌­ها و خصلت‌­های ضروری و مطلوب، مالکیت‌ها و فرصت‌هایی است که حداقل آن توسط جامعه مورد پذیرش است

کلالی مقدم (۱۳۷۸) و عسل فروش رضاییه (۱۳۷۵)

محرومیت می‌تواند به عنوان مجموعه‌ای بر تمام نارسایی‌­های حاصل از شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطی ارزیابی گردد که طبعأ منجر به پدید آمدن شرایط بحرانی برای یک ناحیه و منطقه می­‌گردد.

ابوخارمه و ابو السوندازه (۲۰۰۹)

محرومیت به عنوان «وضعیت آسیب‌­های اجتماعی و مادی» که بر روی فرد با خانواده و یا یک جامعه اثر دارد تعریف می‌شود

(پورطاهری و همکاران، ۱۳۹۳)

میزان ابتلا به فقر و محرومیت در کشورهای مختلف متفاوت است. در این میان برخی کشورهایی که فقر در آن‌ها نهادینه شده بود توانستند با در پیش گرفتن راهکارهایی موثر به درستی با آن مقابله کنند و سفره خانوارهایشان را غنی‌تر سازند. برخی دیگر اما هنوز در این راه به موفقیت محسوسی دست نیافته‌اند و میزان فقر در بین خانوارهایشان تفاوتی نکرده است. بررسی راهکارهایی که کشورهای موفق برای حل این معضل در پیش گرفته‌اند می‌تواند نقشه راه فقرزدایی را بیش از پیش کامل کند.

با وجود این که در دهه‌های اخیر پیشرفت‌های چشم‌گیری در زمینه کاهش فقر و محرومیت صورت گرفته است، اما با این وجود طبق آخرین آمارهای موجود (در سال ۲۰۱۵)، بیش از ۱۰ درصد مردم دنیا با روزی کمتر از ۱.۹ دلار زندگی می‌کنند. حدود ۱.۱ میلیارد در سال ۱۹۹۰ در فقر مطلق گرفتار بودند که در سال ۲۰۱۵ این تعداد به ۷۳۶ میلیون نفر کاهش یافته است (World Bank, 2018).

محرومیت
نمودار ۱: تعداد افراد فقیر دنیا در بازه ۱۹۹۰-۲۰۱۵
(world bank, 2016)

فقر مطلق و فقر نسبی

فقر مطلق به عنوان ناتوانی در کسب حداقل استاندارد زندگی تعریف شده است‏. اگر فردی در سطحی کمتر از این حداقل باشد توان لازم را برای ادامه زندگی نخواهد داشت‏. بر اساس این تعریف این تناقض پیش می‌‏آید که چگونه افراد بدون داشتن حداقل نیازهای اولیه قادر به زندگی خواهند بود؟ جواب این سؤال مطابق با نظر نظریه‌پردازان فقر مطلق، این است که آن‏ها برای مدت طولانی زنده نخواهند بود و اگر برای آن‌ها حداقل معاش فراهم نشود از گرسنگی خواهند مرد و شاید در کشوری نظیر بریتانیا در زمستان یخ خواهند زد (خدادادکاشی و دیگران، ۱۳۸۱).

بنابراین تعریف، فقر مطلق بستگی به چگونگی تعریف حداقل معاش دارد. برای این کار لازم است بدانیم مردم به چه چیز نیاز دارند و با دسترسی به چه میزان از کالاها و خدمات مشکل فقر آن‏ها برطرف خواهد شد. این نوع ایده از فقر مطلق یا حداقل معاش با آخرین کار بوت ( ١٨٨٩ ) و روانتری ( ١٩٠١ و ١٩۴١ ) مرتبط است.

در مقابل فقر مطلق، فقر نسبی قرار دارد که یک موضوع نسبی است که در آن داوری‌‏ها بر تعیین سطح فقر مؤثر است‏. فقر نسبی به عنوان ناتوانی در کسب یک سطح معین از استانداردهای زندگی که در جامعه فعلی لازم یا مطلوب تشخیص داده می‏‌شود، تعریف شده است.

در فقر نسبی که ناشی از اختلاف شدید درآمدی است فقر صرفا ناشی از فقدان منابع جهت تأمین نیازهای اساسی نیست بلکه ناشی از کمبود منابع فرد جهت دسترسی به حداقل استاندارد زندگی جامعه می‌‏باشد. بنابراین در تعریف فقر نسبی به نابرابری در توزیع درآمد و ثروت بیش از میزان مطلق درآمد افراد توجه می‏‌شود.

به منظور دستیابی به عمق نابرابری در توزیع درآمد (یا مصرف) بین افراد یا خانوارها می‌‏توان درصد کل درآمد دریافت شده توسط فقیرترین قشر جامعه را با درصد درآمد دریافت شده توسط ثروتمندترین قشر مقایسه کرد. البته باید توجه داشت که این مفهوم در کشورهای مختلف به صورت‌‏های مختلف تعریف می‏‌شود و در طی زمان بر اثر تحولات اقتصادی نیز تغییر یافته است.

محرومیت

فقر اولیه و فقر ثانویه

روانتری بین فقر اولیه و ثانویه نیز تفاوت قائل شده است‏. به نظر وی فقر اولیه، فقری است که در آن افراد در تأمین نیازهای اولیه و اساسی، به منابع دسترسی ندارند و فقر ثانویه فقری است که در آن افراد دسترسی به منابع اولیه را دارند، ولی توانایی استفاده از آن‌ها را برای افزایش سطح معاش خود ندارند.

نکته دیگری که در آن بین محققان و صاحب‌نظران اختلاف نظر وجود دارد رابطه فقر با رفاه اقتصادی است‏. برخی اعتقاد بر این دارند که فقر را باید از دیدگاه رفاهی نگریست و آن را به عنوان جزیی از رفاه و سلامت کلی خانوار اندازه گرفت‏. در کشورهای توسعه یافته بیشتر صاحب‌نظران در زمینه تعریف فقر و اندازه گیری آن از این دیدگاه پیروی می‌‏کنند. در مقابل افرادی نظیر بن (١٩٧٧) معتقدند که بهتر آن است که تعریف و اندازه گیری فقر از دیدگاه غیررفاهی مورد بررسی قرار گیرد و معیار اصلی، میزان منابع موجود در دسترس افراد خانواده صرف‌نظر از میزان رفاه آن‏ها باشد‏.

تبیین صحیح مفهوم فقر، به علت چند بعدی و پیچیده بودن آن، مستلزم بررسی میان رشته‌‏‏ای است. نگاه به توجهی که اقتصاددانان، جامعه شناسان و روان شناسان برای تعریف فقر مبذول داشته‌اند تا حدی پیچیدگی این پدیده را می‌‏رساند. جامعه شناسان، فقر را معیاری برای سنجش عدالت اجتماعی در یک جامعه می‏‌دانند و اقتصاددانان نیز درآمد افراد یا خانوارها و به عبارتی دیگر میزان درآمد سرانه را به عنوان شاخصی برای اندازه گیری فقر و غنای افراد یک جامعه در نظر می‏‌گیرند (برادشاو، ۲۰۰۶).

طبق این شاخص توزیع فقر در جامعه در سال ۱۹۹۲ به صورت زیر، که به جام مشهور است، بوده است‏. تا سال ۲۰۱۳ تغییر قابل توجهی در توزیع درآمد جهانی روی نداده است (بانک جهانی، ۲۰۱۳).

بانک جهانی در سال ۱۹۹۵ فقر را ناتوانی در دستیابی به حداقل استانداردهای زندگی تعریف نموده است. به موجب این تعریف، فقر به معنای ناتوانی در تحصیل منابع کافی برای ارضای نیازهای اساسی خویش از قبیل غذا، سرپناه، هزینه‌‏های درمان، تحصیل است.

شاخص‌های فقر و محرومیت

از دیدگاه بانک توسعه آسیا، فقر عبارت است از محرومیت از دارایی‌ها و فرصت‌هایی که هر فرد مستحق آن‌ها می‏‌باشد.

هفرنان و میسچرلی (۲۰۰۸) در یک بازبینی عمیق و دقیق از ۵۷۸ مطالعات انجام شده توسط دولت‏‌ها و انجمن‏‌ها از سال ۱۹۷۰ تا سال ۲۰۰۰ در مورد فقر، ۱۵۹ تعریف فقر را تجزیه و تحلیل نموده‌اند. آن‌ها تعاریف متعدد فقر را در قالب هفت شاخه اصلی طبقه بندی کرده‌اند.

  1. فاکتورهای فیزیکی: غذا، آب، سلامتی.
  2. فاکتورهای اقتصادی: خط فقر، درآمد کم، بیکاری.
  3. فاکتورهای سیاسی: قوانین، فقدان مشارکت سیاسی انجمن‏‌ها، آزادی بیان افراد.
  4. فاکتورهای مواد اولیه: سکونت، پوشاک.
  5. فاکتورهای اجتماعی: فقدان شأن اجتماعی، فقدان زندگی اجتماعی، ناتوانی در شرکت در تشکل‏‌های اجتماعی.
  6. فاکتورهای نهادی: ناتوانی در دسترسی به خدمات از قبیل خدمات بهداشتی و آموزشی.
  7. فاکتورهای روانشناختی: احساس و باور به فقیر بودن.

اندازه‌گیری اندازه فقر توسط استانداردهای ملی و بین‌المللی نیز کار پیچیده‏‏ای است چراکه شاخص‌‏های اندازه‌گیری فقر ابعاد گسترده و متفاوتی را در بر می‌‏گیرد. بعضی از این شاخص‌‏ها که توسط موسسات بین المللی تعریف شده‌اند عبارت‌اند از :

شاخص حداقل نیازهای اساسی OECD

این شاخص از ١۵ شاخص فرعی تشکیل شده است، برخی از این شاخص‏‌ها عبارت‌اند از: امید به زندگی، نرخ مرگ و میر(نوزاد، بچه‌‏ها، بزرگسالان)، درصد کودکانی که دچار کم وزنی هستند، متوسط مهر و موم‌های دبستان، تولید ناخالص داخلی سرانه، درآمد سرانه خانوار ،نرخ بیکاری، دسترسی به آب سالم و …

شاخص توسعه انسانی UNDP

این شاخص ترکیبی که در سال ١٩٩٠ معرفی شد بر سه مولفه استوار است: طول عمر که براساس امید به زندگی در بدو تولد تعریف می‌‏شود، میزان آموزش و باسوادی و سطح زندگی که بر حسب تولید ناخالص داخلی سرانه و قدرت خرید تعریف می‏‌شود.

شاخص فقر انسانی UNDP

این شاخص، محرومیت زندگی را از سه بعد منعکس می‏‌کند: طول عمر، دانش و سطح زندگی‏. محرومیت از بعد طول عمر بر حسب درصد افرادی که انتظار می‌‏رود قبل از چهارسالگی بمیرند و محرومیت در دانش برحسب درصد افراد بالغ بی سواد و محرومیت در سطح زندگی از ترکیب سه متغیر: درصد افرادی که به آب سالم دسترسی ندارند، درصد افرادی که به خدمات بهداشتی دسترسی ندارند و درصد کودکان پنج سال‌ه‏ای که دچار کم وزنی هستند به دست می‏‌آید.

چمبرز (۲۰۰۶) در یک مطالعه بر روی چیستی فقر، پنج تعریف ارائه شده در مورد فقر را مورد بررسی قرار داده است. یکی از تعاریف، فقر را دارای ابعاد دوازده‌گانه‌ای می‌‏داند که این ابعاد تشکیل یک شبکه پیچیده داده و تأثیر متقابل بر یکدیگر می‏‌گذارند.

محرومیت

جمع‌بندی

در این گزارش، نگاهی اجمالی به محرومیت و فقر، تعاریف و شاخص‌های آن داشتیم. بررسی‌ها نشان می‌دهند که میزان ابتلا به فقر و محرومیت در کشورهای مختلف متفاوت است. در این میان برخی کشورهایی که فقر در آن‌ها نهادینه شده بود با برنامه‌ریزی دقیق به مقابله با آن پرداخته و سفره خانوارهایشان را غنی‌تر سازند. برخی دیگر اما هنوز در این راه به موفقیت محسوسی دست نیافته‌اند و میزان فقر در بین خانوارهایشان تفاوتی نکرده است.

آمارها نیز حکایت از این دارند که با وجود پیشرفت‌های چشم‌گیری در زمینه کاهش فقر و محرومیت، بیش از ۱۰ درصد مردم دنیا با روزی کمتر از ۱.۹ دلار زندگی می‌کنند. حدود ۱.۱ میلیارد در سال ۱۹۹۰ در فقر مطلق گرفتار بودند که در سال ۲۰۱۵ این تعداد به ۷۳۶ میلیون نفر کاهش یافته است.

نظر بدهید