دلار در ایران، دلار در ترکیه

0
29

ناظر اقتصاد : در ماه‌های اخیر که در ایران، تب تحریم و افزایش قیمت دلار، باعث شد اقتصاد ما آب و روغن قاطی کند، در ترکیه نیز لیره رفته‌رفته ارزش خود را در برابر دلار امریکا از دست داد و روز به روز دلار گران‌تر شد. اما چرا گران شدن دلار در ایران چنین غوغاها و نگرانی‌هایی به دنبال آورد اما در ترکیه موجب چنین وضعیتی نشد؟

نگرش ملی ما و نگرش ملی ترک‌ها

در سالیان و حتی در دهه‌های اخیر، به اندازه کافی در مذمت هر نوع از ناسیونالیسم به اندازه کافی مطلب نوشته شده است. در اندیشه‌ها و باورهای اسلامی، غالبا ارجاع به آیات سوره مبارکه حجرات و دیگر آیات قرآن ارجاع داده شده و بر اهمیت مفهوم والایی به نام امت واحده تاکید شده است. در رویکردهای جدید نیز، با تاکید بر جهانی‌گری و جهان‌وطنی و پیش از آن نیز تاکید بر سوسیالیسم و بسیاری از ایده‌های دیگر، همواره تلاش شده تا ناسیونالیسم و باور ملی‌گرایانه، همچون یک بیماری مهلک و یک سم خطرناک جلوه داده شود. اما شاید در این مسیر، ما به شکل اغراق‌آمیز و افراطی جلو رفته‌ایم! شاید در چهار دهه اخیر در جمهوری اسلامی، بسیار اغراق‌آمیزتر و بیشتر از حد نیاز و ضرورت، به ملی‌گرایی تاخته‌ایم و گمان کرده‌ایم که صرف تاکید و توجه بر اندیشه و تربیت دینی، رفتارهای فردی و اجتماعی ما را تبدیل به ساروج و ملات مستحکمی می‌کند، برای آنکه هر خشتی، همواره جزئی از دیوار باشد. اما شواهد و ظاهر امر نشان می‌دهد که دست‌کم در مورد اقتصاد ملی و دغدغه‌های مرتبط با سرمایه و منافع ملی و اجتماعی، نه تنها افراد، بلکه سازمان‌ها و نهادها نیز، منفعت و سود «خود» را بر مفهوم بزرگ‌تری به نام «منافع ملی» و «سود جمعی» ترجیح می‌دهند. مصداق و استدلال می‌خواهید؟ همین صفوف طولانی برابر صرافی‌ها برای خرید دلار! کم نبودند شهروندانی که در این کشور، همه پول و ثروت خود را تبدیل به دلار و سکه و طلا کردند. اما در ترکیه چه؟ آیا در آنجا نیز چنین شد؟ خیر. نه آمار و ارقام و نه اخبار و احوال، مبین چنین چیزی نیست. با آنکه در یک سال اخیر ارزش دلار امریکا در ترکیه همواره بیشتر و بیشتر شده، اما مردم ترکیه برای خرید دلار در صف نایستادند و ثروت خود را به طلا و سکه جمهوری و دلار و ارزهای دیگر تبدیل نکردند. اگر هم چنین چیزی بود، دست‌کم حرص و شتاب و آمار و ارقام آن، مطلقا اندازه ما نبود. چرا؟ کجای کار می‌لنگد؟ آیا مساله فقط به ثبات اقتصادی ترکیه، درآمد ٣٠میلیارد دلاری از توریسم، درآمد کلان از تجارت و آزادی‌های نسبی فردی و اجتماعی و سیاسی و رسانه‌ای ربط دارد؟ در پاسخ باید گفت: خیر. همه اینها نقش دارد. اما فقط اینها نیست. عامل دیگری نیز هست. یک عامل مهم به نام عِرق ملی و علاقه به رشد و شکوفایی اقتصاد ملی کشور و نشان دادن واکنش منفی به رفتار دونالد ترامپ و دولت امریکا.

آن دسته از شهروندان ترکیه که برای نشان دادن خشم خود نسبت به تهدید و تحریم‌های بیان شده از سوی امریکا در برابر دوربین رسانه‌ها، دلار آتش زدند، یک اقلیت کم‌شمار، مرفه بی‌درد و تافته جدابافته نیستند و اتفاقا در جامعه ترکیه، نگرش‌ ضدامریکایی، بی‌مشتری نیست اما تفاوت اینجاست که در چنین مقطع تاریخی و سیاسی حساسی، آن شهروند ترکیه‌ای، در حمایت از اقتصاد ملی و دولت خود، کاری به پرچم امریکا ندارد اما دلار آتش می‌زند و اوج خشم خود را به این شکل، نشان می‌دهد. اما در کشور ما، در کنار آن دسته و گروه قابل توجه و پرشماری که نگرش ملی و دلسوزی ملی دارند، شهروندان دیگری نیز هستند که از چنین فرصتی استفاده می‌کنند تا نه تنها ریالی از مال و دارایی آنها کاسته نشود، بلکه اگر دست دهد، سرمایه و ثروت جدیدی پیدا کنند. هموطنی که موجر است در گام اول، فی‌الفور مبلغ رهن و اجاره را بالا می‌برد، آن یکی که سرمایه و پس‌اندازی در بانک دارد، خانواده و افراد فامیل را مامور می‌کند تا فورا برایش دلار و سکه بخرند، دیگری چند کیسه برنج و چند حلب روغن به خانه می‌آورد و… الخ. روراست باشیم و تعارف نکنیم. چنین رفتارهای فرصت‌طلبانه‌ای در جامعه ما و در شهروندان ما به وفور دیده می‌شود و چنین چیزی قطعا به اقتصاد این کشور آسیب می‌زند.

آن شهروند نازنینی که حساب و کتاب می‌کند که مثلا با یک سفر فرمالیته خارجی، از محل تبدیل ارز مسافرتی به ارز قاچاق، چند میلیون به دست می‌آورد، دلسوزی ملی ندارد و چیزی به نام منافع ملی و سود همگانی برایش مهم نیست. اما آیا همه تقصیر را باید بر گردن همین بخش فرصت‌طلب جامعه انداخت؟ هزار البته خیر. در این کشور، میلیون‌ها ایرانی دلسوز و قانع و وطن‌پرست هم داریم که اهل سوءاستفاده و احتکار و مال‌اندوزی دیوانه‌وار نیستند. اما آیا دولت، مسوولان و تیم اقتصادی ما هم، مانند ترکیه‌ای‌ها عمل می‌کنند؟ آیا روحانی هم حاضر است هر روز در میدانی و خیابانی و هر بار به بهانه‌ای با مردم صحبت کند و وقایع را با آنها در میان بگذارد و مشاورین اقتصادی جوان، دانشمند و توانمند را جذب کند و از حمایت بخش خصوصی هم برخوردار شود؟ آیا سیستم رسانه‌ای ما هم مانند شبکه گسترده روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون‌های بخش خصوصی ترکیه، می‌توانند آرامش و اعتماد مردم را حفظ کنند؟ خیر. متاسفانه خیر. در همین کشور نازنین ما ایران، گذشته از افراد و شهروندان عادی، ده‌ها شرکت دولتی و بانک و نهادها و موسسات دیگر نیز داشتیم و داریم که با پیش‌خرید ده‌ها هزار سکه بهار آزادی و احتمالا اندوختن دلار و یورو، بر این آتش بنزین ریختند و در همین حال، در بحث واردات خودرو و استفاده از ارز دولتی برای واردات کالاهای اساسی، صدها فرد، شرکت و نهاد، به اقتصاد این کشور و به جامعه و مردم ما آسیب زدند تا از این نمد، کلاه گرم و نرمی بر سر نهند. پس پیش از هر چیز این ساختار مدیریتی، باید خود را ترمیم کند و بیش از این، هواپیمای عظیم این کشور را به سیستم اتو پایلوت، قضا و قدر و آزمون و خطا نسپارد.

نظر بدهید