ارزش پول ملی | درسی که آموخته نشد!

0
33

ناظراقتصاد: در چند ماه گذشته وضعیت ارز یک حالت بحرانی به خود گرفت و تصمیماتی اتخاذ شد که نه‌تنها نتایج مورد انتظار را به‌وجود نیاورد، بلکه منابع ارزی کشور را به نوعی هدر داد و فساد اداری و رانت اقتصادی زیادی ایجاد کرد. در این موقعیت که توجه همه به چگونگی مدیریت ارز جلب شده است خوب است به دو نکته پرداخته شود.

اول تجربه چهار دهه مدیریت ناموفق ارز و درس‌هایی که از آن آموخته نشد و دوم آنچه در عمل در این دو ماه گذشته رخ داد و می‌توان از آن به‌عنوان شاهد برای تایید و تقویت درس‌هایی که باید آموخت، استفاده کرد.

ایران بیش از چهار دهه است که از یک اشتباه سیاستمداران در مورد «ارزش پول ملی» رنج می‌برد و لطمه می‌بیند. «ارزش پول ملی» که معلول عوامل اقتصادی است از نظر عملکرد نظام سیاسی کشور جنبه حیثیتی به خود گرفته و با آن به‌صورت یک علت برخورد می‌شود؛ علت مدیریت ضعیف اقتصادی.

زمامداران برای حفظ ارزش پول ملی به‌جای تمرکز و توجه به علت‌های کاهش ارزش آن روی معلول که خود ارزش پول ملی است متمرکز و موجب کاهش بیشتر ارزش پول ملی و تضعیف بیشتر اقتصاد می‌شوند.

ریشه‌ها و علل کاهش ارزش پول ملی رشد بیشتر نقدینگی در مقابل رشد تولید ملی در کشور است. وقتی نقدینگی سریع‌تر از تولید رشد می‌کند، پول در دست مردم سریع‌تر از مقدار کالا و خدماتی که در اقتصاد عرضه می‌شود، رشد می‌کند. در نتیجه در ازای کالا و خدمات موجود پول بیشتری وجود دارد. در واقع برای خرید یک سبد مشخص از کالا پول بیشتری وجود دارد؛ بنابراین قیمت کالاها بالا می‌رود و تورم ایجاد می‌شود و ارزش پول ملی کاهش می‌یابد.

کاهش ارزش پول

با کاهش ارزش پول، سیاستمداران با تمرکز روی ارزش پول و برای حفظ ارزش آن، به‌جای علاج علت‌ها، پول خارجی (دلار یا یورو) به بازار ارز تزریق می‌کنند. آنها می‌خواهند با افزایش عرضه ارز، ارزش پول ملی را حفظ کنند و مانع از بالا رفتن نرخ ارز بشوند، اما این کار چند نتیجه مخرب دارد. اول با ثابت نگه داشتن نرخ ارز، درحالی‌که قیمت کالاهای تولید داخل به علت تورم داخلی افزایش یافته است، قیمت کالاهای خارجی که با تورم کمتری رشد کرده‌اند به همان اندازه قیمت کالاهای داخلی افزایش نیافته است، در نتیجه خرید کالاهای خارجی مقرون به‌صرفه است و کالاهای خارجی به‌طور رسمی یا قاچاق وارد کشور می‌شوند و کالای تولید داخل را از بازار خارج می‌کند.

داد و فغان از بسته شدن واحدهای تولیدی، بیکار شدن کارگزاران ایرانی و افزایش قاچاق بالا می‌رود. تولید ملی ضربه می‌خورد و کاهش می‌یابد. با تضعیف تولید داخلی «علت کاهش ارزش پول ملی » تقویت می‌شود و برای ثابت نگه‌داشتن ارزش پول ملی باید ارز بیشتری به بازار تزریق شود. با تزریق بیشتر ارز به بازار قاچاق و واردات رسمی کالا بیشتر و تولید داخلی باز هم ضعیف‌تر می‌شود. درنتیجه فعالان اقتصادی به این نتیجه می‌رسند که تولید پردردسر و زیان‌ده است و در نتیجه عاقلانه نیست، بلکه باید به واردات کالا و توزیع آن بپردازند.

نظر بدهید