گزارش ۵ تیر ۹۸ بورس – افزایش ۳۵۰۰ واحدی شاخص کل

0
61

ناظر اقتصاد: در پایان معاملات ۵ تیر ۹۸ بورس ، شاخص‌کل ‌بورس با افزایش ۳۴۷۹ واحدی به ۲۴۸,۵۷۷ واحد رسید. ارزش‌‌‌ معاملات‌ ۵ تیر ۹۸ بورس‌ ۱۴,۹۷۳ میلیارد ریال (۲۰۸۲ میلیارد ریال مربوط به معاملات بلوکی) و در فرابورس ۸,۸۶۰ میلیارد ریال (تقریبا ۱۵۳۹ میلیارد ریال معامله اوراق صکوک و بلوکی) بوده است. مجموع کل معاملات خرد در بازار بورس ‌و فرابورس معادل ۲۰,۲۱۲ میلیارد ریال بوده است.

گزارش 5 تیر 98 بورس - افزایش 3500 واحدی شاخص کل

شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران در پایان معاملات فعالان بازار در روز چهارشنبه ۵ تیر ۹۸ بورس با افزایش ۳۴۷۹ واحد روبرو شد و به رقم ۲۴۸ هزار و ۵۷۷ واحد رسید.

در دو روز گذشته نیز شاخص کل روند رو به رشد قابل توجهی داشته و رکوردشکنی داشته است که به گفته کارشناسان، عمده دلیل این افزایش شاخص به خاطر تقسیم سود شرکت‌ها و برگزاری مجامع عمومی سالانه شرکت‌های حاضر در بورس است.

شاخص کل با معیار هم‌وزن امروز ۳۶۷ واحد افزایش یافته و به رقم ۵۸ هزار و ۳۶۳ واحد رسید. ارزش روز بازار در بورس اوراق بهادار تهران امروز به بیش از ۹۴۳ هزار میلیارد تومان رسید.

امروز معامله‌گران ۵ تیر ۹۸ بورس بیش از ۳.۹ میلیارد سهام،‌حق تقدم و اوراق مالی در قالب ۳۷۷ هزار فقره معامله و به ارزش ۱۴۹۷ میلیارد تومان داد و ستد کردند.

اختلاف قابل توجه پتروشیمی با سایر صنایع

ارزش معاملات سهام بزرگترین صنعت بورس تهران یعنی پتروشیمی در جلسه کاری امروز اختلاف قابل توجهی از سایر گروه‌ها دارد. حجم بالای معاملات در سهم تازه‌وارد جم‌پیلن و همچنین استقبال معامله‌گران چشمگیر از نماد «فارس» بیشترین نقش را در این پیشتازی داشت.

به نظر می‌رسد انتشار گزارش‌های مناسب و رونمایی از سودآوری فصلی غول صنعت پتروشیمی و سایر سهم‌های این گروه که تا به اینجای کار عملکرد خود را منتشر کرده‌اند توجه پول‌های سرگردان را به سمت این سهام جلب کرده است. به طور کلی، هر چه کیفیت عملکرد شرکت‌ها در زمینه مقادیر فروش و نرخ آن از متوسط انتظارات بالاتر بوده، شدت واکنش متقاضیان نیز بیشتر به نظر می‌رسد.

این رویکرد را علاوه بر صنعت پتروشیمی در سایر سهم‌ها نیز می‌توان مشاهده کرد. صعود تقریبا دسته‌جمعی قیمت در گروه فلزات نیز مرهون گزارش‌هایی است که طی دو سه روز اخیر انتشار یافت و ضمن ارائه کارنامه‌ای مطلوب، گرد و غبار برآمده از از تنش سیاسی و تحریم‌ها را تا حدود زیادی کنار زد. در این میان، سهام گروه پالایشی نیز با وجود وقفه سنتی در انتشار نرخ‌های فروش همسو با جو عمومی بازار و البته جهش قیمت جهانی نفت با صعود دسته‌جمعی معامله شدند.

میزان بازدهی و ارزش بازار صنایع بورسی از ابتدای سال ۱۳۹۸

گزارش 5 تیر 98 بورس - افزایش 3500 واحدی شاخص کل

ریسک بزرگ چینی‌ها برای افزایش تولید داخلی نفت

چین از اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی با اتخاذ سیاست درهای باز (Open Door Policy) رشد اقتصادی خارق‌العاده‌ای را تجربه کرده و اکنون با گذشت چهار دهه از آن زمان به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است.
البته این رشد اقتصادی خارق‌العاده عوارض جانبی خاص خود را نیز داشته است که یکی از آنها وابستگی روزافزون چین به واردات نفت بوده است. حدود ۲۵ سال قبل چین روزانه ۴ میلیون بشکه نفت تولید می‌کرد که پاسخگویی به نیازهای داخلی این کشور کافی بود؛ اما اینک مصرف نفت و فرآورده‌های نفتی در چین به حدی رسیده که این کشور روزانه بیش از ۱۰.۵ میلیون بشکه نفت وارد می‌کند. در سال ۲۰۱۸ نسبت وابستگی چین به نفت وارداتی حدود ۷۰ درصد بود و انتظار می‌رود این رقم باز هم افزایش پیدا کند.
از آنجا که نفت یک کالای استراتژیک برای حفظ ثبات و امنیت اقتصادی به شمار می‌رود، وابستگی زیاد به نفت وارداتی به یک نگرانی بزرگ برای چینی‌ها بدل شده است. چینی‌ها به‌خوبی از آسیب‌پذیر بودن خود در این زمینه آگاهند زیرا عمده نفت وارداتی چین از طریق دریا به بنادر این کشور حمل می‌شود و مسیرهای استراتژیک کشتی‌رانی هم اغلب تحت کنترل نیروی دریایی آمریکاست. نگرانی از این تهدید امنیتی جدی باعث شده است که دولت چین از شرکت‌های نفتی بزرگ این کشور بخواهد که برای افزایش ظرفیت تولید داخلی وارد عمل شوند. (اتاق ایران)

روند سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران

جریان ورودی FDI ایران نسبت به کشورهای منتخب (به جز عربستان) پایین‌تر است که یکی از عوامل اصلی آن وجود تحریم های یکجانبه آمریکا و تشدید آن در اواخر سال ۲۰۱۸ است.
براساس آخرین اطلاعات سازمان آنکتاد در سال ۲۰۱۸، جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی ایران تقریبا نصف جریان ورودی FDI کشور مالزی (حدود ۸ میلیارد دلار) بوده است. اما جریان ورودی FDI در کشور در حال توسعه ویتنام (حدود ۱۶ میلیارد دلار) بوده که تقریبا ۵ برابر ایران و دو برابر مالزی است.
سهم ایران از جریان ورودی FDI آسیای در حال توسعه ۰.۵ درصد بوده که نسبت به سال قبل ۰.۲ واحد درصد تضعیف شده است. سهم ایران از جریان ورودی FDI جهان در سال ۲۰۱۸ نیز حدود ۰.۳ درصد بوده است.
جریان خروجی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی از ایران معادل ۷۵ میلیون دلار در سال ۲۰۱۸ بوده که تنها ۰.۰۲ درصد از خروج سرمایه در منطقه آسیای در حال توسعه را به خود اختصاص داده است. سهم سرمایه گذاری مستقیم خارجی ایران از کل تشکیل سرمایه ثابت ناخالص آن در سال ۲۰۱۸ حدود ۴ درصد بوده که نسبت به سال قبل آن کاهش داشته است.
انباشت سرمایه‌گذاری خارجی جذب شده توسط ایران حدود ۵۷ میلیارد دلار بوده است. نسبت موجودی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به تولید ناخالص داخلی ایران تا سال ۲۰۱۸ نیز در مجموع حدود ۱۳ درصد بوده که این رقم برای ترکیه، عربستان سعودی و کره جنوبی به ترتیب ۱۸ درصد، ۳۰ درصد و ۱۴ درصد اعلام شده است. (اتاق تهران)

عقبگرد طلا با مقاومت بانک مرکزی آمریکا

با کم شدن احتمال کاهش مورد انتظار نرخ بهره دلار توسط بانک مرکزی آمریکا در ماه ژولای، طلا از اوج ۶ ساله عقب‌نشینی کرد. دیشب آقای پاول رئیس فدرال رزرو در سخنرانی خود تصمیم‌گیری در خصوص کاهش نرخ بهره را منوط به مطالعه دقیق‌تر بازار دانست و از فشارهای سیاسی روی این نهاد مالی انتقاد کرد. دونالد ترامپ از جمله منتقدان پاول به شمار می‌آید و عقیده دارد سیاست‌های فعلی فدرال رزرو مانع از اوج‌گیری اقتصاد ایالات متحده شده است.
پس از سخنرانی آقای ژروم پاول رئیس فدرال رزرو آمریکا و کاهش احتمال افت نرخ بهره دلار در ماه آتی میلادی قیمت طلا در بازارهای آسیایی طی معاملات روز چهارشنبه نزولی شد.
شب گذشته آقای پاول رئیس بانک مرکزی ایالات متحده اعلام کرد که فدرال رزرو در حال بررسی مذاکرات ناتمام تجاری بین چین و آمریکا و رشد اقتصاد این کشور برای تصمیم‌گیری در خصوص کاهش نرخ بهره دلار است. وی همچنین تاکید کرد که نظرات سیاسی تاثیری بر تصمیم‌گیری این نهاد نخواهد داشت. آقای پاول در بخشی از سخنان خود گفت که فشارهای سیاسی کوتاه مدت به منزله توهین به فدرال رزرو است و استقلال این نهاد مالی را زیر سوال می‌برد.
این موضوع منجر به عقب‌نشینی فلز زرد از اوج ۶ ساله شد. کاهش نرخ بهره دلار سطح تقاضا برای طلا را افزایش داده و منجر به صعود آن خواهد شد. پیش از این ۸۰ درصد معامله‌‌گران معتقد بودند فدرال رزرو در ماه آتی میلادی نرخ بهره دلار را ۰.۵ درصد کاهش خواهد داد. (دنیای بورس)
مصرف‌گرایی در اقتصاد ایران
صحبت درباره فرهنگ مصرف در ایران در سطح عام به چند دلیل خیلی کار مفیدی نیست. یک دلیل آن این است که توزیع مصرف در ایران خیلی نابرابر است. ما داریم درباره کدام قشر از افراد جامعه صحبت می‌کنیم وقتی می‌گوییم مصرف‌گرا هستند؟ ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد جامعه ‌ما زیر خط فقر بین‌المللی هستند. یعنی هر فرد روزی کمتر از ۵.۵ دلار PPP مصرف دارد. این قشر اساساً مصرفی ندارد که بخواهیم درباره مصرف مسرفانه و فرهنگ آنها صحبت کنیم. طبیعی است وقتی افراد درآمد بالاتری داشته باشند، مصرف بیشتری می‌کنند. در اقتصاد یک تعبیر مصرف‌گرایی این است که شما از درآمدتان چیزی پس‌انداز نمی‌کنید.
آنها که ایران را تحریم کرده‌اند، بیشتر بر سطح فقر تمرکز داشته‌اند. آنها به اشتباه فکر می‌کردند فقر در ایران خیلی بالاست و با یک فشار مثلاً ۵۰درصد مردم که به نظر آنها زیر خط فقر است، شورش می‌کنند. این تصور غلطی بود. آنها دیدند که این ذهنیت درستی نیست و حتی آنها که زیر خط فقر هستند، مورد حمایت دولت هستند. البته کسانی هستند که بالای خط فقر هستند ولی حمایتی دریافت نمی‌کنند و در شرایط فعلی زیر خط فقر رفته‌اند. بنابراین ما قبل از این اتفاقات با معیار ثابت شاید ۱۰ درصد فقیر داشتیم ولی الان ممکن است با اضافه شدن آن پنج درصد، این میزان به ۱۵ یا ۲۰ رسیده باشد. اینکه آنها دیده‌اند ما فرهنگ مصرفی داریم و به این دلیل بخواهند ایران را تحریم کنند به نظر من خیلی از منطق دور است.
جامعه‌ای را که از درآمدش پس‌انداز نمی‌کند می‌شود جامعه مصرف‌گرایی دانست. البته یک تعبیر دیگر وجود دارد که معطوف به کشورهای دارای رانت نفتی است. ممکن است این تعبیر در مورد ایران مدنظر بوده باشد. جامعه کشورهای نفتی تولید ندارند ولی مصرف می‌کنند. اگر کسی خیلی مولد است می‌تواند مصرف بالایی داشته باشد بدون اینکه مصرف‌گرا باشد.
اتفاقاً آمریکا جامعه مصرف‌گرایی است. سطح مصرف آمریکایی‌ها به طور میانگین شش برابر ایرانی‌هاست. چینی‌ها البته درصد پس‌انداز ملی‌شان یکی از بالاترین پس‌اندازها در دنیاست. این ممکن است به مصرف غذا ربطی نداشته باشد. مصرف غذا به عنوان خوراک در کشوری مثل ایران حدود ۳۰ درصد هزینه است. اگر ما مصرف‌گرا هم باشیم باید در آن ۷۰ درصد دیگر هزینه‌ها آن را جست‌وجو کنیم.
دستکاری در نظام قیمت‌گذاری بیشتر به اشکالاتی مربوط است که در اقتصاد سیاسی ما وجود دارد. مثلاً یک طبقه‌ای از بنزین ارزان استفاده می‌کنند و یارانه آنقدر برای آنها مهم نیست. وقتی بنزین ارزان است، دهک بالا ۱۰ برابر دهک پایین مصرف می‌کند. اگر این یارانه به یارانه نقدی تبدیل شود هر دو مساوی می‌گیرند، اضافه بر اینکه یارانه نقدی برای دهک پایین بسیار مهم‌تر است تا برای دهک‌های بالا. بحث اقتصادی سیاسی اینجاست که چرا طبقه بالای جامعه که از انرژی ارزان بیشتر استفاده می‌کند، نسبت به این عدم عدالت در توزیع ثروت ملی حساس نیستند.
منبع: هادی صالحی اصفهانی، تجارت فردا

نظر بدهید