هم‌افزایی برای حمایت از تولید داخلی

0
1397

ناظراقتصاد: دهم تیر سال جاری به‌عنوان روز ملی صنعت و معدن، در‌حالی‌که موضوع حمایت از تولید داخلی به‌عنوان شعار سال ابلاغی مقام معظم رهبری محور همه فعالیت‌ها قرار گرفته است، متفاوت‌تر از گذشته در کانون توجه قرار دارد. آنچه در‌ این‌ میان به طور جدی باید مطمح نظر قرار گیرد، نیاز ضروری بخش تولید و صنعت به یک هم‌افزایی فرابخشی در عرصه دانش‌های بین‌رشته‌ای است.بدون‌تردید فرایند حمایت از تولید داخلی نقشه راه خاص خود را در عرصه تخصصی تولید، روزآمدسازی صنعت، دانش فنی فناوری‌های نو و کیفیت‌افزایی محصول دنبال خواهد کرد. بهبود فضای کسب‌ و کار و تدبیر‌کردن خط‌مشی‌های کارشناسانه و حمایتگرانه از کارآفرینان و ساده‌سازی مسیر سرمایه‌گذاری و تولید به‌علاوه پشتیبانی‌های مالی و… همه از ضرورت‌های حمایت از تولید داخلی قلمداد می‌شود که در حال انجام جدی است. در‌ این‌ میان آنچه باید دور از نظر نداشت، نیاز عرصه تولید به حمایت و هم‌گرایی عرصه‌های دیگر دانش‌های کاربردی است. ایجاد یک تصویر دلچسب سالم و منطقی از تولید داخلی در ذهن مصرف‌کننده ایرانی، نیازمند به‌کار‌بستن ترکیبی مهندسی‌شده، عالمانه و هوشمندانه از دانش و مهارت‌های علم ارتباطات، تبلیغات و مخاطب‌شناسی دقیق است. هم‌افزایی فرابخشی دانش‌محور در عرصه‌های اطلاع‌رسانی در قالب‌های خلاقانه و روزآمد، مبتنی بر سلیقه مخاطبان و در قالب پویش (کمپین)‌های مهندسی‌شده در حوزه ارتباطات و تعامل با مصرف‌کنندگان نیاز جدی و اساسی ‌بخش صنعت برای تحقق بهینه استراتژی حمایت از کالای داخلی است. چنانچه تمام تلاش‌های تخصصی در بخش‌ صنعت به طور پیوسته جاری شود و کالای داخلی نیز با ویژگی‌های رقابتی تولید و به بازار عرضه شود؛ اما نگاه و رفتار مصرف‌کننده را برای خرید کالا و مصرف محصول نهایی نتوانیم همسو سازیم، بخش کلیدی زنجیره حمایت واقعی از تولید داخلی ناقص مانده است.

امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت تعامل و همکاری گسترده صاحبان دانش و تخصص در عرصه‌های ارتباطات، رسانه و تبلیغات با اصحاب صنعت و تولیدکنندگان داخلی احساس می‌شود. قطعا اهالی تولید بر به‌کار‌بستن ایده‌های علمی و خلاقانه مبتنی بر ظرافت‌های ارتباطی برای به‌دست‌آوردن سهم بیشتر بازار، واقف هستند و امروز باید متخصصان و صاحبان دانش کاربردی در عرصه اطلاع‌رسانی و ارتباطات دوشادوش بنگاه‌های تولیدکننده کالای داخلی قرار گیرند تا نتیجه نهایی که حمایت واقعی و مستمر از کالای مرغوب ایرانی از طریق ایجاد نگاه مثبت مخاطبان و مصرف‌کنندگان و تغییر رفتار مطلوب و بیش‌از‌پیش مصرف‌کنندگان است، حاصل شود. ظرافت‌های بسیار در مسیر اقناعی و ارتباطی بین تولیدکننده کالای ایرانی و مصرف‌کننده نهایی لزوم طراحی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند‌مدت اساسی را هویدا می‌کند. این طراحی‌ها قطعا باید بر پایه شیوه‌های نوین تعامل بین‌بخشی حوزه صنعت و ارتباطات شکل بگیرد. ذهنیت‌های مجرد و مجزای این دو حوزه به صورت منفک و جزیره‌ای قطعا نخواهند توانست نسخه‌ای موفق را به دست بدهند؛ بلکه انتقال تجربیات و شناخت‌دهی از عمق میدان اجرائی و بافت صنعت به متخصصان ارتباطی و آن‌گاه طراحی مدل‌های ارتباطی مؤثر از سوی متخصصان رسانه و تبلیغات برای ایجاد و تقویت نگاه و باور مثبت و حمایتگرانه از تولید داخلی راهکاری منطقی خواهد بود.در این مسیر صاحبان صنعت باید به این اقناع برسند که پرداخت هزینه‌های همکاری حرفه‌ای با اصحاب تبلیغات و رسانه‌ها در مجموع بازخوران اساسی مانند ایجاد اعتبار برای نشان تجاری ایشان، ارزش افزوده تجاری و تغییر رفتار منتهی به خرید مصرف‌کننده را در یک برنامه معین در پی خواهد داشت. آنچه این اقناع را حاصل می‌آورد، خلاقیت، نوآوری، روزآمدسازی فراتر از مدل‌های مرسوم کلیشه‌ای به‌عنوان یک ضرورت است.

باید کارگزاران و مراکز علمی-پژوهشی عرصه ارتباطات و تبلیغات خود را به آن تجهیز و در طراحی‌ پویش‌های خود برای کالاها و تولیدکنندگان داخلی به کار ببندند. افزایش بیش‌از‌پیش مسئولیت‌پذیری تولیدکنندگان و برجسته‌سازی نشانه‌های ملموس آن برای خریداران، تنوع و در‌عین‌حال ساده‌سازی مسیرهای فروش، اعتماد‌آفرینی بیشتر در مصرف‌کنندگان تولیدات داخلی، از طریق گزاره‌های صادقانه و قابل اندازه‌گیری و بهره‌جویی از شیوه‌های غیر‌مستقیم و مؤثر اقناع و تبلیغ هوشمندانه مبتنی بر نظریات علمی حوزه ارتباطات، برندینگ (نشان‌سازی و اعتبار‌بخشی به نشان‌های داخلی) و… می‌تواند وجوه غالب این هم‌افزایی فرابخشی دانش‌محور باشد.

کوتاه سخن اینکه به عقیده نگارنده در مسیر حمایت واقعی و پایدار از تولید ملی و کالای داخلی هم‌افزایی فرابخشی و دانش‌محور، ارتباط منسجم، سامان‌یافته و مستمر بین تولید‌کنندگان داخلی با متخصصان ارتباطات، رسانه و تبلیغات برای طراحی‌های هوشمندانه‌ای که در نهایت منجر به ارتقای نگاه عمومی و تغییر بیش‌از‌پیش مثبت رفتار مردم و مصرف‌کنندگان به سمت مصرف و حمایت از کالای ایرانی می‌شود (مثال: الگوی سلسله‌مراتبی لاویج اشتاینر) می‌تواند ضرورتی حیاتی و فوری در این برهه زمانی قلمداد شود که وظیفه حرفه‌ای هر دو جانب این تعامل اعم از دستگاه‌های سیاست‌گذار نخبگان دو حوزه، به‌ویژه بخش خصوصی فعال است تا هرچه سریع‌تر زمینه‌های بسیار بیشتر این همکاری را برای حمایت از تولید داخلی فراهم آورند

نظر بدهید